صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

کد خبر: ۱۴۸۱۴۹
| |
3442 بازدید
كيهان

«مصر، سه پله تا حكومت اسلامي» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن مي‌خوانيد:
تحولات مصر چهره بخش وسيعي از جهان و بسياري از سياست ها را دگرگون كرده و آثار روحي و رواني آن به اندازه اي است كه همه كشورها را به تأمل واداشته است. از اين رو آمريكايي ها، اروپايي ها و صهيونيست ها كه خود را بازنده قطعي اين ميدان مي بينند با تمام وجود به صحنه آمده تا كار را در «نقطه كنوني» متوقف گردانند و در نهايت آن را به مهار خود درآورند. چرا كه تحولات كنوني ضمن آنكه از آينده اي روشن براي ملل منطقه و اسلام گرايي خبر مي دهد، صداي شكستن استخوان هاي رژيم خونريز و جعلي اسرائيل را نيز به صدا درآورده است. در اين نوشته به نمونه هايي از ترفندهاي موردنظر دشمن اشاره مي شود؛

1- حركت ارتش مصر در اين ميدان تا حدود زيادي حساب شده بود 4 روز پس از آغاز حركت مردم، فرمانده ارتش- ژنرال حسين طنطاوي- به واشنگتن رفت و در سفر يك روزه پس از ديدار با مقامات ارشد آمريكا و حضور در كميته اي مركب از رئيس جمهور، وزيرخارجه، وزير دفاع، رئيس ستاد مشترك ارتش، رئيس سازمان سيا، رئيس شوراي روابط خارجي آمريكا و نماينده ويژه اوباما در امور مصر به كشورش بازگشت. بعد از بازگشت ارتش به خيابان آمد و برخلاف تصور با مردم درگير نشد و طنطاوي در مصاحبه رسمي اعلام كرد كه ارتش صرفاً براي برقراري نظم به صحنه آمده و بناي ممانعت از برگزاري تجمع و تظاهرات را ندارد بعد از آن رژيم مبارك وانمود كرد كه از عملكرد ارتش رضايت ندارد و كار را به پليس واگذار كرده است چند روز بعد فرماندهان ارتش اعلام كردند كه خواسته هاي مردم را به حق و قانوني مي دانند و با آن همراهند پس از اين موضعگيري، از سوي مبارك عمر سليمان به عنوان معاون منصوب و مأمور گفت وگو با مخالفان شد كه او در برابر مسئله «كناره گيري مبارك از قدرت» مقاومت كرد و گفت كه در اين مورد نمي تواند وعده اي بدهد بعد از اين مرحله بعضي از افسران ارتش به صفوف جمعيت پيوستند ولي بازهم فرماندهان ارشد ارتش واكنشي نشان ندادند. يكي دو روز پس از پيوستن بعضي از افسران جزء، فرمانده ارتش اعلام كرد كه تا چند ساعت ديگر حسني مبارك اختيارات خود را واگذار مي كند اما شب آنچه از مبارك شنيده شد تأكيد بر باقي ماندن در قدرت طي شش ماه آينده بود اما يك روز بعد از سوي عمرموسي اعلام شد كه مبارك اختيارات خود را به «شوراي عالي نظامي مصر» تحت رياست ژنرال حسين طنطاوي واگذار كرده است يعني وانمود شد كه مبارك و سليمان- كه بركناري آنان دو خواسته محوري مردم بود- ديگر نقشي در قدرت ندارند و كارها به ارتش سپرده شده است.
در اين فاصله، ارتش چهار اطلاعيه صادر كرد و در هر اطلاعيه سعي كرد به مردم اطمينان دهد كه از خواسته هاي آنان پشتيباني مي كند ولي در عين حال اعلام كرد كه براي جمع كردن آثار ناشي از حدود 20 روز اعتراض مردم وارد عمل مي شود. با اين وصف هيچ ترديدي وجود ندارد كه جداي از آنكه حضور مردم مصر در صحنه مبارك را سرنگون كرده و پروژه اسرائيلي رياست جمهوري عمرسليمان را نابوده كرده است كه اين پيروزي مهمي به حساب مي آيد اما آنچه از روز شنبه 9 بهمن ماه تا امروز از سوي ارتش به اجرا گذاشته شده يك سناريوي دقيق و پلكاني آمريكا بوده است.

در واقع ارتش از آغاز مأموريت داشت تا فاصله اي نمايشي با مبارك، سليمان، پليس و نيروي امنيتي به تصوير بكشد و حساب ارتش را از حساب رژيم مبارك جدا نشان دهد تا در شرايطي كه امكان حفظ مبارك و نيز سليمان در قدرت نباشد كار به يك شوراي نظامي تحت رياست ظاهري حسين طنطاوي و مديريت واقعي عمرسليمان سپرده شود تا اساس نظام وابسته مصر بر جاي بماند و اگر نتوان همه اجزاي آن نظام را حفظ كرد شاكله آن را حفظ نمود.
در واقع در اين صحنه، ارتش مأموريت دارد تا انقلاب مردم را مصادره كرده و ابعاد واقعي آن كه استقلال، اسلاميت و غرب ستيزي است را عقيم نمايد. البته اين در صورتي محقق مي شود كه مردم مصر صحنه را خالي كرده و به حداقل ها و ظاهر كار بسنده كنند كه بعيد به نظر مي رسد.

2- به نظر مي رسد كه آمريكايي ها در ارتباط با بحران مصر شش فرضيه و يا مرحله را به صورت ستوني يعني ترجيحي در نظر گرفته بودند اين شش فرضيه يا شش گزينه عبارت بودند از:  1- حفظ مبارك 2- محوريت عمر سليمان 3- محوريت ارتش 4- محوريت دولتي سكولار غرب گرا و در عين حال منتخب 5- دولتي مذهبي و متعهد 6- دولتي مذهبي و مخالف غرب. آمريكايي ها تا اينجا از دو گزينه اول به ناچار عبور كرده اند و در حال بررسي وضعيت در پله سوم هستند بيانيه مسالمت جويانه ارتش و در عين حال توسل به خشونت عليه تجمع كنندگان در ميدان التحرير نشان مي دهد كه گزينه حاكميت ارتش هم در حال سپري شدن است و بايد انتظار داشت كه به زودي آمريكا يك گام ديگر عقب نشيني كند و به مرحله «دولت سكولار غرب گراي منتخب» برسد.

