گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۱۷۵۱۳
| | 3677 بازدید
جام جم
«تمركززدايي از تهران نيازمند حمايت و پشتيباني» عنوان يادداشت روز روزنامه جام جم به قلم دكتر لطفالله فروزنده است كه در آن ميخوانيد:
مسائل و معضلات كلانشهر تهران امروزه بر همه آحاد ملت بويژه ساكنان تهران بزرگ مشخص و مبرهن است. مباحث تمركززدايي، انتقال پايتخت از تهران و جلوگيري از گسترش بيرويه شهر تهران از برنامههاي مهم دولت ميباشد، چرا كه اين شهر از ديرباز با مسائل و مشكلات عديدهاي از لحاظ تمركز امور و رشد بيرويه جغرافيايي و جمعيتي و مسائل مرتبط با آن روبهرو بوده است.
شايان ذكر است كه از سال 1341 اين برنامهها براي جلوگيري از گسترش بيرويه شهر تهران مطرح بوده است كه در سالهاي 67، 77، 85 و 86 مجددا مورد توجه دولتمردان بويژه دولت نهم و دهم قرار گرفته است. همه افراد عام و خاص بر اين باورند كه بي توجهي به معضلات شهر تهران و عدم اتخاذ تدابير مديريتي مناسب امكان برنامه تمركززدايي و جلوگيري از گسترش بيرويه شهر تهران را حل و آنها را در آينده نزديك تقريبا غيرممكن خواهد ساخت اما اكنون با تدوين برنامه راهبردي بلندمدت و كوتاهمدت ميتوان بحرانهاي احتمالي پيشروي كلانشهر تهران را در راستاي اهداف مورد نظر، مديريت و راهبري كرد. مسلما از جمله مهمترين زمينهها و عوامل بروز معضلات شهر تهران تمركز همه امور اقتصادي، تجاري، آموزشي، فرهنگي، سياسي، بهداشتي و ... كلانشهر در تهران ميباشد. باتوجه به موارد ذكر شده بايد اذعان داشت كه يكي از راهحلهاي اصلي اين معضل امر تمركززدايي است؛ هرچند در مطالعات قبلي گزينههاي ديگري نيز مطرح بوده است كه عبارتند از:
1ـ انتقال پايتخت از شهر تهران
2ـ ايجاد قطبهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و بهداشتي و انتقال وظايف و فعاليتهاي دستگاههاي اجرايي به شهرهاي ديگر كشور
3ـ ايجاد پايتخت جديد در حومه تهران با انتقال وظايف حاكميتي به آنجا
4ـ تمركززدايي و انتقال برخي از وظايف غيرحاكميتي دستگاههاي اجرايي از كلانشهر تهران به استانهاي ديگر. همراه با انتقال شركتهاي دولتي، موسسات آموزشي و پژوهشي و موسسات مستقل، كه استقرار آن در تهران نهتنها هيچگونه توجيه و ضرورتي ندارند براساس مطالعات آمايش سرزمين با خروج آنها از شهر تهران هم استعدادهاي بالقوه آن استان شكوفا خواهد شد و هم موجب افزايش بهرهوري شركتها و موسسات انتقاليافته خواهد گرديد.اكنون كه دولت خدمتگزار براساس تجزيه و تحليل همهجانبه شرايط موجود و تحليل وضعيت آينده گزينه چهارم را انتخاب كرده است و مصمم به اجرا و عملياتي نمودن آن ميباشد، نيازمند حمايت و پشتيباني همهدستگاهها و نهادهاي كشور ازجمله مجلس، رسانههاي ملي و مردم در فضاي توام با همدلي، باور مشترك و مشاركت فعالانه ميباشد تا امكان عملياتي كردن طرحهاي انتخابي فراهم شود و بسترهاي لازم براي ساير گزينهها و راهحلهاي بلندمدت راهبردي فراهم گردد. جاي تعجب بسيار است با اين كه همه گروهها رويكرد تمركززدايي و انتقال از كلانشهر تهران را قبول دارند، اما برخي از افراد در جهتگيري و اعلام موضع در مقام تخريب طرح برميآيند و تلاش ميكنند به شكل مستقيم و غيرمستقيم، مشكلات اوليه طرح را بزرگنمايي كرده و كل ماهيت طرح را زير سوال ببرند. بنده از آنها اين سوالات را دارم:
تهران امروز
«روز قدس فرصتي براي تجديد ميثاق با اعتقادات» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم فروز رجايي فر است كه در آن ميخوانيد:
از نظر سياسي تا قبل از انقلاب اسلامي، مسئله فلسطين يك مسئله ملي مربوط به مردم فلسطين بود و حداكثر از آن به عنوان يك مناقشه سياسي بين اعراب و صهيونيسم ياد ميشد. در چنين شرايطي موازنه قوا به لحاظ تبليغاتي و رواني به نفع رژيم صهيونيستي بود و آزاديخواهان جهان چندان آشنايي با حق كشي كه در اين سرزمينها ميشد نداشتند و لذا واكنش خاصي هم وجود نداشت.
اما با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني مبارزه بين مردم فلسطين و رژيم صهيونيستي به مسئلهاي ملي تبديل شد و به جهان اسلام راه يافت. وقتي يك مسئله ملي اسلامي شد و از مرزهاي سرزمينهاي اشغالي فراتر رفت و بهخصوص با توجه به نگاهي كه اسلام نسبت به حق و باطل دارد، آزاديخواهان جهان را نيز به سمت خود جلب كرد.
در حقيقت با اسلامي شدن مسئله توجهات اسلامي و جهاني هم به سمت سرزمينهاي اشغالي و جناياتي كه در آنجا صورت ميگرفت، بيشترشد. نتيجه اين ارتقاء سطح، اين شد كه موضوع فلسطين يك موضوع ملي نيست و هر انسان آزاديخواهي بايد در برابر اتفاقات فلسطين موضع خود را مشخص كرده و در مسير مبارزه بسيج شود. اگر نميتواند حمايت مادي و نظامي بكند بايد حمايت معنوي كند با هر ابزار و وسيله و هنري كه در دست دارد. اين اتفاق كه افتاد و با بسيج نيروها و افكار عمومي رژيم صهيونيستي در يك انزواي تبليغاتي قرار گرفت و موازنه قدرت به نفع مردم فلسطين به هم خورد.
بهطور كلي با انقلاب اسلامي و حمايتهاي امام و ملت ايران از مقاومت در سرزمينهاي اشغالي موضوع ملي به يك موضوع اسلامي و اعتقادي تبديل شد و مردم فلسطين در ادامه مبارزات خود جايگاه بهتري در قلوب مسلمين در سراسر جهان و حتي آزاديخواهان غيرمسلمان پيدا كردند.
كيهان
«خبرش نزديك است» عنوان يادداشت روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن ميخوانيد1.خداوند بر درجات امام خميني(ره) بيفزايد كه سالها قبل از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي همچون طبيبي الهي مشكل و عارضه اصلي قدرت و تصميم گيري هاي به اصطلاح استراتژيك عرصه سياست و مديريت كلان اجتماعي را به خوبي تشخيص داده و بر مبناي جهان بيني توحيدي خود طي پيامي به گورباچف-11/10/67- با تاكيد بر اينكه صداي شكستن استخوان هاي ماركسيسم به گوش مي رسد هشدار دادند:
«مشكل اصلي كشور شما مسئله مالكيت و اقتصاد و آزادي نيست، مشكل شما عدم اعتقاد واقعي به خداست؛ همان مشكلي كه غرب را هم به ابتذال و بن بست كشيده و يا خواهد كشيد، مشكل اصلي شما مبارزه طولاني و بيهوده با خدا و مبدأ هستي و آفرينش است.» (صحيفه امام-ج 21-ص221 تا 227)
آنچه به وضوح در اين پيام تاريخي مشاهده مي شود نهيب امام امت به قلدران و قدرتمنداني است كه حذف مذهب و دين از عرصه اجتماع را در دستور كار قرار داده بودند و در مخيله تنگ و تاريك شان نمي گنجيد روزگاري از سرير قدرت به زير كشيده خواهند شد.
اما آنچه دقت و تامل بيشتري مي طلبد اين است كه چنين آينده اي همانطور كه براي اردوگاه الحادي شرق پيش بيني شد و لباس عينيت بر تن كرد براي اردوگاه استكباري غرب كه به سركردگي ايالات متحده سالهاست يكجانبه جولان مي دهد و به خيال خود مي تازد، نيز پيش بيني شده است و اكنون اين پرسش به ميان كشيده مي شود كه آيا عينيت و تحقق آن امكان پذير است؟
2- از دو، سه سال پيش كه بحران مالي غرب از پرده برون افتاده و همچون دومينيوي ويرانگري تداوم يافته است، تحليلگران و كارشناسان به اين مسئله وقوف يافته اند كه دوره ابرقدرتي و يكه تازي ايالات متحده به سر رسيده است. بطوري كه رسانه ها و ناظران سياسي ديگر اين مسئله را پنهان نمي كنند. دو سال پيش و در همان ماههاي آغازيني كه واشنگتن با اين بحران مالي لجام گسيخته دست و پنجه نرم مي كرد شوراي ملي آمريكا طي گزارشي پيرامون وضعيت اقتصادي اين كشور كه زيربناي سياست داخلي و خارجي آن را تشكيل مي دهد تصريح مي كند، آمريكا در آستانه افول و زوال قرار گرفته و مشكلات فراواني پيش روي دارد، اوباما ميراثي بحراني و پرچالش را از بوش تحويل گرفته است و آمريكا ديگر ابرقدرت جهان نيست.
جالب اينجاست كه بسياري از رسانه ها و مطبوعات غربي راه برون رفت از بحران مالي آمريكا و غرب را بازگشت به دستورات و فرامين ديني مي دانند. به عنوان نمونه هفته نامه ژورنال دفاينانس در سرمقاله خود به قلم رولان لاسكين ريشه بحران هاي مالي غرب را مضاربه هاي خيالي و غيرقانوني توصيف مي كند و در بحبوحه آغاز بحران مالي كشورهاي غربي خواستار اجراي شريعت اسلامي در حوزه مالي و اقتصادي مي شود. با تداوم و استمرار اين بحران مالي كار به جايي مي رسد كه سال گذشته پارلمان فرانسه نيز قانوني به تصويب مي رساند كه به موجب آن اوراق بهادار اسلامي در اين كشور صادر شود با اين توجيه و منطق اقتصادي كه اگر اين مهم اتفاق بيفتد تا سال 2020 سرمايه اي تا مرز 120ميليارد يورو بدست مي آيد و...
ابتكار
«سهم ما از ميراث علي (ع)» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم جاماسب محمدي بختياري است كه در آن ميخوانيد:
بيست و يکم ماه رمضان سالروز شهادت مولاي متقيان علي (ع) است.همانگونه که ماه مبارک رمضان ماه نزول وحي، فرصتي است براي خودسازي و تزکيه نفس و بازنگري در رفتار و کردارمان، سالروز شهادت امام اول شيعيان نيز فرصتي است براي واکاوي در رفتار وکردار آن حضرت و تلاش براي الگو پذيري از سيره و مرام آن بزرگوار.حکومت داري علي (ع)بعنوان اولين حکومت اسلامي در دوران تثبيت حرکت اسلامي در تاريخ قلمداد ميشود.لذا مهمترين وتنها الگوي رفتاري ملاک اخلاقي و سياسي شيعيان، دوران زمام داري علي(ع) است.
