صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

جای خالی عاطفه در خانواده‌های ایرانی

درگذشته پدر و مادر بزرگ‌ها محورهای راهنمایی بوده و در انتقال فرهنگ اصیل ایرانی به نواده خود در قالب لالایی و قصه‌های شبانه نقش مهمی داشتند در حال حاضر مادربزرگ‌ها یا تنها در یک خانه زندگی می‌کنند و بعد از چند روز از مرگ آن‌ها فرزندان توسط همسایگان متوجه می‌شوند و یا در خانه‌های سالمندان در حسرت دیدن نواده خود هستند.
کد خبر: ۱۴۱۵۱۴
| |
2432 بازدید

در دنیای پرشتاب فناوری امروز آزارهایی وجود دارد که افراد را به صورت انفرادی به خود مشغول می‌کند و آن‌ها را از تعامل با دیگران باز می‌دارد. رسانه‌های جمعی از این دسته ابزار به شمار می‌روند.
                    
به گزارش باشگاه خبرنگاران، البته این موضوع نافی منافع از ابزار تکنولوژیک نیست اما نوع بهره برداری غیر فرهنگی از ابزار فنی موجب شده است که کارکرد آن‌ها عمدتا در جهت تقویت فردگرایی سوق پیدا کند به عبارتی اگر جریان فرهنگی شدن ابزارهای رسانه‌ای تحقق بیابد مضرات آن‌ها به شدت کاهش می‌یابد و کارکرد اصلی خود را پیدا می‌کند. گر چه برخی نظریه‌ها بیانگر این مطلب هستند که ذات ابزار الکترونیک به دلیل استفاده از عنصر تغییر نمی‌توانند موجد آرامش باشند. بلکه مخل آنند.

برخی دیگر این نظریه را افراطی و یکسویه می‌دانند. کارکرد رسانه‌های جمعی به ویژه رسانه‌های شنیداری و غیر متعامل به دلیل کارکرد متنوع خود و ایجاد تغییرات پیوسته بتدریج جای ارتباط بین فردی از نوع چهره به چهره را گرفته و موجب شده است فضای انفرادی به جای فضای جمعی و عاطفی در خانواده حاکم شود.

به طوری که گسترش تکنیکی رسانه‌های شنیداری و رایانه‌ای ارتباط مستقیمی با فردگرایی و دوری از فضای روانی و عاطفی خانواده را نشان می‌دهد. به عبارت دیگر این ابزار بتدریج فضای روانی و محیطی گفتگو را در ارتباطی بین فردی در خانواده خدشه دار می‌کنند و اعضای خانواده را به جای همگرایی به واگرایی سوق می‌دهند تا جایی که هر عضو خانواده صرفا در فضای فیزیکی مشترکی زندگی می‌کند اما هیچ تعاملی با دیگران نخواهد داشت.

در این مسیر تعامل واقعی فرد به جای آنکه با افراد دیگر در محیط خانواده سامان بیابد با رسانه‌های الکترونیک شکل می‌گیرد و به دلیل برتری تکنولوژیک و تجهیزات خیره کننده رسانه‌ای نوعی رعب فرهنگی و انفعال شخصیتی در فرد ایجاد می‌شود. نتیجه این می‌شود که افراد خانواده به جای گفتگوی صمیمی با یکدیگر که می‌تواند به تقویت پیوندهای عاطفی و انسجام اعضای خانواده منجر شود با ابزار الکترونیک ارتباط برقرار می‌کنند. ارتباطی که فاقد بار عاطفی احساسی و هیجانی است.

براساس تحقیقات گروه جامعه‌شناسی خانواده دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی میزان گفتگوی زوجین در طول شبانه روز به کمتر از ۱۷ دقیقه می‌رسد. همچنین آمارهای رسمی نشان می‌دهد که میزان تلویزیون تماشاکردن افراد ایرانی نزدیک به چهار ساعت و نیم در روز است. بدیهی است در صورتی که چاره اندیشی مناسبی برای شیوع این پدیده در خانواده‌ها صورت نگیرد با کاهش برخی از کارکرد‌ها و کاهش انسجام و هم گرایی در خانواده‌های ایرانی روبه رو خواهیم شد.