مدتي آنان در زمين سكولارها خيمه مي زنند و احزاب را به ميدان مي آورند چون در اينجا منافع آمريكا و بعضي از احزاب سياسي مصر با هم گره مي خورد. اما آيا مردم مصر به اين موضوع رضايت خواهند داد ترديدي در اين نيست كه مردم با شعار «الله اكبر» و سربندهاي مذهبي و برگزاري نمازهاي باشكوه به استقبال دولتي سكولار نمي روند اما ترديدي هم نيست كه عبور از اين پله و رسيدن به پله «دولتي مذهبي و متعهد» به معناي برقراري دولتي باصطلاح ميانه رو يعني نه كاملا مذهبي و نه كاملا وابسته زمان بر خواهد بود كمااينكه مرحله ششم يعني انتقال از پله دولتي مذهبي و متعهد به دولتي مذهبي و مخالف غرب از اين مرحله هم زمان بيشتري خواهد برد. چند روز پيش محمد البرادعي گفت يك سال و نيم طول مي كشد تا زمان انتخابات آزاد فرا برسد. البته ما نمي گوئيم عبور از پله سوم به چهارم اين مقدار زمان مي خواهد ولي به هر حال براساس شواهد و قرائن زمان بر خواهد بود در واقع در مرحله ششم غرب بايد كاملا از مصر قطع اميد كند و از آنجا كه اين قطع اميد بايد توأم با پذيرش شرايط كاملا دگرگون در جهان اسلام و جهان عرب باشد طبعاً زماني را به خود اختصاص مي دهد اما با همه اين حرف ها اين به آن معنا نيست كه مردم مصر براي رسيدن به حكومت مطلوب خود نمي توانند راه را كوتاه كنند اين مشكلات بر سر راه مردم ايران هم بود و توانستند با وحدت و حضور در صحنه راه را كوتاه نمايند.


جمهوري اسلامي

«انقلاب مصر و موانع راه» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:
پيش بيني‌ها درباره تلاش آمريكا براي منحرف ساختن انقلاب مردم مصر، درست از آب درآمد و ارتش كه بعد از سقوط مبارك زمام امور را دردست گرفته قصد دارد حداقل تا شهريور ماه آينده در حاكميت بماند.

شوراي عالي نيروهاي مسلح مصر در بيانيه شماره 5 خود، در عين حال كه از انحلال مجلس ملي و شوراي اين كشور و قانون اساسي خبر داد، اين نكته را نيز اعلام كرد كه اداره امور كشور به مدت 6ماه برعهده اين شورا خواهد بود و در اين مدت، اقداماتي از قبيل برگزاري انتخابات مجلس و رياست جمهوري، تشكيل كميته اصلاح قانون اساسي و همه پرسي درباره اصلاحات قانون اساسي را انجام خواهد داد. قبل از اين نيز شوراي عالي نيروهاي مسلح در بيانيه شماره 4 خود اعلام كرده بود به توافقنامه‌هاي بين‌المللي و منطقه‌اي كشور پاي بند است.

اين دو بيانيه، داراي پيام‌هاي روشني براي آمريكا و رژيم صهيونيستي هستند كه نگراني دولتمردان اين دو كشور را نسبت به تحولات آينده مصر از بين مي‌برند. اولين پيام اينست كه شوراي عالي نيروهاي مسلح مصر به قرارداد "كمپ ديويد" احترام مي‌گذارد و به تمام تعهدات رژيم حسني مبارك نسبت به رژيم صهيونيستي پاي بند خواهد بود. پيام ديگر اينست كه نظاميان مصري قصد دارند مصر را به راهي ببرند كه در عين حال كه ديكتاتور ساقط شده، ديكتاتوري همچنان برقرار باشد. اين، يعني شعار اساسي مردم معترض كه در تظاهرات 18 روزه خود همواره فرياد بر مي‌آوردند "الشعب يريد اسقاط النظام" به نتيجه نهائي نرسد و قيام مردم ابتر بماند. رژيم صهيونيستي و آمريكا از نخستين روزهاي قيام مردم مصر كه سقوط حسني مبارك ديكتاتور اين كشور را قطعي مي‌نمود رژيم صهيونيستي به شدت از رويدادهاي اين كشور نگران بود زيرا هرگونه تغييري در مصر بيشترين زيان‌ها را متوجه اين رژيم مي‌كرد.

مصر نخستين كشور عربي بود كه با رژيم صهيونيستي سازش نمود و طي آن، توافقنامه صلح "كمپ ديويد" را امضا كرد. كمپ ديويد نام پيماني است كه به وسيله انورسادات، رئيس‌جمهور وقت مصر و مناخيم بگين، نخست‌وزير وقت رژيم صهيونيستي در تاريخ 26 شهريور 1357 به امضاء رسيد. اين پيمان پس از مذاكرات مخفي طولاني با ميانجيگري آمريكا در محلي به نام "كمپ ديويد" كه يكي از استراحتگاه‌هاي رئيس‌جمهور آمريكا است، نهايي شد و در 26 شهريور 1357 با حضور جيمي كارتر، رئيس‌جمهور وقت آمريكا در كاخ سفيد به امضاء رسيد. بدين ترتيب، مصر اولين گام را براي سازش با رژيم صهيونيستي برداشت و انورسادات اولين رئيس يك كشور عربي بود كه با صهيونيستها سازش كرد و رژيم صهيونيستي را به رسميت شناخت.

خشم مردم مصر از اين خيانت انورسادات موجب شد خالد اسلامبولي افسر انقلابي ارتش مصر وي را اعدام انقلابي نمايد. حسني مبارك كه از مهره‌هاي آمريكا بود با كارسازي واشنگتن توانست جاي سادات را بگيرد و به راهي كه او براي نوكري رژيم صهيونيستي و آمريكا در پيش گرفته بود ادامه دهد. به همين جهت، سران رژيم صهيونيستي، دوران 30 ساله حكومت مبارك بر مصر را دوران طلائي براي اسرائيل ناميدند و سقوط حسني مبارك در 22 بهمن جاري به كابوسي براي رژيم صهيونيستي تبديل شد.

بيانيه اخير ارتش كه تأكيد مي‌كند قاهره به تمامي توافقنامه‌هاي بين‌المللي از جمله كمپ ديويد پايبند است سران رژيم صهيونيستي را از اين نگراني و كابوس رهاند بطوري كه بنيامين نتانياهو نخست‌وزير رژيم صهيونيستي در بيانيه‌اي از موضع ارتش مصر استقبال كرد. وي در اين بيانيه اعلام كرد:  "معاهده صلح ميان مصر و اسرائيل به نفع دو كشور است و اين توافقنامه سنگ بناي صلح و ثبات در كل خاورميانه مي‌باشد". علاوه بر اين، يووال اشتينيتز، وزير دارايي رژيم صهيونيستي نيز از بيانيه ارتش مصر استقبال و اعلام كرد:  از بيانيه شوراي عالي نيروهاي مسلح مصر بسيار خرسند است. وي افزود:  "تعهد مصر به پايبندي به تمامي توافقنامه‌هاي بين‌المللي فقط به نفع اسرائيل نيست بلكه براي مصر نيز سودمند است." نكته مهمتر اينكه مقامات رژيم صهيونيستي بقدري نسبت به افق آينده روابط خود با مصر اميدوار شده‌اند كه اعلام كردند به احتمال بسيار زياد روز دوشنبه (امروز) سفارت خود را در قاهره بازگشايي خواهند كرد! مقامات دولت آمريكا نيز از مواضع نظاميان حاكم بر مصر استقبال كرده و آنرا نشانه خوبي براي بازگشت شرايط مطلوب و مورد نظر آمريكا دانسته‌اند.

