صداوسيما نياز مخاطبان را نميشناسد
بيژن نوباوه نماينده تهران و عضو كميسيون فرهنگي با تجربه سالها حضور درعرصه خبرنگاري به خصوص در آمريكا، اعتقاد دارد كه وجود شبكههاي فارسي زبان وگستردگي نفوذ آنها در ميان مخاطبان ايراني بيشتر از آنكه تهديداتي براي كشور داشته باشد، داراي فرصتهايي نيز هست چرا كه باعث توجه مسئولان به ضعفها ميشود. او در گفتوگو با تهرانامروز، از سوي ديگر، دستگاههاي متولي حوزه فرهنگ كشور به خصوص صداوسيما را دچار يك نقصان بزرگ ميداند كه اگر به خوبي به وظايفشان عمل ميكردند و مطابق با نياز جامعه حركت ميكردند، نگراني در مورد نفوذ شبكههايي مثل فارسي وان وجود نداشت.
برخي مسئولان فرهنگي كشور ازجمله در صداوسيما خطر نفوذ وگسترش شبكههاي فارسي زبان نظير فارسي وان را زياد جدي نميدانند.آيا شما اينگونه فكر ميكنيد؟
من برخلاف اين دوستان گسترش اين شبكهها و دامنه نفوذناپذيري آنها را درميان خانوادههاي ايراني يك واقعيت اجتنابناپذير و يك موضوع كاملا جدي ميدانم. اينكه موضوع نفوذ شبكههاي فارسيزبان جدي گرفته نشود سادهانگارانه است. ظهور و بروز چنين شبكههايي پديدهاي نيست كه اكنون بگوييم غافلگير شدهايم. اين موضوع كاملا طبيعي است كه دشمنان انقلاب تمام توان خود را براي مقابله با نظام اسلامي به كار گرفتهاند چرا كه از حرفهاي جديدي كه براي جوامع بشري دارد وحشتزده هستند و با ايجاد چنين شبكههايي درصدد تغييرات بنيادي هستند تا به زعم خود بتوانند نوعي فروپاشي فكري وايدئولوژيكي در بين جوانان ايراني به وجود بياورند. غربيها به اين درك رسيدهاند كه برنامههاي سياسي براي مخاطب ايراني جذابيت زيادي ندارد چرا كه آنها بارها از درك سياسي بالاي مردم رودست خوردهاند و به اين موضوع پيبردهاند كه ايرانيها سياسيترين مردم دنيا هستند.
به همين خاطر با ايجاد شبكههايي مثل فارسي وان سعي دارند به مقاصد سياسي خود برسند.
يعني منظور شما اين است كه ايجاد اين شبكهها با يك نيازسنجي انجام شده است؟
بله، قطعا همينگونه است. متاسفانه درداخل كشور در مورد نظرسنجي و شناخت نياز مخاطب ضعيف عمل كرديم و كشورهاي غربي با پي بردن به نياز مخاطبان ايراني كه60 درصد آنها را جوانان تشكيل ميدهند، اين شبكهها را ايجاد ميكنند. بايد توجه داشت كه در جنگ نرم دشمن در پي ضربه زدن به اركان نظام است و با تلاشي كه در زمينه تغييرساختار فكري جوانان انجام ميدهد درصدد ضربه زدن به كشور است. بايد توجه داشت كه فارسي وان مبتني بر يك هدف و شناخت عميق نسبت به جامعه ايراني ايجاد شده است.
يكي از دلايل نفوذ شبكههايي مثل فارسي وان به خاطر سريالهاي متنوع اين شبكه است. به نظر شما علت گرايش مخاطبان ضعف در توليد سريالهاي مخاطبپسند نيست؟
به نظر من مسئولان اين شبكه به خوبي پي به اين موضوع بردهاند كه در داخل ايران سريالهاي تلويزيوني براي جذب مخاطب توفيقي به دست نياوردهاند. متاسفانه موضوعاتي كه فيلمها و سريالهاي ايراني كه صداوسيما روي آن كار ميكند به درد جامعه نميخورد. سريالهاي ايراني يا از ازدواج شروع ميشود و يا به ازدواج ختم ميشود. درحالي كه مشكلات اقتصادي مردم را تحت فشار قرارداده است. صداوسيما مدام بر موضوع ازدواج تاكيد دارد، در حالي كه رسانه بايد جديتر وارد حوزهايي مثل ورزش يا هنر شود تا جواناني كه نميتوانند ازدواج كنند احساس كمبود نكنند. مشكلات اساسي در نبود نگاه علمي به نيازهاي مخاطب است. مسائلي از اين دست مخاطب را خسته ميكند. فيلم يك جريان فرهنگي است كه بايد ساختارهاي لازم براي آن فراهم باشد. زماني كه يك سناريوي جذاب و مخاطب پسند در كشور وجود ندارد چگونه ميتوان انتظار داشت كه سريالهاي جذاب توليد شود. يكي از ضعفهاي عمده صداوسيما عدم نياز سنجي در مورد نيازهاي داخلي است كه اگر به اين مسائل توجه شود توفيق بيشتري در مورد عدم مراجعه مردم به شبكههاي نظير فارسي وان به دست ميآوريم.
