صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

کد خبر: ۱۳۳۳۰۵
| |
2969 بازدید
رسالت

«پروژه نجات اتحاديه اروپا» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت كه در آن مي‌خوانيد:
مرور تازه ترين تحليل هاي منتشر شده در خصوص اوضاع اقتصادي جاري در اتحاديه اروپا مويد آسيب پذيري شديد اين مجموعه در تقابل با بحران يورو است. حتي شهروندان کشورهايي که عضو اتحاديه اروپا نشده اند شوق پيوستن به اين پازل 27 تکه را از دست داده اند.
به عنوان مثال بر اساس آخرين نظرسنجي هاي منتشر شده در کشور نروژ،حدود 70 درصد از شهروندان اين کشور با پيوستن به اروپاي واحد مخالف هستند. همچنين رئيس جمهور چک نيز اعلام کرده است که پراگ ديگر عجله اي براي پيوستن به حوزهورو ندارد!

تحليلگران و کارشناسان اقتصادي ديگر تمرکز خود را از بحرانهاي اقتصادي محلي و موردي ،مانند آنچه درايرلند يا پرتغال رخ داده است برداشته اند و در قالب يک گزاره کلي بحث فروپاشي منطقهورو را مطرح مي کنند. بر همگان مسجل است که ادامه روند فعلي مترادف با فروپاشي منطقهورو خواهد بود. حقيقتي که در آن شک و شبهه اي وجود ندارد.

شايد بهتر باشد در همين نقطه توقف کنيم!نقطه اي که در آن اروپاي واحد با وضعيتي بحراني مواجه بوده و هر لحظه بر شدت و دامنه بحران اقتصادي افزوده مي شود. در اينجا پروژه نجات اروپاي واحد به گونه اي محتاطانه طراحي مي شود. تا اين لحظه رسانه هاي اروپايي کمتر از فروپاشي يورو سخن مي گفتند زيرا مستندات اين فروپاشي تا اندازه امروز مخاطب پسند نبود. در چنين شرايطي سوال جديدي ذهن مقامات سياسي اروپا را مغشوش ساخته است،اينکه چگونه مي توان پروژه نجات اروپاي واحد از بحران را مهندسي کرد؟
در اينجا اروپاي واحد نياز به بازيگري قوي دارد که در عين خارج بودن از مجموعه اروپاي واحد چندان با آن احساس بيگانگي نيز نکند!

شايد تصور اين فرضيه سخت باشد اما اين بازيگر ايالات متحدها چين نخواهد بود!واشنگتن خود درگير بحران اقتصادي مزمني است که بايد آن را حل و فصل کند و از سوي ديگر بازيگران سنتي اروپا هيچ گاه عنان اقتصادي مجموعه خود را در دستان بازماندگان مائو نمي دهند. پس در اينجا نگاه ها بر روي بازيگري ديگر متمرکز مي شود.

اخيرا آنگلا مرکل صدر اعظم سرزمين ژرمن ها و ولاديمير پوتين نخست وزير روسيه ديدار حساسي با يکديگر داشته اند. اين ديدار به هيچ عنوان مذاکره و نشستي دوستانه و معمولي نبوده و طرفين در آن به طور مستقيم بر روي بحران يورو تمرکز کرده اند. مرکل به پوتين تضمين داده است که بحران يورو پايدار نخواهد ماند و به زودي حل خواهد شد!البته اين اظهارات مرکل براي افکار عمومي غرب چندان تعجب آميز نيست. آنها به خوبي مي دانند که صدر اعظم آلمان هيچگاه عادت ندارد واقعيات اروپا و برلين را در سخنان و اظهار نظرهاي خود منعکس کند.

اما در مقابل اظهارات مرکل، نخست وزير روسيه از احتمال پيوستن روسيه به منطقهورو خبر داده است. اين سيگنال کاخ کرملين به اروپاي واحد به خوبي بيانگير معامله اي است که نطفه آن مي تواند در آينده اي نزديک بسته شود. پوتين به خوبي مي داند که اروپاي واحد در حال مهندسي پروژه نجات خود است و در اين خصوص مسکو مي تواند مهم ترين نقش را به عنوان بازيگري خارجي ايفا نمايد.


جمهوري اسلامي

«حمايت قانوني از مبارزه با مفاسد» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:
ماجراي قتل در ميدان كاج سعادت آباد، سرانجام هفته گذشته با محاكمه قاتل به حكم اعدام وي منتهي شد و نيروي انتظامي نيز با انتشار يك گزارش كارشناسي اعلام كرد عوامل اين نيرو بطور كامل به وظايف خود در اين ماجرا عمل كردند و شايعاتي كه درباره كوتاهي آنان منتشر شده بود صحت ندارد.

با اينكه براساس موازين منطقي، گزارش نيروي انتظامي مبني بر عدم قصور عوامل انتظامي حاضر در صحنه ماجراي قتل سعادت آباد را بايد پذيرفت، اين نكته اساسي و بسيار مهم را نيز نبايد از نظر دور داشت كه اگر در موارد مشابه، قصوري از نيروي انتظامي مشاهده شود بايد ريشه آنرا در ارگانها و نهادهاي ديگري جستجو كرد كه احياناً از حمايت‌هاي قانوني نسبت به اين نيرو دريغ مي‌نمايند. عوامل نيروي انتظامي هنگامي به درستي مي‌توانند وظايف ذاتي خود را انجام دهند كه از حمايت‌هاي قانوني برخوردار باشند، در غير اين صورت موانعي بر سر راه انجام وظيفه بروز مي‌كند كه آنها را دچار ترديد و يا حتي پرهيز از آن خواهد كرد.

