صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

بزم‌هاي شبانه‌ي مرد با زندگي‌اش چه كرد؟

کد خبر: ۱۹۴۳۸۷
| |
7321 بازدید

بزم‌هاي شوم شبانه مرد معتاد و فروش خانه به خاطر قرض‌هاي پي‌درپي، زن را به فرجام خواهي با راه‌حل طلاق با هدف رهايي از فلاکت کشاند.

به گزارش  ايسنا، سالن باريك و بلند دادگاه خانواده ايلام، کودکي 4ساله به دنبال مادري که از شدت عصبانيت او را جا مي‌گذارد و کفش هاي کهنه كه پشت سر هرد دو در وسط راهرو جا مانده است. كودك گريه‌كنان و با پاي برهنه خود را به مادر مي‌رساند، گوشه چادر مادر را مي‌گيرد و صداي گريه‌هايش بلندتر مي‌شود. شايد او هم به حال مادري گريه مي‌کند که اينچنين پدري معتاد باعث شده، حالا مادر نيز مهر مادري‌اش را كمتر نسبت به گذشته به او نشان دهد.

اين زن در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي ايسنا در شرح ماجراي حضورش در دادگاه مي‌گويد:حدود 6 سال پيش با شوهرم ازدواج کردم، يک مغازه نجاري کوچک داشت که زندگي فقيرانه ما را اداره مي کرد، اوايل زندگي بسيار خوش بود، يک‌سالي از زندگي ما گذشته بود که احساس کردم شوهرم در آمدن به منزل تاخير مي‌کند و يا افرادي را با خود به منزل مي‌آورد که ديد مثبتي نسبت به آنها در محله وجود ندارد.

او ادامه داد: کم کم پاي افراد ديگري از دوستانش به خانه باز شد و شوهرم من را وادار مي‌کرد که از آنها پذيرايي کنم، چيزي که در خانه نداشتم به آنها بدهم مجبور بودم براي حفظ آبروي خانواده‌ام از يکي از مغازه هاي محله قرض کنم که شوهرم خودش بعدا پرداخت مي‌کرد.


زن گفت: اين روش زندگي ما ادامه داشت. رفت و آمد دوستانش به منزل بيشتر شده بود و آنها مي‌نشستند و آخر شب مي‌رفتند اما، يک شب که به خانه پدرم رفته بودم وقتي به خانه برگشتم بزم دوستانه و شوم آنها را ديدم. ديدم که شوهرم در چه وضعيت غير عادي به سر مي‌برد، نخواستم به خاطر حفظ آبرو، به پليس زنگ بزنم.

زن نفس عميقي مي‌کشد، بچه هم‌چنان مي‌گريد: در بزم شوم شوهرم، خانه‌ام را نيز از دست دادم چون او در اين مجالس، قرارداد فروش خانه را با کسي که در کار خريد و فروش ملک بود امضاء کرده است و بعدا متوجه شدم که به خاطر پرداخت پول ناچيز مغازه داري بود که هميشه براي اداره مهماني‌هاي شبانه‌ي مصرف مواد مخدر، من را وادار به خريد قرضي از او مي‌کرده است.

زن نگاه مادرانه‌اي به کودک مي‌اندازد، بغض گلويش را مي‌گيرد و با در آغوش گرفتن كودك گريه او و فرزندش درهم مي‌پيچد و مي‌گويد: پزشک گفته که بچه‌ات در آينده از برخي نواقص حرکتي رنج خواهد برد که دليل آن هم سوء تغذيه من در دوران بارداري بوده است.


آيا اگر آن مخارج مواد مخدر نبود الآن وضعيت اين‌گونه بود؟ اين سوالي است که خود جوابش را اين‌گونه مي دهد: مهريه ام را مي بخشم و فقط تقاضاي طلاق دارم به اميد آنکه از اين زندگي فلاکت بار نجات پيدا کنم و حداقل اسم يک مرد معتاد و بي عرضه که به خاطر مصرف مواد خانه‌اش را فروخت و داراي فرزندي معلول است بالاي سرم نباشد.


مادر کودک را زمين مي‌گذارد و دستش را مي‌گيرد و در راهروي طولاني دادگاه خانواده ايلام و در هياهوي گريه كودك و سرو صداي سالن در ميان جمعيت گم مي شوند. آنها به سوي سرنوشتي مي‌روند که اعتياد ناخواسته آن‌ را تغيير داده است.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