اين رويدادها با خواست مردم مصر كه در تظاهرات ميليوني 18 روزه خود خواستار سقوط رژيم ديكتاتوري حسني مبارك شدند كاملاً در تضاد است. آنها شرايط امروز را پيش بيني مي‌كردند و مي‌دانستند كه بدون كنار رفتن همه اجزاء و اندام‌هاي رژيم حسني مبارك به خواسته‌هاي خود كه استقلال مصر و تأمين حقوق اساسي مردم و‌ آزادي‌هاي مشروع و قانوني است نخواهند رسيد. اينكه ميدان التحرير قاهره هنوز محل تجمع مردم است به دليل همين نگراني هاست.
متأسفانه احزاب مصر يا از بينش كافي براي درك شرايط حساس اين مرحله از تاريخ كشورشان برخوردار نيستند و يا در چنبره سازش‌هاي پشت پرده با آمريكا گرفتارند. حزب اخوان المسلمين مصر، ديروز در ميان شگفتي ناظران بين‌المللي اعلام كرد به توافق سازش با رژيم صهيونيستي پاي بند است! ائتلاف جوانان مصر نيز كه سازماندهي تظاهرات ضد ديكتاتوري ميدان التحرير قاهره را برعهده داشتند هنوز مخالفتي با مواضع سازشكارانه شوراي عالي نيروهاي مسلح مصر ابراز نكرده و فقط اين مواضع را ناكافي دانسته است.

بدين ترتيب، به نظر مي‌رسد كشور مصر روزهاي حساسي را پيش رو دارد، روزهائي كه تحولات آن سرنوشت اين كشور را رقم خواهد زد. اين تحولات اگر با هوشياري رهبران سياسي و ديني مصر هدايت شود مي‌تواند به ريشه كن شدن ديكتاتوري منجر گردد ولي اگر به درستي رهبري نشود چه بسا ديكتاتوري باقي بماند و آنچه تغيير مي‌كند فقط نام ديكتاتور باشد.


قدس

«ديپلماسي جديد در روابط تهران- آنکارا» عنوان سرمقاله روزنامه قدس به قلم غلامرضا قلندريان است كه در آن مي‌خوانيد:
سفر رئيس جمهور ترکيه به ايران، در جهت گسترش و تعميق روابط دو کشور ايران و ترکيه اهميت بسزايي دارد، به نحوي که آقاي عبدا... گل را هيأتي بلند پايه با حضور 135 مقام دولتي و 100 تاجر و 25 خبرنگار همراهي مي کنند. اهميت اين سفر براي هر دو کشور که اينک با عنايت به تحولات منطقه در پي ارتقاي روابط و مناسبات في مابين مي باشند، در حالي به وقوع مي پيوندد که کشورهاي غربي به رهبري آمريکا، تلاش مي کنند با اعمال تحريمهاي بيشتر، ايران را منزوي کنند.

بر کسي پوشيده نيست، ترکيه قبل از به قدرت رسيدن اسلامگراها، به دليل هژموني انديشه کماليسم و سيستم سياسي لائيسيته، نمي توانست با جمهوري اسلامي نسبت و قرابتي داشته باشد. به همين دليل، نيز مناسبات دو کشور با وجود برخورداري دو دولت، از ديگر مؤلفه هاي همگرايي در سطح غيرقابل قبولي بود. اما با حضور جريان اسلامگرايي در مصدر قدرت، انگيزه دو طرف براي تقويت مناسبات سياسي از جايگاه قابل اعتنايي برخوردار گرديد. با روي کارآمدن دولت اسلامگرا، حاکميت سکولار بدون خونريزي و استفاده از هر وسيله سخت افزاري به محاق رفته است و هم اکنون در ترکيه سني نشين، شيعيان نيز مي توانند مراسم مذهبي خود را به بهترين شکل ممکن اجرا کنند.

برگزاري آيين باشکوه عاشوراي امسال، با حضور عبدا... گل و علي اکبر ولايتي، مشاور مقام معظم رهبري در امور بين الملل، بيانگر اهتمام دولتمردان ترکيه به سطح مناسبات فرهنگي و سياسي دو کشور است. نکته جالب توجه اينکه رئيس جمهور ترکيه در اين مراسم از چاپ چند ميليوني نامه حضرت علي(ع) به مالک اشتر به عنوان منشور اداري اين کشور خبر داده بود. سرانجام آن که رجب طيب اردوغان که خود يک سني است و دولتي اسلامي و محافظه کار را رهبري مي کند، در حرکتي کاملاً معنادار، در مراسم عاشورا که ويژه شيعيان برگزار شد، شرکت کرد.
مقامهاي دو کشور، دو سال قبل توسعه روابط تا سطح بيست ميليارد دلار را در برنامه خود قرار دادند. به عقيده کارشناسان، با توجه به روابط دوستانه سياسي ايران و ترکيه و توانمندي بالقوه دو کشور، افزايش سطح همکاريهاي اقتصادي دو کشور تا سطح 30 ميليارد دلار در کوتاه مدت دور از انتظار نيست. گفتني است، ايران يکي از مهمترين صادرکنندگان گاز طبيعي به ترکيه به شمار مي رود.

ورود آنکارا به حوزه هاي جهان اسلام، از جمله موضوع فلسطين و حمايت دولت و مردم ترکيه از فلسطين، نقطه عطفي در مناسبات جهان اسلام ارزيابي مي شود.

 در حالي که اکثر کشورهاي عربي و اسلامي با برقراري روابط گسترده با واشنگتن و همپيمانان آنها، از قافله حمايت مردم فلسطين باز مانده اند، ترکيه با اتخاذ مشي اسلامگرايانه توانست همسو با جمهوري اسلامي، در کنار مردم ستمديده و مظلوم فلسطين باشد. مناقشه لفظي آقاي اردوغان در حاشيه نشست اقتصادي داووس با شيمون پرز و متعاقب آن ترک جلسه، عيادت نخست وزير اين کشور از مجروحان در بيمارستانهاي ترکيه و ديگر تلاشهاي دولتمردان آنکارا در حوزه همگرايي جهان اسلام، بيانگر ديپلماسي فعال اين کشور در همسويي با جهان اسلام، بويژه ايران است.

اين کشور در بحث هسته اي ايران با رعايت حسن همجواري و داشتن مواضع اعتدال توأم با انصاف در شوراي امنيت رأي منفي داد و با حمايت مقتدرانه از منافع ملي ايران در راستاي برخورداري ايران از انرژي صلح آميز هسته اي، بار ديگر اين پيام را به کشورهاي غربي بويژه تيم 1 + 5 ارسال کرد که نمي توان بر خلاف اصول و حقوق بين المللي، با دولتهاي مستقل برخورد نمود و آنچه در مورد ايران مطرح مي شود، قبل از آنکه وجاهت قانوني داشته باشد، با زمينه سياسي تعقيب مي گردد که استمرار اين وضعيت در آينده دامن ديگر کشورهاي مستقل را نيز خواهد گرفت.

