گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۱۲۳۶۲
| | 3757 بازدید
جام جم
«ژست آمريكايي» عنوان يادداشت روز روزنامه جام جم به قلم كتايون مافي است كه در آن ميخوانيد:
فردا 15 مرداد ماه (6 آگوست) روزي است كه همه ساله به ياد قربانيان بمباران هستهاي هيروشيما در پارك يادمان صلح اين شهر مراسم بزرگي برپا ميشود و حاضران در اين مراسم خواستار حركت به سمت جهاني عاري از سلاحهاي هستهاي ميشوند.
آمريكا كه تاكنون به خاطر بمباران اتمي هيروشيما و ناكازاكي و قتلعام صدها هزار ژاپني از مردم اين كشور و جامعه بينالمللي عذرخواهي نكرده است، امسال در نظر دارد تا در ژستي صلحدوستانه و بهمنظور حمايت از خلع سلاح هستهاي ، «جان روس» سفير خود در توكيو را به نمايندگي از ايالات متحده براي شركت در اين مراسم اعزام كند.
با اين حال همه ميدانند كه عنوان متمردترين كشور جهان در مساله هستهاي شايسته آمريكاست و از زمان پايان جنگ سرد ايالات متحده همه پيمانهاي مهمي را كه براي جلوگيري از جنگ با سلاحهاي كشتارجمعي، مخصوصا سلاحهاي هستهاي، طراحي شده، لغو، رد يا در طراحي آنها خرابكاري كرده است.
اين كشور كه اين روزها ايران را به خاطر تلاش در جهت استفاده از انرژي صلحآميز هستهاي با فشارهاي بينالمللي مواجه ساخته، با حمايت از رژيم صهيونيستي، خود عامل نقض پيمان ان.پي.تي است و لازم است كه به خاطر بيتوجهي به اصول مهمي همچون خلعسلاح و عدم اشاعه تحت فشارهاي بينالمللي قرار گيرد.
آمريكا اولين كشوري است كه از سلاحهاي هستهاي استفاده كرده و اسنادي كه بعد از سالها از حالت محرمانه خارج شدند ، نشان ميدهد كه اين كشور، حداقل در 3 موقعيت نزديك بوده تا بار ديگر از سلاح اتمي استفاده كند.
2 بار در دهه 1950 در طول جنگ كره و در هندوچين (عليه نيروهاي هوشيمين كه در حال غلبه بر نيروهاي اشغالگر فرانسوي بودند) و در طول جنگ 1973 اعراب ـ اسرائيل.
همچنين در دهه 1980 رونالد ريگان تهديد كرد به طور محدود از سلاحهاي اتمي استفاده كند و در زمان جورج بوش پسر، علاقه ارتش آمريكا (و انگليس) به استفاده از سلاحهاي هستهاي بار ديگر رو به افزايش نهاد.
اما در جديدترين تخلف بينالمللي تهديد به استفاده از تسليحات هستهاي از سوي اوباما و دكترين جديد دولت وي مطرح شده است و اساس اين دكترين بر ادامه داشتن اين سلاحها و نوسازي آنها تاكيد ميكند.
آمريكا در حالي ايران را به فعاليتهاي غيرصلحآميز متهم ميكند كه خود ضمن تهديد ايران به استفاده از اين سلاحها، داراي يكي از بزرگترين زرادخانههاي اتمي جهان است.
ابتكار
«چشمانداز فروپاشي اسرائيل» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكاراست كه در آن ميخوانيد؛در مباحث براندازي نرم سعي بر آن سعي بر آن است كه با هدفگيري نقاط آسيبپذير مانند گستهاي داخلي و تهديدپذيريها و با تعريض و تعميق اين گسستها، فرايند واگرايي از درون و بحرانهاي مختلف اقتصادي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و مذهبي كشور دچار هرج و مرج گرديده و در نهايت آمادگي براي برپايي شورشها و جنبشهاي فراگير به وجود آيد. در اين جا با برشماري نقاط ضعف و تهديدپذيريها رژيم غاصب صهيونيستي به گسستهاي داخلي و شكافهاي محيطي آن اشاره مينماييم.
گسستهاي اجتماعي
طي سالهاي اخير، حوادث خشونت بار در ميان جوانان دختر و پسر افزايش چشمگيري يافته و حوادثي چون تجاوز جنسي، آواز و اذيت جنسي، چاقوكشي در مدارس، حمله دانشآموزان به معلمانشان و همچنين انصراف از خدمت به همراه بحران اقتصادي، از جمله عواملي هستند كه جامعه رژيم صهيونيستي را در منجلابي از بيثباتي اجتماعي و تمردها فرو برده است. در زير به صورت مختصر به برخي از اين نابهنجاريها اشاره ميگردد.
*افزايش استعمال مشروبات الكلي و مواد مخدر: دادههاي منتشره از سوي انجمن سلامتي كودك در رژيم صهيونيستي،نشان ميدهد كه طي سال 1999 تا 2005، تعداد جوانان اسرائيلي كه به اتهام حمل و فروش مواد مخدر دستگير شدهاند، به 30درصد حتي بيشتر افزايش يافته است همچنين طبق نظر سنجياي كه در وزارت كار و رفاه اجتماعي رژيم صهيونيستي انجام داده است، درصد بالايي از دانشآموزان مدارس رژيم صهيونيستي به مشروبات الكلي اعتياد دارند.
* ميانگين بالاي خشونت: اشتغالگري صهيونيستها نقش مهمي در تعميم و گسترش پديده خشونت دارد، چرا كه موجب تحكيم اين ايده ميشود كه تنها راه حل بيرون آمدن از مشكلات، استفاده از ابزار زور است از اينرو فرهنگ زورمدارانه در جامعه تعميم مييابد كه در صورت بروز مشكلات داخلي امكان افزايش درگيري و تنازع قابل پيشبيني است.
*سست شدن پايههاي زندگي خانوادگي: پايههاي زندگي خانوادگي در جامعه رژيم صهيونيستي، به شدت متزلزل شده است، بنابر اعلام روزنامه هاريف، از هر سه ازدواج، يك مورد به طلاق منجر ميشود و اين نشان دهنده افزايش ميزان طلاق در اسرائيل، از سال 1990 است. در ضمن تلآويو در صدر ليست طلاق قرار دارد از ديگر موارد ميتوان به افزايش تجاوز جنسي كودكان در خانواده، افزايش موارد جنايات و جرايم جنسي كه افراد كوچك جامعه در خارج خانواده در معرض آن قرار ميگيرند و بالا رفتن ميزان تولد فرزندان نامشروع اشاره كرد.
*مهاجرت معكوس: پديده مهاجرت معكوس در اسرائيل پديدهاي است كه از زمان شروع انتفاضه دوم و به خصوص در سالةاي اخير و طي دو جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه كه كمربند تهديدات امنيتي اسرائيل در شمال و جنوب كامل گشت، تشديد گشته است. يكي از ابعاد خطرناك اين پديده، مهاجرت نخبگان يا همان فرار مغزها و همچنيني بدنه فعال جامعه اسرائيلي است.
كيهان
«تأديب تل آويو فقط در چند ساعت»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن ميخوانيد:
درگيري چند ساعته ارتش لبنان با رژيم صهيونيستي كه در پي تجاوز آشكار صهيونيست ها به خاك لبنان به وقوع پيوست سوالات و گمانه زني هاي مختلفي را در بر داشته است.
