پايان آرزوی 38 ساله هواداران نراتزوری
اينتر وي فصل نخست را صرف وفق دادن خود با شرايط كارياش كرد و در اين راه اسكودتو را براي چهارمين سال متوالي نصيب اين تيم كرد، اما امسال با انجام برخي تغييرات مورد نظرش جام اصلي را هدف گرفت. حذف كردن چلسي تيم سابق خودش در حالي كه همگان اعتقاد داشتند اين تيم بهتر از اينتر است فقط از خود مورينيو برميآمد و آگاهيهاي كامل وي از چرخههاي كاري تيمي كه ساخته دست خود اوست و طبعا وي بيش از هر كسي از قابليتهاي آن مطلع و براي خنثيسازي آن فزونتر از هر فردي صاحب صلاحيت است، دليل اصلي اين رويداد بود.
کد خبر: ۹۶۷۷۸
| | 1721 بازدید
پيشرفت چشمگير و غريب اينترميلان و تبديل شدنش به تيمي مدعي و قدرتمند در صحنه پيكارهاي فوتبال جام قهرمانان باشگاههاي اروپا، به طور مستقيم به خوزه مورينيو ارتباط مييابد و نقطه شروع آن به روزي برميگردد كه اين مربي پرتغالي بشدت جاهطلب پا به جوزپه مهآتزا گذاشت و فلسفههاي غريب اما موثر كارياش را به اجرا نهاد. اين واقعه 23 ماه پيش اتفاق افتاد.به نوشته جام جم و به نقل از دیلی میل؛ البته اينتر حاكم مطلق ليگ ايتاليا بوده و در 4 سال گذشته در اين عرصه اول شده، اما وقتي بحث جام باشگاههاي اروپا پيش ميآمد، اين تيم حرفي براي گفتن نداشت. به همين سبب بود كه ماسيمو موراتي مالك اينتر اقدام به استخدام «آقاي خاص» پرتغالي كرد، زيرا او و هواداران نراتزوري ديگر قهرمانيهاي مكرر اين تيم در كالچو را كافي نميدانستند و ميخواستند در اروپا هم سروري كنند. چيزي كه از سالهاي 1964 و 65، ايام درخشان 2 قهرماني متواليشان ديگر نصيب آنها نشده بود. آبي و سياههاي شهر ميلان به واقع از 1972 به بعد ديگر حتي به فينال هم نرسيده بودند.
انتخاب درست
موراتي و دستيارانش به اين نتيجه رسيده بودند كه روبرتو مانچيني از عهده قطع اين نوار ناكامي برنميآيد و بايد به فرد ديگري روي آورند وگرنه ركورد و كارنامه اين مربي معروف ايتاليايي در زمينه دستاوردهاي داخلي در اينتر فوقالعاده بود.
قريب به 2 سال بعد از انجام آن تغيير و رويكرد به مربي مغرور سابق چلسي و پورتو، موراتي بيش از هر زماني به صحت نظر خود، ايمان آورده و ميداند كه كارش صحيح بوده و سپردن كارها به مورينيو اقدامي هوشمندانه بوده است، حتي اگر برخوردهاي تند آقاي خاص با رسانههاي زيادهخواه ايتاليا و موج ضد اينتر در اين كشور فضاي تيرهاي را براي باشگاه به ارمغان آورده و طبيعت و ذات جنجالدوست مورينيو خيليها را معذب كرده باشد.
شاهكار مورينيو و لشكر بسيار منظم او در فصل رو به پايان عبور از سد بارسلونا در مرحله نيمهنهايي ليگ قهرمانان اروپا بوده است. در بازي رفت در ميلان، اينتر چنان حرفهاي و سريع و موثر از سد بارسا عبور و برد 1-3 را براي خود ثبت كرد كه حتي پروپا قرصترين هواداران اينتر شوكه شدند و حرفهايتر و عجيبتر از آن حفظ اين برتري و كسب شكست 0-1 در مسابقه برگشت در نوكمپ بود.