وجود مشترکات ديني، تاريخي و فرهنگي و مشارکت در پيمانهاي منطقه اي نظير سازمان کنفرانس اسلامي و جنبش غيرمتعهدها (نم) سبب پيوند روابط و مناسبات دوستانه و عميق دو کشور همسايه و مسلمان ايران و ترکيه شده است؛ روابطي که از آن به عنوان روابط دو برادر ياد مي شود و بر اين مبنا روابط ايران و ترکيه را برادرانه مي دانند.

عمده ترين مسأله امنيتي ميان دو کشور را مي توان در فعاليتهاي پژاک مورد ملاحظه قرار داد که در اين مسأله با هم همکاريهايي را نيز انجام داده اند. به واقع نداشتن پايگاه مشخص اپوزيسيون دو کشور در خاک ديگري، سبب ارتقاي همکاريهاي امنيتي دو طرف شده است. همچنين، اتفاق نظر دو کشور در مسأله اکراد (همراه با سوريه) را نيز مي توان در اين چارچوب مورد توجه قرار داد.
از مسؤولان ترک انتظار مي رود، در راستاي محدود سازي و در صورت امکان خشکاندن ريشه ايده هاي پان ترکيسم در محافل روشنفکري و آکادميک ترکيه، اهتمام جدي به خرج دهند تا سوژه ياد شده به عنوان يکي از مؤلفه هاي واگرايي در مناسبات دو دولت مسلمان که بالاترين سطح رابطه را تجربه مي کنند، مطرح نگردد.


رسالت

«بوق آمريکا در هزيمت از انقلاب هاي نرم خاورميانه‏» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسكندري است كه در آن مي‌خوانيد:
مفهوم کنايي و طنزآلود "بوق در هزيمت زدن" به معناي حرکت غير متعارف و مضحک شکست خوردگاني است که در هنگام عقب نشيي و فرار بر شيپور جنگ مي دمند و به بيان قابوسنامه به جواني کردن در دوران عزلت و پيري مي ماند. چون بوق زدن باشد در وقت هزيمت/مردى كه جوانى كند اندرگه پيرى (قابوسنامه، تصحيح يوسفى، ص 59)‏

اين حکايت ضرب المثل فريب خوردگاني است که قرار است بوق آمريکا و رژيم صهيونيستي در هزيمت از عرصه انقلاب هاي نرم خاورميانه شوند. آمريکا که به خوبي مي داند در مصر از کجا ضربه خورده است مي کوشد با يک تحرک مذبوحانه در تهران بخشي از آلام رواني و سياسي خود را بکاهد. بيانيه اخير موسوي و کروبي و دعوت آنها براي اغتشاش در 25 بهمن که کاملا ديکته شده از خارج مرزها بود به منظور تحت الشعاع قرار دادن حرکت اسلامي و اصيل مردم مصر، تونس، يمن، اردن و ... نوشته شده و جاي هر گونه شک و ترديدي را درباره اينکه سران فتنه، مهره هاي آمريکا و اسرائيل هستند، از بين مي برد. هدف عمده اين حرکت انحرافي و وطن فروشانه در مقطع حساس کنوني ايجاد يک فضاي تنفس براي آمريکا و رژيم صهيونيستي است. حمايت از مردم مصر بهانه اي است که به اعتراف خود صهيونيست ها و آمريکايي ها براي نااميد کردن مصري ها و ساير مردم مسلمان منطقه از انقلاب اسلامي ايران صورت مي پذيرد. ‏

‏"جو بايدن" معاون رئيس جمهور آمريكا در يك كنفرانس مطبوعاتي اعلام کرد: "اگرچه در ظاهر، قرار است تظاهرات روز دوشنبه 14 فوريه به پشتيباني از مردم مصر و خيزش سياسي آنها برگزار شود ولي شما -خطاب به سناي آمريكا- مي دانيد كه هدف واقعي آن ابراز ناخرسندي از رژيم اسلامي ايران و اعتراض به حمايت اين رژيم از شورش هاي مصر و تونس است"!‏

منوشه امير، مدير راديو اسرائيل نيز طي مقاله اي در سايت وزارت خارجه رژيم صهيونيستي به صراحت اعتراف كرد حرکت 25 بهمن ريشه اسرائيلي دارد و تأكيد كرد كه موسوي و كروبي اگرچه ظاهراً براي حمايت از مردم مصر درخواست مجوز راهپيمايي كرده اند، اما قرار بود كه در صورت صدور مجوز، شعارها عليه رژيم اسلامي ايران باشد و حمايت اين رژيم از آشوب هاي مصرمحكوم شود! منوشه امير در اين يادداشت تصريح مي كند كه جمهوري اسلامي به هواداران موسوي و كروبي اجازه راهپيمايي بدهد، مردم مصر و تونس خواهند ديد كه رژيم اسلامي ايران هيچگونه دستاوردي براي مردم نداشته است كه بتواند الگوي ساير ملت هاي مسلمان در منطقه باشد!‏
ايالات متحده که تا چند روز پيش خواستار سرکوب مردم مصر و تونس به خاطر ماهيت ضدآمريكايي و ضد اسرائيلي حرکت آنها بود و حکومت مبارک را با ثبات توصيف مي کرد به حمايت از فتنه گران در ايران پرداخت. تام دانيلون مشاور امنيت ملي آمريکا با اشک تمساح ريختن براي ملت ايران از آنچه که وي برخورد دوگانه ايران در عدم صدور راهپيمايي مخالفان ناميد انتقاد کرد.‏

البته آمريکايي ها و اسرائيلي ها فراموش کرده اند که نواختن در شيپور وارونه نه تنها هيچ صدايي توليد نمي کند بلکه نفس آنها را مي گيرد. جرياني که تا سال گذشته شعار مي داد " نه غزه، نه لبنان" امروز چطور مي تواند مدعي حمايت از خيزش اسلامي جوانان مصر شود؟ جرياني که به صراحت شعار مي داد اسلاميت بايد از جمهوريت (جمهوري ايراني) جدا شود! امروز چگونه مي تواند از حرکتي در مصر و تونس حمايت کند که از مساجد و نمازجمعه شروع شده است؟ دم خروس سران فتنه زماني بيشتر بيرون مي زند که فرزند ديکتاتور سابق ايران که مبارک دقيقا سرنوشتي مشابه وي داشت نيز از حرکت صهيونيستي اغتشاشگران حمايت کرد.

رضا پهلوي فرزند شاه مستبد و مخلوع ايران در پيامي ضمن ابراز خرسندي ظاهري و اجباري از پيروزي ملت مصر که وي را به ياد خاطرات تلخ فرار پدرش از تهران اندخت از اغتشاش در 25 بهمن به هر اسم و عنواني حمايت کرد. بني صدر رئيس جمهور خائن ايران نيز در پيامي خارج از گود تاکيد کرد که لنگش کنيد!وي با حمايت از بيانيه و درخواست مجوز موسوي و کروبي در حالي که سعي داشت به تشويق و تهييج  هواداران اين دو مهره سوخته سياسي بپردازد گفت:  "برخيزيد و براي يک بار و هميشه حق حاکميت را از آن خود کنيد"!!‏


مردم سالاري

«فرصت هاي شغلي و چند پرسش اساسي» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم مهدي عباسي است كه در آن مي‌خوانيد:
«موضوع اشتغال را تا پايان دولت دهم حل مي کنيم». اين جمله اي است که اخيرا محمود احمدي نژاد به آن اشاره کرده است و روز گذشته نيز محمدرضا رحيمي، معاون اول دولت در تازه ترين اظهار نظر دولتي درباره اشتغال، مطرح کرد که دولت قصد دارد در سال آينده دو برابر امسال، فرصت شغلي ايجاد کند.