از دو روز پيش كه اين اتفاق رخ داد بازتاب آن درصدر اخبار رسانه ها و مطبوعات كماكان رو به افزايش است.
در اين ميان، سوال كليدي اين است كه آيا اين رخداد از جنگ احتمالي در منطقه خبر مي دهد؟ آيا صهيونيست ها با حمله به روستاي العديسه در جنوب لبنان و شليك گلوله به يك پايگاه ارتش اين كشور، درصدد هستند تا شيپور جنگ را به صدا درآورند؟
اينكه پشت پرده تجاوز صهيونيست ها به مناطق مرزي لبنان چيست و آيا رژيم صهيونيستي قادر به تدارك يك جنگ نظامي هست يا نه؟ از ديگر سوالاتي است كه پيرامون اين مسئله وجود دارد.
اما قبل از ورود به بحث ناگزير بايد به صحنه اين درگيري نگريست. در اين ماجرا رسانه هاي غربي- و از جمله خبرگزاري رويترز وابسته به محافل صهيونيستي- به مانند هميشه به صحنه آمدند و دقايقي پس از درگيري با پيش دستي وانمود كردند كه شروع كننده درگيري و تنش ارتش لبنان بوده است!
اين ادعاي واهي در حالي است كه نظاميان صهيونيست تلاش مي كردند با قطع درختان داخل اراضي لبنان در منطقه العديسه دوربين هايي براي نظارت و جاسوسي نصب كنند و پس از مواجه شدن با نيروهاي نظامي لبنان بسوي يك پايگاه ارتش اين كشور در منطقه هجير واقع در وادي سلوكي گلوله شليك كردند.
بنابراين با توجه به موقعيت سوق الجيشي روستاي العديسه و همچنين پايگاه نظامي ارتش لبنان، آنچه در بدو امر به نظر مي رسد اين است كه نظاميان صهيونيست چشم طمع به تصرف العديسه و آن پايگاه نظامي داشتند.
با نگاه دقيق و موشكافانه به صحنه درگيري و در نظر داشتن تحولات منطقه اي و تحركات رژيم صهيونيستي در چندماه گذشته ذكر نكاتي دراين باره قابل اعتناست:
1- نظاميان صهيونيست در درگيري دو روز پيش با مقاومت ارتش لبنان روبرو شده و پاسخي دندان شكن دريافت كردند به نحوي كه پس از چند ساعت از شروع درگيري نظاميان صهيونيست از طريق بلندگو از ارتش لبنان درخواست آتش بس مي نمايند تا جنازه يك افسر اين رژيم و زخمي هاي خود را از كارزار جنگ بيرون كنند.
مردم سالاري
«نگراني ها را دشمني تلقي نکنيد»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم سروش ارشاد است كه در آن ميخوانيد:
بالا خره بعد از مدت ها، خبر جديدي در خصوص هدفمندکردن يارانه ها از زبان محمود احمدي نژاد اعلا م شد. «واريز اولين قسط يارانه ها در مهر ماه» موضوعي بود که احمدي نژاد در سفر به همدان به آن اشاره کرد تا بدين ترتيب، منتظر اين اتفاق پرحاشيه باشيم. امادر اين ميان حمله احمدي نژاد به دولتمردان قبلي، جاي تامل بسيار دارد. «عده اي که زماني مي خواستند يارانه ها را حذف کنند، امروز مردم را از اين طرح مي ترسانند... در اين طرح هيچ چيز پنهاني نداريم...» اينها گوشه اي از مباحثي است که رئيس دولت به آن اشاره کرد.
اما در خصوص اين ديدگاه ها، چند نکته قابل ذکراست: اول آنکه همانطور که بارها مطرح شده اقتصاددان و سياستمداري را نمي توان يافت که موافق وضع کنوني تقسيم يارانه ها در کشور باشد و اتفاق نظر عمومي براي اصلا ح و چه بسا جراحي اقتصادي کشور وجود دارد. اما نگراني که وجود دارد و چه بسا دولتمردان گذشته نيز بر آن تاکيد جدي دارند، ايجاد زمينه سازي و بسترسازي مناسب براي اجراي اين طرح است.
نمي توان يک بيمار که نياز به جراحي دارد را بدون طي کردن مراحل پيش از عمل به يکباره جراحي کرد. چه بسا اين جراحي، تبعاتي در پي داشته باشد که جبران ناپذير باشد. لذا، نگراني کارشناسان غيرهمسو با دولت در اين است که بايد در روش اجرا دقت ها و کارشناسي هاي لا زم صورت گيرد. چرا که راه برگشت در اين طرح و اعمال سياست آزمون و خطا، ضررهاي بسيار به همراه خواهد داشت.
دوم آنکه درحالي که احمدي نژاد از اين که «در اين طرح هيچ چيز پنهاني نداريم» سخن به ميان مي آورد، اما در عمل حتي از زبان دولتمردان شنيده مي شود که هنوز تصوير مشخصي از آن چه قرار است اتفاق بيفتد وجود ندارد. رئيس بانک مرکزي پيش از اين در اتاق بازرگاني ايران گفته بود که چون نمي دانيم پس از اجراي هدفمند کردن يارانه ها چه خواهد شد، تورم نيز قابل پيش بيني نيست.
از اين دست اظهار نظرها توسط دولتمردان رده بالا بسيار وجود دارد. سوم آن که همه نگراني کارشناسان غير همسو با دولت در اين است که دولت با تورم وگراني پس از هدفمند کردن يارانه ها چه خواهد کرد؟ چرا که اگر قيمت ها بالا برود شاهد تورم چسبنده خواهيم بود که ديگر حتي با تعليق اجراي هدفمند کردن نيز قيمت ها قابل کنترل نخواهد بود.
رسالت
«مولفههاي بازدارندگي»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
رئيس جمهور روز گذشته در اجتماع با شکوه مردم همدان با تاکيد بر اينکه ايران اهل گفتگويي است که بر پايه عدالت و احترام باشد، خطاب به آمريکاييها گفت: “اگر خيال مي کنيد با بلند کردن چماق مي توانيد امتيازي از ملت ايران بگيريد، بدانيد اين ملت با منطق خود و ايمان و همبستگي خود صدها چماق را بر سرتان خرد خواهد کرد.” قاطعيت احمدي نژاد که مظهر اقتدار و اطمينان ملت ايران در برابر زورگويان بين المللي است ناشي از مجموعه اي از تصميمات و اقدامات براي پيشگيري از رفتار خصمانه دشمن توسط نظام مقدس جمهوري اسلامي است که ذيل بخشهايي از استراتژي بازدارندگي ايران تعريف مي شود. امروزه بازدارندگي که قدمتي به طول پيدايش دولت ها دارد از حوزه سخت افزاري نظامي به حوزه هاي نرم افزاري ديگر، مثل مسائل سياسي و اقتصادي نيز سرايت کرده است.
رئيس جمهور روز گذشته در اجتماع با شکوه مردم همدان با تاکيد بر اينکه ايران اهل گفتگويي است که بر پايه عدالت و احترام باشد، خطاب به آمريکاييها گفت: “اگر خيال مي کنيد با بلند کردن چماق مي توانيد امتيازي از ملت ايران بگيريد، بدانيد اين ملت با منطق خود و ايمان و همبستگي خود صدها چماق را بر سرتان خرد خواهد کرد.”
