تغییر اساسنامه، نخستین گام در بهبود وزارت نفت
به گزارش خانه ملت، در باره مدیریت وزارت نفت حرف و حدیث بسیار است؛ آنچه در سالهای اخیر در مجلس در باره آن بحث و گفتوگو بوده است، تغییر و اصلاح اساسنامه این وزارتخانه است که بسیار قدیمی شده است.
نصرالله کمالیان نماینده مردم قوچان و فاروج در مجلس شورای اسلامی که تحصیلاتش را در رشته ژئوفیزیک گذرانده است، در جریان ادغام وزارتخانه و معرفی وزیران جدید، نگران و پیگیر سرنوشت این وزارتخانه بود.
نصرالله کمالیان در باره اهمیت این وزارتخانه، آن را منبع درآمد کشور خوانده و معتقد است مهمترین کاری که باید وزیر جدید انجام دهد تا این وزارتخانه در آستانه بهبود قرار گیرد، تغییر اساسنامه آن است.
این عضو کمیسیون عمران مجلس در باره اهمیت تغییر اساسنامه نفت میگوید: هم میتواند آسیب برساند و هم میتواند مفید فایده باشد؛ دولت با این اساسنامه قدیمی قدرت مانور خوبی دارد، ولی در عینحال جوابگوی خوبی نیست؛ چون شرکت ملی نفت ایران از آغاز تأسیس زیر نظر حکومت بوده است؛ ساختار آن منافع حاکمیت را در نظر میگیرد و نه منافع ملت را.
گفتوگوی نشریه ارمغان را با این نماینده مردم در مجلس در ادامه میخوانید:
کابینه دولت کامل شد و وزارتخانه جدید کارشان را با وزیران جدید آغاز کردند؛ شرح وظایف وزارتخانه با توجه به شرایط جدید قاعدتا تغییراتی خواهد داشت. با توجه به اینکه مجلس با دادن رأی بالا به وزیران و ادغام وزارتخانهها همراهیش را با دولت نشان داد، شما بهعنوان یک نماینده انتظارتان از وزیران و دولت چیست؟ شما در گفتوگوهای پیشین در باره مدیریت وزارت نفت تأکیدها و توصیههای زیادی داشتید.
بله. تمام توجه من به وزارت نفت است. وزارت نفت منبع درآمد دولت و به عبارت بهتر ملت ماست. بههمین علت باید روی این مسئله بسیار تمرکز کنیم و همینطور هم روی آن بیشتر حساب بازکرده و تجزیه و تحلیل بیشتری درباره آن داشته باشیم. در وزارت نفت چند مسئله بسیار مهم وجود دارد، یکی خود شرکت نفت است که هنوز اساسنامهای که بشود بر آن تکیه کرد و وظایف و هزینهها و برآوردها را استخراج کنیم، نداریم.
اساسنامهای که در حال حاضر هست بسیار قدیمی است و کاربردی نیست. متأسفانه در مقابل مسائل روز و بینالمللی که دائم در حال تغییر است بسیار کوچک و ناچیز است. هرکاری میتوانیم با آن بکنیم و هر تفسیری میشود از آن کرد. این معضلی است که ما نمایندگان با آن مشکل فراوان داریم. و وزیر جدید نفت راه پرمسئولیت و سنگینی را در پیش دارد.
آسیبی که در حوزه نفت داریم از اساسنامه ناشی میشود؟ چرا منبعی که شما
تحت عنوان منبع درآمد ملت از آن نام میبرید میتواند اینقدر آسیبرسان و
غیرقابل تغییر باشد؟
هم میتواند آسیب برساند و هم میتواند مفید فایده باشد. دولت با این اساسنامه قدیمی قدرت مانور خوبی دارد ولی در عینحال جوابگوی خوبی نیست. چون کلا شرکت نفت از بدو تاسیس زیرنظر حکومت بود، ساختار آن منافع حاکمیت را در نظر میگرفت نه منافع ملت را.
از این رو این مسئله اساسنامه شرکت نفت برای مجلس بسیار مهم است و سالهاست که درباره این موضوع، بین ما نمایندگان گفتوگو و بحث است. جا دارد به جلسهای که با آقای قاسمی در کمیسیون داشتیم اشاره کنم. من در کمیسیون عمران از آقای قاسمی پرسیدم نظرتان درباره اساسنامه چیست؟ ایشان با آنکه به همه موضوعات پرداخت و پاسخگوی سؤالات و بحثهای ما بود به این موضوع نپرداخت و پاسخی نداد.