به نظر شما وجود فارسيوان يك تهديد فرهنگي است؟
بله يك تهديد جدي است كه ميتواند درصورت مديريت صحيح به فرصت تبديل شود. متاسفانه يك نگاه علمي دقيق و روانشناسانه در اين زمينه انجام نشده است و رسانههاي داخلي درضعف كامل به سر ميبرند. بايد نظام رسانهاي كشور بررسي كند كه چگونه يك شبكه فارسي در يك مدت كوتاه اينقدر محبوب شده است وگرايش خانوادهها روز به روز به سمت آن بيشتر ميشود. رخنهاي كه فارسي وان در ميان مردم ايجاد كرده، جدي است و در داخل كشور اراده جدي براي برخورد با آن وجود ندارد.
متاسفانه مسئولان دستگاههاي فرهنگي كشور به خصوص صداوسيما در شناخت مخاطب ونيازهاي او ناتوان هستند و برآيند مشخصي ازسلايق جوانان، اوقات فراغت آنها و نيازهاي آنها براي توليد برنامه ندارند و نميتوانند همسو با اين نيازها برنامه توليد كنند و دشمن به خوبي ميتواند از اين خلأها استفاده كند.اگر شبكههاي فارسي زبان نفوذ دارند ودر بين مردم محبوب هستند به خاطر اشكالاتي است كه در دستگاههاي فرهنگي كشور وجود دارد. بهتر است در اين زمينه كسي را متهم نكنيم. هرچند صداوسيما در تهيه نرم افزار فكري و فرهنگي جامعه نقش زيادي دارد ولي انصاف نيست كه فقط انگ كمكاري به اين رسانه بزنيم. به نظر من سيستم فرهنگي كشور دچار يك نقصان بسيار بزرگ است كه در اين مسئله همه دستگاهاي فرهنگي كشور كه از بيتالمال براي ترويج كارهاي فرهنگي بودجه دريافت ميكنند، مقصر هستند و بايد يك جريان فكري و فرهنگي گسترده در مقابل اينگونه تهديدها در كشور ايجاد شود.
بهترين راه ممكن براي مقابله در اين زمينه چيست؟
اگر در مواجهه به اين شبكهها با صورت سلبي عمل كنيم در مواجهه با اين حربه دشمن شكست ميخوريم و با كارهايي كه انجام ميدهيم زمينه را براي رسيدن دشمن به اهدافش در جنگ نرم فراهم ميكنيم. به نظر من بايد با يك روش ايجابي كه مبتني بر شناخت دقيق از نيازهاي جامعه باشد، قبل از اينكه دشمن با روشهاي خود بتواند وارد شكافهاي جامعه شود آنها را برطرف كنيم.در خود آمريكا با شرايطي كه وجود دارد آنقدر براي اقناع مخاطب تلاش ميشود كه ديگر كسي به دنبال رسانههاي خارجي نميرود.
با سختافزار به هيچ عنوان نميتوانيم جلوي پديدههايي مثل فارسي وان را در كشور بگيريم، بهتر است هرچه زودتر مسئولان به خود بيايند و فكر نكنند وجود چنين شبكههايي خطر نيست. اگر ادعا ميكنيم كه ميخواهيم با اين شبكهها مقابله كنيم چارهاي جز تقويت فرهنگ بومي و داخلي نداريم چرا كه اگر اين فرهنگ تبيين شود هزاران معنا پيدا ميكند و ميتواند خلأهاي ايجاد شده را براي نسل امروز پر كند.
متاسفانه دستگاهاي فرهنگي كشور بهخصوص صداوسيما به خوبي به وظايفشان عمل نميكنند واحساس ميكنند بهتر ازمردم ميفهمند و ميتوانند خوب و بد مردم را در مورد مسائل مختلف براي آنها تشخيص دهند در حالي مردم خودشان شعور دارند واگر برنامههاي خوبي مطابق با نظرات وسلايق آنها تهيه شود،هيچگاه سراغ چنين شبكههايي نميروند.
آقاي نو باوه، شما در قسمتي از اين مصاحبه به نوعي تلاش براي اقناع مخاطبان در آمريكا كه براي دوري از رسانههاي خارجي انجام ميشود، اشاره كرديد. به نظر شما با توجه به گسترده شدن شبكههاي ماهوارهاي، چرا رسانههاي داخلي براي اقناع مخاطبان دچار ضعف هستند وبخشي از مردم به سمت رسانههاي بيگانه گرايش پيدا ميكنند؟
يكي از كارهايي كه در جنگ نرم بهخصوص بعد از انتخابات، دشمن روي آن متمركز شده، عدم اعتماد مخاطبان ايراني به رسانههاي داخلي است. اگررسانههاي آنها پنج خبر ارائه ميكنند كه چهار خبر درست باشد سعي ميكنند در همان خبر دروغ القائات خود را به مخاطب منتقل كنند ولي چون اعتمادسازي كردهاند مخاطب اعتماد ميكند و به راحتي موضوع را ميپذيرد.