مدتي قبل در يكي از شهرهاي شمالي، فرد شروري يك زن را با توسل به زور در خيابان ربود و سوار خودروي خود كرد. فريادهاي زن، يك مأمور نيروي انتظامي را متوجه ماجرا نمود و او به رباينده دستور توقف داد ولي رباينده به جاي آنكه تمكين كند، در نهايت قلدري از خودرو پياده و متعرض مأمور نيروي انتظامي شد! مأمور نيروي انتظامي براي دفاع از خود و آن زن ربوده شده، تيري به طرف پاي فرد شرور شليك كرد و تير بعد از اصابت به پاي او به جسم ديگري اصابت و سپس كمانه كرد و بار ديگر به فرد رباينده اصابت كرد و او را از پا در آورد.

ماجرا به دادگاه كشيده شد و مأمور نيروي انتظامي به اعدام محكوم گرديد. در جريان محاكمه، تلاش‌هاي زيادي براي اثبات غيرعمد بودن قتل صورت گرفت ولي نتوانست جلوي صدور حكم را بگيرد و بعد از آنكه خبر به مقامات بالاتر رسيد اقداماتي براي رهائي مأمور مورد اشاره از اعدام بعمل آمد. اينكه آيا اين تلاش‌ها و اقدامات سرانجام به نتيجه برسند يا نه، هنوز معلوم نيست... .

اين واقعه، بطور طبيعي هر مأموري را براي انجام وظيفه دچار ترديد مي‌كند و اراده او را متزلزل مي‌سازد. اين درست است كه ضابطين بايد براساس مقررات و در چارچوب قانون عمل نمايند، ولي هنگامي كه براي حمايت از ناموس مردم و دفاع از خود متوسل به ابزارهائي مي‌شوند كه قانون در اختيارشان قرار داده، درصورت بروز حادثه بايد مورد حمايت قانون قرار گيرند تا با احساس دلگرمي و اطمينان از اينكه مورد حمايت قانون قرار دارند بتوانند به وظايف خود عمل نمايند.

مشكل عدم حمايت، در مسائل مربوط به امر بمعروف و نهي از منكر، كه مدتي است از مسائل مورد ابتلای جامعه است، بروزي چشمگير دارد. بسيار ديده و شنيده شده است كه افرادي به جرم ارتكاب منكرات، توسط نيروي انتظامي به دستگاه قضائي تحويل داده مي‌شوند ولي ساعاتي بعد در برابر چشمان مردم و همان مأموراني كه آنها را تحويل داده‌اند در نهايت آزادي به ارتكاب منكرات ادامه مي‌دهند.

اينكه مشكل از قانون است يا قاضي، مطلبي است كه بايد توسط مسئولان مربوطه بررسي شود، لكن آنچه مهم است اينست كه نميتوان منكر وجود چنين مشكلي شد كما اينكه نمي‌توان در برابر اين مشكل بي تفاوت ماند و دست روي دست گذاشت.
 همان كساني كه بررسي اين موضوع و پيدا كردن ريشه‌هاي اين مشكل به آنها مربوط مي‌شود بايد هرچه سريع‌تر براي حل آن دست بكار شوند و اجازه ندهند جامعه به خاطر نقص قانون يا كوتاهي مجريان قانون دچار اينهمه خسران شود.
وجود عناصر گستاخ و بي اعتنا به مقررات اجتماعي و احكام دين در جامعه به ويژه در مسأله حجاب، چهره جامعه اسلامي و انقلابي ما را مشوه ساخته است.

 اين وضعيت، فقط يك ظاهر كريه و ناهنجار نيست، بلكه به عمق جامعه نفوذ كرده و موجب مفاسد اخلاقي زيادي شده و خانواده‌هاي بسياري را دچار از هم پاشيدگي و بسياري ديگر را دچار نگراني‌هاي شديد كرده است. اين وضعيت، زيبنده جامعه اسلامي و انقلابي ما نيست و اگر چاره‌اي همه جانبه و كارساز انديشيده نشود، اصول و آرمان‌ها را به خطر خواهد انداخت.


مردم سالاري

«دهه آخر ذي الحجه» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم سيدرضا اکرمي است كه در آن مي‌خوانيد:
1-دو دهه از ماه ذي حجه با همه رويدادها وخاطرات گذشت، روزهاي بهادماندني چون عيد قربان و عيدغدير وازدواج امام علي و فاطمه اطهر و شهادت امام پنجم و مسلم بن عقيل و هاني، و اکنون وارد دهه سوم مي شويم که با خود خاطرات دل نشين دارد کهادآوري مي نمايم.
2-نخست حادثه انگشتر بخشيدن امام علي عليه السلا م در مسجد النبي در حال رکوع مي باشد، فقيري به مسجد آمد و از مردم ياري خواست. امام درحال رکوع وي را به سوي خود فراخواند وانگشتر خويش را به وي بخشيد که آيه 55 سوره مائده انما وليکم الله و رسوله والذين آمنواالذين يقيمون الصلوه و يوتون الزکوه و هم راکعون، نازل شد. در اين آيه چند نکته وجود دارد ابتدا واژه انما که معناي حصرو انحصار دارد و در ترجمه مي نويسند اين است و جز اين نيست، دوم معرفي ولي جامعه اسلا مي «وليکم» که عبارتند از خدا، رسول وي و مومنين الله و رسوله و الذين آمنوا» و سوم معرفي «الذين آمنوا» که نماز را برپا دارند و زکوه دهند و درحال رکوع آن را بپردازند.