اين الگوها براي پيروان اسلام سياسي ميتواند معيار سنجش مناسبي براي زمامداران و حاکمان اسلامي قرار گيرد.گرچه پرداختن به دوران زمامداري علي(ع) در اين مقال کوتاه نميگنجد،اما با نگاهي سطحي و گذرا به برجسته ترين برخي ابعاد زندگاني آن حضرت ميپردازيم. گرچه مقايسه پديدهها به مفهوم تشبيه آنها به همديگر نيست . اما اميدواريم با ورود در مسير آن بزرگوار از ميراث ديني مان بيشتر بهره مند شويم.
الف)مشروعيت:با آنکه امامت به عنوان يکي از مناصب معنوي و سياسي حق آن بزرگوار بوده و از جانب خداوند توسط پيامبر (ص)به اين منصب گمارده شد،ولي وقتي امامت را پذيرفت که عموم مردم به خانه او هجوم بردند و بر اساس خواست جامعه اسلامي تن به خلافت داد.يکي از علتهاي پذيرش خلافت مسلمين احترام به خواست وافکار عمومي بوده است.راي و نظر مردم در نزد او آخرين محک قضاوت بود . بر پايه همين نگرش اعتقادي شيعه بود که امام خميني (ره) به تاسي از مکتب ائمه اقدام به تشکيل حکومت ديني نمود و با همين رويکرد اعتقادي فرمود «ميزان راي مردم است».زيرا اگر تشکيل حکومت بر خلاف راي و نظر مردم باشد بنيان فلسفه تشکيل حکومت بي مبنا است.
ب)عدالت:برجسته ترين وجه زمام داري علي(ع) عدالت است اما اکنون بنابر مقتضيات زمان و مکان تعريفهاي متعددي از عدالت ارائه ميشود.با ذکر مختصر و کوتاهي از اين تعابير گوناگون اشاره کوتاهي به دوران خلافت علي (ع) به ابعاد مختلف عدالت ميپردازيم.
1)عدالت در قضاوت: علي(ع) وقتي در جدال با يک يهودي بر سر زره خود در محکمه ي قضاوت روياروي هم قرار ميگيرند با آنکه خود خليفه مسلمين بود، حکم دادگاه به نفع آن يهودي صادر شده است.
موارد بسيار اين چنين رويدادهايي در گنجينه ي زمامداري علي (ع) وجود دارد،که ميتوان کتابها در مورد آن به رشته تحرير در آورد. لذا با ورود و وقوف در چنين مبحثي ميتوان به ارزيابي سيستم قضايي خودمان به طور گذرا و مختصر پرداخت .گرچه در مورد بهبود وضعيت قضايي ما در اين چند سال تلاشهاي بسياري صورت گرفته و نميتوان با سطحي نگري، تلاشهاي شبانه روزي صادقانه دست اندر کاران قضايي و صدها قاضي صديق در اين دستگاه عريض و طويل را ناديده گرفت.
رسالت
«مظلوميت هاي قبله اول» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم دکتر حشمت الله فلاحت پيشه است كه در آن ميخوانيد:
بهار سال جاري در خلال اجلاس جهاني بين المجالس - بانکوک- تکاپوي برخي هيئت هاي نمايندگي کشورهاي غربي براي گرفتن ماده اضطراري محکوميت رژيم صهيونيستي کمتر از هيئت ايراني نبود. با توجه به اقدامات توسعه طلبانه ما ه هاي اخير رژيم صهيونيستي در بيت المقدس، حتي طرف هاي غير مسلمان تحولات نيز به اين نتيجه رسيده بودند که امروز موجوديت آن رژيم، تهديدي براي همه اديان و بويژه تهديد جدي صلح و امنيت بين المللي است.
امسال در شرايطي به استقبال روز جهاني قدس مي رويم که مصاديق ديگري از مظلوميت قدس شريف شکل گرفته است. کشتار فلسطيني ها به صورت روزانه نهادينه شده است و به رغم برنامه ريزي گسترده آمريکا و همتايان عرب آن براي نشست سازش پايان ماه جاري، آوارگان فلسطيني از گذشته مايوس ترند و شهرک سازي ها ادامه دارد و مرزهاي1948 م هر روز محدودتر مي شود.
نکته اساسي آنکه محمود عباس عملا نماينده مشروع فلسطيني ها نيست و فلسطيني هاي سر خورده از کودتا عليه دولت حماس سال ها است مقامات سازمان آزاديبخش فلسطين را بخشي از خيمه سازش مي دانند. ابومازن دست بسته به ميداني برده مي شود که در طرف ديگر آن “بنيامين نتانياهو” گستاخانه همه جاه طلبي هاي راست افراطي و نژاد پرستان يهودي را نمايندگي مي کند. طرف آمريکايي نيز به دنبال سرهم بندي کردن سازشي ديگر است تا در آستانه انتخابات مياندوره اي کنگره، مانع از دست رفتن موقعيت دموکرات ها در نهاد قانونگذاري آن کشور شود. در روز جهاني قدس حضور مردمي ديگري نياز است تا درمقابل تباني سياستمداران، اميد را در اردوگاه فلسطيني ها زنده نگه دارد.
سه دهه از ابتکار ديني - سياسي مرحوم امام(ره) در ايجاد هجمه اي مردمي براي حمايت از فلسطين مي گذرد و در گذر اين ايام ده ها طرح و راهبرد سازش و سرکوب آمده و خيلي زود با هزيمت مواجه شده اند و تنها ابتکار پايا “روز جهاني قدس” است. در سايه اين اقدام بزرگ هر ساله خوني تازه در رگ هاي فلسطين و قدس مظلوم به جريان مي افتد و بيت المقدس به بزرگترين نماد وحدت بين مسلمانان تبديل شده است. طرح هاي سازش “اسلو”، “مادريد”، “شرم الشيخ”، “واشنگتن”، “واي پلنتيش”، “ديتون” و... به تاريخ پيوسته اند اما فرياد قدس هر ساله با آهنگي بر گرفته از انقلاب اسلامي ايران در دنيا طنين افکن مي شود.
در اين بين مردم ايران با انگيزه اي مضاعف براي حضور حماسي آماده مي شوند. رژيم صهيونيستي در کانون تحرکات ضدايراني اخير قرار دارد. از سال2000 ميلادي که زمزمه اقدامات نظامي آمريکا در خاورميانه شروع شد، لابي صهيونيست در آمريکا و نمايندگي آن در سرزمين هاي اشغالي غايت تلاش خود را به کار گرفت تا به جاي حمله به افغانستان و يا عراق، اين اقدام عليه جمهوري اسلامي ايران صورت گيرد.
بر اساس توصيه راهبردي صهيونيست ها حرکت هاي آزاديبخش و مقاومت، شاخه هاي درخت انقلاب اسلامي در ايران هستند و به جاي پرداختن به شاخه ها بايد تنه درخت را قطع کرد.
سياست روز
«به خدا ما غريبهايم» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم عليرضا بندري است كه در آن ميخوانيد:
غربت، دست از سر کوچهپسکوچهها مدينه برنميدارد. نخلهاي غمگين سرزمين وحي را هم به ماتم ميکشاند. چاه صبور کوفه را به وادي جنون ميکشاند. غربت نام کوچک دلتنگيهاي «شيعه» است.
و خوانده بوديم که شيعه يعني دلواپسي براي ضربتي که تماميت «جهل» بر تمامي «دانايي» فرود ميآورد و البته در اين ميان آنچه ناخوانده ماند، غربت سنگين مولاي صبور است.
در فراموشي اين عصر يخبندان حتي خطبه ناتمام «شقشقيه» مولا را نيمهتمام رها کرديم و از خاطر برديم مقتداي ما رنجهاي سيسالهاش را به پاسخ عربي بيابانگرد فرو خورد تا نمادي از اسلام باشد. اسلامي که انتقامجو نيست. رافت دارد و حتي با خصم مهرباني ميکند.
در هنگامه بحثهاي داغ و گاه خونآلود سياسي خورشيدواره اصحاب کسا را از خاطر برديم و عباي وحدت را که ميتوانست (و هنوز ميتواند) بر سر همگان گسترده شود.
فراموش کرديم مولود کعبه ـ مقتداي ما راه گمکردگان و رهروان ـ به عبادتهاي نهرواني «نه» ميگفت و سلام نادمان را بيپاسخ نميگذاشت.
از ياد برديم پارسايي شب را و به فراموشي روزگار تن داديم تا «علي»(ع) در کوفهاي بيوفا، غريب بماند و تنها نامش را زمزمه کرديم تا بار سنگين تعلقات ما بر زمين نماند.
به ياد بياوريم «حلم» مولا را، آنگاه که از روي سينه «عمربن عبدود» برخاست تا انگيزه الهي را به خشمي زميني نيالايد و باز به ياد بياوريم خداوند شمشير و قلم را که از شوق ديدار يار حتي قاتل خود را بيدار کرد تا از قافله وصل جا نماند.
ما غفلت کرديم و قافله بانگ رحيل را به صدا درآورد و حالا تنها گرد و غباري از کاروان ـ در دوردستها ـ به چشم ميخورد.
به ياد بياوريم لبهاي ترک خورده آن مولاي روزهدار را که پيش از اسير، پياله شير را ننوشيد تا دنيا بداند چرا اسلام را دين مرحمت و رافت ناميدهاند.
به ياد بياوريم و قدر بدانيم شب قدري را که گذشت و شبهاي قدري که در پيش است و قدري بينديشيم به مولايي که از لبانش «وحدت» ميتراويد و «رحمت» و ديگر هيچ!
مردم سالاري
«شهادت مظلوم ترين انسان تاريخ»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم سيد رضا اکرمي است كه در آن ميخوانيد:
بيست و يکم رمضان سالروز شهادت اول مظلوم تاريخ و مظلوم ترين انسان روي زمين، مولود کعبه و شهيد مسجد کوفه، مرد نامتناهي و ابرمرد علم وحلم و تقوي و عدالت، انسان صحنه هاي جهاد و صلح و سکوت، علي عليه السلا م است که اين روز فرصتي است براي شناختن و شناساندن حضرت و توسل و تقرب به وي و اقتدا نمودن «فبهدا هم اقتده» به حضرت مي باشد، بدين سبب نکاتي تقديم مي نمايم.
1-امامت پس از نبوت و رسالت، امري ضروري و ساختاري مي باشد که بدون امامت، امر رسالت و اهداف نبوت تداوم نمي يابد و گستره جهاني پيدا نخواهد کرد و پاسخگوئي در برابر سوالا ت و شبهات نخواهد بود و دور از حکمت خداوندي است که پيامبر اعظم را خاتم النبيين معرفي کند و دين وي را جهاني و ابدي «هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين کله و لوکره المشرکون» قرار دهد، ولي پس از پيامبر، فردي منصوب الهي و منصوص خداوند و معصوم از هر جهت و داناي کامل به کتاب«و من عنده علم الکتاب» جهت مديريت و تدبير و تداوم، انتخاب ننمايد.