اصولا  داشتن شغل، همواره يکي از مهمترين دغدغه هاي قشرجوان ايراني بوده است، به طوري که همواره درصدر مشکلا ت کشور، بيکاري جاي دارد. برهمين اساس است که درانتخا بات هاي مختلف نيز، وعده ريشه کن کردن بيکاري همواره در برنامه هاي کانديداها جاي مي گيرد.
اما اظهار نظر جديد محمدرضارحيمي به عنوان معاون اول دولت، مبني براينکه در سال آينده قرار است دو برابر امسال، فرصت شغلي ايجاد شود، با چند پرسش جدي روبرو است.

اول آنکه بهتر است دولت، حال که 11 ماه از سال مي گذرد، ابتدا گزارشي از ميزان ايجاد فرصت هاي شغلي در سال جاري ارائه دهد تا مشخص شود آيا وعده امسال دولت محقق شده است؟
اين فرصت هاي شغلي در چه حوزه ها و زمينه هايي بوده است؟و از همه مهمتر، اين فرصت هاي شغلي تا چه ميزان پايدار هستند؟لذا تصور مي شود که ارائه گزارش  عملکرد، بهتر از  دادن وعده هاي جديد باشد. دوم آنکه حدود 9 ماه است که هنوز به صورت رسمي آمار بيکاري در کشور اعلا م نشده است; آيا بهتر نيست دولت در ارائه اين آمار دقت و سرعت بيشتري به خرج دهد و اگر برنامه  ريزي هم قرار است انجام شود طبق واقعيت موجود صورت گيرد؟ چرا که برنامه ريزي بدون اطلا ع از شرايط موجود امري غيرعقلا يي است. سوم آنکه بهتر است دولت، اگر تلا ش مي کند تا فرصت هاي جديد اشتغال فراهم کند; توجه ويژه اي هم به بنگاه هاي اقتصادي که به دليل مشکلات در حال تعطيلي هستند، داشته باشد.

چرا که با تعطيلي هربنگاه اقتصادي، به بيکاران کشور افزوده مي شود. در حال حاضر، بسياري از بنگاه هاي اقتصادي کشور، با مشکلا ت و دغدغه هاي فراواني روبرو هستند که سبب شده يا فعاليت خود را تعطيل کنند يا با تعديل نيرو به دنبال کاهش هزينه ها باشند.لذا بهتر است دولت، دست به اقداماتي بزند تا شاهد افزايش نرخ بيکاري در کشور نباشيم. در پايان نيز، اي کاش معاون اول دولت، اعلا م مي کرد که با چه برنامه ريزي و درچه حوزه ها و عرصه هايي قرار است در سال آينده، ايجاد فرصت هاي شغلي، دوبرابر سال جاري شود.


تهران امروز

«تاخير در ارائه بودجه و تبعات اقتصادي و سياسي» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم بيژن رحيمي دانش است كه در آن مي‌خوانيد:
تاخير تقديم لايحه بودجه توسط دولت به مجلس موجب آن مي‌شود كه مكانيسم بررسي آن در پارلمان پيچيدگي‌هايي را پيدا كند. اتفاقي كه در طول سال‌هاي گذشته تكرار شده و دولت‌ها هر كدام سابقه‌اي در تاخير ارائه لايحه بودجه دارند، مجلس را به زحمت انداخته است به گونه‌اي كه با افزايش شيفت‌هاي كاري و با تسريع و ايجاد فشردگي در بررسي لايحه، آن را در روزهاي پاياني سال به تصويب رسانده‌اند.
قطعا فشردگي كار مجلس از دقت بررسي مي‌كاهد و كيفيت مطلوب را ارائه نمي‌دهد اما در اين چند سال به هر طريقي اين اتفاق افتاد و نمايندگان مردم كار بررسي بودجه را پيش از پايان سال انجام دادند.

اين بار اما به نظر مي‌رسد تاخير در ارائه بودجه به حدي است كه خانه ملت تصميم به تصويب دو دوازدم يا سه دوازدهم بودجه 89 براي ابتداي سال 90، گرفته‌اند اگر اين اتفاق رخ دهد و بررسي لايحه بودجه به سال بعد موكول شود، براي دومين بار در طول 32 سال گذشته شرايط به اين گونه پيش خواهد رفت. البته اين رخداد از لحاظ تاريخي و تقويمي تاثير خاصي در تصويب بودجه ندارد.
چه اگر مجلس بخواهد لايحه بودجه را تصويب كند با كار فشرده مي‌تواند در عرض حداكثر 40 روز بودجه را تصويب كند. اما مشكل در اينجاست كه تصويب اين چنيني لايحه بودجه براي اجرا مشكلات فراواني دارد و تا حدودي نشدني است. در مورد تصويب بودجه چند دوازدهمي بايد گفت اين شيوه تصويب بودجه به اين دليل مطرح است كه مجلس قصد دارد بودجه را با دقت كافي بررسي و سپس تصويب كند.

در چنين شرايطي لايحه بودجه سال آينده بررسي مي‌شود ولي تصويب آن به سال بعد موكول مي‌شود و مجلس با درخواست رسمي و كتبي دولت دو دوازدهم بودجه سال جاري را براي بودجه سال بعد تصويب مي‌كند.

تبعات اقتصادي تصويب چنين بودجه‌اي اين است كه دولت در دو ماه ابتداي سال هيچ پروژه يا كار جديدي را نمي‌تواند شروع كند مگر اينكه درخواست آن را به صورت رسمي و با آوردن تبصره‌اي ذيل درخواست كسري از بودجه، به تصويب برساند. در مورد بودجه سال 90 هم دولت مي‌تواند به همين شيوه عمل كند. البته در اين حال براي اجراي هدفمندي يارانه‌ها نيز دولت مي‌تواند يك ششم بودجه هدفمندي را در لايحه بودجه درخواست كند تا بتواند براي دو ماه ابتدايي سال بدون بروز مشكل اجراي هدفمندي يارانه‌ها را پيش ببرد. البته با توجه به اينكه يارانه‌هاي نقدي در نوبت جديد تا آخر فروردين ماه پرداخت مي‌شود اشكال جدي براي تصويب دو دوازدهم وجود ندارد.

موضوع مهم در اين باب اما مشكل توقف پروژه جديد يا اموري مانند انتشار اوراق مشاركت يا استقراض يا به طور كلي هر نوع فعاليت جديد است كه دولت بخواهد آن را انجام دهد. اما از يك زاويه ديگر بايد گفت كه اگرچه شايد اين تنها تبعات اقتصادي تاخير ارائه لايحه بودجه باشد اما تبعات سياسي تاخير ارائه لايحه بودجه بسيار بيشتر از تبعات اقتصادي است به طوري كه اين تاخير و تصويب چند دوازدهم بودجه سال 90 از نظر اجتماعي و جايگاه و پرستيژ سياسي براي دولت گران تمام خواهد شد. چراكه نشانگر ضعف در تنظيم لايحه و برنامه‌هاي اقتصادي است.