توجه به آيهک سطري، بيانگر عظمت و ارزشمندي «عبد صالح» امام علي عليه السلا م است که در حال رکوع انگشتر خود را به سائل مي دهد و پيامبر از نزول آيه خبر مي دهد. اين آيه مدالي است برسينه حضرت علي عليه السلا م تا قيامت و افتخاري است براي شيعيان که امامي اينگونه دارند. قرآن جاودانه است و علي عليه السلا م که قرآن ناطق است جاويدان خواهد ماند.

3-خاطره دوم: داستان مباهله است که در 24ذي حجه در مدينه النبي رخ داد، عالمان مسيحي نجران به مدينه آمدند و درباره اسلا م و حضرت مسيح با رسول خدا مباحثه کردند و به نتيجه اي نرسيدند، بناشد براي اثبات حق، و حق دار بودن طرف حق، مباهله اي انجام گيرد که طي مراسم از خداوند بخواهند طرفدار حق بنمايد و طرف ديگر هلا ک شود. موافقت به عمل آمد و آيه «61 آل عمران» ملا ک مباهله «فمن حاجک فيه من بعد ماجائک من الحق، فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم، ثم نبتهل فنجعل لعنه الله علي الکاذبين» قرار گيرد بدين گونه که در روز«24ذي حجه» در بامدادان، رسول خدا با پسران و زنان و آنان نيز با پسران و زنان به صحنه آيند و در نقطه اي که اکنون مسجد اجابه ساخته شده است وارد شوند و مراسم مباهله انجام گيرد. در روز موعود رسول خدا با علي(ع) که حسين را در آغوش داشت و دست حسن در دست وي بود به همراه زهراي اطهر وارد مکان خاص شدند و براي انجام مباهله آماده گشتند. نصاراي نجران نيز به همراهان خود حضور يافتند يکي از آنان وقتي هيات اسلا مي را آنگونه ديد به دوستان خود گفت اني لا ري وجوها لو سئلوالله ان يزيل هولا » الجبال لا زالوها، (بحارالا نوار) با آنها مباهله نکنيد که چهره هايي مي بينم که اگر از خدا جابه جائي و نابودي کوه هاي پشت سرتان را از خدا بخواهند انجام گرفتني است که با نابودي شما مسيحيان و مسيحيت از بين خواهد رفت. نصراني ها از مباهله منصرف شدند و با قبول «جزيه» مصالحه شد که وجوهي به حکومت بپردازند و در امنيت زندگي کنند با حفظ اعتقادات خود، داستان مباهله نشان داد رسول خدا و دين اسلا م دين حق و ثابت است، پيامبر بر راه حق و صراط مستقيم گام مي گذارد، مصالحه بر «جزيه» به وضوح اعلا م مي دارد که اسلا م دين تحميلي نيست و نمي خواهد با نابودي طرف مقابل خود را اثبات نمايد بلکه دين عرضه و دعوت است و رشد طبيعي را «لا اکراه في الدين قد تبين الرشد من الغي» مي خواهد حضور علي عليه السلا م و همسرش و حسنين در محضر پيامبر نکته ارزشمندديگري برمقبوليت و مشروعيت اهل بيت عليهم السلا م «ابنائنا، نسائنا، انفسنا» مي باشد.

4-رويداد سوم دهه آخر ذي حجه، جريان سوره «هل اتي، دهر انسان» مي باشد که حسن و حسين بيمار شدند و رسول خدا به عيادت آنان رفت و پيشنهاد «نذر» جهت بهبودي داد، علي عليه السلا م و فاطمه اطهر و فضه، روزه گرفتند و آن عزيزان شفا يافتند و در سه روز وفاي به نذر و روزه دار بودن، افطاري را به مسکين و يتيم و اسير دادند و با آب افطارکردند، آيات کريمه «ان الا برار يشربون» نازل شد که جايگاه علي و فاطمه و حسنين» براي تاريخ بشريت و به ويژه مسلمانان روشن گردد. مرحوم علا مه اميني صاحب الغدير «ج3ص107 به بعد» از 34 نفر از علماي اهل سنت نقل مي کند که اين آيات درباره «نذر، روزه دادن افطاري» علي و همسرش و حسنين نازل شده است، آري اگر نيت عمل براي خدا باشد «انما نطعمکم لوجه الله» خداوند پاداش مشروعيت و مقبوليت مي دهد و اگر ايده انساني، گره گشاي مردم باشد محبوبيت مردمي نيز به وجود خواهد «و يطعمون الطعام علي حبه مسکينا و يتيما و اسيرا» آمد. درمکاني اين بحث مطرح شده که هدف از آفرينش انسان «پرستش خدا و خدمت رساني به مردم وخودسازي انسان» مي باشد و اين سه هدف بايد مورد اهتمام همه پيروان دين الهي باشد.

5-آيت الله العظمي مکارم شيرازي کهکي از مراجع موفق و منضبط و پرکار در بيان و قلم و ترجمه و تاليف آثار اسلا مي مي باشد در کتاب نفيس «مفاتيح نوين» مي نويسد، اعمال ماه ها و روزها که در اين بخش گذشت، يادآور اين نکته است که اسلا م براي همه امور زندگي حتي ايام و مناسبت ها برنامه دارد و براي سازندگي انسان ازهيچ امري فروگذار نکرده و هيچ فرصت و زماني را ناديده نگرفته است. پاداش هاي عظيم بهقين براي کساني است که داراي تقوا و اخلاص باشند.
 