خانواده‌های با سرپرست زن نوعی دیگر از خانواده‌ها هستند که به جهت بی‌سرپرستی یا بدسرپرستی ناشی از طلاق یا فوت یا از کارافتادگی، اعتیاد، مفقود شدن همسر و دیگر علت‌ها از دیرباز در جامعه وجود داشته‌اند. افزایش این خانواده‌ها در سال‌های اخیر که به تبع افزایش دیگر پدیده‌های اجتماعی همچون طلاق یا اعتیاد و بیکاری همسر است توجه برانگیز است. طبق اطلاعات سرشماری سال ۱۳۸۵ نشان دهنده آن است که بالغ بر ۴/۹درصد از خانوارهای کشور را زنان سرپرستی می‌کنند. به عبارت دیگر از هر یازده خانوار کشور یک خانوار را زنان اداره می‌کنند.

کم شدن انگیزه ازدواج و بالا رفتن سن آن می‌تواند پیامد عوامل متعددی باشد که شاید بتوان مهم‌ترین آن‌ها را حاکمیت فرهنگی مادی و رشد فردگرایی دانست. لذا مهیا نبودن شرایط مناسب اقتصادی و اشتغال به تحصیل از موانع اساسی ازدواج شمرده می‌شود و این مسئله شروع زندگی زناشویی را در چهارچوب قانونی و شرعی تا زمان اتمام تحصیل و کسب شغل مناسب از دید فرد به تاخیر می‌اندازد.

کسانی هم که قبل از تامین اقتصادی کافی مبادرت به ازدواج کرده‌اند به دلیل آنکه نه مهارت‌های لازم را برای سپری کردن زندگی در شرایط حداقلی فراگرفته‌اند و نه خود را از دام فرهنگ مصرف زده رهانیده‌اند گرفتار معضلاتی در زندگی خواهند شد که حیات خانوادگی آنان را تهدید می‌کند.
دکتر مجید ابهری رفتار‌شناس اجتماعی در این خصوص گفت: خانواده به عنوان نهاد اصلی در هر جامعه‌ای شناخته شده است و در هر جامعه‌ای خانواده‌ها بنیان اصلی زندگی را بنا می‌کنند. در پدیده‌ای که تازگی هم ندارد دور افتادگی خانواده‌ها و همچنین اعضای خانواده از مشکلاتی است که باعث شده تا خانواده از وظیفه اصلی خود دور بیفتد و به نوعی از هم گسستگی در بین آن‌ها و جامعه ایجاد شود.

وی با اشاره به نقش تربیتی خانواده افزود: خانواده به عنوان اصلیترین و کوچک‌ترین عضو جامعه است و اولین مدرسه آموزش رفتارهای اجتماعی برای فرزندان است، نقش خانواده به عنوان اولین شکل دهنده تربیت اجتماعی فرزندان همواره مورد توجه بوده است در طول تاریخ جامعه‌شناختی، خانواده‌های موازی، عمودی و افقی حضور داشته‌اند و بهترین نوع خانواده در ایران حضور داشته است.

پدر بزرگ و مادر بزرگ‌ها و والدین و فرزندان در نهاد خانواده هر یک دارای نسل و وظایف عاطفی تربیتی بوده‌اند که متاسفانه به علت نفوذ زندگی غربی و گسترس مشکلات مادی و اجتماعی از قبیل زندگی آپارتمانی، اشتغال زن و شوهر با یگدیگر در خارج از خانه، فرزندان به صورت فرزندان مهد کودکی در آمده و خانواده کاربرد عاطفی خود را از دست داده است حتی در شهرستان‌ها افراد کمتری می‌توانند به دیدار اقوام درجه یک رفته و یا حالی از والدین خود بپرسند خارج شدن نسل اول از خانواده به شکل زندگی در خانه سالمندان یا زندگی‌های انفرادی باعث شده نسل دوم از راهنمایی و تجارب آن‌ها محروم شده و در نتیجه اختلافات زناشویی افزایش یافته و آمار طلاق به اینجا رسیده که در هر ساعت ۱۵ طلاق در خانواده‌های ایرانی اتفاق می‌افتد.