اين اتفاق به 38 سال نرسيدن اينتر به فينال معتبرترين جام باشگاهي جهان پايان بخشيد. اين بسيار عجيب بود كه اينتر بهرغم اخراج تياگو موتا هافبك برزيلياش در دقيقه 28 مسابقه برگشت تا پايان سر پا ماند و در برابر تيمي ايستادگي كرد كه 2 سال است مقاومتناپذير توصيف شده و در مراحل قبلي حذفي جام در نوكمپ 4گل به هريك از تيمهاي اشتوتگارت و آرسنال زده بود. هرچه باشد بارسا در فصل گذشته 3 جام برده بود و اگر كل جامهاي سال 2009 اين تيم محاسبه شود، به رقم خيرهكننده 6 ميرسيم.
سايهای از گذشته
ليونل مسي فوق ستاره آرژانتيني بارسا در برابر آرسنال هر چهار گل تيمش را به ثبت رسانده و يك تنه اسباب تحقير حريف لندني شده بود، اما همين بازيكن 23 ساله چپ پا و فني و سريع در برابر اينتر و در هر دو مسابقه رفت و برگشت آنچنان از جانب شاگردان مورينيو دقيق و موفق محافظت شد كه حتي سايهاي از مسي هميشگي نشان نداد.
ژاوي هافبك بازيساز و طراح ميانه ميدان بارسا نيز همين حالت را داشت. فشار حضور مردان اينتر در جاي جاي زمين و دوندگي و جنگندگي آنها كار اين بارسا را در هر دو مسابقه بشدت كاهش داد و ساير مردان بارسا نيز طبعا در چنان فضايي كاري از پيش نبردند.
اين دومين باري است كه مورينيو بارسلونا را از جام قهرمانان قاره حذف ميكند. اولين مورد در فصل 2006 – 2005 بود كه با چلسي اين بلا را بر سر تيمي آورد كه رونالدينيوي آن در اوج بالندگي خود قرار داشت. قوه سازماندهي كارها توسط مورينيو و مهارتي كه وي در ايجاد انسجام در تيمهايش دارد، نقش اول را در صعود اينتر به فينال جام قهرمانان داشته است.
جاهطلبيهاي او پايانناپذير و جنگهاي رواني وي با حريفانش، غيرقابل بخشش است، اما او استاد در ساختن تشكيلاتي قدرتمند در هر تيمي است كه به وي واگذار شود و كارنامه او در پورتو و چلسي سند آن و كار فعلي وي در اينتر، جديدترين نشانه آن است. چيزي كه شايد با كوچ او در پايان فصل به تيمي ديگر (احتمالا رئالمادريد) در سنسيرو ظاهرا ناتمام بماند، اما اين تشكيلات نيز بهترين دستمايه براي جانشين مورينيو در ميلان خواهد بود.
كار دفاعي اينتر در پيكارهاي امسال جام قهرمانان باور نكردني بوده است. ديهگو ميليتوي آرژانتيني كه تابستان سال پيش از جنوا به اينتر كوچ كرد و امسال بهترين گلزن اين تيم بوده است، ميگويد: «كار دفاعي ما در هر دو ديدار رفت و برگشت برابر بارسلونا فوقالعاده بود. ما حتي بختهايي متعدد براي زدن بيشتر از 3 گل هم در مسابقه رفت داشتيم».
حرف اول
ميليتو هم مثل يارانش بيش از هر چيزي به كار تيمي اهميت ميدهد و اين مهمترين تحولي است كه مورينيو در سنسيرو و به واقع در افكار و نوع بازي شاگردانش به وجود آورده است. او در تضاد با بارسلونا كه به فوتبال غريزي و ذاتي و زيبا متكي است، اما با بها دادن بيش از حد به اعجاز فردي مسي خود را در معرض ناكامي در روزهاي خاموشي يا مهار وي قرار داده است. براي او بازي گروهي حرف اول را ميزند و همه، حتي ستارههاي تيمش، كارگر هستند البته به شرطي كه ستارههاي تيم او مانند وسلي اشنايدر و ساموئل اتوئو را واقعا ستاره بدانيم.