كيهان

«حجاز در بستر تحولات» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن مي‌خوانيد:
سفر ملك عبدالله پادشاه بيمار عربستان به واشنگتن، بازگشت وليعهد بيمار عربستان به رياض پس از چند سال دوري از اين كشور، تغييرات در پست هاي امنيتي عربستان و دستگيري ده ها نفر در اين كشور به اتهام اقدامات ضدامنيتي طي چند روز اخير بيانگر آن است كه در «بزرگترين همسايه جنوبي ايران» تحولاتي در حال انجام است. اما سطح اين تحولات چقدر است و چشم انداز آن چيست؟ دو سؤالي هستند كه پاسخ آن به تامل و بررسي ويژه نياز دارد. با وجود موانع مهم در تحليل اين مسائل، اين قلم سعي دارد، راهي را به ماوقع باز نمايد.

1- عربستان سعودي در حوزه عربي و در ميان كشورهاي اهل سنت، داراي موقعيت محوري است. اين موقعيت محوري از يك سو به دليل وجود مقدس ترين شهرهاي مسلمين- مكه و مدينه- در اين سرزمين و از سوي ديگر به دليل برخورداري كشور- بزرگ و كم جمعيت- عربستان از درآمد سرشار نفتي است. عربستان در طول صد سال گذشته همواره تلاش كرده تا از قدرت مالي- ناشي از صدور روزانه بين هشت تا دوازده ميليون بشكه نفت- براي بسط نفوذ سياسي و مذهبي خود در جهان اسلام استفاده نمايد.

از همين رو مي توان جاي پاي دربار سعودي را در اكثر كشورهاي اسلامي و در ميان اكثر مجامع مسلمين مشاهده كرد. عربستان با استفاده از «جامع مدينه» - كه كانون تربيت مبلغان وهابي است- همواره در نقطه مقابل «جامع الازهر مصر» و «حوزه علميه قم» قرار داشته است. وهابي ها امروزه ده ها شبكه تلويزيوني، ده ها شبكه راديويي، چندين نشريه، ده ها سايت الكترونيكي، بزرگترين چاپخانه كتاب و... را در اختيار دارند.

در طول سي سال گذشته، مهمترين اهداف تبليغي اين «جامع وهابي» خنثي كردن اثرات انقلاب اسلامي در ميان ملل مسلمان بوده است و در يك جمعبندي بايد گفت عليرغم صرف ميلياردها دلار، ميليون ها ساعت وقت و چاپ هزاران كتاب و اعزام هزاران مبلغ، جريان وهابيت در مقابله با انقلاب اسلامي چندان موفقيتي نداشته است ولي به هرحال مانع تراشي وهابيت در مقابل انقلاب اسلامي در خارج از مرزها به وضوح ديده مي شود.

2- سيستم سياسي عربستان سعودي برخلاف آنچه تصور مي شود، «لائيك» است به اين معنا كه پادشاه، وليعهد و ساير شاهزادگان سعودي كه بطور مطلقه بر مركز و سيزده ايالت اين كشور حكم مي رانند، به احكام مذهبي پايبندي ندارند، انجام قمار، خوردن شراب و تماس با زنان خارج از ضوابط شرعي بطور گسترده و نسبتا علني در اين خاندان جريان دارد.


تهران امروز

«آلودگي هوا و بحث‌هاي اين ايام» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حجت كاظمي است كه در آن مي‌خوانيد:
در ايران شايع است كه هر از چندگاهي بنا بر مقتضيات فوري و فوتي موجود، در محافل و عرصه مباحثه عمومي كه دايره آن از محافل موقتي تشكيل شده در تاكسي‌ها تا محافل تخصصي كشيده مي‌شود، تب و تاب و بحث و فحص ميان عامي و عادي پيرامون موضوع و معضل مربوطه در مي‌گيرد و هر كسي پيرامون آن به اظهار نظر مي‌پردازد، ولي به ناگاه با رفع موقتي معضل پيش‌آمده همه چيز فراموش مي‌شود تا اطلاع ثانوي كه آن معضل دوباره رخ از نقاب بگشايد و سوژه‌اي براي خلايق براي بحث و اظهار نظر فراهم آوردر اين موضوعات و معضلات براي ما شناخته شده‌اند، به‌گونه‌اي كه مي‌توان يك تقويم درست كرد و در آن مثلا از موسم بحث پيرامون زلزله، كمبود آب، كمبود برق، كمبود گاز و ترافيك سخن گفت.

سوژه‌ها اين روزها هم آلودگي هوا و چند و چون آن و عوامل پديد آورنده آن است و هر كجا مي‌نشيني، به هر بهانه‌اي پاي هوا به ميان مي‌آيد و هر كسي از زاويه‌اي بنا بر اجتهاد خود، داد سخن مي‌دهد.

مطابق روندي كه گفته شد، اين بحث‌ها نه تازه است و نه بديع و عموما مي‌توان به مراجعه‌اي به روزنامه‌هاي سال گذشته و ماقبل آن صفحاتي و مقالاتي پرشمار در مورد عوامل پديد آورنده آلودگي هوا و پديده «وارونگي» را ديد و از براي نگاشتن مطالب جديد استفاده و در مباحثه عمومي مشاركت كردر واقعيت مطلب اين است كه ما در اين موضوع هم مانند موضوعاتي چون زلزله تهران، ترافيك، كمبود آب، قطعي برق و. . . به حد اشباع رسيده ايم و تقريبا همه مي‌دانند مسئله از كجا تا به كجاست و تقريبا موضوعي براي بحث باقي نمانده است اما دوباره با فرارسيدن موسم سرما و عدم بارش باران و وزش باد، دوباره راديو، تلويزيون و جرايد و. . . لبريز از اين مطالب مي‌شود و...
با رفع موقتي مشكل از هم اكنون مي‌توان مقالات و تحليل‌هاي خود را براي سال آينده آماده كرد اما عجيب آنكه مسئله هم چنان به جاي خود باقي مي‌ماند و از اين همه بحث چيزي عايد ملت نمي‌شود.