قاطعيت احمدي نژاد که مظهر اقتدار و اطمينان ملت ايران در برابر زورگويان بين المللي است ناشي از مجموعه اي از تصميمات و اقدامات براي پيشگيري از رفتار خصمانه دشمن توسط نظام مقدس جمهوري اسلامي است که ذيل بخشهايي از استراتژي بازدارندگي ايران تعريف مي شود.
امروزه بازدارندگي که قدمتي به طول پيدايش دولت ها دارد از حوزه سخت افزاري نظامي به حوزه هاي نرم افزاري ديگر، مثل مسائل سياسي و اقتصادي نيز سرايت کرده است.
استراتژي بازدارندگي در نظام جمهوري اسلامي ايران از بدو پيروزي انقلاب اسلامي علاوه بر ويژگي هاي عمومي از اختصاصات نرم افزاري و سخت افزاري نيز برخوردار است که به مراتب از قدرت بازدارندگي سلاح هاي هسته اي تاثيرگذارتر است.
تهران امروز
«عزت، شرط اول سياست خارجي»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسين رضايي است كه در آن ميخوايد:
سخنان چند باره محمود احمدينژاد رئيس جمهور براي گفتوگوي مستقيم با رئيسجمهور آمريكا و پاسخ منفي كاخ سفيد به اين درخواست، اين سوال اساسي را ايجاد كرده است كه مبناي كارشناسي پيشنهاد رئيس جمهور چيست و چرا در شرايطي كه آمريكا به پرچمدار تحريمها عليه ايران تبديل شده است و از سوي ديگر قدرت نظامي خود را به رخ ميكشاند و فرمانده ارشد اين كشور از وجود نقشهها براي حمله به ايران سخن ميگويد اما در همان حال هم عاليترين مقام اجرايي كشور از يك تريبون عمومي از آمادگي براي گفتوگو با رئيس جمهور چنين كشوري سخن گويد؟
جالبتر اينكه رئيس جمهور ايران خود تاكيد دارد كه براي بار چندم است كه خواستار گفتوگو با روساي جمهور آمريكا از بوش تا اوباما بوده است و البته درخواستهاي او هم يا بدون پاسخ مانده يا از سوي طرف مقابل پذيرفته نشده است. رئيسجمهور هر چند خواسته خود را در قالب مناظره يا گفتوگوي رو در رو با رئيسجمهور آمريكا و در حضور رسانهها مطرح ميكند اما در عرف ديپلماتيك معناي سخنان رئيسجمهور چيزي جز درخواست رسمي از سوي عاليترين مقام اجرايي كشور براي گفتوگو با طرف مقابل يعني آمريكاييها به دست نميآيد.
از همين رو مقامات آمريكايي هم از اين فرصت استفاده كرده و با ژستي ديپلماتيك درخواست رئيسجمهور ايران را براي گفتوگو رد ميكنند و در عين حال از ايران ميخواهند پاي ميز مذاكرات هستهاي بنشيند. نحوه بيان مقامات كاخ سفيد جز با انگيزه تحقير بر زبان نيامده است و در همان حال هم رسانههاي بينالمللي تيتر ميزنند كه آمريكا درخواست گفتوگوي رئيس جمهور ايران را رد كرد.
حال سوال اين است كه مبناي دولت براي پيشنهادي كه نوع واكنش مقامات آمريكايي به آن هم قابل تشخيص بود، چيست؟ حفظ پرستيژ ديپلماتيك كشور در عرصه بينالملل كه در ترجمان سياست خارجي ما از ان تحت عنوان «عزت» ياد ميشود، يكي از وظايف و تكاليف اصلي دولت است. اين براي بار چندم است كه رئيس جمهور محترم آزموده را دوباره ميآزمايد.
از آن مهمتر درخواست گفتوگو يا به قول رئيس جمهور مناظره در حضور رسانهها با رئيسجمهور كشوري كه عملا و علنا شمشير آخته تحريم و پنجه تبليغاتي تهديد نظامي عليه ايران را به كار گرفته است، چه تاثيري ميتواند داشته باشد؟ آيا غير از اين است كه زمينه بهرهبرداري تبليغاتي براي طرف مقابل را فراهم كردهايم تا در برابر دوربين رسانهها ژست ديپلماتيك بگيرد و درخواست رئيس جمهور ايران را ناشي از تاثير تحريمها و نوعي عقبنشيني جلوه دهد؟
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
گويي صداي روح نواز و دلنشين پيامبر خاتم در آخرين جمعه ماه شعبان سال دوم هجري از مسجد شهر مدينه به گوش ميرسد كه مسلمانان را مخاطب قرار داده و ميفرمايند: "اي مردم! همانا ماه رحمت و مغفرت خدا به شما روي آورده است، پس آنرا به تنگي در آغوش بگيريد و از نعمات و بركات اين ماه ضيافت الهي استفاده كنيد..." ما نيز در روزهاي پاياني ماه شعبان المعظم كه ماه منسوب به سيدالانبيا است، پنجره دل را به سوي ماه نيايش باز ميكنيم و با حركت به سوي كتاب آسماني قرآن، دلهاي پژمرده را با كلام پروردگار، بهاري مينمائيم.
آخرين هفته ماه شعبان سپري ميشود و هفته آينده، ميهمان خدا خواهيم بود، لذا از ذات كبريايي مسئلت مينمائيم روزيمان كند كه با رعايت تمام جوانب در اين ضيافت الهي بر سر سفره رمضان الكريم حاضر شويم و خود را مخاطب فرمايش پيامبر در آستانه ماه صيام بدانيم.
در هفته جاري موضوع تخلف دولت و عدم ابلاغ و اجراي مصوبات قانوني مجلس كه به تأييد شوراي نگهبان نيز رسيده و بايد از سوي رئيسجمهور اجرايي شود، محل مناقشه قرار گرفت و به شدت مورد اعتراض رئيس مجلس واقع شد. چندي است كه عدم تمكين دولت نسبت به اجراي قوانين و سرباز زدن از عمل به مصوبات مجلس و به عبارت دقيقتر در پيش گرفتن مواضع اجتهادي در مقابل نصوص قانوني، روابط بين دو قوه موثر كشور را تحت تاثير قرار داده و اين درحاليست كه فضاي عمومي و بينالمللي به شدت حساس بوده و ضرورت همگرايي مسئولين نظام بيش از هر وقت ديگري احساس ميشود.
متاسفانه عدم اجرا و ابلاغ مصوبات قانوني مجلس از قبيل كمك مالي به توسعه مترو و تجميع برگزاري انتخابات رياست جمهوري و شوراها به نقطهاي رسيده كه رئيس مجلس بالاجبار، شخصاً آنها را ابلاغ كرده و تذكر داد درصورت تداوم تخلفات دولت، مجلس وظايف قانوني خود را انجام خواهد داد. قطعاً ادامه چنين وضعيتي ميتواند به كشمكشهايي بيانجامد كه در شرايط حساس كنوني هرگز به نفع منافع ملي نخواهد بود.
آفرينش
«پذيرش فرهنگ نقد در کشور»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
نقد را مي توان به معناي جداسازي ناتواني ها و سستي ها از توانايي ها وتلاش و سعي در راه از بين بردن کاستي ها ونواقص و يا کم کردن آنها دانست.در اين راستا نقد ،نقد پذيري وفرهنگ انتقاد همواره از، جايگاه ويژه و با اهميتي در ميان کشورهاي توسعه يافته داشته و دارد و حتي بسياري از بزرگان ديني وملي ما نيز بر اهميت آن در زندگي تاکيد کردهاند.
