ايثار در کدها و ارقام نمی گنجد!
رنجنامه یک جانباز به زریبافان و جاسبی
آقایان جاسبی و زریبافان ،هنوز آرمان ها زنده اند. هنوز فداکاری ها و جانفشانی های خون آلود تصویر برجسته ای در جامعه ما دارند. هنوز نام جانباز و آزاده برای مردممان ويژگی هاي ممتازی دارد. اگر مجموعه دانشگاه آزاد با دولت مشکلی دارد یا اگر آب بنیاد شهید با دانشگاه در یک جوی نمی رود، نمی دانم؟ اما کد رهگیری چیزی نیست که بشود یک ایثارگر را در آن محصور کرد
کد خبر: ۱۱۸۳۱۹
| | 12300 بازدید
در پی ناهماهنگی که بین بنیاد شهید و دانشگاه ازاد ثبت نام آزمون دانشگاه آزاد درباره خانواده ایثارگران و جانبازان وجود داشت، یکی از افراد متضرر این موضوع نامه ای را برای تابناک ارسال کرده است که به دلیل ارزش والای این قشر جامعه و اهمیتی و حقی ایشان بر گردن نظام جمهوری اسلامی دارند، «تابناک اجتماعی» به انتشار این نامه که «رنجنامه» خوانده شده اقدام میکند.
متن کامل این نامه به شرح ذیل است:
هنوز تاريخ دفاع مقدس آنقدر کهنه و خاک گرفته نشده که بی مهری ها، غبارِ آن گردند. نشاط ذاتی جهاد و ایستادگی، ماندگار است.
آقایان جاسبی و زریبافان این سطور که از دیدگان شما می گذرد، برخواسته از دل هایی است که در بدنهايی خسته جای گرفته اند. خسته نه از دفاع و جهاد و پیکار، بلکه از بی مهری ها و بی توجهی های چشم گیری که دارد رواج پیدا می کند. اگر دست و پایی از بدن ها جدا گشته، اگر سوی چشمی به خاموشی رفته، اگر عضوی بی حس و حرکت شده، اینها همه در راه اسلام و انقلاب بوده است و خواهد بود. بد است که ارزش این فداکاری ها و جانفشانی ها را آنقدرها پایین بیاوریم که مادی نمایی اتفاق بیفتد و جلوه آن همه ایثار را در روزمرگی های خرد و ناچيزی محدود نماييم.
شما می دانید که انتظار از یک فرد در مقطعی از زمان محدود نمی شود؛ جانباز اگر روزی جان خویش را برای آرمان ها باخته است اما امروز حداقل نقش یک پدر را ایفا می کند. پدری که دست هایش را از دست داده و نمی تواند فرزندش را در آغوش گیرد و نوازش کند، پدری که نابیناست و نمی تواند چهره بانشاط فرزندش را ببیند و چهره خودش گل بیاندازد، پدری که توان حرکت ندارد تا با فرزندش همقدم شود، پدری که نفس هایش همیشه در شماره است و حتی به لطف و کپسول و اکسيژن آرزوی تکلم با جگرگوشهاش هميشه برایش تازه است ... آقای جاسبی از اين پدران هنوز فروان اند، پيرامون خود را نگاهی بیاندازید.
همین دانشگاه ها و ساختمانهای اداری و مدیریتی شما نیز در سایه برکت همان دست ها، چشم ها، قدم ها و نفس ها استوار شده است. سرمايه هايی که در طول ساليان پس از جنگ، مدام در معرض تهمت ها و آفت های استفاده از بيت المال قرار گرفته اند حال شایسته است که از حق طبیعی خودشان محروم نماييم. نشود آنانی که قامت پرصلابتشان که روزی سايه هراس اش بر دل دشمن سنگینی می کرد، امروز نزد فرزندان شان که به چشم یک قهرمان بدانها می نگردند، سرافکنده باشند و نشود که به هوای تقابلی با نهاد فلان و بهمان چنین سرمایه هایی را بازی دهیم و سرگردان سهمیه کنیم.
آقایان جاسبی و زریبافان ، هنوز صدای شليک خمپاره و انفجار مين و نور منوّرها در گوش ها و چشم ها باقی است. هنوز آرمان ها زنده اند. هنوز فداکاری ها و جانفشانی های خون آلود تصویر برجسته ای در جامعه ما دارند. هنوز نام جانباز و آزاده برای مردممان ويژگی هاي ممتازی دارد. اگر مجموعه دانشگاه آزاد با دولت مشکلی دارد یا اگر آب بنیاد شهید با دانشگاه در یک جوی نمی رود، نمی دانم؟ اما کد رهگیری چیزی نیست که بشود یک ایثارگر را در آن محصور کرد و به اندازه آن پايين آورد تا جايی که حتی مشکل اين چنينی اش دغدغه روزمره اش گردد. هزاران هزاران مجاهدت در یک سری عدد و رقم نمیگنجد.
