به جای رونق تولید:
در اقتصاد ایران، بانکها «تجارت پول» میکنند
در فضای اقتصادی ایران، بانک و مؤسسهای که پول بیشتر دارند، قانون را به گونهای اجرا میکنند که پول روی پول بگذارند و ثروتمندتر شوند، بدون اینکه کاری انجام داده باشند؛ بنابراین، باید گفت، این تولید نیست که خلق پول میکند، بلکه این پول است که خود را خلق و تکثیر میکند.
در اقتصاد ایران به جای آنکه تولید کنندگان با هم رقابت داشته باشند، بانکها با یکدیگر در راستای افزایش نرخ بهره رقابت دارند. حال در این راستا، یک پرسش جدی مطرح میشود و آن اینکه وقتی بازدهی تولید بسیار پایین است، چرا بانکها باید طالب پرداخت وامهای گران به مشتری باشند و ...؟! به گزارش «تابناک»، پس از آنکه ماده دو، بسته پولی تعیین سود سپردهها را به بانکها واگذار کرد، با وجود آنکه سقف سود تسهیلات 21 درصد تعیین شده بود، عملا انتظار میرفت، بانکها در تعیین نرخ سود سپردهها دستکم بیش از 21 درصد پیش نروند، ولی با کمال شگفتی، دیدیم که برخی مؤسسات اعتباری و بانکها با استناد به همین ماده، نرخهای بیش از میزان را اعلام کردهاند؛ کاری که سبب شد معاون نظارتی بانک مرکزی، تعیین نرخ سودهای بالا را غیر قانونی اعلام کند.
حال پرسش اصلی این است که چگونه میتوان پذیرفت، یک بانک نرخ سود سپردهها را بیش از نرخ سود تسهیلات اعمال کند، حال آن که این کار به معنای آن است که هزینههای خویش را به دست خود از درآمدهایش افزایش داده است؟!
پرسش دیگر که میتوان مطرح کرد، این که هدف اصلی بانک این است که واسطهای بین بخش خصوصی و مردم باشد و یا به عبارتی، سرمایههای جمع آوری شده را به سمت تولید هدایت کند و این در حالی است که در اقتصاد ایران، بانکها سیاستهای انقباضی در ارتباط با بخشهای تولیدی در پیش گرفتهاند.
حال در شرایطی که حجم بازارهای مالی ایران شش برابر بخش حقیقی است، بانکها به چه فعالیتی مشغولند؟
تنها یک پاسخ باقی میماند و آن این که زمینهای فراهم آمده باشد که هر کس بیشتر سرمایه و پول داشته باشد، میتواند بیشتر به خلق و تکثیر آن بپردازد و این هشداری است که بارها اقتصاددانان از آن سخن به میان آوردهاند و آن این است که نگذاریم شرایط اقتصادی به گونهای شود که بانکها و مؤسسات اعتباری و هر کس که سرمایه و پول فروان دارد، از راههای غیر تولیدی، دست به خلق سرمایه بیشتر با سرمایه خود بزند؛ کاری که در اقتصاد از آن به نام «تجارت پول» یاد میشود؛ به این معنا که دیگر این تولید نیست که خلق پول میکند، بلکه این پول است که خود را تکثیر و خلق میکند.
بنابراین، برای مبارزه با این رویه، نمیتوان دستوری وارد عمل شد، بلکه باید راه خلق ثروتهای واقعی را ایجاد و قفلهای موجود بر آن را باز کرد. اقتصادی که نتواند از راه تولید به پول برسد، بناچار راه دیگری را برخواهد گزید و در انتخاب این راه، همه سیاستگذاران اقتصادی مسئولند.
حال پرسش اصلی این است که چگونه میتوان پذیرفت، یک بانک نرخ سود سپردهها را بیش از نرخ سود تسهیلات اعمال کند، حال آن که این کار به معنای آن است که هزینههای خویش را به دست خود از درآمدهایش افزایش داده است؟!
پرسش دیگر که میتوان مطرح کرد، این که هدف اصلی بانک این است که واسطهای بین بخش خصوصی و مردم باشد و یا به عبارتی، سرمایههای جمع آوری شده را به سمت تولید هدایت کند و این در حالی است که در اقتصاد ایران، بانکها سیاستهای انقباضی در ارتباط با بخشهای تولیدی در پیش گرفتهاند.