اين فرآيندها نبايد اسباب تعجب شود و قصه، قصه تازهاي نيست. مورينيو اين كار را هشت نه سال پيش هم در پورتو صورت داده بود. او آن تيم فراموش شده پرتغالي را در سالهاي 2003 و 2004 ابتدا قهرمان جام يوفا و سپس فاتح جام قهرمانان باشگاههاي اروپا كرده بود. آن تيم نيز مثل اينتر فعلي، كاملا بر نظم گروهي، بازي يكدست تيمي و استحكام فردي متكي بود و براي هر مقطع و بخش از بازيهايش برنامه داشت و مقابل هر حريفي براساس يك برنامه دقيق از قبل پيشبيني شده داشت.
صاحب صلاحيت
«آقاي خاص» اين سناريو را در لندن هم تكرار كرد، اما «چلسي او» برخلاف پورتو و اينتر در 3 سال و 3 ماه زمامداري وي در استمفوردبريج هيچگاه به فينال جام قهرمانان نرسيد. زيرا يا در ستيز بزرگ با ليورپول، ديگر تيم انگليسي در نيمهنهايي با كمترين فاصله متوقف شد يا داوريها و اتفاقات با او سر سازگاري نداشتند.
اينتر وي فصل نخست را صرف وفق دادن خود با شرايط كارياش كرد و در اين راه اسكودتو را براي چهارمين سال متوالي نصيب اين تيم كرد، اما امسال با انجام برخي تغييرات مورد نظرش جام اصلي را هدف گرفت. حذف كردن چلسي تيم سابق خودش در حالي كه همگان اعتقاد داشتند اين تيم بهتر از اينتر است فقط از خود مورينيو برميآمد و آگاهيهاي كامل وي از چرخههاي كاري تيمي كه ساخته دست خود اوست و طبعا وي بيش از هر كسي از قابليتهاي آن مطلع و براي خنثيسازي آن فزونتر از هر فردي صاحب صلاحيت است، دليل اصلي اين رويداد بود.
مورينيو و اينتر پيشرفت چشمگير در جام باشگاههاي اروپا را ارزان و مفت به دست نياوردهاند و بهاي آن نزول در ليگ ايتاليا بوده، جايي كه رم توانست با جبران عقبافتادگي عظيم اوايل فصل خود حتي در اواخر فروردينماه بالاتر از اينتر صدرنشين هم بشود اما ظاهرا براي مديريت و هواداران اينتر اين رويداد، قرباني دادن لازم در راه نيل به هدفي بزرگتر بوده است و رسيدن به بازي فينال جام قهرمانان قاره بعد از سالها و سالها صبر، سرور و غروري غيرقابل وصف را به آنها بخشيده است. چيزي كه قطعا مديون مورينيو و محصول مهارت او در برنامهريزي براي كارهاي بزرگ است.
با جام يا بدون آن
اين مربي 47 ساله با زرنگي هميشگياش حتي به استقبال شكست احتمالي در برابر بايرن مونيخ در فينال جام (اول خرداد در برنابئوي مادريد) نيز رفته تا از فشار روحي روي تيمش بكاهد و از اهميت بيشتر آينده بگويد، او گفته است: «برنده يا بازنده و با جام يا بيجام، اينتر در اين فصل قدمهايي بسيار بلند در راه تبديل شدن به تيمي بزرگ در اروپا برداشته و دوباره به يك «قدرت» در اين قاره بدل شده است.
بنابراين مهم نيست كه اين كوشش به فتح جام منجر ميشود يا خير، زيرا دير يا زود و حداكثر ظرف يكي دو سال آينده و چه من بمانم و چه خير، به اين توفيق دست خواهد يافت».
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