بدين جهت براساس آيه شريفه «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک» علي عليه السلا م و پس از وي معصومان ديگر را معرفي نمود و براي امام علي عليه السلا م در بيابان غدير بيعت گرفت و با صراحت و صلا بت اعلا م نمود«اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي و رضيت لکم الا سلا م دينا» با امامت و ولا يت علي و فرزندانش دين به مرحله اکمال رسيد و نعمت خداوندي اتمام يافت.
2-حوادث بعد از وفات پيامبر اعظم از شگفت آورترين حوادث تاريخ و از جهت اثرگذاري منفي تابحال و آينده، تلخ ترين آثار را در پيداشت. هرگز باور نمي شد، بيعت غدير خم پس از هفتاد روز خدشه دار شود و علي عليه السلا م شخصيت شناخته شده در بين مسلمانان از جهت علم و عقل و عرفان و عبادت و ايمان و اخلا ق و ايثار، امتحان شده در صحنه هاي قضاوت و سياست و شجاعت و امانت، مورد نقد و انتقاد و بي مهري قرار گيرد، تا آنجا که بالکل از صحنه مديريت و تدبير نظام اسلا مي نوپاي 23 ساله کنار نهاده شود.
آفت جاه و مقام دنيا و خودنمائي، حقد و حسدهاي بدر واحد و خيبر و حنين و فتح مکه و سطحي بودن باور و اعتقاد برخي«فمنکم من يريدالدنيا و منکم من يريد الا خره» کار خود را کرد و نقار و خلا ف و تفرقه را به وجود آورد و توحيد کلمه را از بين برد و کلمه توحيد تنها ماند «بني الا سلا م علي کلمتين، کلمه التوحيد و توحيد الکلمه» و جبهه اسلا م از درون تضعيف شد و محروميت هاي سنگين و دشوار براي اسلا م و مسلمانان به وجود آمد که تا کنون اين زخم التيام نيافته است.
جمهوري اسلامي
«حذف روز جمهوري اسلامي چرا؟» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در جلسه روز يكشنبه خود با توجه به اعتراضاتي كه به حذف تعطيلي روز 15 خرداد در طرح افزايش تعطيلي عيد فطر صورت گرفت، ضمن عقب نشيني از حذف 15 خرداد، به جاي آن تصميم گرفت 12 فروردين را قرباني كند و تعطيلي روز جمهوري اسلامي را حذف نمايد!
اصل طرح، كه هفته گذشته يك فوريت آن با آراء 145 نفر از نمايندگان مجلس به تصويب رسيد، اين بود كه تعطيلي عيد فطر از يك روز به سه روز افزايش يابد و به جاي دو روزي كه به تعطيلات افزوده ميشود، تعطيلي روزهاي 15 خرداد و 29 اسفند حذف شود. اين طرح با اعتراض مطبوعات و مردم مواجه شد و معترضان از يكطرف به اصل افزايش تعطيلات با توجه به كثرت تعطيلات در كشور ما اعتراض كردند و از طرف ديگر حذف 15 خرداد و 29 اسفند، كه اولي از حساسترين روزهاي انقلابي و دومي از بهترين روزهاي ملي و يادآور مبارزه عليه استعمار انگليس است، را خلاف مصالح ملي دانستند. در اين طرح، اختيار دادن به دولت براي كاهش ساعات كار ادارات در ماه مبارك رمضان نيز پيش بيني شده بود كه معترضان با اين اقدام نيز مخالفت نموده و تأكيد كردند شأن مجلس نظارت بر قوانين و جلوگيري از تخلفات ا ست و اكنون كه دولت برخلاف قانون، ساعات كار ادارات را در ماه مبارك رمضان كاهش داده مجلس نبايد به جاي برخورد قانوني با آن، درصدد قانوني كردن اين تخلف برآيد.
اكنون كه كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي متوجه زشتي حذف 15 خرداد شده حق اين بود كه يا از افزايش تعطيلات عيد فطر صرفنظر ميكرد و يا اگر بر اين كار اصرار دارد به سراغ موردي ميرفت كه با مشكل مهمتري مواجه نباشد. قرباني كردن 12 فروردين كه روز جمهوري اسلامي است و در نظام جمهوري اسلامي مهمترين روز ملي محسوب ميگردد، خطاي بزرگي است كه معلوم نيست چرا اعضاي كميسيون فرهنگي مجلس به آن تن داده اند!
پس گرفتن خطاي حذف 15 خرداد و مرتكب شدن خطاي حذف 12 فروردين، مثل خروج از چاله و افتادن به چاه است. مردم حق دارند بپرسند طراحان اين قبيل پيشنهادها را چه ميشود كه مرتكب چنين خطاهاي بزرگ و در عين حال آشكار ميشوند؟ حذف تعطيلي روز جمهوري اسلامي، مساوي است با پاك كردن خاطره حضور پرشكوه مردم در پاي صندوقهاي رأي در اولين همه پرسي واقعي تاريخ اين كشور كه به حذف رژيم منحط و فاسد شاهنشاهي و تأسيس نظام جمهوري اسلامي منجر شد.
اين حضور پرشكوه مردمي كه در تاريخ ايران براي اولين بار اتفاق افتاد و تا آن زمان هرگز به مردم ايران اجازه اظهارنظر درباره نظام حكومتي دلخواهشان داده نشده بود، بقدري اهميت دارد كه نه فقط سالي يكبار بلكه بطور مستمر بايد به دوستان اين نظام يادآوري و به رخ دشمنان اين نظام كشيده شود. آنهمه شهيد كه در جريان انقلاب و نهضت اسلامي داده شد، آنهمه زندان رفتن ها، شكنجه ها، تبعيدها و رنجها و ستمها كه در مبارزه با رژيم ستم شاهي تحمل شد براي اين بود كه نظام جمهوري اسلامي تأسيس شود و مردم بتوانند نظر خود را آزادانه در زمينه نظام حكومتي مورد نظر خود و تعيين سرنوشت خود ابراز نمايند. حذف تعطيلي روز 12 فروردين، راه را براي به فراموشي سپرده شدن اين واقعه بسيار مهم و فاصله گرفتن نسلهاي آينده از آن هموار مينمايد و به زودي شرايط بگونهاي خواهد شد كه براي جوانان اين كشور اين سئوال پيش خواهد آمد كه ميان نظام جمهوري اسلامي و آراء مردم چه رابطهاي وجود دارد؟ و آيا اصولاً اين نظام با آراء مردم تأسيس شده يا هيچ ربطي به رأي و نظر مردم نداشته ا ست؟
ايران
«ميثاق با امام» عنوان سرمقاله روزنامه ايران به قلم سيدمحمد حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
اماما! اينك از عمر دولت دهم قريب به سالي گذشته است. دولت دهم، دولت جوش و خروش و تلاش و تلاطم، دولت مهرورز مظلوم هدف تهاجم، دولت طرح و برنامه و اقدام، سختكوشي و جرأت و قيام، دولت ولايت، در جان بركفي به نهايت، در طي مسير تو رهبرا، آيت! از ناحيت مردم و رهبري مستظهر به حمايت و انشاءالله مورد عنايت! عنايت مولايمان صاحب لواي هدايت! و اما هنوز هم اماما تويي مرجع روايت كه اگر بدايت با تو بود و ولايت از تو احيا گشت، حكايت همچنان باقي است.
اماما! سال پر حادثهاي بود، مريدان مدعي، كتاب كلامت را بر سر نيزه كرده بودند تا شكست را مانع شوند. به حكميت اجبار ميكردند. تيرها به سنگ خورد و اينك در محضر روح خدايي تو، بيباور جدايي تو! گزارش ميدهيم كه: گر تيغ بارد در كوي آن ماه/ گردن نهاديم الحكملله.
نعمت داشتن رهبر را آناني ميدانند كه در چنگال سلطه حاكمان ظالم اسيرند و حيرانند! سل المصانع ركباً تهيم فيالفلوات/ تو قدر آب چه داني كه در كنار فراتي. شايد براي نسل جوان تداعي معاني فقدان رهبر روحاني، سخت باشد ليكن براي نسل انقلاب و همسالان و همدلان و همسنگران ما تقريب اين سروده سعدي عليهالرحمه به ذهنها آسان است كه: ماهي كه در خشك اوفتد قيمت بداند آب را! اينك اي مراد ابدالآباد ما! اذعان ميداريم كه در امتحانهاي دشوار گرفتار گشتيم و ريزش و رويشي رخ داد و وقايع و رويدادهاي عجيبي اتفاق افتاد. دشمن كه همبستگي و انسجام را پاشنه آشيل انقلاب و نظام ميديد، به تيراندازان داخلي و خارجي دستور تهاجم داد و قصد بر آن نهاد كه وحدت و محور وحدت را كه ولايت است، آماج تير متمسكين و متنسكين قرار دهد. شكايت از كه كنم خانگيست غمازم!
اما ندانستند كه «والذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم»
تا ز ميخانه و مي نام و نشان خواهد بود/ سر ما خاك ره پير مغان خواهد بود
اماما! اينك در محضر روح افلاكيات عهد و پيماني مجدد ميبنديم كه سر از فرمانت نتابيم و بر سر ديدهباني در رصدخانه انقلاب اسلامي ايران، لحظهاي چشم بر هم ننهيم و نخوابيم و در رسيدن به اهداف مقدس نظام با گامهاي تعهد، بشتابيم كه سرسپرده اين بابيم. اميرالمؤمنين فرمود: «كفي بالاغترار جهلاً» دعا كنيد كه غرورمان در نربايد. «من جهل كثر عثاره» دعا كنيد لغزش سراغمان نيايد. و فرمود: «كفي بالمراء جهلاً ان يرضي عن نفسه» دعا كنيد كه رضايت از خود، دل را از رضايت خداوند تبارك و تعالي دور ننمايد. دعا كنيد به توفيق اطاعت از فرمان خلف صالحت، خون حلم و بردباري و سعه صدر در رگ رگ جانمان جاري گردد كه: «لا ظهير كالحلم» و «آية الرياسة سعة الصدر»
بر سر عهــــد تو اي پيــر زمـان ميمانيم
ما همانيــم كه بوديم و همــــان ميمانيم
ما همانيـم، همان راه، همــــان خون شهيد
پاي واپس نكشيــديم و نخواهيــــم كشيد
با تو بوديم كه امــــروز چنــــين بيداريم
با تو هستيــم كه از روح خــدا سرشاريــم
نفــس روشن تو در نفس جــــاري ماست
مــــرقد پــاك تو آيينه بيــــداري ماست
دست در دست تو داريم و علي همره ماست
نفحــات دل بيــــدار ولي همــــره ماست
و آخر دعوانا ان الحمدلله ربالـعالمين.
آفرينش
«کشمکش قيمت و کيفيت در پروازها» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم مهدي اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
موضوع افزايش قيمت بليت هواپيما بارديگر در صدر اخبار رسانه ها قرار گرفت. آزادسازي قيمت بليت هواپيما که از سال 1381 تاکنون همواره مورد توجه دولتمردان و مجلسيان قرار گرفته در آستانه اجراي هدفمند کردن يارانه ها بار ديگر مورد توجه قرار گرفته است.