ابتكار

«رسانه‌ها و ديکتاتورها» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم فضل الله ياري است كه در آن مي‌خوانيد:
از روزي که"وائل غنيم" جوان مصري، در صفحه فيس بوک خود ، مردم مصر را به"ميدان تحرير" قاهره فرا خواند تا عليه کشته شدن جواني در شکنجه گاههاي پليس ديکتاتور، فرياد اعتراض سر دهند 18 روز بيشتر نگذشت که خود ديکتاتور پله‌هاي کاخ استبدادش را يکي يکي پايين آمد و به سوي سرنوشت همه ديکتاتورهاي دير فهم و کند ذهن رهسپار شد.
در همه اين سه هفته اي که مردم مصر، در ميدان تحرير جمع شده بودند و عليه ديکتاتوري سي ساله مبارک شعار مي‌دادند، ما هم ،صدها هزار کيلومتر دورتر از آن‌ها خود را در خيابان‌هاي قاهره ، سوئز و اسکندريه احساس مي‌کرديم .

فرياد" ارحل" آن‌ها را به زبان فارسي مي‌شنيديم .از سر کار که به خانه مي‌رفتيم،به مدد رسانه‌ها گويي به ميدان تحرير قاهره قدم گذاشته بوديم . در کنار چادرهاي برپا شده در اين ميدان استراحت مي‌کرديم و گاه ،مانند آنان تا نيمه شب منتظر بوديم که ببينيم"السيد الرئيس" با آن صورت تکيده و نگاهي که ديگر برق قدرت نداشت ،فارغ از هياهوي سوت و کف هواداران، چشم در چشم دوربين‌ها بدوزد و مانند شيري که نقاب اعتماد به نفس بر چهره مي‌زند اما از پاها مي‌لرزد، بگويد که "مي‌مانم" و البته خودش هم چندان به گفته هايش اطمينان نداشته باشد.
بعد به مدد همين رسانه‌ها مردم ميدان را ببينم که کفش هايشان را بر سر دست مي‌گيرند که يعني"انتخابي ديگربراي ديکتاتور نيست و بايد برود" و چهارساعت بعد ببينم که معاون همان رئيس جمهوري که انتخاب شده بود تا از اعتراضات بکاهد از دريچه همان رسانه‌ها بگويد که"رييس رفته است".

وقتي تحليل گران انقلاب اسلامي ايران را در نبود اين همه وسيله ارتباطي و تنها به واسطه دست به دست شدن نوارهاي سخنراني رهبري آن" انقلاب کاست" مي‌نامند، طبيعي است که در زمانه تکنولوژي ديجيتال و عصر اينترنت هيچ انقلاب و تغييري بدون حضور عنصر رسانه امکان پذير نباشد و اين نقطه آغاز دشمني متقابل ديکتاتوري و رسانه است .
همانکه در انقلاب مردم مصر به خوبي ديده شد. مردم مصر به دعوت اينترنتي جواني به خيابان آمدند و با استفاده از رسانه‌هاي ديگر به اين موضوع دامن زدند و در خيابان ماندند و برمطالبات خود اصرار کردند.

از آن سونيز دم و دستگاه ديکتاتور که کليد زير ساخت‌هاي رسانه اي را در اختيار داشت در پي مقابله بر آمد و به جاي اصلاح خود و جلب اعتماد ملت ، اينترنت و سيستم تلفن همراه را قطع کرد و در مقابل معترضين به تقويت مواضع رسانه اي خود پرداختند. اواسط کار بود که دستگاه ديکتاتوري فهميد که در جبهه رسانه اي شکست خورده است و از در گفتگو درآمد اما مثل همه ديکتاتورها دير فهميده بود .ماشين جنگي رژيم در باتلاق رسانه‌ها از کار افتاد و عملا به سنگري براي معترضين تبديل شده بود.


آفرينش

«مصر و آغازي ديگر در پايان مبارک» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن مي‌خوانيد:
زماني که عمر سليمان معاون رئيس جمهوري حسني مبارک با قرائت بيانيه‌اي از تلويزيون دولتي مصر خبر استعفاي مبارك و سپردن اداره كشور به شوراي عالي نيروهاي مسلح اين كشور را اعلام کرد اين نه فقط تظاهر کنندگان ميدان آزادي (التحرير) مصر بودند که خويش را در مرحله اي نوين از پيروزي مي‌ديدند بلکه 85 ميليون مصري نيز وارد دوراني جديد از حيات سياسي خودو کشورشان شدند.

حياتي که پس از گذشت سه دهه اقتدارگرايي مبارک و همچنين 18 روز طاقت فرسا و مبارزه بي امان با اقتدارگرايي مبارکيسم دنبال شد و عملا وي را مجبور کرد تا استعفا دهد . در اين ميان بايد گفت اينک مصر وارد دوراني جديد از گذار سياسي شده است دوراني که از اقتدارگرايي مبارک رها شده و تا رسيدن به مردم سالاري تداوم خواهد يافت و پيامدهاي سياسي و اقتصادي خويش را در داخل و خارج مصر بر جا خواهد گذارد .

در اين بين هر چند اکنون هنوز به طور مشخصي اعلام نشده است دوران گذار و شوراي عالي نيرو هاي مسلح به رياست محمد حسين طنطاوي وزير دفاع اين كشور تا برگزاري انتخابات رياست جمهوري و پارلماني چه برنامه هايي را براي اداره امور اين كشور بعد از سرنگوني مبارک در نظر دارد، اما اين روند مسلم است با انحلال پارلمان ، سنا ودولت و ساير نها هاي برجا مانده روبرو خواهد بود و مصر در دوراني انتقالي از نظر سياسي قرار خواهد گرفت و حتي ممکن است قانون اساسي اين کشور نيز در جهت خواست ميليون‌ها مصري تغيير يابد .

در اين حال آنچه اکنون مهم مي نمايد تاثير اين انقلاب و جنبش مردمي در مصر بر خاورميانه است چه اينکه دولت هاو حکومتهاي بسياري در خاورميانه ساخت وبافتي همانند جمهوري مبارک داشته ا ند و اکنون نيز آنان در برابر تغيير در مصر قرار گرفته‌اند تغييري که اين اقتدارگرايان را نيز مي تواند تغيير دهد و آرايش سياسي نويني را در خاور ميانه ايجاد کند .دراين ميان بايد منتظر ماند تا اثرات حرکت مصري‌ها بر خاور ميانه آشکار تر شودو هم پيمانان مبارک را در منطقه از جمله خاندان سعودي را نيز در برگيرد .