وی ادامه داد: درگذشته پدر و مادر بزرگ‌ها محورهای راهنمایی بوده و در انتقال فرهنگ اصیل ایرانی به نواده خود در قالب لالایی و قصه‌های شبانه نقش مهمی داشتند در حال حاضر مادربزرگ‌ها یا تنها در یک خانه زندگی می‌کنند و بعد از چند روز از مرگ آن‌ها فرزندان توسط همسایگان متوجه می‌شوند و یا در خانه‌های سالمندان در حسرت دیدن نواده خود هستند. نسل دوم خانواده اگر دچار طلاق فیزیکی یا در گرداب طلاق عاطفی گرفتار نشده باشند آنقدر مشغول زندگی اداری و مادی خود هستند که نمی‌توانند آخرین بار کی برای فرزندان خود قصه گفته یا لالایی خواندند دیگر از سفره‌هایی که به دور آن جمع می‌شدند و ضمن گفتگو در خصوص مسائل روزانه از نظر عاطفی اشباح می‌شدند خبری نیست.

ابهری اظهار داشت: گفتگو در خانواده‌های ایرانی به ۱۷ دقیقه رسیده است. یعنی در روز حرفی باقی نمانده است و تلویزیون و ماهواره‌ها جایی برای دیدار از اقوام نگذاشته‌اند همین سردی عاطفه باعث شده در بسیاری از خانواده‌های نسل سوم والدین را با اسم کوچک صدا کنند. اگر مشکلی بین والدین و فرزندان پیدا شود پدر و مادربزرگی وجود ندارد که با نصیحت‌ها مشکلات بین آن‌ها را برطرف کند. بنابراین در مسیر مادی و غربی شدن، خانواده‌ها به طرف هسته‌ای شدن از نوع جامعه‌شناختی یعنی زن و شوهر و فرزند پیش می‌رود و بچه‌ها حتی اقوام درجه یک خود را نمی‌شناسند و اگر هم بشناسند هیچ گونه وابستگی عاطفی ندارند.

وی گفت: ۱۰ درصد خانواده‌های ایرانی زن سرپرست‌اند یعنی حس عاطفه مردانه و نقش پدر کمرنگ شده و فرزندان این خانواده با کمبود عاطفه مردانه وارد جامعه می‌شوند در این صورت جذب محبت‌های دروغین شده و مشکلات و شکست‌های عاطفی را تجربه می‌کنند. خانواده‌هایی که در اثر فوت پدر تک سرپرست شده‌اند آن‌ها نیز شرایطی نظیر گروه اول دارند. فرزندانی که ناپدری یا نامادری را در زندگی خانوادگی تجربه می‌کنند آن‌ها نیز مشکلات مخصوص خود را دارند، افت تحصیلی، مشکلات رفتاری و پناه بردن به دوستان بعضا ناباب در پیشروی آن‌ها قرار دارد. بنابراین وقتی خانواده‌های کامل زمانی را برای مبادله عاطفی ندارند چه توقعی از خانواده‌های تک سرپرست داریم. خانواده‌های متزلزل بر اثر اعتیاد یا طلاق بستر اصلی و خاستگاه فرزندان بزهکار می‌باشد.

ابهری با بیان اینکه بسیاری از بچه‌هایی که خانواده‌ای متمرکز ندارند بستر بزهکاری هستند تصریح کرد: ۷۶ درصد از جوانان بزهکار در خانواده‌های متلاشی و تک سرپرست و متزلزل تربیت شده‌اند از این آمار می‌توان به نقش شاخصه‌های عاطفی و جایگاه تربیتی فرزند پی برد. پر رنگ شدن نقش پدر و مادربزرگ‌ها یا برقراری ارتباط مادری و یا در غیر اینصورت نهادهای حمایتی با فعالیت‌های روانکاوی و بهپروری از سقوط اینگونه فرزندان جلوگیری می‌کند. آموزش و پرورش، سازمان ملی جوانان، سازمان بهزیستی، وزارت رفاه و نهاد‌های مردمی در زمینه فعالیت‌های حمایتی و عاطفی نهادهای متولی در این زمینه هستند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