در اين بين وجود فرهنگ نقد به نوبه خود باعث وسبب بيداري روشن سازي و آگاه سازي جامعه و مقامات دولتي بوده و با برخورداري از چنين ساز وکاري، بخش هاي گوناگون شامل اقتصاد، سياست، صنعت، قوانين و... تحت تاثير خود قرار داده و با بازتوليدي سازنده و جهشي و پويشي رو به تعالي رشد اين بخش ها را سبب مي شود.
در اين بين در واقع هدف از نقد پاره کردن افکار و آرامش جامعه و مردم و دولت نيست، بلکه در کنار احترام و ارج نهادن به کار وفعاليت هاي مثبت ديگران با يادآوري مشکلات و نارواها مي کوشد راه را بر افزايش تحرک، پويايي و شفاف شدن جامعه هموارتر سازدو جامعه ودولت را به سوي پيشرفت رهنمون کند. البته بايد گفت که نقد نيازمند بايسته هاو الزاماتي نظير وجود روحيه صبر و،توجه به اصل رواداري و دادن حق اظهارنظر به ديگران، براساس انصاف بدور از عيب جويي و...دارد الزاماتي که بايد مشخص کند که به دليل تخريب طرف ديگر نقد نمي کند بلکه نيت او خيرخواهانه و با توجه به معيار هايي اخلاقي وپذيرفته شده است.
در حقيقت در همه جوامع تا اندازه اي موضوع نقد و اعتراض وجود دارد اما در واقع جوامعي موفق تر هستند که بتوانند ضمن وجود فضاي نقد ونقدپذيري براي شنيدن اعتراضات و پاسخ منطقي به آن از تحمل لازم برخوردار باشند و در صدد اصلاح کاستي هاو مشکلات باشند.
در اين حال از آنجا که کشور ما ايران يک کشوري در حال توسعه و در حال گذر از سنت به مدرنيته است نقد منصفانه و درست در حوزه هاي گوناگون اقتصادي سياسي وفرهنگي پويايي و سرعت دگرگوني هاي مثبت وسازنده را هم در حوزه فردي و هم درحوزه اجتماعي وسعت بخشيده وبيشتر مي کند.
دنياي اقتصاد
«ناسازگاري زماني در سياستهاي پولي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر احمد يزدانپناه است كه در آن ميخوانيد:
اينكه سياستهاي پولي را بر مبناي يك «قاعده» بنا كنيم يا بر مبناي «مصلحت» بحث بسيار مهمي است.
يكي از مزاياي نظريه فريدمن براي قاعدهمندي سياست پولي آن است كه بنگاهها، كارگران و كارمندان و مصرفكنندگان قادر خواهند بود، انتظارات آتي خود را در مقابل سياستهاي پولي بانك مركزي و مقامات پولي كشور شكل دهند. در سال 1977 كيدلند و پرسكات دو اقتصاددان برنده نوبل مفهوم «ناسازگاري زماني» را مطرح كردند. ايده اصلي آن است كه سياستگذاران مصلحتگرا بنا بر تشخيص خود در مورد سياست A تصميم ميگيرند و آن را به اجرا ميگذارند.
بهزعم آنها آن سياست در زمان خود بهينه و بهترين است، از طرف ديگر، تصميمگيران غيردولتي (مردم)، كم و كيف مصرف، سرمايهگذاري و عرضه نيروي كار خود را برپايه آن تصميم دولت و مقامات پولي كشور شكل ميدهند. با وجود اين، وقتي مردم تصميمسازي كردند، ممكن است سياست A ديگر بهينه نباشد و سياستگذاران به سياست B متوسل شده باشند.
اين تغيير موضع دولتمردان، انتظارات بنگاهها و مصرفكنندگان و نيروي كار را كه مبناي تصميمگيري آنها است بياعتبار ميسازد. يك مثال از دنياي معلمي: اساتيد دوست دارند دانشجويان با جديت و علاقه مطالب آنها را بياموزند، اما از گرفتن امتحان و تصحيح اوراق دل خوشي ندارند. «ناسازگاري زماني» وقتي رخ ميدهد كه استادي اعلام كند امتحان سختي پيش روي دانشجويان است.
دانشجويان در پاسخ به اين سياست A با جديت تمام آن درس را ميخوانند، حال اگر استاد مزبور قبل از تاريخ امتحان اعلام كند كه امتحان آن درس منتفي است (اعلام سياستB)، فكر ميكنيد دانشجويان ترم آينده براي اعتبار حرف آن استاد در مورد امتحان چه فكر ميكنند؟
در اقتصاد كلان، مصاديق ناسازگاري زماني را در مواردي چون بده- بستان يا مصالحه بين تورم و بيكاري يعني منحني فيليپس ميتوان يافت. با يك نرخ معين از بيكاري (مثلا 13 درصد)، نرخ تورم در عمل، به شرط اينكه نرخ انتظاري مردم از تورم پايين باشد، پايين خواهد بود.
اين امر به بانك مركزي و مقامات پولي اين انگيزه را ميدهد كه سياست A را براي كاهش نرخ تورم به مردم قول دهند، اما با كاهش انتظارات تورمي بانك مركزي اغوا و وسوسه ميشود تا با سياست تحريكي پولي نرخ بيكاري را در جامعه پايين آورد؛ حتي اگر، اين سياست جديد تورم را بالا برد و به انتظارات بنگاهها و نيروي كار و مصرفكنندگان در مورد روند كاهشي تورم خدشه وارد نمايد.
عبرتآموزي از «ناسازگاري زماني» آن است كه به طور متوسط، اگر بخش غيردولتي اقتصاد بدانند و باور كنند كه بانك مركزي به سياستي محكم در هدفگذاري تورم وفادار است، «عملكرد اقتصادي» جامعه بهتر خواهد شد. اين باور مردم كه مقامات پولي، مصلحتي به معني سليقهاي عمل نميكنند و مصالح كوتاه مدت، آنها را از منافع بلندمدت غافل نمينمايد، موجب ميشود تا انتظارات تورمي فروكش كند و نرخ تورم نيز در عمل با توجه به سطح معيني از نرخ بيكاري به روند كاهشي خود ادامه دهد. وسوسه انحراف از اولويت هدفگذاري كاهش تورم براي سياست پولي ما اگر سم نباشد نوشدارو نيست. از شوراي پول و اعتبار انتظار ميرود؛ به اين مهم در سياستگذاريهاي خود بها دهد و مباحث خود را در امر مهم سياست پولي شرايط ركود با مشورتها غنيسازي نمايد.
جهان صنعت
«مرحله تازهتر»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم عبدالکريم کوهزاد است كه در آن ميخوانيد:
رحيممشايي جانشين رييسجمهور در مراسم اختتاميه همايش بزرگ ايرانيان مقيم خارج از کشور اعلام کرد که فهميدهايم مذاکره با اروپا فايدهاي ندارد.
ظاهرا اين دريافتها يکطرفه نيست و احتمالا طرف مقابل نيز به نتيجه مشابهي رسيده است. اين در حالي است که مسايل مورد اختلاف همچنان به قوت خود باقي است.
از اين رو احتمالا طرفين از راههاي ديگري غير از مذاکره ميکوشند که خواسته خود را به کرسي بنشانند؛ راههايي که از راه مذاکره غيردوستانهتر است، به اين ترتيب وارد يک مرحله ديگر در حل اختلافاتمان با غرب خواهيم شد.