آنچه مشخص است اينک خاور ميانه و مصر اينک وارد دوراني جديد شده است دوراني که مي تواند تعادل قدرت ومناطق نفوذ قدرت‌هاي بزرگ و قدرت هاي منطقه اي را تغيير دهد و اثرات سياسي اقتصادي و فرهنگي بسياري دراين منطقه بر جا گذارد و نوع نگاه به اسرائيل را در منطقه با تحولاتي چند روبرو سازد و ساخت هاي اقتدارگراي خاورميانه اي را هم با شکاف‌هاي تازه اي روبرو کند و عملا خاور ميانه نويني را بنيان نهد .

در اين راستا به نظر مي‌رسد مصري‌ها هر چند اکنون با مشکلاتي نظير فقر و دهها مشکل ديگر روبرو باشند اما مسلم است روياي داشتن زندگي بهتر در کشور خودو منطقه را پروراندند و اينک در مرحله اي حساس از تاريخ خود قرار گرفته اند مرحله اي که شايد اين کشور خود پرچم دار شروعي تازه در خاور ميانه گردد و با تکيه بر مردم سالاري اقتصاد ، سياست و فرهنگ اين منطقه با تحولاتي روبرو کند.


آرمان

«قانون را معيار بدانيم» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم سيد ‌حسين موسوي تبريزي است كه در آن مي‌خوانيد:
هيچ کس از بي‌نظمي و بي‌قانوني، خيري نمي‌ببيند. در زمان حيات حضرت امام(ره) بدون آن‌كه كسي تقاضايي داشته باشد، ايشان دستور داد قانون اساسي بنويسد، مجلس تشكيل و نيز رئيس‌جمهور انتخاب شود؛ گرچه اگر اين كار را هم انجام نمي‌دادند، مردم كوچكترين خواسته‌اي در اين زمينه از ايشان نداشتند، اما قدرت امام(ره) اين بود كه دو ماه پس از پيروزي انقلاب بي‌نظمي‌ها را خاتمه دهد،

نظم را برقرار كند و پس از گذشت يك‌سال - يعني اواخر سال 1358- از انقلاب هم قانون اساسي داشتيم، رئيس‌جمهور، مجلس و شوراي نگهبان و شوراي عالي قضايي - البته همه در قالب انتخابات - شكل گرفتند. نظم امور و قانون در ايجاد يك نظام اسلامي خوب و مطلوب موثر است، درعين حال لزومي ندارد كه قانون در هر زماني ايده‌آل باشد، بلكه ممكن است امروز ايده‌آل به نظر برسد و پس از مدتي نياز به تغيير داشته باشد.

لذاديگر كسي نمي‌تواند بي‌نظمي كند، همه بايد براساس نظم حركت كنيم، قانون را معيار بدانيم؛ چراكه در چارچوب قانون است كه حق مشخص مي‌شود. بي‌نظمي در عملكردها و هم در گفتارها بايد از بين برود يعني از تهمت‌زدن‌ها، دفع حداكثري و جذب حداقلي پرهيز شود.
درجامعه‌اي كه قانون رعايت نشود، جامعه به سوي تباهي سوق داده مي‌شود، رعايت نكردن قوانين و مقررات حق و حقوق مردم نيز همين آثار را به دنبال دارد چراكه جامعه زود آسيب‌پذير مي‌شود.


حمايت

«توسعه تجاري و سياسي در سايه چشم انداز گسترش روابط ايران و ترکيه» عنوان سرمقاله روزنامه حمايت است كه در آن مي‌خوانيد:
عبدا... گل رييس جمهور تركيه در پاسخ به دعوت رسمي محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران، وارد تهران شد و در فرودگاه مهرآباد مورد استقبال علي اكبر صالحي وزير امور خارجه قرار گرفت‎.‎تركيه در چند سال گذشته با تغيير رويکرد ديپلماسي خود روابط خود را با ايران و كشورهاي عرب همسايه و همچنين كشورهاي عرب حوزه خليج فارس گسترش داده و از آن به عنوان توسعه همكاري و گفت و گو با كشورهاي عربي نام برده است. ‏
اما به باور تحليل گران مسائل تركيه، وجود مشتركات ديني، تاريخي و فرهنگي و مشاركت در پيمان‌ هاي منطقه‌اي نظير سازمان كنفرانس اسلامي، جنبش غيرمتعهدها (نم) و... سبب پيوند روابط و مناسبات دوستانه و عميق دو كشور همسايه و مسلمان ايران و تركيه شده است‎.‎

اتخاذ مواضع حمايتي ايران از لغو قانون منع حجاب و بعد هم راي عدم ‌انحلال دادگاه قانون اساسي تركيه ، موجبات تثبيت قاعده‌ مندي روابط تهران و آنكارا را به همراه داشته است.‏
رشد موازي و ارتقاي همگام روابط تركيه با جهان اسلام و حوزه يورو در كنار‌ گذار از بحران اقتصادي بي ‌سابقه سال 2005 تنها يكي از زمينه‌هاي عمده رشد و پيشرفت اقتصادي كم ‌‌سابقه تركيه در سال‌هاي اخير بوده است‎.‎
موضوع برنامه صلح آميز هسته‌اي جمهوري اسلامي ايران و تلاش تركيه براي ميانجي‌گري در آن نيز از ديگرسرفصل‌هاي همكاري دو كشور است‎.‎

تركيه تلاش كرده نقش ميانجي ميان ايران و كشورهاي 1+5 را بازي كند. اين نقش زماني اهميت پيدا كرد كه آنكارا به همراه برزيل به عنوان دو ياريگر منطقه اي و فرامنطقه اي در كنار ايران وارد مذاكراتي شدند كه منجر به صدور بيانيه تهران شد. هر چند گروه موسوم به '1+5' عملا به اين توافق واكنش نشان نداد اما تركيه گام به گام وارد برنامه هسته اي ايران شده تا جايي كه مذاكرات اخير ايران و اين گروه در استانبول تركيه برگزار شد‎.‎

تركيه كه در مقطع دو ساله 2008 تا 2010 به عنوان عضو غير دايم در شوراي امنيت سازمان ملل حضور داشت، تلاش فراواني را در تعديل فضاي يك‌ جانبه عليه ايران در اين شورا از خود نشان داد و در اين مسير، مخالفت خود را با صدور قطعنامه 1929 در شوراي امنيت سازمان ملل اعلام كرد‎.‎


دنياي اقتصاد

«معماي پس‌انداز، سرمايه‌گذاري و رشد در اقتصاد ايران» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دکتر سيد احمد ميرمطهري است كه در آن مي‌خوانيد:
کاميابي اقتصادي هر کشوري در تدوين و اجراي سياست‌هاي ملي مناسب و بجا مي‌باشد و تحقق رشد اقتصادي متضمن تجهيز منابع مالي و انباشت سرمايه از طريق افزايش حجم پس‌انداز ملي و ازدياد ميزان سرمايه‌گذاري‌ها است.