واقعيت مسئله آلودگي آن است كه صورت مسئله مشخص است، عوامل پديدآورنده آن هم مشخص است، راه‌هاي رفع و كاهش مسئله هم مشخص است، ولي موضوع بر سر جاي خود باقي است و اين پديده عجيبي است كه چرا با اين همه ما شاهد رفع ولو تدريجي مسئله نيستيم؟

در تمام دنيا ما نه تنها كشوري هستيم كه با شهري 12 ميليوني روبه‌روييم و نه تنها جايي كه با مشكل آلودگي و ترافيك روبه‌روست. در يك بررسي نه چندان پرهزينه هم مي‌توان فهرستي از راهبردهاي و راهكارهاي كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت را براي برخوردهاي ضربتي، حل تدريجي و نهايتا رفع معضل ارائه كرد و همه اينها در دنيا انجام شده و به موفقيت انجاميده و ما همه اينها را مي‌دانيم. مسئله، اراده‌اي است كه بتواند چنين راه‌هايي و راه حل‌ها را اجرا بكند و عنصر اراده و تصميم را مي‌توان حلقه مفقوده‌اي دانست كه باعث مي‌شود تا آگاهها و شناخت‌هاي درست به اعمال درست منجر نشود و معضلات بر زمين بماند و هر روز بر ابعاد آن افزوده شود.
اگر نهادهاي سياست‌گذار بتوانند اين چالش تصميم را حل و روند اجرا را تضمين كنند و به اقتضائات آن تن دهند مي‌توان با يك بسته سياستي شامل راهبردهاي چندسطحي، مسئله را كنترل و مهار و حتي رفع كرد، چنانكه در دنيا تجربه شده و جواب داده است. به نظر مي‌رسد كه براي ما تا بحران چندان بزرگ نشود كه زندگي مان را به صورتي اساسي مختل نكند، تجميع اراده‌ها براي رفع آن معضل امري جدي نمي‌شود.


ابتكار

«به تابلوي ايران سنگ نزنيد» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم فضل اللهاري است كه در آن مي‌خوانيد:
در روزهاي گذشته اخباري از حواشي دو اتفاق ورزشي در فضا ي رسانه اي کشور منتشر شد که اگر چه از نظر ارزش خبري جالب توجه بود ، اما برا ي آنان که دل در گرو مفاهيم و ارزش هاي ذيل نام " ايران" دارند ، تاسف برانگيز بود.

اول : رقابت آشکار دو مسئول مهم ورزش کشور در باز ي هاي آسيايي کوانگجو بر سر اهداي مدال ورزشکاران کشور و دلخوري ها و عصبانيت هاي پيش آمده اي که از ديد خبرنگاران ديگر کشورها پنهان نماند . موضوعي که در زير تابلوي بزرگي با نام "ايران" اتفاق افتاد.

دوم: درگيري شديد يک ورزشکار ايراني با همسر خود در آمريکا و مداخله پليس در اختلافات علني شدهک خانواده ايراني و رسانه اي شدن اين موضوع خصوصي. امري که بلافاصله در صدر خبرهاي رسانه هاي امريکايي قرار گرفت.

اين دو تصوير و صدها تصوير ديگر که در آنها يک نفردر خارج از کشور با نام ايراني ، اعمالي انجام مي دهد که نشاني از فرهنگ ايراني با خود ندارد . هنوز هم در بسياري از خانواده هاي ايراني اختلافات به بيرون از خانه راهي ندارند و حجب و حيا و آبروي ايراني پرده پوش اختلافاتي مي شود که ارتباطي با خارج از حصارهاي خانه ندارد . اين در حالي است که در خانه بزرگتري به نام ايران ساکن هستيم.

هر ايراني که در خارج از کشور به سر مي برد چه بخواهد و چه نخواهد تابلويي به نام ايران را در دست هايش هايش دارد . تابلويي که تنها ذره اي کوچک از آن متعلق به وي است و بقيه اش از آن "ما"ست. همان "ما"يي که فرد فرد آن در ساختنش نقش داريم. هزاراني در ساختن دانش و فرهنگش کوشيده اند ، هزاراني ديگر هنرش را شکل داده اند، صد ها هزاري جان بر سر دفاع از جغرافياي آن نهاده اند. بيشماراني تاريخش را شکل داده اند و اخيرا نيز هزاران نفري ورزشش را به جهانيان شناسانده اند.

مي بينيم که اين تابلوي بزرگ را چه تعداد ساخته اند و البته هيچ کس نام خود را بر آن ننوشته است و همه با نام ايران امضايش کرده اند. بدون ترديد سنگين ترين و فاخرترين تابلويي است که هر ايراني مي تواند آن را با افتخار در فرودگاهها،ورزشکارها،سکو ها و صحنه هاي جهاني بر دوش کشد.

اما چرا برخي از اين اتفاقات تلخ رخ مي دهد و با عملکرد فردي در گوشه اي از اين جهان پهناور نامي به بزرگي ايران اين چنين کوچک مي شود؟
شايد پاسخ اين سوال در اين نکته نهفته است که هر کدام از ما که در جهان خارج حضور مي يابيم با فرديت خود (بخوانيد منيت) حاضر مي شويم و گويي بند ناف خود را از مادري به نام ايران بريده ايم . اما رسانه ها و تبليغات رسمي بسياري از کشور ها منتظرند تا هر خطاي فردي ما را به نام ايران بنويسند وتکه اي ديگر از پازل "تصوير مخدوش انسان ايراني" را کامل کنند و به تماشاي جهانيان بگذارند و از اين رهگذر به پيش داوري ها و قضاوت هاي بي دليل و برهان افکار عمومي جهان دامن بزنند.

