تقاضای دختر فداکار برای حضانت خواهرخواندهاش
دختر جوان که پس از مرگ غمانگیز پدرش سرپرستی خواهر و برادر کوچکترش را به عهده گرفته بود، خواستار دریافت حکم سرپرستی خواهر ناتنیاش شد.
به گزارش ایران، دختر 28 سالهای به نام «پروانه» با مراجعه به شعبه 276 دادگاه خانواده تهران – مستقر در مجتمع قضایی عدالت – ضمن ارائه دادخواستی، خواستار حضانت خواهر ناتنیاش شد. وی درباره ماجرای زندگیشان به قاضی «محمود بقال شیروان» گفت: مادر و پدرمان حدود 30 سال پیش با هم ازدواج کردند که حاصل زندگی مشترکشان، من و 2 خواهر و برادر کوچکتر هستیم. پدرم برای آسایش و آرامش خانوادهاش از هیچ تلاشی دریغ نمیکرد و حاضر بود جانش را هم فدای ما کند. اما افسوس که عمر خوشبختیمان زیاد نبود و در 15 سالگی پدر را بر اثر بیماری از دست دادیم. هرچند به خاطر اوضاع نسبتاً خوب زندگیمان با مشکلات مالی روبهرو نشدیم، اما متأسفانه تصمیم ناگهانی و عجولانه مادرم همه رؤیاهای آیندهما را به باد داد. چرا که او مدتی بعد با پسر جوانی که سالها از خودش جوانتر بود ازدواج کرد و من و خواهر و برادر خردسالم را رها کرد.
در آن روزها که از در و دیوار خانهمان تاریکی و ترس میبارید، جز خدا هیچ پناه و امیدی نداشتیم. ازدواج مجدد مادر در آن زمان، غم جانگداز مرگ زودهنگام پدر و جای خالی او در روح و زندگی ما به شدت تأثیر گذاشته بود. با این که هنوز نوجوان بودم و هیچ تجربهای نداشتم اما مسئولیت نگهداری و مراقبت از خود و خواهر و برادر کوچکترم را با کولهباری از اندوه و تنهایی به دوش کشیدم و با آغوش باز به استقبال سختیها رفتم.
بدین ترتیب در کنار هم زندگی کرده و در این راه پر فراز و نشیب دست هم را گرفتیم. تا این که مادرم چند سال بعد تصمیم به جدایی از شوهر دومش گرفت. بدون این که به سرنوشت دختر معصوم 4 سالهشان توجه کند. مدتی بعد هم مادر به عقد موقت همسر سومش درآمد و چون شوهر جدیدش تمایلی برای نگهداری و مراقبت از خواهر ناتنی 4 ساله ما نداشت، مادرم نیز از پذیرش مسئولیت مادریاش به راحتی و برای دومین بار خودداری کرد.
دختر جوان با اندوه فراوان ادامه داد متأسفانه خواهر ناتنی ما هم گرفتار سرنوشتی شد که پیش از آن ما دچارش شده بودیم. بنابراین در پی اطلاع از سرگردانی صدف کوچولو با میل و رضایت نگهداری از او را نیز برعهده گرفتم.
از آن زمان تا امروز خواهر کوچولویمان شاد و بیدردسر کنار ما زندگی میکند. اما حالا که 7 ساله شده، برای تحصیل در مدرسه و تعیین سرپرست، لازم است حکم حضانت قانونی داشته باشم.
این در حالی است که پدر «صدف» در پی جدایی از مادرم ناپدید شده است و مادرمان نیز به دلیل مخالفتهای شوهر سومش، صدف را فراموش کرده است. از سوی دیگر جدایی او از ما و تحویلش به دیگری، مشکلات روحی و روانی جبران ناپذیری برایش ایجاد خواهد کرد که امیدواریم با کمک قانونف و قاضی این مشکل حل شود.
قاضی شیروان رئیس شعبه 276 خانواده تهران با شنیدن ادعاهای خواهان دستور تعیین وقت دادرسی و احضار مادر و مادربزرگ «صدف» را صادر کرد تا در این باره تصمیم بگیرد.