«ژست آمريكايي» عنوان يادداشت روز روزنامه جام جم به قلم كتايون مافي است كه در آن ميخوانيد:
فردا 15 مرداد ماه (6 آگوست) روزي است كه همه ساله به ياد قربانيان بمباران هستهاي هيروشيما در پارك يادمان صلح اين شهر مراسم بزرگي برپا ميشود و حاضران در اين مراسم خواستار حركت به سمت جهاني عاري از سلاحهاي هستهاي ميشوند.
آمريكا كه تاكنون به خاطر بمباران اتمي هيروشيما و ناكازاكي و قتلعام صدها هزار ژاپني از مردم اين كشور و جامعه بينالمللي عذرخواهي نكرده است، امسال در نظر دارد تا در ژستي صلحدوستانه و بهمنظور حمايت از خلع سلاح هستهاي ، «جان روس» سفير خود در توكيو را به نمايندگي از ايالات متحده براي شركت در اين مراسم اعزام كند.
با اين حال همه ميدانند كه عنوان متمردترين كشور جهان در مساله هستهاي شايسته آمريكاست و از زمان پايان جنگ سرد ايالات متحده همه پيمانهاي مهمي را كه براي جلوگيري از جنگ با سلاحهاي كشتارجمعي، مخصوصا سلاحهاي هستهاي، طراحي شده، لغو، رد يا در طراحي آنها خرابكاري كرده است.
اين كشور كه اين روزها ايران را به خاطر تلاش در جهت استفاده از انرژي صلحآميز هستهاي با فشارهاي بينالمللي مواجه ساخته، با حمايت از رژيم صهيونيستي، خود عامل نقض پيمان ان.پي.تي است و لازم است كه به خاطر بيتوجهي به اصول مهمي همچون خلعسلاح و عدم اشاعه تحت فشارهاي بينالمللي قرار گيرد.
آمريكا اولين كشوري است كه از سلاحهاي هستهاي استفاده كرده و اسنادي كه بعد از سالها از حالت محرمانه خارج شدند ، نشان ميدهد كه اين كشور، حداقل در 3 موقعيت نزديك بوده تا بار ديگر از سلاح اتمي استفاده كند.
2 بار در دهه 1950 در طول جنگ كره و در هندوچين (عليه نيروهاي هوشيمين كه در حال غلبه بر نيروهاي اشغالگر فرانسوي بودند) و در طول جنگ 1973 اعراب ـ اسرائيل.
همچنين در دهه 1980 رونالد ريگان تهديد كرد به طور محدود از سلاحهاي اتمي استفاده كند و در زمان جورج بوش پسر، علاقه ارتش آمريكا (و انگليس) به استفاده از سلاحهاي هستهاي بار ديگر رو به افزايش نهاد.
اما در جديدترين تخلف بينالمللي تهديد به استفاده از تسليحات هستهاي از سوي اوباما و دكترين جديد دولت وي مطرح شده است و اساس اين دكترين بر ادامه داشتن اين سلاحها و نوسازي آنها تاكيد ميكند.
آمريكا در حالي ايران را به فعاليتهاي غيرصلحآميز متهم ميكند كه خود ضمن تهديد ايران به استفاده از اين سلاحها، داراي يكي از بزرگترين زرادخانههاي اتمي جهان است.
ابتكار
«چشمانداز فروپاشي اسرائيل» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكاراست كه در آن ميخوانيد؛در مباحث براندازي نرم سعي بر آن سعي بر آن است كه با هدفگيري نقاط آسيبپذير مانند گستهاي داخلي و تهديدپذيريها و با تعريض و تعميق اين گسستها، فرايند واگرايي از درون و بحرانهاي مختلف اقتصادي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و مذهبي كشور دچار هرج و مرج گرديده و در نهايت آمادگي براي برپايي شورشها و جنبشهاي فراگير به وجود آيد. در اين جا با برشماري نقاط ضعف و تهديدپذيريها رژيم غاصب صهيونيستي به گسستهاي داخلي و شكافهاي محيطي آن اشاره مينماييم.
گسستهاي اجتماعي
طي سالهاي اخير، حوادث خشونت بار در ميان جوانان دختر و پسر افزايش چشمگيري يافته و حوادثي چون تجاوز جنسي، آواز و اذيت جنسي، چاقوكشي در مدارس، حمله دانشآموزان به معلمانشان و همچنين انصراف از خدمت به همراه بحران اقتصادي، از جمله عواملي هستند كه جامعه رژيم صهيونيستي را در منجلابي از بيثباتي اجتماعي و تمردها فرو برده است. در زير به صورت مختصر به برخي از اين نابهنجاريها اشاره ميگردد.
*افزايش استعمال مشروبات الكلي و مواد مخدر: دادههاي منتشره از سوي انجمن سلامتي كودك در رژيم صهيونيستي،نشان ميدهد كه طي سال 1999 تا 2005، تعداد جوانان اسرائيلي كه به اتهام حمل و فروش مواد مخدر دستگير شدهاند، به 30درصد حتي بيشتر افزايش يافته است همچنين طبق نظر سنجياي كه در وزارت كار و رفاه اجتماعي رژيم صهيونيستي انجام داده است، درصد بالايي از دانشآموزان مدارس رژيم صهيونيستي به مشروبات الكلي اعتياد دارند.
* ميانگين بالاي خشونت: اشتغالگري صهيونيستها نقش مهمي در تعميم و گسترش پديده خشونت دارد، چرا كه موجب تحكيم اين ايده ميشود كه تنها راه حل بيرون آمدن از مشكلات، استفاده از ابزار زور است از اينرو فرهنگ زورمدارانه در جامعه تعميم مييابد كه در صورت بروز مشكلات داخلي امكان افزايش درگيري و تنازع قابل پيشبيني است.
*سست شدن پايههاي زندگي خانوادگي: پايههاي زندگي خانوادگي در جامعه رژيم صهيونيستي، به شدت متزلزل شده است، بنابر اعلام روزنامه هاريف، از هر سه ازدواج، يك مورد به طلاق منجر ميشود و اين نشان دهنده افزايش ميزان طلاق در اسرائيل، از سال 1990 است. در ضمن تلآويو در صدر ليست طلاق قرار دارد از ديگر موارد ميتوان به افزايش تجاوز جنسي كودكان در خانواده، افزايش موارد جنايات و جرايم جنسي كه افراد كوچك جامعه در خارج خانواده در معرض آن قرار ميگيرند و بالا رفتن ميزان تولد فرزندان نامشروع اشاره كرد.
*مهاجرت معكوس: پديده مهاجرت معكوس در اسرائيل پديدهاي است كه از زمان شروع انتفاضه دوم و به خصوص در سالةاي اخير و طي دو جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه كه كمربند تهديدات امنيتي اسرائيل در شمال و جنوب كامل گشت، تشديد گشته است. يكي از ابعاد خطرناك اين پديده، مهاجرت نخبگان يا همان فرار مغزها و همچنيني بدنه فعال جامعه اسرائيلي است.
كيهان
«تأديب تل آويو فقط در چند ساعت»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن ميخوانيد:
درگيري چند ساعته ارتش لبنان با رژيم صهيونيستي كه در پي تجاوز آشكار صهيونيست ها به خاك لبنان به وقوع پيوست سوالات و گمانه زني هاي مختلفي را در بر داشته است.