بههرحال در این مورد مجلس باید پا پیش بگذارد و عنوان کند. بعید بهنظر میرسد خودشان عنوان و یا مطرح کنند. چون طبیعتا دولت به ضرر خودش کار نخواهد کرد چرا که به نفع دولت نیست چرا که درصورت روشن شدن و تغییر اساسنامه، دیگر نمیتواند آن مانورهایی را که توسط شرکت نفت انجام میدهد ادامه دهد. مجلس طبیعتا این نقطه ضعف را میداند اما نظارت آنچنانی برآن نمیتواند داشته باشد.
اما در مجلس بحث و گفتوگوهایی همیشه درخصوص وزارت نفت در گرفته است. حتی مجلس بسیار تلاش کرد که وزارتخانه نفت وارد پروژه ادغامها نشود.
بله - همیشه از این بابت مجلس وزارت نفت و خود شرکت نفت را زیر سؤال برده است. ولی جواب قانعکنندهای دریافت نکردهایم چون مفسرشان خودشان هستند. نکته بعدی که توجه خاص وزیر را میطلبد مسئله برآورد ذخایر نفتی است. منظور نفت و گاز و سوختهای فسیلی است. برآورد این نیازها مستلزم اکتشافات جدید است.
یعنی ما باید اکتشافاتمان را در کشور به خوبی انجام دهیم. حتما میبینید که هراز گاهی میگویند یک منبع جدید کشف شد. این مسئله خیلی مهم است، چون ما ذخایر عظیمی داریم از آن مهمتر شناسایی ذخایری است که با کشورهای همسایه داریم، نه تنها بهخاطر دستیابی به این منابع عظیم، چرا که چهرهای خاص از ما در سطح بینالمللی مطرح خواهد کرد.
شناخت اینها برایمان بسیار مهم است مطمئنا اولویت کشورهای همسایه هم ذخایر مشترک است. طبیعی است که هر کشوری که بتواند زودتر سرمایهگذاری کندودست به اکتشاف و استخراج بزند برنده است. مثل ذخایری که ما در ارتباط با میدان گازی پارس در اشتراک با کشور قطر داریم. این میدان گازی بسیار بزرگ است و آنها خیلی از ما جلوتر هستند.
برخی از کشورها به آنها کمک میکنند؛ آنها تکنولوژی پیشرفتهای ندارد، اما ما که برخی کشورها رابطهای نداریم، آیا قادر به اکتشاف، استخراج و بهرهبرداری از این میدانها هستیم، آن طور که انتظار میرود، آیا تکنولوژی اینکار را داریم؟
آنها بهخاطر سیستمهای حکومتی که دارند قدرت را در پول میبینند. طبیعتا مخازن و سرمایه خودشان را به کمک کشورهای دیگر غارت میکنند تا پول به دست بیاورند یعنی آنها عملا خودشان دست به اکتشاف یا استحصال نمیزنند. اینکار در اختیار خارجیها است.
سؤال من این است که اگر ایران قرار است به تنهایی تمام منابعش را شناسایی و استخراج و بهرهبرداری کند، آیا توانایی اینکار را دارد؟ تکنولوژی، منابع انسانی متخصص، مدیریت . . .
من برای این سؤال شما جواب کاملا مطمئنی دارم. بنده بهعنوان کسی که تحصیلاتم را در رشته ژئوفیزیک گذراندهام و سالها در دانشگاه تهران تدریس میکردم وبا تربیت افراد متخصص از نزدیک در ارتباط بودم، با اطمینان میگویم ما میتوانیم هم کار اکتشافی انجام دهیم وهم استخراج و در حال حاضر هم انجام میدهیم.
اما نیاز به حمایت داریم. به متخصصین ما باید امکانات داده شود. چرا که اغلب اکتشافات ما در بیابانها، گاه کوهستان و یا کویر و گاهی بسیار مناطق گرم به عبارت بهتر داغ است. یعنی مناطقی که کار کردن در آنجا بسیار دشوار است.
شما میگویید امکانتش را داریم نیروی انسانی متخصص چهطور؟ شنیده میشود که متخصصان بسیاری از ایران میروند و در دیگر کشورهای نفتی مشغول به میشوند.
بله - به اندازهای که باید از متخصصین استفاده شود، بهکار گرفته نمیشوند. نگرش کشورهای خلیجفارس با ما فرق میکند آنها بابت نیروی متخصص انسانی خیلی هزینه میکنند. ما اگر در اینجا ۱۰۰ میلیون تومان هزینه کنیم میتوانیم یک میلیارد تومان درآمدمان کسب کنیم. یعنی ۱۰۰ میلیون هزینه کنیم کسانی را تشویق کنیم بیایند کار کنند، میتوانیم از نتیجه کارکردشان یک میلیارد تومان درآمد داشته باشیم.
آنچه که تا اینجا به آنها اشاره و توجه وزیر نفت را به این مسائل معطوف کردید، اساسنامه، منابع و مخازن نفتی داخلی و مشترک و نیروی انسانی متخصص بود، صادرات و فروش نفت هم مسئلهای است که علامت سؤالهای بسیاری ایجاد کرده است.
این به مدیریت نفت بر میگردد که اهمیت بسیاری دارد. بهنظر من ما نباید همیشه به فکر فروش نفتخام باشیم. باید به تبدیل آن پیش از فروش فکر کنیم. باید به صنایع پتروشیمی که در حال حاضر در کشور نسبتا جایگاه خوبی دارد اهمیت بدهیم. بسیاری از شهرها این تمایل را دارند که صنایع پتروشیمی داشته باشند. ما تکنولوژی اینکار را داریم و میتوانیم انجام دهیم. البته در برخی دستگاههای وابسته به خارج هستیم.
ما باید از فروش و استحصال نفت به مواد دیگر یک کشور صادرکننده مواد اولیه این صنعت در منطقه باشیم. یعنی ارزش افزودهای برای نفتمان قائل شویم و نفت را فقط به قیمت خودش به دیگر کشورها ندهیم. آنها با تبدیل آن، دوبار آن را به ما بر میگردانند و سودآوری بسیاری برای آنها دارد چرا آن سود را ما خودمان نبریم. ما باید به اندازه نیاز نفت بفروشیم اما مقدار بیشتری از آن باید در صنعت پتروشیمی در کشور مصرف شود.
در برنامه پنجم هم نگاه ویژهای به این وزارتخانه شده است.
بله. ما در برنامه پنجم دست شرکت نفت را برای اینکه بتواند خودش را خوب اداره کند در باز گذاشتیم. چنانکه درصدی از فروش نفت مستقیم به هزینههای شرکت نفت میرود. این فرصت بسیار خوبی است که شرکت نفت از آن میتواند استفاده کند.
ما بدون اینکه هنوز رسیده باشیم به اصل موضوع که اساسنامه است این کار را کردیم که مجلس مطمئن باشد این چرخه منبع مالی متوقف نمیشود. وزارت نفت هرچقدر تولید کند میتواند خودش را بهتر تقویت کند. کار دیگری که مجلس انجام داد و از این بابت خیلمان را راحتتر کرد، صندوق توسعه ملی است.
۲۰ در صد از فروش نفت مستقیم به این صندوق میرود به این معناست که ما پس از پنج سال، معادل یکسال فروشمان را در این صندوق جمعآوری کردهایم. و شاید هم بیشتر چون این پول در این مدت بهجای دیگری رفته و برگشته است. مجلس کار خودش را بهخوبی درخصوص مسئله نفت انجام داده است. حالا مانده که خود وزارت نفت و شرکت نفت چه میکند. امکانات و پول دستشان است.
آنچه از صحبتهای شما بر میآید این است که وزارت نفت کاملا دستش باز است که بتواند اوضاع نفت را بهبود ببخشد و مهمترین مسئلههایی که وزیر جدید با آن روبهرو هستند هم مطرح کردید، اما براساس گفتههای شما تا زمانی که اساسنامه تغییر نکند نمیتوانیم منتظر اتفاقات خوبی در حوزه نفت باشیم.
بله - اساسنامه تنها چیزی که فعلا دردست مجلس نیست که بتواند خوب نظارت کند. در این خصوص انتظار میرود کمیسیون انرژی تمام تلاشش را بکند تا مسئله اساسنامه مطرح شود. من اعتقاد دارم وزارت نفت میتواند تحرک بسیار بالایی داشته باشد.
وزارت نفت جایگاهی ملی در کشور ماست و به هیچ عنوان نباید سیاسی شود و هر جا که مردم یا مسئولین این مسئله را احساس کنند نباید بیتوجه از آن بگدرند، چرا که این مسئله بزرگی است. اینکه ما به آقای قاسمی رای دادیم به این علت بود که خوشبختانه دیده نشده بود ایشان جناحی کارکرده باشد. آنچه سردار کار کرده، برای این مملکت کار کرده است.
در زمان جنگ برای جنگ، زمان سازندگی برای سازندگی و زمانی هم که از طریق قرارگاه خاتم در پارسجنوبی کار میکرد پرشتاب کار کرده است. ما انتظار داریم که ایشان بتواند همین شتاب را برای وزارت نفت داشته باشد. چون ایشان بیشتر آدم میدانی است تا دفتری و این ویژگی است که ما در راس وزارت نفت به آن احتیاج داریم و امیدواریم وزارت نفت را از یک ساختمان چند طبقه به بیابانها، کوهها و دشتهای کشور و به همه جای ایران ببرد.


