رواج طلاق توافقي در ميان زوجهاي جوان
جهان:با نگاهي گذرا به ارقام موجود طلاق توافقي در ميان زوجهاي جوان ميتوان دريافت نهاد خانواده از قداست پيشين برخوردار نيست و بر خلاف معيارهاي گذشته كه زندگي زير يك سقف تحت هر شرايطي را تجويز ميكرد، بسياري از كساني كه در گيرودار مسائل و اختلافات زندگي مشترك قادر به ادامه زندگي نيستند با استفاده از شيوه طلاق توافقي به فسخ اين قرارداد اقدام ميكنند. براساس آمارهاي رسمي نرخ طلاقهاي توافقي در ميان زوجهاي جوان رو به افزايش است بهطوريكه بر اساس آمارهاي رسمي، 82 درصد طلاقهاي ثبت شده در كشور، در سال 1385 توافقي بوده است.
براساس آمارهاي به دست آمده تا سال ۷۹ رشد طلاق در ايران سيري آرام و تقريبا ثابتي را طي ميكرده است، اما از سال ۸۰ طلاق با سير صعودي چشمگيري در ايران مواجه شده است.
به علاوه بنابر گزارشهاي منتشر شده ۸۰ درصد طلاقهايي كه در مجتمع قضايي خانواده انجام ميشود به درخواست زنان و حدود ۴۰ درصد مربوط به درخواست طلاق زناني است كه تازه ازدواج كردهاند يا در دوره عقد هستند يا سابقه ۳ سال زندگي مشترك را با زوج دارند، همچنين براساس گزارش منتشر شده از سوي نماينده قوهقضاييه، در سال ۸۵ بيشترين مراجعه دعاوي خانوادگي در كل كشور، دعوي طلاق توافقي با ۹۳۰۷۵ مورد بوده است، در چنين شرايطي با ادامه روند صعودي بحران انفجار آمار طلاق، اضمحلال نهاد خانواده چندان دور از انتظار نيست.
به اعتقاد بسياري از كارشناسان افزايش طلاق در ايران بهخصوص طلاق توافقي كه به گفته اسحاقي معاون مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان دوسوم از طلاقهاي موجود در كشور را تشكيل ميدهد، به آرامي بهعنوان يك مد! در ميان افراد جامعه جا افتاده است و زوجيني كه به دنبال بهترين گزينه براي حل مشكلاتشان هستند گاه به دليل طولاني بودن مراحل طلاق در دادگاهها تصميم ميگيرند به جاي چندين ماه معطل شدن در دادگاه، با توافق از يكديگر طلاق بگيرند تا قاضي، آنان را به مشاور و... ارجاع ندهد.
به همين دليل هم دادگاههاي خانواده هر روز مملو از كساني است كه به قصد جدا شدن از همديگر طلاق توافقي را انتخاب ميكنند چراكه معتقدند اين راه آسانترين و سريعترين راه براي رهايي از زندگي جهنمي! كنار يكديگر است.
از طرفي به دليل قرار گرفتن جامعه ايران در مرحلهگذار از سنت به مدرنيته، ارزشها، رسوم و الگوي ازدواج فرهنگ ايراني – اسلامي در جامعه و خانوادهها كمرنگ شده و در حال تغييرند و در همين حال قبح طلاق و تبعات منفي ناشي از آن نيز از بين رفته است.