اما افزايش قيمت بليت هواپيما ازجمله مسائلي بوده که همواره کشمکش هايي را ميان مجلسيان و دولت به همراه داشته است تا آنجا که در ماه هاي پاياني سال 1381 موجب شد تا اعضاي کميسيون عمران مجلس وقت به تصميم دولت هشتم نسبت به افزايش 50 درصدي قيمت بليت هواپيما واکنش نشان دادند و اين مخالفت موجب شد که دولت از موضع خود عقب نشيني کند و قيمت بليت هواپيما کاهش يافت.
اما پروژه افزايش قيمت بليت متوقف ماند تا اين که بار ديگر در سال 1385 در محافل خبري از آن سخن به ميان آمد اما اين بار وزير راه و ترابري و اعضاي کميسيون عمران و ساير مسوولان ذي ربط همسو با هم خواستار افزايش قيمت بليت براي کاهش زياندهي ايرلاين ها شده بودند اما بازهم اين پروژه شکست خورد. البته در طي ساليان گذشته قيمت بليت هواپيما اگرچه رضايت شرکت هواپيمايي را برآورده نکرده اما به شکلي کاملا محسوس افزايش يافته است. در يک دهه اخير قيمت بليت هواپيما رشد صعودي را طي کرده است اما آيا به همان ميزان کيفيت و خدماتي که توسط شرکت هاي هواپيمايي به مسافران ارائه شده رشد داشته است!
در طي سال هايي که موضوع آزادسازي قيمت ها در بخش حمل و نقل هوايي به شکلي جدي دنبال مي شود شرکت هاي هواپيمايي چقدر در جهت سرويس دهي بهتر به مسافران، ورود هواپيماهاي نو به ناوگان هوايي کشور و خروج توپولوف هايي که جان هزاران نفر از هموطنانمان را گرفته است تلاش کرده اند! البته ناگفته نماند که هيچ فردي با افزايش قيمت بليت مخالف نيست و بعضا مردم نيز از آن استقبال مي کنند با اين شروط، که خدماتي که به مسافران داده مي شود افزايش يابد، تاخيرهاي پروازي کاهش يابد، هواپيماهاي نو جايگزين فرسوده شود و در يک کلام; هرآنچه که نياز يک پرواز بي خطر و بي استرس است فراهم گردد.
حال که وزير راه نيز بر اين نکته که هواپيماها در شان مردم نيستند و ناوگان هوايي کشور بايد بهتر شود تاکيد کرده است پس بهتر اين نيست که ابتدا ناوگان هوايي با کمک ايرلاين ها توسعه يابد و پس از آن افزايش قيمت ها اتفاق بيفتد. وزير راه با بيان اين ضرب المثل که "هرچه پول بدهي آش مي خوري" معتقد است که بهتر نشدن ناوگان دليلش پايين بودن قيمت بليت است، اما آقاي وزير; آيا افزايش قيمت بليت تنها ضامن بهتر شدن ناوگان حمل و نقل هوايي است! و آيا هرچي "آش بخوري پول مي دهي" در اين برهه از زمان مصداق ندارد؟!
دنياي اقتصاد
«نقش سرمايهگذاري خارجي در مديريت واردات»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم مهدي نصرتي است كه در آن ميخوانيد:
ثابت بودن نرخ ارز در چند سال اخير در مقايسه با تورم دو رقمي اين سالها، موجب شده است كه قدرت توليدكنندگان داخلي در رقابت با كالاهاي وارداتي رسمي و غيررسمي كاهش يابد و حجم عظيمي از واردات به كشور سرازير شود.
درباره نقش نرخ ارز در اين باره سخن بسيار گفته شده است و بايد بر آن نيز تاكيد شود؛ اما علاوه بر اصلاح نرخ ارز چه تدابير ديگري در خصوص مديريت واردات ميتوان انديشيد؟
در واقع دغدغه اصلي اين است كه چه ميتوان كرد كه همزمان توليد ملي افزايش يابد و در عين حال، كيفيت كالاهاي داخلي نيز بهبود يابد. به نظر ميرسد حمايت و تشويق سرمايهگذاري خارجي يكي از راهكارهايي است كه ميتواند دستيابي به دو هدف ياد شده را تسهيل كند.
در مورد مزاياي سرمايهگذاري خارجي معمولا مواردي چون دستيابي به منابع مالي جديد، ايجاد اشتغال، انتقال دانش مديريت و فناوري و دستيابي به بازارهاي جديد ذكر ميشود؛ اما علاوه بر همه اين موارد، سرمايهگذاري خارجي در فضاي داخلي كشور ميتواند دو نقش منحصر به فرد ايجاد كند؛ اول بهبود فضاي كسب و كار داخلي و دوم پيوند بيشتر با اقتصاد جهاني.
همه كساني كه دستي در توليد دارند- البته به استثناي آنهايي كه از موقعيتي انحصاري برخوردارند- اذعان دارند كه با وجود محدوديتهاي خود ساخته و بوروكراسي سنگين حاكم بر فضاي توليد و انواع و اقسام موانع، فضاي كشور فضاي مناسبي براي كسبوكار نيست. طبيعي است كه اين فضا جذابيتي براي جلب سرمايهگذاران خارجي نداشته باشد. از آنجايي كه در حال حاضر حجم سرمايهگذاري خارجي در كشور به نسبت كل GDP عدد قابل ملاحظهاي نيست، ميتوان ابتدا براي حذف اين موانع از پيش پاي سرمايهگذاران خارجي- كه بخش كوچكي از اقتصاد كشور را تشكيل ميدهند- اقدام نمود و سپس اين تجربه را به كل اقتصاد تعميم داد. اما به خاطر داشته باشيم بهبود كيفيت نه با خواهش و درخواست محقق ميشود، نه حتي با دستورالعمل و بخشنامه و نظارت. بهبود كيفيت نيازمند نظارت است؛ اما نه نظارت چند نفر و چند ارگان، بلكه نظارت ميليونها مصرفكنندهاي كه به دقت كيفيت و قيمت توليدات را ارزيابي ميكنند و به سرعت هم ابزار حاكميتي خود را با عدم خريد كالا و خدمات بيكيفيت به كار ميبرند.
بنابراين بايد مشتريان حق انتخاب داشته باشند و از اين رو است كه بايد به رقابت تن داد. تجربه دنيا به ويژه تجربه چندين دهه كشورهاي آمريكاي لاتين پيشروي ما است و نيازي به تكرار آن با همه هزينهها و ناكاميهايش نيست. سياستهاي جايگزيني واردات در اين كشورها به سختي شكست خوردهاند. سياستهاي توسعه صادرات نيز كه چندين سال الگويي موفق به شمار ميرود در اقتصاد امروز دنيا به تنهايي كارساز نيستند.
جهاني شدن، گفتمان غالب در اقتصاد روز جهان است و سرمايهگذاري خارجي يكي از مولفهها و ابزارهاي جهاني شدن به شمار ميرود. از سويي در محافل اقتصادي به درستي اشاره شدهاست كه توليدات كشوري نظير چين به دليل عدم رعايت استانداردهاي توليد و همچنين عدم اعمال استانداردهاي محيط كار (شامل دستمزد پايين به نيروي كار، بياعتنايي به محيط زيست) قيمت تمام شده پايينتري دارند و در يك فضاي رقابتي منصفانه قرار ندارند. مزيت سرمايهگذاري خارجي اين است كه سرمايهگذار خارجي ملزم است اين استانداردها را رعايت كند و در فضايي منصفانهتر رقابت كند.
جهان صنعت:طرح هايي که خاک مي خورند
«طرح هايي که خاک مي خورند»عنوان سرمقالهِ روزنامه جهان به قلم زهرا علياکبري است كه در آن ميخوانيد؛ يکسال گذشت و هفته دولت از راه رسيد تا به يادها بياورد که دولت دهم درست همين روزها در سال گذشته بود که کارش را آغاز کرد و حالا از آن همه فرصتي که ميخواست و براي تحقق آن همه شعاري که ميداد تنها سه سال باقي مانده است ؛ سه سالي که در تعجيل عجيب عقربهها به سرعت باد سپري خواهد شد.
بعضي ميگويند انگار زمان زودتر از گذشته ميگذرد. شايد ساعتهاي آونگدار قديمي عجله چنداني براي رساندن روز به شب نداشتند اما ساعتهاي جديد در اين حوزه تعارفي ندارند.
گذشته از اينها زلزله 8/8 ريشتري شيلي محور زمين را به اندازه 3/2 هزارم ثانيه قوسي جابهجا و طول شبانهروز را 8/6 ميکروثانيه کوتاه کرده است. هرچند اين کوتاهي تاثير چنداني در اندازه سه سال ندارد اما سندي است بر اين نکته که زمان زودتر از قبل ميگذرد.
اما يک سالي که گذشت.نه فقط در طول سال گذشته که سالهاي قبلتر از زبان رييس دولت نهم درباره هدفمندي يارانهها بارها و بارها شنيده بوديم اما يک سال از عمر چهار ساله دولت دهم گذشت و يارانهها در خم همان کوچهاي مانده است که سالهاي قبل مانده بود. جالب اينجاست که در طول يک سال گذشته مقامات دولتي هيچکدام درباره جزييات اين طرح اظهارنظري نکردند و جديدتر از همه وزير امور اقتصادي و دارايي است که اعلام کرده، ميداند سقف و کف يارانههاي پرداختي چقدر است اما به دليل آنکه فعلا صلاح نميداند چيزي در اين مورد نميگويد.
جالب اينجاست که قرار است طرح هدفمندي يارانهها با هدف رفاه حال مردم، کاهش فاصله طبقاتي و بهرهمندي بيشتر اقشار نيازمند از يارانههاي پرداختي اجرايي شود اما همين گروههاي هدف تاکنون هيچ اطلاعي از نحوه اجراي اين طرح و حتي زمان اجراي آن ندارند. صادق محصولي، وزير رفاه و تامين اجتماعي نيز تاکيد کرده است تنها 24 ساعت قبل از اجراي طرح مردم خبردار خواهند شد.
در يک سالي که گذشت مانند سالهاي قبل تمرکز بر مسايل ريز اقتصادي بود و مانند بسياري از سالها مسايل کلان در هياهوي جزييات از توجه لازم بينصيب ماند. در حالي که ماه ششم سال آغاز ميشود هنوز بودجه، کتابچه يک سال دخلوخرج کشور به چاپ نرسيده و همين مجمل حديث مفصل رفتار مقامات با اقتصاد را نشان ميدهد.
آمارهاي رسمي حاکي از کاهش نرخ تورم است اما از آنسو قيمت اقلام مصرفي و مرغ در آستانه ماه رمضان چون سالهاي گذشته قد ميکشد و در هياهوي منع و آزادي واردات برنج، دانههايش قيمتدار ميشود.مبناهاي آماري براي محاسبه نرخ بيکاري و... دردسرساز ميشود و براساس اين بناست فردي که يک ساعت در هفته به کاري اشتغال داشته باشد، شاغل محسوب شود و آمار بيکاري براساس آن تدوين و ارايه شود در حالي که نه فقط بيکاري واقعي و عيني که بيکاري پنهان که بخش مهمي از شاغلان کشور را تهديد ميکنند به قوت خود باقي است.حتي آمارهاي رسمي حکايت از کاهش قدرت خريد مردم دارد و از پس همه اينها در سالي که گذشت مشکلات مهم اقتصادي و برنامهريزي به قوت خود باقي ماند.
