حاشيهنشيني در پس سراب شهرنشيني!
اسكان غير رسمي و زاغه نشيني نتيجه بالا بودن قيمت زمين و مسكن در داخل شهرهاست؛ روشي كه خانوارهاي كم درآمد و به ويژه مهاجران را از پرداخت هزينه اجارهبها در مناطق شهري معاف ميكند؛ غافل از اينكه نبود امكانات اوليه در اين مناطق دليل پايين بودن هزينه تامين سرپناه است و خطرات بسياري آنها را تهديد خواهد كرد.
به گزارش ايسنا طي دهههاي اخير محلات نابسامان و سکونتگاههاي غير رسمي در حاشيه شهرهاي بزرگ کشور، خارج از برنامه رسمي توسعه شهري و به صورت خود رو شکل گرفته و گسترش يافته است كه کارکرد اصلي آنها تامين زمين و الگوي ساخت متناسب با توان مالي گروههاي کم درآمد و مهاجر است.
جاذبههاي شهرنشيني و رفاه شهري باعث ميشود عدهاي زادگاه خود را رها كرده و به سوي قطبهاي صنعتي و بازارهاي کار مهاجرت كنند.اين افراد به دليل نداشتن توان مالي در حاشيه شهرها ساكن ميشوند و به رغم اينكه شهرنشين ناميده ميشوند، از متوسط خدمات شهري هم برخودار نيستند.
بر اين اساس حاشيه نشيني و سكونتگاههاي غير رسمي از چالشهاي اصلي توسعه پايدار شهري در کشور به شمار ميروند، چراكه محيطي آماده براي پذيرش نابهنجاريهاي اجتماعي و باز توليد فقر فراهم ميسازند و خطرپذيري بالايي در برابر سوانح طبيعي دارند.
در اين راستا محمد حسين جوانمردي - سرپرست شركت عمران و بهسازي شهري، با بيان اينكه عدم توسعه يافتگي و فقدان فرصتهاي شغلي عامل موثري درايجاد سكونتگاههاي غيررسمي هستند، گفت: در شرايطي كه مديريت شهري پيشبيني و بسترسازي لازم را نكرده باشد، حاشيهنشيني در محدودهي شهرهاي بزرگ پديد ميآيد.
وي به جنگ تحميلي به عنوان يكي از عوامل موثر در ايجاد سكونتگاههاي غيررسمي اشاره و اضافه كرد: به دليل مهاجرتهايي كه در زمان هشت سال دفاع مقدس داشتيم، در بسياري از شهرهاي مرزي و استانها با اين پديده مواجه هستيم.
البته بايد توجه كرد كه كليه ساکنان اين سکونتگاهها مهاجر روستايي نيستند، بلكه بخشي از سر ريزهاي جمعيتي شهرها که نميتوانند جذب بازارهاي رسمي زمين، مسکن و اقتصاد شهر شوند نيز براي دسترسي به مسکن در حد استطاعت خود به اين محدودهها رانش پيدا ميكنند.
بر اين اساس اين مناطق به آن دليل شكل گرفتهاند كه نظام برنامه ريزي مسكن براي تامين و اسكان مسكن كم درآمدها فكري نكرده است.
اما در وهله اول مشکل ساكنان اين مناطق مسکن نيست، بلکه مسائل اجتماعي و اقتصادي و به ويژه اشتغال ساكنان اين مناطق از اهميت بيشتري برخوردار است؛ بنابراين حل مسائل و مشکلات اين سکونتگاهها اقداماتي فراتر از اقدامات کالبدي و فيزيکي را طلب ميكند.
بر اساس اين گزارش بهمنظور سياستگذاري کلان در امر ساماندهي و توانمندسازي سکونتگاههاي غيررسمي به پيشنهاد مشترک وزارت مسکن و شهرسازي و وزارت کشور طي سالهاي گذشته، سندي تحت عنوان سند ملي توانمندسازي و ساماندهي سکونتگاههاي غيررسمي توسط هيات دولت تصويب شد كه بيانگر اصول و راهبردهاي اساسي مداخله هدايت شده در توانمندسازي و ساماندهي سکونتگاههاي غيررسمي کشور است.
در اين راستا مطالعاتي توسط مشاوران ذيصلاح به عمل آمده است و نيازهاي سرانهها برخي از اين محلات مشخص و پروژههايي تعريف شده كه بتواند اين سرانهها را تامين كند.
بر اين اساس توانمندسازي ضمن اينكه ارائهي خدمات و نيازهاي عمومي مردم را مدنظر قرار ميدهد، به توانمندسازي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، ايجاد اشتغال و آموزشهاي لازم نيز ميپردازد.
بنا به اين گزارش، پنج شهر كرمانشاه، سنندج، هرمزگان، زاهدان و تبريز به عنوان آزمايشي انتخاب و بخشي از پروژههاي توانمندسازي در آنها اجرا شده و بنا به اعلام مسولان اولويت بعدي كلانشهرهاست.
همچنين شهرهايي که مطالعات آنها انجام ميشود يک برنامه 10 ساله براي ساماندهي و توانمندسازي سکونتگاههاي غيررسمي دارند که البته تحقق آن به عوامل و متغيرهاي زيادي بستگي دارد.
از سوي ديگر بايد به ايننكته توجه كرد كه در ساختوسازهاي غيرمجاز به دليل اضطرار در زمان ساخت، ضوابط و به ويژه آييننامه 2800 رعايت نميشود و برخي از اجراي پي هم خودداري ميكنند كه تهديد اساسي است؛ بنابراين مديريت شهري و به ويژه شهرداريها بايد كنترل ساختوساز و جلوگيري از ساختوسازهاي غيرمجاز را به جد در برنامهي كنترل و نظارت قرار دهند تا از ايجاد سيماي شهري ناخوشايند جلوگيري و از ساخت سازههاي ناپايدار پرهيز شود.
به علاوه بنا به اعلام كارشناسان تا زماني كه روستاها و شهرهاي دورافتاده كشور مورد توجه قرار نگيرند و از حداقل خدمات لازم بهرهمند نشوند به نظر ميرسد روند مهاجرت از روستاها و شهرهاي كوچك به كلانشهرها و پاييتخت روز به روز افزايش يابد؛ بنابراين در كنار اقدامات ذكر شده مسوولان بايد به دنبال تامين امكانات در روستاها و شهرهاي كوچك باشند.