از دو روز پيش كه اين اتفاق رخ داد بازتاب آن درصدر اخبار رسانه ها و مطبوعات كماكان رو به افزايش است.
در اين ميان، سوال كليدي اين است كه آيا اين رخداد از جنگ احتمالي در منطقه خبر مي دهد؟ آيا صهيونيست ها با حمله به روستاي العديسه در جنوب لبنان و شليك گلوله به يك پايگاه ارتش اين كشور، درصدد هستند تا شيپور جنگ را به صدا درآورند؟
اينكه پشت پرده تجاوز صهيونيست ها به مناطق مرزي لبنان چيست و آيا رژيم صهيونيستي قادر به تدارك يك جنگ نظامي هست يا نه؟ از ديگر سوالاتي است كه پيرامون اين مسئله وجود دارد.
اما قبل از ورود به بحث ناگزير بايد به صحنه اين درگيري نگريست. در اين ماجرا رسانه هاي غربي- و از جمله خبرگزاري رويترز وابسته به محافل صهيونيستي- به مانند هميشه به صحنه آمدند و دقايقي پس از درگيري با پيش دستي وانمود كردند كه شروع كننده درگيري و تنش ارتش لبنان بوده است!
اين ادعاي واهي در حالي است كه نظاميان صهيونيست تلاش مي كردند با قطع درختان داخل اراضي لبنان در منطقه العديسه دوربين هايي براي نظارت و جاسوسي نصب كنند و پس از مواجه شدن با نيروهاي نظامي لبنان بسوي يك پايگاه ارتش اين كشور در منطقه هجير واقع در وادي سلوكي گلوله شليك كردند.
بنابراين با توجه به موقعيت سوق الجيشي روستاي العديسه و همچنين پايگاه نظامي ارتش لبنان، آنچه در بدو امر به نظر مي رسد اين است كه نظاميان صهيونيست چشم طمع به تصرف العديسه و آن پايگاه نظامي داشتند.
با نگاه دقيق و موشكافانه به صحنه درگيري و در نظر داشتن تحولات منطقه اي و تحركات رژيم صهيونيستي در چندماه گذشته ذكر نكاتي دراين باره قابل اعتناست:
1- نظاميان صهيونيست در درگيري دو روز پيش با مقاومت ارتش لبنان روبرو شده و پاسخي دندان شكن دريافت كردند به نحوي كه پس از چند ساعت از شروع درگيري نظاميان صهيونيست از طريق بلندگو از ارتش لبنان درخواست آتش بس مي نمايند تا جنازه يك افسر اين رژيم و زخمي هاي خود را از كارزار جنگ بيرون كنند.
مردم سالاري
«نگراني ها را دشمني تلقي نکنيد»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم سروش ارشاد است كه در آن ميخوانيد:
بالا خره بعد از مدت ها، خبر جديدي در خصوص هدفمندکردن يارانه ها از زبان محمود احمدي نژاد اعلا م شد. «واريز اولين قسط يارانه ها در مهر ماه» موضوعي بود که احمدي نژاد در سفر به همدان به آن اشاره کرد تا بدين ترتيب، منتظر اين اتفاق پرحاشيه باشيم. امادر اين ميان حمله احمدي نژاد به دولتمردان قبلي، جاي تامل بسيار دارد. «عده اي که زماني مي خواستند يارانه ها را حذف کنند، امروز مردم را از اين طرح مي ترسانند... در اين طرح هيچ چيز پنهاني نداريم...» اينها گوشه اي از مباحثي است که رئيس دولت به آن اشاره کرد.
اما در خصوص اين ديدگاه ها، چند نکته قابل ذکراست: اول آنکه همانطور که بارها مطرح شده اقتصاددان و سياستمداري را نمي توان يافت که موافق وضع کنوني تقسيم يارانه ها در کشور باشد و اتفاق نظر عمومي براي اصلا ح و چه بسا جراحي اقتصادي کشور وجود دارد. اما نگراني که وجود دارد و چه بسا دولتمردان گذشته نيز بر آن تاکيد جدي دارند، ايجاد زمينه سازي و بسترسازي مناسب براي اجراي اين طرح است.
نمي توان يک بيمار که نياز به جراحي دارد را بدون طي کردن مراحل پيش از عمل به يکباره جراحي کرد. چه بسا اين جراحي، تبعاتي در پي داشته باشد که جبران ناپذير باشد. لذا، نگراني کارشناسان غيرهمسو با دولت در اين است که بايد در روش اجرا دقت ها و کارشناسي هاي لا زم صورت گيرد. چرا که راه برگشت در اين طرح و اعمال سياست آزمون و خطا، ضررهاي بسيار به همراه خواهد داشت.
دوم آنکه درحالي که احمدي نژاد از اين که «در اين طرح هيچ چيز پنهاني نداريم» سخن به ميان مي آورد، اما در عمل حتي از زبان دولتمردان شنيده مي شود که هنوز تصوير مشخصي از آن چه قرار است اتفاق بيفتد وجود ندارد. رئيس بانک مرکزي پيش از اين در اتاق بازرگاني ايران گفته بود که چون نمي دانيم پس از اجراي هدفمند کردن يارانه ها چه خواهد شد، تورم نيز قابل پيش بيني نيست.
از اين دست اظهار نظرها توسط دولتمردان رده بالا بسيار وجود دارد. سوم آن که همه نگراني کارشناسان غير همسو با دولت در اين است که دولت با تورم وگراني پس از هدفمند کردن يارانه ها چه خواهد کرد؟ چرا که اگر قيمت ها بالا برود شاهد تورم چسبنده خواهيم بود که ديگر حتي با تعليق اجراي هدفمند کردن نيز قيمت ها قابل کنترل نخواهد بود.
رسالت
«مولفههاي بازدارندگي»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
رئيس جمهور روز گذشته در اجتماع با شکوه مردم همدان با تاکيد بر اينکه ايران اهل گفتگويي است که بر پايه عدالت و احترام باشد، خطاب به آمريکاييها گفت: “اگر خيال مي کنيد با بلند کردن چماق مي توانيد امتيازي از ملت ايران بگيريد، بدانيد اين ملت با منطق خود و ايمان و همبستگي خود صدها چماق را بر سرتان خرد خواهد کرد.” قاطعيت احمدي نژاد که مظهر اقتدار و اطمينان ملت ايران در برابر زورگويان بين المللي است ناشي از مجموعه اي از تصميمات و اقدامات براي پيشگيري از رفتار خصمانه دشمن توسط نظام مقدس جمهوري اسلامي است که ذيل بخشهايي از استراتژي بازدارندگي ايران تعريف مي شود. امروزه بازدارندگي که قدمتي به طول پيدايش دولت ها دارد از حوزه سخت افزاري نظامي به حوزه هاي نرم افزاري ديگر، مثل مسائل سياسي و اقتصادي نيز سرايت کرده است.
رئيس جمهور روز گذشته در اجتماع با شکوه مردم همدان با تاکيد بر اينکه ايران اهل گفتگويي است که بر پايه عدالت و احترام باشد، خطاب به آمريکاييها گفت: “اگر خيال مي کنيد با بلند کردن چماق مي توانيد امتيازي از ملت ايران بگيريد، بدانيد اين ملت با منطق خود و ايمان و همبستگي خود صدها چماق را بر سرتان خرد خواهد کرد.”