حال در شرایطی که حجم بازارهای مالی ایران شش برابر بخش حقیقی است، بانکها به چه فعالیتی مشغولند؟
تنها یک پاسخ باقی میماند و آن این که زمینهای فراهم آمده باشد که هر کس بیشتر سرمایه و پول داشته باشد، میتواند بیشتر به خلق و تکثیر آن بپردازد و این هشداری است که بارها اقتصاددانان از آن سخن به میان آوردهاند و آن این است که نگذاریم شرایط اقتصادی به گونهای شود که بانکها و مؤسسات اعتباری و هر کس که سرمایه و پول فروان دارد، از راههای غیر تولیدی، دست به خلق سرمایه بیشتر با سرمایه خود بزند؛ کاری که در اقتصاد از آن به نام «تجارت پول» یاد میشود؛ به این معنا که دیگر این تولید نیست که خلق پول میکند، بلکه این پول است که خود را تکثیر و خلق میکند.
بنابراین، برای مبارزه با این رویه، نمیتوان دستوری وارد عمل شد، بلکه باید راه خلق ثروتهای واقعی را ایجاد و قفلهای موجود بر آن را باز کرد. اقتصادی که نتواند از راه تولید به پول برسد، بناچار راه دیگری را برخواهد گزید و در انتخاب این راه، همه سیاستگذاران اقتصادی مسئولند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۶۲
انتشار یافته: ۱۹
پاسخ ها
علی
| ۱۸:۳۰ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۷
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۹:۰۳ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۷
این همان منبعی است که مال یک مملکت را بی برکت کرده است. در دین ما به این کار چه می گویند ؟
ما معایب اقتصاد کاپیتالیستی و سوسیالیستی را در اقتصاد خودمون جمع کرده ایم و بعد می گیم چرا پیشرفت نمی کنیم!
این جمله منو خیلی ناراحت کرد:
"حجم بازارهای مالی ایران شش برابر بخش حقیقی است"
خواهش می کنم این کامنت را پاک نکنید.
به این ترتیب سپرده های جمع آوری شده در زمانی که در اختیار بانک هستند منشاء چندین وام میشوند و این چرخه بی پایان ادامه می یابد و حجم سرمایه در گردش بانک در این مسیر بزرگتر و بزرگتر میشود. این یکی از رازهای بزرگی است که منشاء سود برای دارندگان امتیاز بانک میشود و فقط کافی است که آنقدر سرمایه اولیه داشته باشی که امتیاز بانک را بگیری بعد از آن دیگر انگار زدی به معدن طلا یا چاه نفت. همه هم از جیب مردم و اقتصاد کشور چون این وام گیرندگان هستند که باید بهره وامهایشان را از جیب مردم درآورن و به بانک بپردازند.
سرمایه اولیه بانک هم که با این اقتصاد گله گشاد و بی در و پیکر به راحتی فراهم میشود. راحت ترینش این است که بوسیله واسطه ها از بانکهای خارجی وامهای با بهره های بسیار پائین 3 تا 4 درصدی با چرب کردن سبیل مدیران آنها بگیری و بیاوری داخل کشور.
فقط ما مانده ایم که چرا خود دولت این کار را نمیکند و مدیران بانکهای دولتی دستشان در دادن وام به مردم عادی اینقدر میلرزد!!! مگر جذب سرمایه های کوچک و سرگردان در دست مردم اینقدر سخت است. از مردم سپرده بگیرند و به متقاضیان وام بدهند. راستی چرا اینکار را دولت نمیکند؟!
اگر مدیران بانکهای خصوصی میتوانند سرمایه های خصوصی را طوری مدیریت کنند که این کار برایشان صرف کند مگر مدیران بانکهای دولتی خدای ناکرده بی عرضه و بی سواد هستند که همان کار را نمیتوانند بکنند تا سودش به جیب ملت برود؟!!!
اگر اینطور است پس چرا آنها را استخدام کرده اند؟ یا اگر کلا بانک دولتی جواب نمیدهد چرا ما اینهمه بانک دولتی داریم خوب یک بانک مرکزی بس است دیگر؟ بقیه را بفروشند به بخش خصوصی و کمی از بدهکاریهای دولت را بدهند تا شاید ارزش پول ملی برگردد و مجبور نباشیم صفرهایش را بزنیم.
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...