بدون ترديد هر کدام از خطاهاي ما در منظر جهانيان سنگي است که به سوي اين تابلوي بزرگ پرتاب مي کنيم. فرقي نمي کند که چه کسي باشيم. فردي ساده در گوشه اي از خياباني در نيويورک ، پاريس، لندن و شهرهاي ديگر جهان. يا مسئولي بلند پايه بر صفحه تلويزيون و صفحه اول روزنامه ها. فرقي هم نمي کند که چه کاري کرده باشيم يک سيلي ساده به صورت همسر و فرزند و دوست و يا شهروندي ديگر زده باشيم و يا بي توجه به فرهنگ معنوي ايران زمين سخني به گزاف و خارج از عرف بر زبان رانده باشيم.


قدس

«ايران در پنج ضلعي ضد آمريکايي» عنوان سرمقاله روزنامه قدس به قلم غلامرضا قلندريان است كه در آن مي‌خوانيد:
هنري کسينجر وزير خارجه اسبق آمريکا با اذعان به افزايش قدرت و نفوذ ايران در خاورميانه و آمريکاي لاتين به مقامهاي کشورش در خصوص گسترش محبوبيت جهاني جمهوري اسلامي در جهان هشدار داد و گفت: محبوبيت ايران نه تنها به کشورهاي همسايه، بلکه به کشورهاي مرزي آمريکا يعني ونزوئلا، بوليوي، اکوادور و نيکاراگوئه نيز رسيد و اين زنگ خطر جدي براي دولت اوباما به شمار مي رود.

جمهوري اسلامي از آنجا که در مباني انسان شناسي، هستي شناسي و معرفت شناسي با مکاتب مغرب زمين و نحله هاي فکري در شرق متفاوت است، اذهان حقيقت جوي مردم را به ادبيات متفاوت انقلاب اسلامي معطوف کرده است. به سخن ديگر، بنيانگذار انقلاب اسلامي با ديدگاه جديد رويه کهنه و استعماري و ماترياليستي جهان را به چالش جديدي کشيد که اين دستاورد سبب افزايش محبوبيت ايران در بين ملتها و دولتهاي جهان گرديد، همان گونه که «ميشل فوکو» در اظهاراتي وقوع انقلاب اسلامي را متمايز از فرهنگ انقلابات در جهان معرفي مي کند.

جمهوري اسلامي با آرايش جديد سياسي و فرهنگي بلوکهاي قدرت و نظم کهنه و نوين جهاني را بر اساس مباني شکل گيري در اذهان عمومي ناکارآمد و سلطه گر معرفي کرد که البته بررسي عملکرد آنها اين واقعيت را به درستي آشکار مي کند.

شکل گيري انقلاب اسلامي بر اساس مباني ديني راه سلطه استکبار را بر مسلمانان مسدود مي کند، اين ويژگي رمز محبوبيت ايران در جهان مي گردد که اين مفهوم براي مسلمانان به دليل باورهاي ديني کاملاً قابل تعبير است، موضوع ظلم ستيزي و دفاع از مظلوم افزون بر انگاره وحياني، در نگاه انساني نيز مي تواند داراي جايگاه باشد که اين مهم مردم را با هر کيش و آييني به آرمان امام راحل دلبسته کرده است.

از اين رو پيوند ميان ايران با کشورهايي که سنخيت ديني ندارند، ولي جبهه مشترک عليه نظام سلطه را تشکيل مي دهند در قالب دشمن مشترک قابل توجيه است.

تا پيش از پيروزي انديشه امام راحل، موضوع مبارزه با بلوک غرب و شرق وجود خارجي نداشت و تنها استقلال از دو بلوک برروي کاغذ در قالب غيرمتعهدها مطرح بود، اما جمهوري اسلامي نشان داد که بدون اتکا به قدرتهاي محوري جهان نيز مي توان استقلال کشور را حفظ نمود که مصداق اين ادعا را مي توان در جنگ عراق عليه ايران مشاهده نمود که جمهوري اسلامي با منابع اندک در مقايسه با کشور عراق و حاميان منطقه اي و فرامنطقه اي اين کشور توانست بر خلاف تحليلهاي آنها به پيروزي در جنگ دست يابد که اين دستاورد بزرگ سبب نگراني و حيرت جهانيان گرديد.

اين روحيه استقلال به عنصري الهام بخش براي کشورهاي اسلامي و غيراسلامي تبديل گرديد، به نحوي که جنبش مقاومت لبنان با پيروي از اين الگو قدرت چهارم نظامي دنيا را به زانو درآورد. به گونه اي که پس از جنگ 33 روزه و شکست رژيم صهيونيستي شيمون پرز اذعان نمود، اگر اين روند ادامه پيدا کند اسرائيل به سرنوشت شوروي سابق و يوگسلاوي دچار خواهد شد.
«شاميل سلطانف» رئيس مرکز راهبردي روسيه و جهان اسلام نيز در اظهارنظر جديد خود ايران را يک قدرت بزرگ منطقه اي برشمرد که هم اکنون رهبري جهان اسلام را بر عهده دارد و وظايف جهاني خويش را انجام مي دهد و با اينکه در 30 سال اخير غرب به سرکردگي آمريکا فشارهاي زيادي بر ايران وارد کرده و مورد تحريمهاي گوناگون قرارداده است، اين کشور در مقابل هيچ ابرقدرتي در دنيا سر تعظيم فرود نياورده است.


