دلايل ضعف نفوذ ايران در آسياي مركزي
منطقه آسياي مركزي و قفقاز به علت همسايگي با ايران و نزديكيهاي فرهنگي و تاريخي با كشورمان، يكي از مناطقي است كه ارتباط موثر و مستمر با كشورهاي اين منطقه ميتواند منافع زيادي را براي جمهوري اسلامي تأمين نمايد. اما متأسفانه پس از فروپاشي شوروي سابق با وجود استعداد بالقوه اين منطقه براي برقراري ارتباط سياسي و تبديل كشورهاي تازه استقلال يافته به متحدهاي منطقهاي ايران، آنچنان كه بايد از استعداد اين منطقه در عرصه ديپلماتيك بهرهبرداري نشده است.
روزنامه «ملت ما» براي بررسي وضع سياست خارجه و روابط ديپلماتيك ايران در آسياي مركزي و نقش چين و روسيه در اين روابط گفتوگويي را با فرزاد رستمي استاد دانشگاه و كارشناس روابط بينالملل به شرح زير ترتيب داده است:
وضع سياست خارجي ايران در آسياي ميانه را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
سياست خارجي ايران در منطقه آسياي ميانه، در واقع در برگيرنده دو مولفه اصلي است؛ مولفه نخست، سياستهاي داخلي است كه خود به سه بخش تقسيم ميشود: بخش اول آن توجه سياستمداران در حوزه مسائل اقتصادي و سياسي و بعضي واقعيتها، مانند تدوين يك راهبرد اقتصادي ـ سياسي است كه به نوعي حاكي از همسويي اين بخشها باشد.
بخش دوم، بهرهگيري از مسائل ژئوپلتيك ايران در حوزه انرژي است كه تاكنون به نحو احسن از آن استفاده نكردهايم و بخش سوم، شناخت دقيق ساختارهاي اقتصادي منطقه است. يكي از دلايل اصلي ركود نفوذ اقتصادي ايران در اين منطقه عدم شناخت ظرفيتهاي اقتصادي منطقه است. اما مولفه دوم با نام عامل سوم به عنوان نقش كشورهاي ديگر و قدرتهاي جهاني در ارتباط ما با كشورهاي اين منطقه است.
چه كشورهايی به عنوان رقيب ايران در منطقه عمل میکنند و مانع توسعه روابط ايران در اين منطقه هستند؟
آمريكا و اسرائيل كشورهايي هستند كه به نوعي تضاد منافع و تقابل با جمهوري اسلامي ايران دارند. به طور مثال آمريكا جلوگيري از انعقاد قرارداد خط لوله گاز را در اين منطقه در واقع در راستاي تضعيف نفوذ جمهوري اسلامي پيگيري ميكند. كشور بعدي كه در ذيل اين مولفه قرار ميگيرد كشور تركيه است. همان طور كه شاهديم تركيه به دنبال ترويج فرهنگ تركيه در اين منطقه است و به نوعي ميخواهد ارايهدهنده الگويي از مدل حكومت سياسي تركيه در منطقه باشد.
كشور ديگري كه در ذيل عامل سوم قرار ميگيرد، كشور روسيه است. در واقع روسيه و تركيه سويه رقابتي در روابط با كشورهاي منطقه دارند. آمريكا سويه تضاد منافع را دنبال ميكند، هنگامي كه رئيس نيروي زميني آمريكا چندي پيش كه براي بحث جايگزين كردن ازبكستان به جاي پاكستان به كشور ازبكستان سفري را انجام داد، حاكي از اهميت اين منطقه براي سياست خارجي آمريكا نيز است.
مسأله مهم بعدي رقابت خود عوامل ثالث درگير در منطقه است؛ يعني از يك سو آمريكا با ايران تقابل دارد و از سوي ديگر، با روسيه و چين رقابت دارد بنابراين اين حوزه سبب مسائل پيچيدهاي در منطقه شده است كه همان موضوعات رقابتزايي و چالشزايي در منطقه است و همانطور كه ميبينيم همه كشورهاي مذكور خواهان بهرهگيري از مسائل ژئوپلتيك و ژئواستراتژيك در اين منطقه است.
به چه دليل سياستهاي روسيه و چين در قبال اين منطقه با سياستهاي ايران هم راستا شده است؟
سياست خارجي ايران در قبال روسيه و چين عمدتا متشكل از دو حوزه است؛ يك حوزه استفاده از قدرت چانهزني اين دو كشور در شوراي امنيت و در واقع استفاده از حق وتوي اين دو كشور كه به عنوان يك امتياز براي جمهوري اسلامي محسوب ميشود.
نكته دوم مربوط به امنيت حوزه انرژي است اين دو مولفه در سياست خارجي ايران نسبت به اين دو كشور به چشم ميخورد.
بين سياستهاي ايران با چين و روسيه در عرصه بينالملل به اين دليل كه رقباي اصلي تك قطبي آمريكا در عرصه بينالملل هستند و با توجه به اينكه ايران همواره منتقد سياستهاي ناعادلانه در عرصه بينالملل بوده، خواه، ناخواه همسويي وجود دارد. ما ميبينيم كه در هر منطقهاي كه آمريكا مديريت اصلي بحران را بر عهده دارد، روسيه و چين به عنوان اينكه از بحرانهاي جهاني جلوگيري كنند و بحرانهاي جهاني نياز به همكاري يكسان دارد، در اين حوزهها وارد ميشوند.
ما اكنون بيش از هر زماني، شاهد دخالت آمريكا در منطقه هستیم، اين جهتگيري روسيه و چين در قبال ايالات متحده همسو شده است. با سياستهاي انتقادي كه ايران پس از انقلاب اسلامي داشته و اين مسأله باعث همسو شدن سياست خارجي ايران با روسيه و چين در آسياي مركزي و آسياي ميانه شده است؛ اين مسألهاي نيست كه از قبل طراحي شده باشد. اين همسو شدن بعد از در پیش گرفتن استراتژي از سوي كشورمان گرفته شده كه ايالات متحده نتواند قدرت خودش را در منطقه افزايش دهد.
منبع: ملت ما
گفتوگو از: حدیث خوشنویس