درک رابطه بين پس‌انداز و سرمايه‌گذاري از اين جهت مهم است که هر دو رابطه‌اي مستقيم و موثر با رشد اقتصادي دارند. اما به خاطر داشته باشيم آنچه در پس‌انداز تعيين کننده است درآمد و ثروت بوده و آنچه در سرمايه‌گذاري تاثير دارد سودآوري و ريسک است. اينها به طور جدي با يکديگر متفاوت هستند. در اقتصادهاي بسته‌اي مانند اقتصاد ايران حجم پس‌انداز ملي با ميزان سرمايه‌گذاري‌ها بايد برابر باشد. اگر سرمايه‌گذاري‌ها را مي‌خواهيم افزايش دهيم پس‌انداز ملي هم بايد افزايش يابد و بالعکس. در برنامه پنجم توسعه تحقق اهداف برنامه متکي به رشدي برابر هشت درصد در سال مي‌باشد که اين ميزان رشد در سند چشم‌انداز پيش‌بيني شده است. واقعيت بخشيدن به اين رشد موکول به تجهيز منابع پس‌اندازي کشور اعم از خصوصي و عمومي يا به عبارتي پس‌انداز ملي است تا سرمايه‌گذاري‌ها عملي شود.

هر چقدر بخواهيم بيکاري به طور جدي متوقف و کاهش يابد و سطح درآمد‌ها زياد شود افزايش حجم پس‌اندازها در اقتصاد ايران يک بايد است. اخيرا در خبرها آمده است که در نظرسنجي‌اي که بانک مرکزي براي يک دوره شش ماهه، از اول اسفند 1387 تا پايان مرداد 1388 از جامعه شهري به عمل آورده، از جمله پرسش‌ها دليل نداشتن حساب بانکي است و 64 درصد جامعه آماري مورد بررسي در پاسخ گفته‌اند که «پولي نداريم که در حساب‌هاي بانکي بگذاريم» که اين جواب همراه با کسري بودجه خانوار براساس آمارهاي منتشر شده توسط مرکز آمار ايران در سال 1389 در زمينه نتايج بررسي بودجه خانوار در سال 1388 گوياي پايين آمدن سطح درآمد خانوار است که بازتاب آن تقليل پس‌انداز خصوصي است و معمولا در چنين مواردي افراد با پس‌انداز منفي که همان استفاده از وجوه پس‌اندازي قبلي است، سعي در حفظ ميزان مصرف خود مي‌نمايند و برآيند نهايي تقليل بيشتر حجم پس‌انداز خصوصي است.

مشکل کمبود پس‌انداز مختص ايران نيست و بسياري از کشورهاي جهان با اين پديده مواجه هستند؛ اما نکته در اين است که در چنين شرايطي و براي جبران اين کاستي معمولا دولت‌ها از طريق افزايش سرمايه‌گذاري‌هاي عمومي سعي در پر کردن خلأ حضور بخش‌خصوصي دارند و چون نفت بخش موثر و راهبر در توسعه اقتصادي ايران است افزايش حجم سرمايه‌گذاري‌ها در صنعت نفت اعم از پتروشيمي، گاز و استخراج نفت اهميت زيادي مي‌يابد.

اما زمزمه‌هاي کسري بودجه دولت و اعلام عدم تحقق بخشي از درآمدهاي مالياتي در سال جاري و ترجيح تامين بودجه جاري به جاي عمراني و همچنان مهيا نبودن بودجه سال 1390 و عدم اطلاع از سرمايه‌گذاري‌هاي دولت در سال آتي و مشکلاتي که متصديان امور نفتي کشور در اجراي سرمايه‌گذاري‌هاي خود بعضا به رسانه‌ها اعلام کرده‌اند جاي تامل دارد.

در ابتداي اين سرمقاله اشاره به تدوين و اجراي سياست‌هاي مناسب و بجا شد و اينجا اين اشاره اهميت خود را نشان مي‌دهد که افزايش سطح درآمدي اقشار مختلف جامعه از طريق ازدياد ميزان سرمايه‌گذاري‌ها يک ضرورت و افزايش حجم پس‌انداز ملي يک بايد است. سخن آخر آنکه ايجاد فضاي کسب و کار مساعد موکول به اعمال سياست‌هاي مالي مناسب و با ثبات و به کارگيري انگيزه‌هاي مالي و مالياتي و اصلاحات در بازار سرمايه و رونق سرمايه‌گذاري خارجي است. فراموش نشود که اصلاح ساختار اقتصاد ايران با اجرايي شدن قانون هدفمندي يارانه‌ها تمام نمي‌شود، بلکه اين آغاز راه براي ديگر اصلاحات ضروري در اقتصاد کشور است.


جهان صنعت

«نوسان در پيش‌بيني‌» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم مريم باستاني‌ است كه در آن مي‌خوانيد:
نرخ تورم شاخصي است که به متغيرهاي اقتصادي  بستگي دارد، برخي کارشناسان معتقدند که رابطه مستقيمي با پايه پولي دارد. در ايران آنچه نرخ تورم را بر شاخص‌ها مي‌نشاند، بررسي تغييرات 359 قلم کالا و خدمات در يک دوره زماني است که در گروه‌هاي مختلف دسته‌بندي مي‌شود. از گروه خوراکي‌ها و آشاميدني‌ها گرفته تا کالاي با دوامي مثل مسکن. از آنجا که حجم واردات کشور طي سال‌هاي اخير رو به افزايش گذاشته و تنها در سال 88 حدود 55 ميليارد دلار گزارش شده از همين روبخشي از تورم کشور مي‌تواند وارداتي باشد.

از سوي ديگر تصميم‌هاي دولت در هر سال مالي از جمله ميزان رشد بودجه و تبديل درآمد‌هاي ارزي به ريال از ديگر عواملي است که منجر به افزايش پايه پولي و در نتيجه نرخ تورم مي‌شود. بجز متغيرهاي ياد شده عرضه و تقاضا رکن اصلي نرخ تورم را بازي مي‌کند که مي‌تواند سرنوشت شاخص تورم را در يک سال تغيير دهد. اين متغيرهاي ثابت در هر اقتصادي است اگر به اين متغيرها شرايطي مثل اجراي يک جراحي بزرگ مثل هدفمند کردن يارانه‌ها را هم اضافه کنيم، بي‌ترديد نمي‌توان پيش‌بيني کرد که نرخ تورم در سال آينده چه ميزان خواهد بود.

 با اين حال آقاي بهمني، رييس کل بانک مرکزي در اظهارات اخير خود عنوان کرده که نرخ تورم سال آينده 13 درصد خواهد بود. اگر اين اظهارات آقاي رييس کل را به حساب شکستن جو تورم انتظاري بگذاريم، شايد بهتر بود آقاي رييس کل نرخي را نزديک به پيش‌بيني‌هاي قبلي خود اعلام مي‌کرد چراکه ايشان وعده داده بود که نرخ تورم تا پايان امسال هفت درصد مي‌شود. اگرچه اين نرخ محقق نشد اما فاصله بين پيش‌بيني نرخ تورم هفت درصدي تا 13 درصدي شش درصد است.
 بنابراين از کسي که سکان سياست‌گذاري پولي و مالي کشور را برعهده دارد، انتظار مي‌رود که حداقل در پيش‌بيني‌هاي خود تا به اين حد نوسان نداشته باشد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