آفرينش

«ضرورت شفاف‌سازي بيشتر در هدفمندكردن يارانه‌ها» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن مي‌خوانيد:
در چند وقت اخير بحث هدفمندي يارانه ها و نحوه اجراي آن از سوي دولت سبب افزايش گمانه زني ها و نظرات ضد و نقيضي در اين زمينه گرديده است. به طوري که به علت عدم شفاف سازي جزئيات طرح از سوي دولت مردم و ديگر نهاد هاي اقتصادي دچار نوعي سردرگمي نسبت به اين طرح شده اند. معمولا افزايش فعاليت هاي اقتصادي و سرمايه گذاري هاي داخلي و خارجي هنگامي ميسر مي شود که فرد يا نهاد سرمايه گذار نسبت به آينده اقتصادي کشور تصوير روشني داشته باشد.

اما در اين وضعيت به علت مشخص نبودن وضعيت و نحوه اجراي يارانه ها مردم و نهادهاي اقتصادي دچار سردرگمي شدند و نمي توانند براي فعاليت هاي خود برنامه ريزي کنند. هنگامي که توليد کنندگان اطلاعي از زمان اجراي اين تحول اقتصادي نداشته باشند به تبع از ميزان توليد خود مي کاهند تا در عرصه تغييرات احتمالي بعد از هدفمندي يارانه ها و تورم ناشي از آن دچار ضرر و خسارت نشوند.

با کاهش ميزان توليد و کاهش کالا در بازار به تبع با افزايش قيمت ها روبه رو خواهيم بود. اين در حالي است که در اين ميان برخي از بلاتکليفي و سردگمي مردم سوء استفاده مي کنند و به بهانه کسب سود هاي کلان دست به برهم زدن تعادل بازار مي زنند. و بازار را دچار عدم ثبات قيمت ها مي کنند. ومسلما اين اقدامات به ضرر مردم تمام مي شود.

افزايش قيمت تمام شده کالاها و خدمات يکي از تبعات اجراي قانون هدفمندي يارانه ها مي باشد و از آنجا که واحدهاي توليدي از نحوه عملکرد و اجراي اين قانون مطلع نيستند نمي توانند خود را براي اين وضعيت آماده نمايند و به تبع نمي توانند ثبات و ميزان مشخصي را براي قيمت کالاهاي خود تعيين کنند. و تا مادامي که زمان اجراي اين طرح مشخص نباشد به علت سردرگمي توليد کنندگان و استرس آنها از اجراي اين قانون نمي توان انتظار داشت بازار داراي ثبات قيمت شود. به طور مدام از سوي مسئولين اجراي طرح هدفمندي ها اعلام مي شود که زمان اجراي اين طرح نزديک است ولي هيچ اطلاعي از چگونگي نحوه اجراي آن نمي دهند.

همين امر سبب شده تا نوعي استرس رواني در بين مردم و نهاد هاي اقتصادي ايجاد شود. و اين امر باعث مي شود تا مردم و سرمايه گذاران نسبت به اين طرح عظيم اقتصادي دچار بد بيني شوند. و برخي هم از اين فرصت استفاده مي کنند و هم برمردم فشار مي آورند و برنامه هاي دولت را در جهت آرامش بازار برهم مي زنند.

اما از بحث مردم و جامعه که خارج شويم اين بلا تکليفي براي اقتصاد کشور در عرصه هاي خارجي نيز اثر منفي مي گذارد . به طوري که افراد و سرمايه گذاران خارجي به علت نامشخص بودن وضعيت اقتصادي کشور نمي توانند به طور کامل به فعاليت هاي اقتصادي خود عمل کنند و همچنين بسياري از تجار کشورمان که در عرصه هاي صادرات در حال فعاليت هستند نمي توانند بدون داشتن يک چشم انداز اقتصادي نسبت به وضعيت داخلي کشور به تجارت خود بپردازند. و اين امر باعث کند شدن روند اقتصادي کشور خواهد شد و با از دست دادن فرصت هاي سرمايه گذاري خارجي و کم کار شدن تجار کشور در عرصه هاي خارجي دچار رکود اقتصادي خواهيم شد.

تمامي اهداف اجراي اين طرح اقتصادي جهت رفاه حال اقشار ضعيف جامعه مي باشد و دولت محترم نيز تمامي سعي و تلاش خود را براي احقاق عدالت در کشور انجام مي دهد اما بايد قبول کرد که عدم اطلاع رساني نسبت به اجراي اين طرح باعث ايجاد اضطراب در قشر ضعيف جامعه شده و اين وضعيت سبب کمرنگ شدن اعتماد مردم نسبت به اجراي اين طرح مي شود . مسئولين محترم علت عدم مشخص کردن زمان اجراي طرح هدفمندي را کوتاه کردن دست سودجويان از دخالت هاي نابجا و منفعت طلبانه عنوان کرده اند.

اما بايد به اين نکته نيز توجه داشته باشند که در حال حاضر نيز اين سودجويان با استفاده از عدم اطلاع مردم و توليد کنندگان اقتصادي از وضعيت آينده کشور اقدام به سوداگري در بازار نموده اند و با دخالت در عرصه توزيع کالا در بازار سبب افزايش قيمت ها در بازار شده اند. اين حق طبيعي مردم است تا از آينده اقتصادي خود مطلع باشند تا بتوانند نسبت به درآمد ها و هزينه هاي زندگي خود برنامه ريزي داشته باشند.

همچنين نهاد هاي اقتصادي نيز مي خواهند بدانند که در آينده کاري خود بايد چگونه با تعرفه هاي انرژي و مواد خام به توليدات خود ادامه دهند و براساس داشته ها و کمبود هاي خود به برنامه ريزي هاي خود بپردازند. امر مطلوبي به نظر نمي رسد که بدون داشتن آمادگي قبلي مردم و توليدكنندگان اقتصادي بهکباره با اجراي اين طرح شوکه شوند.