قاطعيت احمدي نژاد که مظهر اقتدار و اطمينان ملت ايران در برابر زورگويان بين المللي است ناشي از مجموعه اي از تصميمات و اقدامات براي پيشگيري از رفتار خصمانه دشمن توسط نظام مقدس جمهوري اسلامي است که ذيل بخشهايي از استراتژي بازدارندگي ايران تعريف مي شود.
امروزه بازدارندگي که قدمتي به طول پيدايش دولت ها دارد از حوزه سخت افزاري نظامي به حوزه هاي نرم افزاري ديگر، مثل مسائل سياسي و اقتصادي نيز سرايت کرده است.
استراتژي بازدارندگي در نظام جمهوري اسلامي ايران از بدو پيروزي انقلاب اسلامي علاوه بر ويژگي هاي عمومي از اختصاصات نرم افزاري و سخت افزاري نيز برخوردار است که به مراتب از قدرت بازدارندگي سلاح هاي هسته اي تاثيرگذارتر است.
تهران امروز
«عزت، شرط اول سياست خارجي»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسين رضايي است كه در آن ميخوايد:
سخنان چند باره محمود احمدينژاد رئيس جمهور براي گفتوگوي مستقيم با رئيسجمهور آمريكا و پاسخ منفي كاخ سفيد به اين درخواست، اين سوال اساسي را ايجاد كرده است كه مبناي كارشناسي پيشنهاد رئيس جمهور چيست و چرا در شرايطي كه آمريكا به پرچمدار تحريمها عليه ايران تبديل شده است و از سوي ديگر قدرت نظامي خود را به رخ ميكشاند و فرمانده ارشد اين كشور از وجود نقشهها براي حمله به ايران سخن ميگويد اما در همان حال هم عاليترين مقام اجرايي كشور از يك تريبون عمومي از آمادگي براي گفتوگو با رئيس جمهور چنين كشوري سخن گويد؟
جالبتر اينكه رئيس جمهور ايران خود تاكيد دارد كه براي بار چندم است كه خواستار گفتوگو با روساي جمهور آمريكا از بوش تا اوباما بوده است و البته درخواستهاي او هم يا بدون پاسخ مانده يا از سوي طرف مقابل پذيرفته نشده است. رئيسجمهور هر چند خواسته خود را در قالب مناظره يا گفتوگوي رو در رو با رئيسجمهور آمريكا و در حضور رسانهها مطرح ميكند اما در عرف ديپلماتيك معناي سخنان رئيسجمهور چيزي جز درخواست رسمي از سوي عاليترين مقام اجرايي كشور براي گفتوگو با طرف مقابل يعني آمريكاييها به دست نميآيد.
از همين رو مقامات آمريكايي هم از اين فرصت استفاده كرده و با ژستي ديپلماتيك درخواست رئيسجمهور ايران را براي گفتوگو رد ميكنند و در عين حال از ايران ميخواهند پاي ميز مذاكرات هستهاي بنشيند. نحوه بيان مقامات كاخ سفيد جز با انگيزه تحقير بر زبان نيامده است و در همان حال هم رسانههاي بينالمللي تيتر ميزنند كه آمريكا درخواست گفتوگوي رئيس جمهور ايران را رد كرد.
حال سوال اين است كه مبناي دولت براي پيشنهادي كه نوع واكنش مقامات آمريكايي به آن هم قابل تشخيص بود، چيست؟ حفظ پرستيژ ديپلماتيك كشور در عرصه بينالملل كه در ترجمان سياست خارجي ما از ان تحت عنوان «عزت» ياد ميشود، يكي از وظايف و تكاليف اصلي دولت است. اين براي بار چندم است كه رئيس جمهور محترم آزموده را دوباره ميآزمايد.
از آن مهمتر درخواست گفتوگو يا به قول رئيس جمهور مناظره در حضور رسانهها با رئيسجمهور كشوري كه عملا و علنا شمشير آخته تحريم و پنجه تبليغاتي تهديد نظامي عليه ايران را به كار گرفته است، چه تاثيري ميتواند داشته باشد؟ آيا غير از اين است كه زمينه بهرهبرداري تبليغاتي براي طرف مقابل را فراهم كردهايم تا در برابر دوربين رسانهها ژست ديپلماتيك بگيرد و درخواست رئيس جمهور ايران را ناشي از تاثير تحريمها و نوعي عقبنشيني جلوه دهد؟
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
گويي صداي روح نواز و دلنشين پيامبر خاتم در آخرين جمعه ماه شعبان سال دوم هجري از مسجد شهر مدينه به گوش ميرسد كه مسلمانان را مخاطب قرار داده و ميفرمايند: "اي مردم! همانا ماه رحمت و مغفرت خدا به شما روي آورده است، پس آنرا به تنگي در آغوش بگيريد و از نعمات و بركات اين ماه ضيافت الهي استفاده كنيد..." ما نيز در روزهاي پاياني ماه شعبان المعظم كه ماه منسوب به سيدالانبيا است، پنجره دل را به سوي ماه نيايش باز ميكنيم و با حركت به سوي كتاب آسماني قرآن، دلهاي پژمرده را با كلام پروردگار، بهاري مينمائيم.
آخرين هفته ماه شعبان سپري ميشود و هفته آينده، ميهمان خدا خواهيم بود، لذا از ذات كبريايي مسئلت مينمائيم روزيمان كند كه با رعايت تمام جوانب در اين ضيافت الهي بر سر سفره رمضان الكريم حاضر شويم و خود را مخاطب فرمايش پيامبر در آستانه ماه صيام بدانيم.
در هفته جاري موضوع تخلف دولت و عدم ابلاغ و اجراي مصوبات قانوني مجلس كه به تأييد شوراي نگهبان نيز رسيده و بايد از سوي رئيسجمهور اجرايي شود، محل مناقشه قرار گرفت و به شدت مورد اعتراض رئيس مجلس واقع شد. چندي است كه عدم تمكين دولت نسبت به اجراي قوانين و سرباز زدن از عمل به مصوبات مجلس و به عبارت دقيقتر در پيش گرفتن مواضع اجتهادي در مقابل نصوص قانوني، روابط بين دو قوه موثر كشور را تحت تاثير قرار داده و اين درحاليست كه فضاي عمومي و بينالمللي به شدت حساس بوده و ضرورت همگرايي مسئولين نظام بيش از هر وقت ديگري احساس ميشود.
متاسفانه عدم اجرا و ابلاغ مصوبات قانوني مجلس از قبيل كمك مالي به توسعه مترو و تجميع برگزاري انتخابات رياست جمهوري و شوراها به نقطهاي رسيده كه رئيس مجلس بالاجبار، شخصاً آنها را ابلاغ كرده و تذكر داد درصورت تداوم تخلفات دولت، مجلس وظايف قانوني خود را انجام خواهد داد. قطعاً ادامه چنين وضعيتي ميتواند به كشمكشهايي بيانجامد كه در شرايط حساس كنوني هرگز به نفع منافع ملي نخواهد بود.
آفرينش
«پذيرش فرهنگ نقد در کشور»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
نقد را مي توان به معناي جداسازي ناتواني ها و سستي ها از توانايي ها وتلاش و سعي در راه از بين بردن کاستي ها ونواقص و يا کم کردن آنها دانست.در اين راستا نقد ،نقد پذيري وفرهنگ انتقاد همواره از، جايگاه ويژه و با اهميتي در ميان کشورهاي توسعه يافته داشته و دارد و حتي بسياري از بزرگان ديني وملي ما نيز بر اهميت آن در زندگي تاکيد کردهاند.
