چرا حق پخش تلويزيوني را كامل نميدهند
علي كفاشيان در نشست مديران عامل باشگاه هاي ليگ برتر با اشاره به ايجاد استقلال براي سازمان ليگ گفت: اين استقلال بايد به ساير بخش هاي فدراسيون منتقل شود. سياست فدراسيون در اين سه سال، اجراي واقعي اساسنامه فيفا و AFC بوده است. مديريت فوتبال در حجم بزرگي در حال انجام است و رئيس فدراسيون واقعا نمي تواند در همه بخش ها پاسخگو باشد و ديگر اين دوران گذشته است. بايد براساس اساسنامه، در هر بخش سياست هاي كلي فوتبال ارائه شود و هر بخش بتواند با سازماندهي و استقلال ، كار را پيش ببرد و ديگر همه چيز به عهده رئيس فدراسيون نيست. در حال حاضر سازمان ليگ برتر فوتبال،سازمان ليگ برتر فوتسال و آكادمي ملي فوتبال نشان مي دهند كه چقدر استقلال مي تواند مفيد باشد.
به گزارش خبرگزاري فارس، وي ادامه داد: بايد باور كنيم كه امكانات ما جوابگوي انتظارات مردم كه همانا داشتن باشگاه هاي قوي، تيم هاي ملي قوي، حضور در تورنمنت هاي بزرگ و حضور تيم هاي بزرگ در ايران و ارتقاي تيم هاي نوجوانان،جوانان ،اميد و غيره است، نيستو ما مشكلات عديده اي درباره هزينه ها و درآمدها داريم. البته بايد بگويم در سه سال گذشته توسط كميته بازاريابي سالي پانزده ميليارد تومان درآمد زايي كرده ايم كه سر جمع چهل و پنج ميليارد تومان مي شود.البته از اين چهل و پنج ميليارد تومان، حداقل شصت درصد هم درآمدهاي سازمان ليگ بوده و اين در حالي است كه در مقايسه با سال هاي قبل درآمد فدراسيون در آن زمان شايد سالي دو ميليارد تومان هم نبوده است.
وي گفت: با اين اوصاف اگر به عنوان مثال در اين شرايط درآمدها دو باشد هزينه ها ده است و اين يعني اينكه فوتبال عقب مي ماند.اگر درآمدي وجود نداشته باشد كيفيت كار پايين مي آيد و فوتبال رو به فنا شدن مي رود و با توجه به اينكه هزينه ها پنج برابر درآمدها است هر كسي هم بخواهد به جاي ما در فدراسيون كار كند نمي تواند و كار فوتبال متوقف مي شود. اصرار بر اينكه هزينه ها به درآمدها نرسد يعني اينكه فوتبال متوقف مي شود و اين روند براي فوتبال كشنده است.
كفاشيان تصريح كرد: مجموعه ما در فدراسيون فوتبال مطالعاتش را انجام داده و درآمدهايمان مشخص است و البته درآمدهايمان بر اساس اساسنامه فيفا و كنفدراسيون فوتبال آسيا مشخص شده است. در ميان درآمدها يكي از آنها بسيار مي تواند سود آور باشد و آن حق پخش تلويزيوني است. به نظر من بايد بررسي شود كه چرا حق پخش تلويزيوني به صورت كامل داده نمي شود. شايد صدا و سيما محدوديت هايي داشته باشد، اما به هر جهت اگر حق پخش واقعي به فوتبال پرداخت نشود فوتبال عقب مي ماند و مي ميرد. حتي اگر صدا و سيما مثلا به خاطر نبود درآمد بخواهد حق پخش را ندهد گرچه مقصر است، اما ما بايد درآمدمان را از طريق نهادهاي ديگر مانند دولت، مجلس و ديگر نهادها براساس حق پخشي كه بايد به فوتبال تعلق گيرد تامين كنيم. چرا كه اگر اين پول به ما داده نشود دست ما خالي مي ماند و نمي توانيم در فوتبال كار كنيم. ارديبهشت ماه سال 90 قرارداد ما با صدا و سيما به پايان مي رسد و بايد در اين باره يك تصميم بزرگ بگيريم. تصميمي كه تعيين كننده باشد. حتي اگر قرار بر اين باشد كه بازي ها از تلويزيون پخش نشوند بايد حق فوتبال را بگيريم.
وي در پايان گفت: بايد اين نكته معلوم شود كه در فوتبال پولي نخوابيده و مديران باشگاه ها شفاف قراردادهاي بازيكنانشان را منتشر كنند و بگويند كه قرارداد فلان بازيكن ما هشتصد ميليون تومان نيست و مثلا اين رقم است. بايد اين هشدارها را كه فوتبال رو به فنا مي رود جدي بگيريم و گرنه در چند سال آينده شاهد سقوط فوتبال خواهيم بود. سال هاي گذشته رقيبان ما چهار پنج كشور بيشتر نبودند اما در حال حاضر پانزده، شانزده كشور رقيب ما هستند.