جهان صنعت

«يک پيشنهاد به کميته مزد» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم مهدي محمدي‌زاده‌ است كه در آن مي‌خوانيد:
اين روزها خبرهاي داغ کارگري حول‌و‌حوش تعيين حداقل دستمزد سال آينده مي‌چرخد.
با وجودي که قانون هدفمند کردن يارانه‌ها را در پيش داريم اما به دليل آنکه هنوز قيمت‌ها و زمان اجرا به صورت مشخص اعلام نشده‌‌، تعيين حداقل دستمزد براي کميته تعيين مزد کار سختي است‌، چه آنکه بسياري از ابعاد اجرايي که سرنوشت سال آينده کشور به آن گره خورده، مشخص نيست‌ از همين رو تسريع در اعلام زمان اجراي اين قانون مي‌تواند به بسياري از تصميم‌هايي که براي سال آينده بايد از هم‌اکنون اخذ شود، کمک ‌کند.

 بنابراين شايد بهتر باشد که تصميم قطعي کميته تعيين مزد که حداقل دستمزد سال آينده کارگران‌ را مشخص مي‌کند منتظر تصميم دولت براي اجراي اين قانون باشد و هرگونه تصميم مبني بر قطعي بودن اين قانون را حتي اگر شده به آخرين روزهاي سال جاري موکول کند.
کارگران که شريف‌ترين و در عين حال جزو گروه‌هاي کم‌درآمد و در دهک‌هاي پايين درآمدي قرار دارند، بيشترين تاثير از آزاد‌سازي يارانه‌ها متوجه آنها خواهد شد.
 اگرچه دولت وعده داده که با اجراي اين قانون عدالت به طور کامل اجرا مي‌شود و از دهک‌هاي پايين درآمدي حمايت خواهد شد اما هرگونه تصميم درباره دستمزد کارگران بر زندگي آنها در سال آينده تاثير خواهد گذاشت.


دنياي اقتصاد

«رابطه اقتصادي با لبنان» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم علي سرزعيم است كه در آن مي‌خوانيد:
آنچه تاکنون مبناي رابطه ايران و لبنان بوده مسائل سياسي بوده‌است و به دليل پايداري اين مسائل، اين رابطه نيز تداوم داشته است؛ اما روشن است که پيوندهاي اقتصادي مبناي محکم‌تري براي روابط بلندمدت فراهم مي‌کند.

حال سوال اين است که ميان اين دو کشور چه رابطه اقتصادي ممکن است برقرار شود؟ اقتصاد لبنان اقتصاد ضعيفي است و اشتهار چنداني در توليد اقتصادي برخي کالاها ندارد، اما به لحاظ توريستي و عرضه خدمات مرتبط با توريسم شناخته شده است. از سوي ديگر، درآمد سرانه در ايران رو به رشد است و اين افزايش درآمد به شکل نابرابري صورت مي‌گيرد. به همين دليل، تقاضا براي سير و سفر و تفريح در بخش بزرگي از جامعه شکل گرفته است که انعکاس آن به شکل سفرهاي درون شهري، سفرهاي فراوان ايرانيان به‌ترکيه و دبي ظاهر شده است.

دشواري يافتن بليت به مقصد ‌ترکيه و دبي و فراواني تعداد پروازها به اين دو مقصد، حکايت از تمايل فراوان بخش مرفه جامعه ايران به اين قبيل امور است. آنچه اين خواست را امکان پذير كرده است، مساله لغو رواديد براي‌ترکيه و سهولت کسب رواديد مسافرتي براي دبي است. بنابر اين به نظر مي‌رسد که کليد شروع اين جريان، مساله ويزاست.

حال که روابط سياسي ميان دو کشور ايران و لبنان رو به رشد بوده و تماس‌ها در سطوح بالاي سياسي گسترش يافته است، مي‌شود تسهيل يا لغو رواديد را نيز مطرح کرد و به اين ‌ترتيب زمينه گسترش توريسم به اين کشور را فراهم کرد. اين امر براي هر دو کشور نفع متقابل دارد. از منظر اقتصادي کشور ميزبان توريسم منتفع مي‌شود؛ زيرا خدمات مختلفي را عرضه مي‌کند و از مشکل بيکاري‌اش کاسته مي‌شود؛ کما اينکه سوريه از محل توريسم مذهبي به مراتب منتفع شده است.
از منظر سياسي روابط اقتصادي پايدار رابطه سياسي پايداري را به ارمغان مي‌آورد؛ خصوصا اينکه در حال حاضر، بخش مسيحي لبنان عمدتا دست اندرکار ارائه خدمات توريستي است؛ در حالي‌که تماس ايران معمولا با بخش شيعي اين جامعه بوده است.

ظاهرا اقتصاد لبنان اقتصاد بازي است؛ به اين معني که موانع تعرفه‌اي اندکي اعمال مي‌شود و به همين دليل رقابت بين‌الملل انعکاس کاملي در آنجا دارد و ايران نمي‌تواند از اهرم معافيت‌هاي تعرفه‌اي خاص مبتني بر تفاهم‌هاي سياسي استفاده کند تا صادرات کالا داشته باشد.
آنچه که شايد ايران بتواند در آن عرصه وارد شود صادرات خدمات فني و مهندسي است که اين منطقه نسبتا ضعيف است و ايران از مزيت نسبي نسبت به رقباي غربي برخوردار است. خلاصه آنکه نفع متقابلي در اين راستا برقرار است که تماس‌هاي سياسي مي‌تواند زمينه ساز تحقق و برآورده شدن آنها باشد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