«تمركززدايي از تهران نيازمند حمايت و پشتيباني» عنوان يادداشت روز روزنامه جام جم به قلم دكتر لطفالله فروزنده است كه در آن ميخوانيد:
مسائل و معضلات كلانشهر تهران امروزه بر همه آحاد ملت بويژه ساكنان تهران بزرگ مشخص و مبرهن است. مباحث تمركززدايي، انتقال پايتخت از تهران و جلوگيري از گسترش بيرويه شهر تهران از برنامههاي مهم دولت ميباشد، چرا كه اين شهر از ديرباز با مسائل و مشكلات عديدهاي از لحاظ تمركز امور و رشد بيرويه جغرافيايي و جمعيتي و مسائل مرتبط با آن روبهرو بوده است.
شايان ذكر است كه از سال 1341 اين برنامهها براي جلوگيري از گسترش بيرويه شهر تهران مطرح بوده است كه در سالهاي 67، 77، 85 و 86 مجددا مورد توجه دولتمردان بويژه دولت نهم و دهم قرار گرفته است. همه افراد عام و خاص بر اين باورند كه بي توجهي به معضلات شهر تهران و عدم اتخاذ تدابير مديريتي مناسب امكان برنامه تمركززدايي و جلوگيري از گسترش بيرويه شهر تهران را حل و آنها را در آينده نزديك تقريبا غيرممكن خواهد ساخت اما اكنون با تدوين برنامه راهبردي بلندمدت و كوتاهمدت ميتوان بحرانهاي احتمالي پيشروي كلانشهر تهران را در راستاي اهداف مورد نظر، مديريت و راهبري كرد. مسلما از جمله مهمترين زمينهها و عوامل بروز معضلات شهر تهران تمركز همه امور اقتصادي، تجاري، آموزشي، فرهنگي، سياسي، بهداشتي و ... كلانشهر در تهران ميباشد. باتوجه به موارد ذكر شده بايد اذعان داشت كه يكي از راهحلهاي اصلي اين معضل امر تمركززدايي است؛ هرچند در مطالعات قبلي گزينههاي ديگري نيز مطرح بوده است كه عبارتند از:
1ـ انتقال پايتخت از شهر تهران
2ـ ايجاد قطبهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و بهداشتي و انتقال وظايف و فعاليتهاي دستگاههاي اجرايي به شهرهاي ديگر كشور
3ـ ايجاد پايتخت جديد در حومه تهران با انتقال وظايف حاكميتي به آنجا
4ـ تمركززدايي و انتقال برخي از وظايف غيرحاكميتي دستگاههاي اجرايي از كلانشهر تهران به استانهاي ديگر. همراه با انتقال شركتهاي دولتي، موسسات آموزشي و پژوهشي و موسسات مستقل، كه استقرار آن در تهران نهتنها هيچگونه توجيه و ضرورتي ندارند براساس مطالعات آمايش سرزمين با خروج آنها از شهر تهران هم استعدادهاي بالقوه آن استان شكوفا خواهد شد و هم موجب افزايش بهرهوري شركتها و موسسات انتقاليافته خواهد گرديد.اكنون كه دولت خدمتگزار براساس تجزيه و تحليل همهجانبه شرايط موجود و تحليل وضعيت آينده گزينه چهارم را انتخاب كرده است و مصمم به اجرا و عملياتي نمودن آن ميباشد، نيازمند حمايت و پشتيباني همهدستگاهها و نهادهاي كشور ازجمله مجلس، رسانههاي ملي و مردم در فضاي توام با همدلي، باور مشترك و مشاركت فعالانه ميباشد تا امكان عملياتي كردن طرحهاي انتخابي فراهم شود و بسترهاي لازم براي ساير گزينهها و راهحلهاي بلندمدت راهبردي فراهم گردد. جاي تعجب بسيار است با اين كه همه گروهها رويكرد تمركززدايي و انتقال از كلانشهر تهران را قبول دارند، اما برخي از افراد در جهتگيري و اعلام موضع در مقام تخريب طرح برميآيند و تلاش ميكنند به شكل مستقيم و غيرمستقيم، مشكلات اوليه طرح را بزرگنمايي كرده و كل ماهيت طرح را زير سوال ببرند. بنده از آنها اين سوالات را دارم:
تهران امروز
«روز قدس فرصتي براي تجديد ميثاق با اعتقادات» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم فروز رجايي فر است كه در آن ميخوانيد:
از نظر سياسي تا قبل از انقلاب اسلامي، مسئله فلسطين يك مسئله ملي مربوط به مردم فلسطين بود و حداكثر از آن به عنوان يك مناقشه سياسي بين اعراب و صهيونيسم ياد ميشد. در چنين شرايطي موازنه قوا به لحاظ تبليغاتي و رواني به نفع رژيم صهيونيستي بود و آزاديخواهان جهان چندان آشنايي با حق كشي كه در اين سرزمينها ميشد نداشتند و لذا واكنش خاصي هم وجود نداشت.
اما با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني مبارزه بين مردم فلسطين و رژيم صهيونيستي به مسئلهاي ملي تبديل شد و به جهان اسلام راه يافت. وقتي يك مسئله ملي اسلامي شد و از مرزهاي سرزمينهاي اشغالي فراتر رفت و بهخصوص با توجه به نگاهي كه اسلام نسبت به حق و باطل دارد، آزاديخواهان جهان را نيز به سمت خود جلب كرد.
در حقيقت با اسلامي شدن مسئله توجهات اسلامي و جهاني هم به سمت سرزمينهاي اشغالي و جناياتي كه در آنجا صورت ميگرفت، بيشترشد. نتيجه اين ارتقاء سطح، اين شد كه موضوع فلسطين يك موضوع ملي نيست و هر انسان آزاديخواهي بايد در برابر اتفاقات فلسطين موضع خود را مشخص كرده و در مسير مبارزه بسيج شود. اگر نميتواند حمايت مادي و نظامي بكند بايد حمايت معنوي كند با هر ابزار و وسيله و هنري كه در دست دارد. اين اتفاق كه افتاد و با بسيج نيروها و افكار عمومي رژيم صهيونيستي در يك انزواي تبليغاتي قرار گرفت و موازنه قدرت به نفع مردم فلسطين به هم خورد.
بهطور كلي با انقلاب اسلامي و حمايتهاي امام و ملت ايران از مقاومت در سرزمينهاي اشغالي موضوع ملي به يك موضوع اسلامي و اعتقادي تبديل شد و مردم فلسطين در ادامه مبارزات خود جايگاه بهتري در قلوب مسلمين در سراسر جهان و حتي آزاديخواهان غيرمسلمان پيدا كردند.
كيهان
«خبرش نزديك است» عنوان يادداشت روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن ميخوانيد1.خداوند بر درجات امام خميني(ره) بيفزايد كه سالها قبل از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي همچون طبيبي الهي مشكل و عارضه اصلي قدرت و تصميم گيري هاي به اصطلاح استراتژيك عرصه سياست و مديريت كلان اجتماعي را به خوبي تشخيص داده و بر مبناي جهان بيني توحيدي خود طي پيامي به گورباچف-11/10/67- با تاكيد بر اينكه صداي شكستن استخوان هاي ماركسيسم به گوش مي رسد هشدار دادند:
«مشكل اصلي كشور شما مسئله مالكيت و اقتصاد و آزادي نيست، مشكل شما عدم اعتقاد واقعي به خداست؛ همان مشكلي كه غرب را هم به ابتذال و بن بست كشيده و يا خواهد كشيد، مشكل اصلي شما مبارزه طولاني و بيهوده با خدا و مبدأ هستي و آفرينش است.» (صحيفه امام-ج 21-ص221 تا 227)
آنچه به وضوح در اين پيام تاريخي مشاهده مي شود نهيب امام امت به قلدران و قدرتمنداني است كه حذف مذهب و دين از عرصه اجتماع را در دستور كار قرار داده بودند و در مخيله تنگ و تاريك شان نمي گنجيد روزگاري از سرير قدرت به زير كشيده خواهند شد.
اما آنچه دقت و تامل بيشتري مي طلبد اين است كه چنين آينده اي همانطور كه براي اردوگاه الحادي شرق پيش بيني شد و لباس عينيت بر تن كرد براي اردوگاه استكباري غرب كه به سركردگي ايالات متحده سالهاست يكجانبه جولان مي دهد و به خيال خود مي تازد، نيز پيش بيني شده است و اكنون اين پرسش به ميان كشيده مي شود كه آيا عينيت و تحقق آن امكان پذير است؟
2- از دو، سه سال پيش كه بحران مالي غرب از پرده برون افتاده و همچون دومينيوي ويرانگري تداوم يافته است، تحليلگران و كارشناسان به اين مسئله وقوف يافته اند كه دوره ابرقدرتي و يكه تازي ايالات متحده به سر رسيده است. بطوري كه رسانه ها و ناظران سياسي ديگر اين مسئله را پنهان نمي كنند. دو سال پيش و در همان ماههاي آغازيني كه واشنگتن با اين بحران مالي لجام گسيخته دست و پنجه نرم مي كرد شوراي ملي آمريكا طي گزارشي پيرامون وضعيت اقتصادي اين كشور كه زيربناي سياست داخلي و خارجي آن را تشكيل مي دهد تصريح مي كند، آمريكا در آستانه افول و زوال قرار گرفته و مشكلات فراواني پيش روي دارد، اوباما ميراثي بحراني و پرچالش را از بوش تحويل گرفته است و آمريكا ديگر ابرقدرت جهان نيست.
جالب اينجاست كه بسياري از رسانه ها و مطبوعات غربي راه برون رفت از بحران مالي آمريكا و غرب را بازگشت به دستورات و فرامين ديني مي دانند. به عنوان نمونه هفته نامه ژورنال دفاينانس در سرمقاله خود به قلم رولان لاسكين ريشه بحران هاي مالي غرب را مضاربه هاي خيالي و غيرقانوني توصيف مي كند و در بحبوحه آغاز بحران مالي كشورهاي غربي خواستار اجراي شريعت اسلامي در حوزه مالي و اقتصادي مي شود. با تداوم و استمرار اين بحران مالي كار به جايي مي رسد كه سال گذشته پارلمان فرانسه نيز قانوني به تصويب مي رساند كه به موجب آن اوراق بهادار اسلامي در اين كشور صادر شود با اين توجيه و منطق اقتصادي كه اگر اين مهم اتفاق بيفتد تا سال 2020 سرمايه اي تا مرز 120ميليارد يورو بدست مي آيد و...
ابتكار
«سهم ما از ميراث علي (ع)» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم جاماسب محمدي بختياري است كه در آن ميخوانيد:
بيست و يکم ماه رمضان سالروز شهادت مولاي متقيان علي (ع) است.همانگونه که ماه مبارک رمضان ماه نزول وحي، فرصتي است براي خودسازي و تزکيه نفس و بازنگري در رفتار و کردارمان، سالروز شهادت امام اول شيعيان نيز فرصتي است براي واکاوي در رفتار وکردار آن حضرت و تلاش براي الگو پذيري از سيره و مرام آن بزرگوار.حکومت داري علي (ع)بعنوان اولين حکومت اسلامي در دوران تثبيت حرکت اسلامي در تاريخ قلمداد ميشود.لذا مهمترين وتنها الگوي رفتاري ملاک اخلاقي و سياسي شيعيان، دوران زمام داري علي(ع) است.
اين الگوها براي پيروان اسلام سياسي ميتواند معيار سنجش مناسبي براي زمامداران و حاکمان اسلامي قرار گيرد.گرچه پرداختن به دوران زمامداري علي(ع) در اين مقال کوتاه نميگنجد،اما با نگاهي سطحي و گذرا به برجسته ترين برخي ابعاد زندگاني آن حضرت ميپردازيم. گرچه مقايسه پديدهها به مفهوم تشبيه آنها به همديگر نيست . اما اميدواريم با ورود در مسير آن بزرگوار از ميراث ديني مان بيشتر بهره مند شويم.
الف)مشروعيت:با آنکه امامت به عنوان يکي از مناصب معنوي و سياسي حق آن بزرگوار بوده و از جانب خداوند توسط پيامبر (ص)به اين منصب گمارده شد،ولي وقتي امامت را پذيرفت که عموم مردم به خانه او هجوم بردند و بر اساس خواست جامعه اسلامي تن به خلافت داد.يکي از علتهاي پذيرش خلافت مسلمين احترام به خواست وافکار عمومي بوده است.راي و نظر مردم در نزد او آخرين محک قضاوت بود . بر پايه همين نگرش اعتقادي شيعه بود که امام خميني (ره) به تاسي از مکتب ائمه اقدام به تشکيل حکومت ديني نمود و با همين رويکرد اعتقادي فرمود «ميزان راي مردم است».زيرا اگر تشکيل حکومت بر خلاف راي و نظر مردم باشد بنيان فلسفه تشکيل حکومت بي مبنا است.
ب)عدالت:برجسته ترين وجه زمام داري علي(ع) عدالت است اما اکنون بنابر مقتضيات زمان و مکان تعريفهاي متعددي از عدالت ارائه ميشود.با ذکر مختصر و کوتاهي از اين تعابير گوناگون اشاره کوتاهي به دوران خلافت علي (ع) به ابعاد مختلف عدالت ميپردازيم.
1)عدالت در قضاوت: علي(ع) وقتي در جدال با يک يهودي بر سر زره خود در محکمه ي قضاوت روياروي هم قرار ميگيرند با آنکه خود خليفه مسلمين بود، حکم دادگاه به نفع آن يهودي صادر شده است.
موارد بسيار اين چنين رويدادهايي در گنجينه ي زمامداري علي (ع) وجود دارد،که ميتوان کتابها در مورد آن به رشته تحرير در آورد. لذا با ورود و وقوف در چنين مبحثي ميتوان به ارزيابي سيستم قضايي خودمان به طور گذرا و مختصر پرداخت .گرچه در مورد بهبود وضعيت قضايي ما در اين چند سال تلاشهاي بسياري صورت گرفته و نميتوان با سطحي نگري، تلاشهاي شبانه روزي صادقانه دست اندر کاران قضايي و صدها قاضي صديق در اين دستگاه عريض و طويل را ناديده گرفت.
رسالت
«مظلوميت هاي قبله اول» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم دکتر حشمت الله فلاحت پيشه است كه در آن ميخوانيد:
بهار سال جاري در خلال اجلاس جهاني بين المجالس - بانکوک- تکاپوي برخي هيئت هاي نمايندگي کشورهاي غربي براي گرفتن ماده اضطراري محکوميت رژيم صهيونيستي کمتر از هيئت ايراني نبود. با توجه به اقدامات توسعه طلبانه ما ه هاي اخير رژيم صهيونيستي در بيت المقدس، حتي طرف هاي غير مسلمان تحولات نيز به اين نتيجه رسيده بودند که امروز موجوديت آن رژيم، تهديدي براي همه اديان و بويژه تهديد جدي صلح و امنيت بين المللي است.
امسال در شرايطي به استقبال روز جهاني قدس مي رويم که مصاديق ديگري از مظلوميت قدس شريف شکل گرفته است. کشتار فلسطيني ها به صورت روزانه نهادينه شده است و به رغم برنامه ريزي گسترده آمريکا و همتايان عرب آن براي نشست سازش پايان ماه جاري، آوارگان فلسطيني از گذشته مايوس ترند و شهرک سازي ها ادامه دارد و مرزهاي1948 م هر روز محدودتر مي شود.
نکته اساسي آنکه محمود عباس عملا نماينده مشروع فلسطيني ها نيست و فلسطيني هاي سر خورده از کودتا عليه دولت حماس سال ها است مقامات سازمان آزاديبخش فلسطين را بخشي از خيمه سازش مي دانند. ابومازن دست بسته به ميداني برده مي شود که در طرف ديگر آن “بنيامين نتانياهو” گستاخانه همه جاه طلبي هاي راست افراطي و نژاد پرستان يهودي را نمايندگي مي کند. طرف آمريکايي نيز به دنبال سرهم بندي کردن سازشي ديگر است تا در آستانه انتخابات مياندوره اي کنگره، مانع از دست رفتن موقعيت دموکرات ها در نهاد قانونگذاري آن کشور شود. در روز جهاني قدس حضور مردمي ديگري نياز است تا درمقابل تباني سياستمداران، اميد را در اردوگاه فلسطيني ها زنده نگه دارد.
سه دهه از ابتکار ديني - سياسي مرحوم امام(ره) در ايجاد هجمه اي مردمي براي حمايت از فلسطين مي گذرد و در گذر اين ايام ده ها طرح و راهبرد سازش و سرکوب آمده و خيلي زود با هزيمت مواجه شده اند و تنها ابتکار پايا “روز جهاني قدس” است. در سايه اين اقدام بزرگ هر ساله خوني تازه در رگ هاي فلسطين و قدس مظلوم به جريان مي افتد و بيت المقدس به بزرگترين نماد وحدت بين مسلمانان تبديل شده است. طرح هاي سازش “اسلو”، “مادريد”، “شرم الشيخ”، “واشنگتن”، “واي پلنتيش”، “ديتون” و... به تاريخ پيوسته اند اما فرياد قدس هر ساله با آهنگي بر گرفته از انقلاب اسلامي ايران در دنيا طنين افکن مي شود.
در اين بين مردم ايران با انگيزه اي مضاعف براي حضور حماسي آماده مي شوند. رژيم صهيونيستي در کانون تحرکات ضدايراني اخير قرار دارد. از سال2000 ميلادي که زمزمه اقدامات نظامي آمريکا در خاورميانه شروع شد، لابي صهيونيست در آمريکا و نمايندگي آن در سرزمين هاي اشغالي غايت تلاش خود را به کار گرفت تا به جاي حمله به افغانستان و يا عراق، اين اقدام عليه جمهوري اسلامي ايران صورت گيرد.
بر اساس توصيه راهبردي صهيونيست ها حرکت هاي آزاديبخش و مقاومت، شاخه هاي درخت انقلاب اسلامي در ايران هستند و به جاي پرداختن به شاخه ها بايد تنه درخت را قطع کرد.
سياست روز
«به خدا ما غريبهايم» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم عليرضا بندري است كه در آن ميخوانيد:
غربت، دست از سر کوچهپسکوچهها مدينه برنميدارد. نخلهاي غمگين سرزمين وحي را هم به ماتم ميکشاند. چاه صبور کوفه را به وادي جنون ميکشاند. غربت نام کوچک دلتنگيهاي «شيعه» است.
و خوانده بوديم که شيعه يعني دلواپسي براي ضربتي که تماميت «جهل» بر تمامي «دانايي» فرود ميآورد و البته در اين ميان آنچه ناخوانده ماند، غربت سنگين مولاي صبور است.
در فراموشي اين عصر يخبندان حتي خطبه ناتمام «شقشقيه» مولا را نيمهتمام رها کرديم و از خاطر برديم مقتداي ما رنجهاي سيسالهاش را به پاسخ عربي بيابانگرد فرو خورد تا نمادي از اسلام باشد. اسلامي که انتقامجو نيست. رافت دارد و حتي با خصم مهرباني ميکند.
در هنگامه بحثهاي داغ و گاه خونآلود سياسي خورشيدواره اصحاب کسا را از خاطر برديم و عباي وحدت را که ميتوانست (و هنوز ميتواند) بر سر همگان گسترده شود.
فراموش کرديم مولود کعبه ـ مقتداي ما راه گمکردگان و رهروان ـ به عبادتهاي نهرواني «نه» ميگفت و سلام نادمان را بيپاسخ نميگذاشت.
از ياد برديم پارسايي شب را و به فراموشي روزگار تن داديم تا «علي»(ع) در کوفهاي بيوفا، غريب بماند و تنها نامش را زمزمه کرديم تا بار سنگين تعلقات ما بر زمين نماند.
به ياد بياوريم «حلم» مولا را، آنگاه که از روي سينه «عمربن عبدود» برخاست تا انگيزه الهي را به خشمي زميني نيالايد و باز به ياد بياوريم خداوند شمشير و قلم را که از شوق ديدار يار حتي قاتل خود را بيدار کرد تا از قافله وصل جا نماند.
ما غفلت کرديم و قافله بانگ رحيل را به صدا درآورد و حالا تنها گرد و غباري از کاروان ـ در دوردستها ـ به چشم ميخورد.
به ياد بياوريم لبهاي ترک خورده آن مولاي روزهدار را که پيش از اسير، پياله شير را ننوشيد تا دنيا بداند چرا اسلام را دين مرحمت و رافت ناميدهاند.
به ياد بياوريم و قدر بدانيم شب قدري را که گذشت و شبهاي قدري که در پيش است و قدري بينديشيم به مولايي که از لبانش «وحدت» ميتراويد و «رحمت» و ديگر هيچ!
مردم سالاري
«شهادت مظلوم ترين انسان تاريخ»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم سيد رضا اکرمي است كه در آن ميخوانيد:
بيست و يکم رمضان سالروز شهادت اول مظلوم تاريخ و مظلوم ترين انسان روي زمين، مولود کعبه و شهيد مسجد کوفه، مرد نامتناهي و ابرمرد علم وحلم و تقوي و عدالت، انسان صحنه هاي جهاد و صلح و سکوت، علي عليه السلا م است که اين روز فرصتي است براي شناختن و شناساندن حضرت و توسل و تقرب به وي و اقتدا نمودن «فبهدا هم اقتده» به حضرت مي باشد، بدين سبب نکاتي تقديم مي نمايم.
1-امامت پس از نبوت و رسالت، امري ضروري و ساختاري مي باشد که بدون امامت، امر رسالت و اهداف نبوت تداوم نمي يابد و گستره جهاني پيدا نخواهد کرد و پاسخگوئي در برابر سوالا ت و شبهات نخواهد بود و دور از حکمت خداوندي است که پيامبر اعظم را خاتم النبيين معرفي کند و دين وي را جهاني و ابدي «هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين کله و لوکره المشرکون» قرار دهد، ولي پس از پيامبر، فردي منصوب الهي و منصوص خداوند و معصوم از هر جهت و داناي کامل به کتاب«و من عنده علم الکتاب» جهت مديريت و تدبير و تداوم، انتخاب ننمايد.
بدين جهت براساس آيه شريفه «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک» علي عليه السلا م و پس از وي معصومان ديگر را معرفي نمود و براي امام علي عليه السلا م در بيابان غدير بيعت گرفت و با صراحت و صلا بت اعلا م نمود«اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي و رضيت لکم الا سلا م دينا» با امامت و ولا يت علي و فرزندانش دين به مرحله اکمال رسيد و نعمت خداوندي اتمام يافت.
2-حوادث بعد از وفات پيامبر اعظم از شگفت آورترين حوادث تاريخ و از جهت اثرگذاري منفي تابحال و آينده، تلخ ترين آثار را در پيداشت. هرگز باور نمي شد، بيعت غدير خم پس از هفتاد روز خدشه دار شود و علي عليه السلا م شخصيت شناخته شده در بين مسلمانان از جهت علم و عقل و عرفان و عبادت و ايمان و اخلا ق و ايثار، امتحان شده در صحنه هاي قضاوت و سياست و شجاعت و امانت، مورد نقد و انتقاد و بي مهري قرار گيرد، تا آنجا که بالکل از صحنه مديريت و تدبير نظام اسلا مي نوپاي 23 ساله کنار نهاده شود.
آفت جاه و مقام دنيا و خودنمائي، حقد و حسدهاي بدر واحد و خيبر و حنين و فتح مکه و سطحي بودن باور و اعتقاد برخي«فمنکم من يريدالدنيا و منکم من يريد الا خره» کار خود را کرد و نقار و خلا ف و تفرقه را به وجود آورد و توحيد کلمه را از بين برد و کلمه توحيد تنها ماند «بني الا سلا م علي کلمتين، کلمه التوحيد و توحيد الکلمه» و جبهه اسلا م از درون تضعيف شد و محروميت هاي سنگين و دشوار براي اسلا م و مسلمانان به وجود آمد که تا کنون اين زخم التيام نيافته است.
جمهوري اسلامي
«حذف روز جمهوري اسلامي چرا؟» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در جلسه روز يكشنبه خود با توجه به اعتراضاتي كه به حذف تعطيلي روز 15 خرداد در طرح افزايش تعطيلي عيد فطر صورت گرفت، ضمن عقب نشيني از حذف 15 خرداد، به جاي آن تصميم گرفت 12 فروردين را قرباني كند و تعطيلي روز جمهوري اسلامي را حذف نمايد!
اصل طرح، كه هفته گذشته يك فوريت آن با آراء 145 نفر از نمايندگان مجلس به تصويب رسيد، اين بود كه تعطيلي عيد فطر از يك روز به سه روز افزايش يابد و به جاي دو روزي كه به تعطيلات افزوده ميشود، تعطيلي روزهاي 15 خرداد و 29 اسفند حذف شود. اين طرح با اعتراض مطبوعات و مردم مواجه شد و معترضان از يكطرف به اصل افزايش تعطيلات با توجه به كثرت تعطيلات در كشور ما اعتراض كردند و از طرف ديگر حذف 15 خرداد و 29 اسفند، كه اولي از حساسترين روزهاي انقلابي و دومي از بهترين روزهاي ملي و يادآور مبارزه عليه استعمار انگليس است، را خلاف مصالح ملي دانستند. در اين طرح، اختيار دادن به دولت براي كاهش ساعات كار ادارات در ماه مبارك رمضان نيز پيش بيني شده بود كه معترضان با اين اقدام نيز مخالفت نموده و تأكيد كردند شأن مجلس نظارت بر قوانين و جلوگيري از تخلفات ا ست و اكنون كه دولت برخلاف قانون، ساعات كار ادارات را در ماه مبارك رمضان كاهش داده مجلس نبايد به جاي برخورد قانوني با آن، درصدد قانوني كردن اين تخلف برآيد.
اكنون كه كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي متوجه زشتي حذف 15 خرداد شده حق اين بود كه يا از افزايش تعطيلات عيد فطر صرفنظر ميكرد و يا اگر بر اين كار اصرار دارد به سراغ موردي ميرفت كه با مشكل مهمتري مواجه نباشد. قرباني كردن 12 فروردين كه روز جمهوري اسلامي است و در نظام جمهوري اسلامي مهمترين روز ملي محسوب ميگردد، خطاي بزرگي است كه معلوم نيست چرا اعضاي كميسيون فرهنگي مجلس به آن تن داده اند!
پس گرفتن خطاي حذف 15 خرداد و مرتكب شدن خطاي حذف 12 فروردين، مثل خروج از چاله و افتادن به چاه است. مردم حق دارند بپرسند طراحان اين قبيل پيشنهادها را چه ميشود كه مرتكب چنين خطاهاي بزرگ و در عين حال آشكار ميشوند؟ حذف تعطيلي روز جمهوري اسلامي، مساوي است با پاك كردن خاطره حضور پرشكوه مردم در پاي صندوقهاي رأي در اولين همه پرسي واقعي تاريخ اين كشور كه به حذف رژيم منحط و فاسد شاهنشاهي و تأسيس نظام جمهوري اسلامي منجر شد.
اين حضور پرشكوه مردمي كه در تاريخ ايران براي اولين بار اتفاق افتاد و تا آن زمان هرگز به مردم ايران اجازه اظهارنظر درباره نظام حكومتي دلخواهشان داده نشده بود، بقدري اهميت دارد كه نه فقط سالي يكبار بلكه بطور مستمر بايد به دوستان اين نظام يادآوري و به رخ دشمنان اين نظام كشيده شود. آنهمه شهيد كه در جريان انقلاب و نهضت اسلامي داده شد، آنهمه زندان رفتن ها، شكنجه ها، تبعيدها و رنجها و ستمها كه در مبارزه با رژيم ستم شاهي تحمل شد براي اين بود كه نظام جمهوري اسلامي تأسيس شود و مردم بتوانند نظر خود را آزادانه در زمينه نظام حكومتي مورد نظر خود و تعيين سرنوشت خود ابراز نمايند. حذف تعطيلي روز 12 فروردين، راه را براي به فراموشي سپرده شدن اين واقعه بسيار مهم و فاصله گرفتن نسلهاي آينده از آن هموار مينمايد و به زودي شرايط بگونهاي خواهد شد كه براي جوانان اين كشور اين سئوال پيش خواهد آمد كه ميان نظام جمهوري اسلامي و آراء مردم چه رابطهاي وجود دارد؟ و آيا اصولاً اين نظام با آراء مردم تأسيس شده يا هيچ ربطي به رأي و نظر مردم نداشته ا ست؟
ايران
«ميثاق با امام» عنوان سرمقاله روزنامه ايران به قلم سيدمحمد حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
اماما! اينك از عمر دولت دهم قريب به سالي گذشته است. دولت دهم، دولت جوش و خروش و تلاش و تلاطم، دولت مهرورز مظلوم هدف تهاجم، دولت طرح و برنامه و اقدام، سختكوشي و جرأت و قيام، دولت ولايت، در جان بركفي به نهايت، در طي مسير تو رهبرا، آيت! از ناحيت مردم و رهبري مستظهر به حمايت و انشاءالله مورد عنايت! عنايت مولايمان صاحب لواي هدايت! و اما هنوز هم اماما تويي مرجع روايت كه اگر بدايت با تو بود و ولايت از تو احيا گشت، حكايت همچنان باقي است.
اماما! سال پر حادثهاي بود، مريدان مدعي، كتاب كلامت را بر سر نيزه كرده بودند تا شكست را مانع شوند. به حكميت اجبار ميكردند. تيرها به سنگ خورد و اينك در محضر روح خدايي تو، بيباور جدايي تو! گزارش ميدهيم كه: گر تيغ بارد در كوي آن ماه/ گردن نهاديم الحكملله.
نعمت داشتن رهبر را آناني ميدانند كه در چنگال سلطه حاكمان ظالم اسيرند و حيرانند! سل المصانع ركباً تهيم فيالفلوات/ تو قدر آب چه داني كه در كنار فراتي. شايد براي نسل جوان تداعي معاني فقدان رهبر روحاني، سخت باشد ليكن براي نسل انقلاب و همسالان و همدلان و همسنگران ما تقريب اين سروده سعدي عليهالرحمه به ذهنها آسان است كه: ماهي كه در خشك اوفتد قيمت بداند آب را! اينك اي مراد ابدالآباد ما! اذعان ميداريم كه در امتحانهاي دشوار گرفتار گشتيم و ريزش و رويشي رخ داد و وقايع و رويدادهاي عجيبي اتفاق افتاد. دشمن كه همبستگي و انسجام را پاشنه آشيل انقلاب و نظام ميديد، به تيراندازان داخلي و خارجي دستور تهاجم داد و قصد بر آن نهاد كه وحدت و محور وحدت را كه ولايت است، آماج تير متمسكين و متنسكين قرار دهد. شكايت از كه كنم خانگيست غمازم!
اما ندانستند كه «والذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم»
تا ز ميخانه و مي نام و نشان خواهد بود/ سر ما خاك ره پير مغان خواهد بود
اماما! اينك در محضر روح افلاكيات عهد و پيماني مجدد ميبنديم كه سر از فرمانت نتابيم و بر سر ديدهباني در رصدخانه انقلاب اسلامي ايران، لحظهاي چشم بر هم ننهيم و نخوابيم و در رسيدن به اهداف مقدس نظام با گامهاي تعهد، بشتابيم كه سرسپرده اين بابيم. اميرالمؤمنين فرمود: «كفي بالاغترار جهلاً» دعا كنيد كه غرورمان در نربايد. «من جهل كثر عثاره» دعا كنيد لغزش سراغمان نيايد. و فرمود: «كفي بالمراء جهلاً ان يرضي عن نفسه» دعا كنيد كه رضايت از خود، دل را از رضايت خداوند تبارك و تعالي دور ننمايد. دعا كنيد به توفيق اطاعت از فرمان خلف صالحت، خون حلم و بردباري و سعه صدر در رگ رگ جانمان جاري گردد كه: «لا ظهير كالحلم» و «آية الرياسة سعة الصدر»
بر سر عهــــد تو اي پيــر زمـان ميمانيم
ما همانيــم كه بوديم و همــــان ميمانيم
ما همانيـم، همان راه، همــــان خون شهيد
پاي واپس نكشيــديم و نخواهيــــم كشيد
با تو بوديم كه امــــروز چنــــين بيداريم
با تو هستيــم كه از روح خــدا سرشاريــم
نفــس روشن تو در نفس جــــاري ماست
مــــرقد پــاك تو آيينه بيــــداري ماست
دست در دست تو داريم و علي همره ماست
نفحــات دل بيــــدار ولي همــــره ماست
و آخر دعوانا ان الحمدلله ربالـعالمين.
آفرينش
«کشمکش قيمت و کيفيت در پروازها» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم مهدي اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
موضوع افزايش قيمت بليت هواپيما بارديگر در صدر اخبار رسانه ها قرار گرفت. آزادسازي قيمت بليت هواپيما که از سال 1381 تاکنون همواره مورد توجه دولتمردان و مجلسيان قرار گرفته در آستانه اجراي هدفمند کردن يارانه ها بار ديگر مورد توجه قرار گرفته است.