در اين بين وجود فرهنگ نقد به نوبه خود باعث وسبب بيداري روشن سازي و آگاه سازي جامعه و مقامات دولتي بوده و با برخورداري از چنين ساز وکاري، بخش هاي گوناگون شامل اقتصاد، سياست، صنعت، قوانين و... تحت تاثير خود قرار داده و با بازتوليدي سازنده و جهشي و پويشي رو به تعالي رشد اين بخش ها را سبب مي شود.
در اين بين در واقع هدف از نقد پاره کردن افکار و آرامش جامعه و مردم و دولت نيست، بلکه در کنار احترام و ارج نهادن به کار وفعاليت هاي مثبت ديگران با يادآوري مشکلات و نارواها مي کوشد راه را بر افزايش تحرک، پويايي و شفاف شدن جامعه هموارتر سازدو جامعه ودولت را به سوي پيشرفت رهنمون کند. البته بايد گفت که نقد نيازمند بايسته هاو الزاماتي نظير وجود روحيه صبر و،توجه به اصل رواداري و دادن حق اظهارنظر به ديگران، براساس انصاف بدور از عيب جويي و...دارد الزاماتي که بايد مشخص کند که به دليل تخريب طرف ديگر نقد نمي کند بلکه نيت او خيرخواهانه و با توجه به معيار هايي اخلاقي وپذيرفته شده است.
در حقيقت در همه جوامع تا اندازه اي موضوع نقد و اعتراض وجود دارد اما در واقع جوامعي موفق تر هستند که بتوانند ضمن وجود فضاي نقد ونقدپذيري براي شنيدن اعتراضات و پاسخ منطقي به آن از تحمل لازم برخوردار باشند و در صدد اصلاح کاستي هاو مشکلات باشند.
در اين حال از آنجا که کشور ما ايران يک کشوري در حال توسعه و در حال گذر از سنت به مدرنيته است نقد منصفانه و درست در حوزه هاي گوناگون اقتصادي سياسي وفرهنگي پويايي و سرعت دگرگوني هاي مثبت وسازنده را هم در حوزه فردي و هم درحوزه اجتماعي وسعت بخشيده وبيشتر مي کند.
دنياي اقتصاد
«ناسازگاري زماني در سياستهاي پولي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر احمد يزدانپناه است كه در آن ميخوانيد:
اينكه سياستهاي پولي را بر مبناي يك «قاعده» بنا كنيم يا بر مبناي «مصلحت» بحث بسيار مهمي است.
يكي از مزاياي نظريه فريدمن براي قاعدهمندي سياست پولي آن است كه بنگاهها، كارگران و كارمندان و مصرفكنندگان قادر خواهند بود، انتظارات آتي خود را در مقابل سياستهاي پولي بانك مركزي و مقامات پولي كشور شكل دهند. در سال 1977 كيدلند و پرسكات دو اقتصاددان برنده نوبل مفهوم «ناسازگاري زماني» را مطرح كردند. ايده اصلي آن است كه سياستگذاران مصلحتگرا بنا بر تشخيص خود در مورد سياست A تصميم ميگيرند و آن را به اجرا ميگذارند.
بهزعم آنها آن سياست در زمان خود بهينه و بهترين است، از طرف ديگر، تصميمگيران غيردولتي (مردم)، كم و كيف مصرف، سرمايهگذاري و عرضه نيروي كار خود را برپايه آن تصميم دولت و مقامات پولي كشور شكل ميدهند. با وجود اين، وقتي مردم تصميمسازي كردند، ممكن است سياست A ديگر بهينه نباشد و سياستگذاران به سياست B متوسل شده باشند.
اين تغيير موضع دولتمردان، انتظارات بنگاهها و مصرفكنندگان و نيروي كار را كه مبناي تصميمگيري آنها است بياعتبار ميسازد. يك مثال از دنياي معلمي: اساتيد دوست دارند دانشجويان با جديت و علاقه مطالب آنها را بياموزند، اما از گرفتن امتحان و تصحيح اوراق دل خوشي ندارند. «ناسازگاري زماني» وقتي رخ ميدهد كه استادي اعلام كند امتحان سختي پيش روي دانشجويان است.
دانشجويان در پاسخ به اين سياست A با جديت تمام آن درس را ميخوانند، حال اگر استاد مزبور قبل از تاريخ امتحان اعلام كند كه امتحان آن درس منتفي است (اعلام سياستB)، فكر ميكنيد دانشجويان ترم آينده براي اعتبار حرف آن استاد در مورد امتحان چه فكر ميكنند؟
در اقتصاد كلان، مصاديق ناسازگاري زماني را در مواردي چون بده- بستان يا مصالحه بين تورم و بيكاري يعني منحني فيليپس ميتوان يافت. با يك نرخ معين از بيكاري (مثلا 13 درصد)، نرخ تورم در عمل، به شرط اينكه نرخ انتظاري مردم از تورم پايين باشد، پايين خواهد بود.
اين امر به بانك مركزي و مقامات پولي اين انگيزه را ميدهد كه سياست A را براي كاهش نرخ تورم به مردم قول دهند، اما با كاهش انتظارات تورمي بانك مركزي اغوا و وسوسه ميشود تا با سياست تحريكي پولي نرخ بيكاري را در جامعه پايين آورد؛ حتي اگر، اين سياست جديد تورم را بالا برد و به انتظارات بنگاهها و نيروي كار و مصرفكنندگان در مورد روند كاهشي تورم خدشه وارد نمايد.
عبرتآموزي از «ناسازگاري زماني» آن است كه به طور متوسط، اگر بخش غيردولتي اقتصاد بدانند و باور كنند كه بانك مركزي به سياستي محكم در هدفگذاري تورم وفادار است، «عملكرد اقتصادي» جامعه بهتر خواهد شد. اين باور مردم كه مقامات پولي، مصلحتي به معني سليقهاي عمل نميكنند و مصالح كوتاه مدت، آنها را از منافع بلندمدت غافل نمينمايد، موجب ميشود تا انتظارات تورمي فروكش كند و نرخ تورم نيز در عمل با توجه به سطح معيني از نرخ بيكاري به روند كاهشي خود ادامه دهد. وسوسه انحراف از اولويت هدفگذاري كاهش تورم براي سياست پولي ما اگر سم نباشد نوشدارو نيست. از شوراي پول و اعتبار انتظار ميرود؛ به اين مهم در سياستگذاريهاي خود بها دهد و مباحث خود را در امر مهم سياست پولي شرايط ركود با مشورتها غنيسازي نمايد.
جهان صنعت
«مرحله تازهتر»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم عبدالکريم کوهزاد است كه در آن ميخوانيد:
رحيممشايي جانشين رييسجمهور در مراسم اختتاميه همايش بزرگ ايرانيان مقيم خارج از کشور اعلام کرد که فهميدهايم مذاکره با اروپا فايدهاي ندارد.
ظاهرا اين دريافتها يکطرفه نيست و احتمالا طرف مقابل نيز به نتيجه مشابهي رسيده است. اين در حالي است که مسايل مورد اختلاف همچنان به قوت خود باقي است.
از اين رو احتمالا طرفين از راههاي ديگري غير از مذاکره ميکوشند که خواسته خود را به کرسي بنشانند؛ راههايي که از راه مذاکره غيردوستانهتر است، به اين ترتيب وارد يک مرحله ديگر در حل اختلافاتمان با غرب خواهيم شد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