نيايد روزی که جانباز و آزاده را به دست خويش مهجور و محزون کنيم و نباشد ايامی که سرافکندگی آنان را از اعمال خویش شاهد باشیم.
آقایان جاسبی و زریبافان این سطور که از دیدگان شما می گذرد، برخواسته از دل هایی است که در بدنهايی خسته جای گرفته اند. خسته نه از دفاع و جهاد و پیکار، بلکه از بی مهری ها و بی توجهی های چشم گیری که دارد رواج پیدا می کند. اگر دست و پایی از بدن ها جدا گشته، اگر سوی چشمی به خاموشی رفته، اگر عضوی بی حس و حرکت شده، اینها همه در راه اسلام و انقلاب بوده است و خواهد بود. بد است که ارزش این فداکاری ها و جانفشانی ها را آنقدرها پایین بیاوریم که مادی نمایی اتفاق بیفتد و جلوه آن همه ایثار را در روزمرگی های خرد و ناچيزی محدود نماييم.
شما می دانید که انتظار از یک فرد در مقطعی از زمان محدود نمی شود؛ جانباز اگر روزی جان خویش را برای آرمان ها باخته است اما امروز حداقل نقش یک پدر را ایفا می کند. پدری که دست هایش را از دست داده و نمی تواند فرزندش را در آغوش گیرد و نوازش کند، پدری که نابیناست و نمی تواند چهره بانشاط فرزندش را ببیند و چهره خودش گل بیاندازد، پدری که توان حرکت ندارد تا با فرزندش همقدم شود، پدری که نفس هایش همیشه در شماره است و حتی به لطف و کپسول و اکسيژن آرزوی تکلم با جگرگوشهاش هميشه برایش تازه است ... آقای جاسبی از اين پدران هنوز فروان اند، پيرامون خود را نگاهی بیاندازید.
همین دانشگاه ها و ساختمانهای اداری و مدیریتی شما نیز در سایه برکت همان دست ها، چشم ها، قدم ها و نفس ها استوار شده است. سرمايه هايی که در طول ساليان پس از جنگ، مدام در معرض تهمت ها و آفت های استفاده از بيت المال قرار گرفته اند حال شایسته است که از حق طبیعی خودشان محروم نماييم. نشود آنانی که قامت پرصلابتشان که روزی سايه هراس اش بر دل دشمن سنگینی می کرد، امروز نزد فرزندان شان که به چشم یک قهرمان بدانها می نگردند، سرافکنده باشند و نشود که به هوای تقابلی با نهاد فلان و بهمان چنین سرمایه هایی را بازی دهیم و سرگردان سهمیه کنیم.
آقایان جاسبی و زریبافان ، هنوز صدای شليک خمپاره و انفجار مين و نور منوّرها در گوش ها و چشم ها باقی است. هنوز آرمان ها زنده اند. هنوز فداکاری ها و جانفشانی های خون آلود تصویر برجسته ای در جامعه ما دارند. هنوز نام جانباز و آزاده برای مردممان ويژگی هاي ممتازی دارد. اگر مجموعه دانشگاه آزاد با دولت مشکلی دارد یا اگر آب بنیاد شهید با دانشگاه در یک جوی نمی رود، نمی دانم؟ اما کد رهگیری چیزی نیست که بشود یک ایثارگر را در آن محصور کرد و به اندازه آن پايين آورد تا جايی که حتی مشکل اين چنينی اش دغدغه روزمره اش گردد. هزاران هزاران مجاهدت در یک سری عدد و رقم نمیگنجد.
نيايد روزی که جانباز و آزاده را به دست خويش مهجور و محزون کنيم و نباشد ايامی که سرافکندگی آنان را از اعمال خویش شاهد باشیم.
گفتنی است، در تماس هایی که برخی بینندگان سایت تابناک با این رسانه داشته اند، گویا برخی خانواده هستند که از این ناهماهنگی میان این دو نهاد متضرر شده اند که ضرورت پیگیری مسئولان امر را هرچه بیشتر نمایان می سازد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