اما افزايش قيمت بليت هواپيما ازجمله مسائلي بوده که همواره کشمکش هايي را ميان مجلسيان و دولت به همراه داشته است تا آنجا که در ماه هاي پاياني سال 1381 موجب شد تا اعضاي کميسيون عمران مجلس وقت به تصميم دولت هشتم نسبت به افزايش 50 درصدي قيمت بليت هواپيما واکنش نشان دادند و اين مخالفت موجب شد که دولت از موضع خود عقب نشيني کند و قيمت بليت هواپيما کاهش يافت.
اما پروژه افزايش قيمت بليت متوقف ماند تا اين که بار ديگر در سال 1385 در محافل خبري از آن سخن به ميان آمد اما اين بار وزير راه و ترابري و اعضاي کميسيون عمران و ساير مسوولان ذي ربط همسو با هم خواستار افزايش قيمت بليت براي کاهش زياندهي ايرلاين ها شده بودند اما بازهم اين پروژه شکست خورد. البته در طي ساليان گذشته قيمت بليت هواپيما اگرچه رضايت شرکت هواپيمايي را برآورده نکرده اما به شکلي کاملا محسوس افزايش يافته است. در يک دهه اخير قيمت بليت هواپيما رشد صعودي را طي کرده است اما آيا به همان ميزان کيفيت و خدماتي که توسط شرکت هاي هواپيمايي به مسافران ارائه شده رشد داشته است!
در طي سال هايي که موضوع آزادسازي قيمت ها در بخش حمل و نقل هوايي به شکلي جدي دنبال مي شود شرکت هاي هواپيمايي چقدر در جهت سرويس دهي بهتر به مسافران، ورود هواپيماهاي نو به ناوگان هوايي کشور و خروج توپولوف هايي که جان هزاران نفر از هموطنانمان را گرفته است تلاش کرده اند! البته ناگفته نماند که هيچ فردي با افزايش قيمت بليت مخالف نيست و بعضا مردم نيز از آن استقبال مي کنند با اين شروط، که خدماتي که به مسافران داده مي شود افزايش يابد، تاخيرهاي پروازي کاهش يابد، هواپيماهاي نو جايگزين فرسوده شود و در يک کلام; هرآنچه که نياز يک پرواز بي خطر و بي استرس است فراهم گردد.
حال که وزير راه نيز بر اين نکته که هواپيماها در شان مردم نيستند و ناوگان هوايي کشور بايد بهتر شود تاکيد کرده است پس بهتر اين نيست که ابتدا ناوگان هوايي با کمک ايرلاين ها توسعه يابد و پس از آن افزايش قيمت ها اتفاق بيفتد. وزير راه با بيان اين ضرب المثل که "هرچه پول بدهي آش مي خوري" معتقد است که بهتر نشدن ناوگان دليلش پايين بودن قيمت بليت است، اما آقاي وزير; آيا افزايش قيمت بليت تنها ضامن بهتر شدن ناوگان حمل و نقل هوايي است! و آيا هرچي "آش بخوري پول مي دهي" در اين برهه از زمان مصداق ندارد؟!
دنياي اقتصاد
«نقش سرمايهگذاري خارجي در مديريت واردات»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم مهدي نصرتي است كه در آن ميخوانيد:
ثابت بودن نرخ ارز در چند سال اخير در مقايسه با تورم دو رقمي اين سالها، موجب شده است كه قدرت توليدكنندگان داخلي در رقابت با كالاهاي وارداتي رسمي و غيررسمي كاهش يابد و حجم عظيمي از واردات به كشور سرازير شود.
درباره نقش نرخ ارز در اين باره سخن بسيار گفته شده است و بايد بر آن نيز تاكيد شود؛ اما علاوه بر اصلاح نرخ ارز چه تدابير ديگري در خصوص مديريت واردات ميتوان انديشيد؟
در واقع دغدغه اصلي اين است كه چه ميتوان كرد كه همزمان توليد ملي افزايش يابد و در عين حال، كيفيت كالاهاي داخلي نيز بهبود يابد. به نظر ميرسد حمايت و تشويق سرمايهگذاري خارجي يكي از راهكارهايي است كه ميتواند دستيابي به دو هدف ياد شده را تسهيل كند.
در مورد مزاياي سرمايهگذاري خارجي معمولا مواردي چون دستيابي به منابع مالي جديد، ايجاد اشتغال، انتقال دانش مديريت و فناوري و دستيابي به بازارهاي جديد ذكر ميشود؛ اما علاوه بر همه اين موارد، سرمايهگذاري خارجي در فضاي داخلي كشور ميتواند دو نقش منحصر به فرد ايجاد كند؛ اول بهبود فضاي كسب و كار داخلي و دوم پيوند بيشتر با اقتصاد جهاني.
همه كساني كه دستي در توليد دارند- البته به استثناي آنهايي كه از موقعيتي انحصاري برخوردارند- اذعان دارند كه با وجود محدوديتهاي خود ساخته و بوروكراسي سنگين حاكم بر فضاي توليد و انواع و اقسام موانع، فضاي كشور فضاي مناسبي براي كسبوكار نيست. طبيعي است كه اين فضا جذابيتي براي جلب سرمايهگذاران خارجي نداشته باشد. از آنجايي كه در حال حاضر حجم سرمايهگذاري خارجي در كشور به نسبت كل GDP عدد قابل ملاحظهاي نيست، ميتوان ابتدا براي حذف اين موانع از پيش پاي سرمايهگذاران خارجي- كه بخش كوچكي از اقتصاد كشور را تشكيل ميدهند- اقدام نمود و سپس اين تجربه را به كل اقتصاد تعميم داد. اما به خاطر داشته باشيم بهبود كيفيت نه با خواهش و درخواست محقق ميشود، نه حتي با دستورالعمل و بخشنامه و نظارت. بهبود كيفيت نيازمند نظارت است؛ اما نه نظارت چند نفر و چند ارگان، بلكه نظارت ميليونها مصرفكنندهاي كه به دقت كيفيت و قيمت توليدات را ارزيابي ميكنند و به سرعت هم ابزار حاكميتي خود را با عدم خريد كالا و خدمات بيكيفيت به كار ميبرند.
بنابراين بايد مشتريان حق انتخاب داشته باشند و از اين رو است كه بايد به رقابت تن داد. تجربه دنيا به ويژه تجربه چندين دهه كشورهاي آمريكاي لاتين پيشروي ما است و نيازي به تكرار آن با همه هزينهها و ناكاميهايش نيست. سياستهاي جايگزيني واردات در اين كشورها به سختي شكست خوردهاند. سياستهاي توسعه صادرات نيز كه چندين سال الگويي موفق به شمار ميرود در اقتصاد امروز دنيا به تنهايي كارساز نيستند.
جهاني شدن، گفتمان غالب در اقتصاد روز جهان است و سرمايهگذاري خارجي يكي از مولفهها و ابزارهاي جهاني شدن به شمار ميرود. از سويي در محافل اقتصادي به درستي اشاره شدهاست كه توليدات كشوري نظير چين به دليل عدم رعايت استانداردهاي توليد و همچنين عدم اعمال استانداردهاي محيط كار (شامل دستمزد پايين به نيروي كار، بياعتنايي به محيط زيست) قيمت تمام شده پايينتري دارند و در يك فضاي رقابتي منصفانه قرار ندارند. مزيت سرمايهگذاري خارجي اين است كه سرمايهگذار خارجي ملزم است اين استانداردها را رعايت كند و در فضايي منصفانهتر رقابت كند.
جهان صنعت:طرح هايي که خاک مي خورند
«طرح هايي که خاک مي خورند»عنوان سرمقالهِ روزنامه جهان به قلم زهرا علياکبري است كه در آن ميخوانيد؛ يکسال گذشت و هفته دولت از راه رسيد تا به يادها بياورد که دولت دهم درست همين روزها در سال گذشته بود که کارش را آغاز کرد و حالا از آن همه فرصتي که ميخواست و براي تحقق آن همه شعاري که ميداد تنها سه سال باقي مانده است ؛ سه سالي که در تعجيل عجيب عقربهها به سرعت باد سپري خواهد شد.
بعضي ميگويند انگار زمان زودتر از گذشته ميگذرد. شايد ساعتهاي آونگدار قديمي عجله چنداني براي رساندن روز به شب نداشتند اما ساعتهاي جديد در اين حوزه تعارفي ندارند.
گذشته از اينها زلزله 8/8 ريشتري شيلي محور زمين را به اندازه 3/2 هزارم ثانيه قوسي جابهجا و طول شبانهروز را 8/6 ميکروثانيه کوتاه کرده است. هرچند اين کوتاهي تاثير چنداني در اندازه سه سال ندارد اما سندي است بر اين نکته که زمان زودتر از قبل ميگذرد.
اما يک سالي که گذشت.نه فقط در طول سال گذشته که سالهاي قبلتر از زبان رييس دولت نهم درباره هدفمندي يارانهها بارها و بارها شنيده بوديم اما يک سال از عمر چهار ساله دولت دهم گذشت و يارانهها در خم همان کوچهاي مانده است که سالهاي قبل مانده بود. جالب اينجاست که در طول يک سال گذشته مقامات دولتي هيچکدام درباره جزييات اين طرح اظهارنظري نکردند و جديدتر از همه وزير امور اقتصادي و دارايي است که اعلام کرده، ميداند سقف و کف يارانههاي پرداختي چقدر است اما به دليل آنکه فعلا صلاح نميداند چيزي در اين مورد نميگويد.
جالب اينجاست که قرار است طرح هدفمندي يارانهها با هدف رفاه حال مردم، کاهش فاصله طبقاتي و بهرهمندي بيشتر اقشار نيازمند از يارانههاي پرداختي اجرايي شود اما همين گروههاي هدف تاکنون هيچ اطلاعي از نحوه اجراي اين طرح و حتي زمان اجراي آن ندارند. صادق محصولي، وزير رفاه و تامين اجتماعي نيز تاکيد کرده است تنها 24 ساعت قبل از اجراي طرح مردم خبردار خواهند شد.
در يک سالي که گذشت مانند سالهاي قبل تمرکز بر مسايل ريز اقتصادي بود و مانند بسياري از سالها مسايل کلان در هياهوي جزييات از توجه لازم بينصيب ماند. در حالي که ماه ششم سال آغاز ميشود هنوز بودجه، کتابچه يک سال دخلوخرج کشور به چاپ نرسيده و همين مجمل حديث مفصل رفتار مقامات با اقتصاد را نشان ميدهد.
آمارهاي رسمي حاکي از کاهش نرخ تورم است اما از آنسو قيمت اقلام مصرفي و مرغ در آستانه ماه رمضان چون سالهاي گذشته قد ميکشد و در هياهوي منع و آزادي واردات برنج، دانههايش قيمتدار ميشود.مبناهاي آماري براي محاسبه نرخ بيکاري و... دردسرساز ميشود و براساس اين بناست فردي که يک ساعت در هفته به کاري اشتغال داشته باشد، شاغل محسوب شود و آمار بيکاري براساس آن تدوين و ارايه شود در حالي که نه فقط بيکاري واقعي و عيني که بيکاري پنهان که بخش مهمي از شاغلان کشور را تهديد ميکنند به قوت خود باقي است.حتي آمارهاي رسمي حکايت از کاهش قدرت خريد مردم دارد و از پس همه اينها در سالي که گذشت مشکلات مهم اقتصادي و برنامهريزي به قوت خود باقي ماند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


