مستنکر علیه مستنکر؛
پشت پرده ماجرای دست و پابوسی یک مدیر زیرمجموعه سعیدلو
نوع واکنش سرپرست فدراسیون به توهینها تنها باعث شد برخی اشخاص که سوابق روشنی در رسانهها نیز ندارند و در یک پرونده امنیتی نیز دستگیر شده و مورد بازجویی قرار گرفته بودند، درصدد رسانهای کردن این ماجراها به شکلی دیگر برآیند و با شکل دادن یک کمپین رسانهای، اظهارات مدیر زیرمجموعه سعیدلو را بدون بیان پیش و پس رسانهای کنند که به لحاظ حرفهای نیز قابل قبول نیست.
در روزهای اخیر در تعدادی از رسانهها خبری مبنی بر اعلام آمادگی سرپرست فدراسیون شنا که از سوی علی سعیدلو منصوب گردیده برای اعلام آمادگی جهت دست و پابوسی رئیسش منتشر شد و همین خبر جالب سوژه طنزپردازیهای گستردهای بوده که توسط برخی رسانهها با اهداف مدنظر این رسانهها منتشر شود اما هیچ کدام از رسانهها به روایت اصل ماجرا نپرداخته و تنها همان خبر نصفه و نیمه را خمیره مناسبی برای نقدها و تحلیلهای کوتاه قرار دادهاند.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ دست بوسی در سطح جهان عمدتاً نشانی از احترام است و در برخی کشورها به عنوان رسمی معمول است تا جایی که از باب مثال روئسای جمهور کشورهای غربی در ملاقاتهایشان به همراه بانوی اول کشورشان، دست همسر همتایشان را به نشانه احترام میبوسند اما در فرهنگ ایرانی به جز اندک مواردی که عمدتاً مربوط به مهر پدری و مادری باشد، چنین عملی وجهه خوبی ندارد.
در سطح مسئولان و کارگزاران مملکت از گذشته تا حال حاضر ایران، دستبوسی به جز مواردی که در نزد بزرگان دینی باشد، نشانی از تملق و چاپلوسی ارزیابی شده و به عنوان رفتاری نکو
هیده با مرتکب به آن برخوردی از سر سرزنش صورت میپذیرد و با این تفاسیر باید بر همگان مشخص باشد که مراسم پابوسی تنها در گذشته برای شاهان و مدعیان خدایی همچون فرعون به وقوع میپیوسته و اصلاً در دنیای متمدن حتی در مقام رفتار چاپلوسانه نیز شمایل خوشی ندارد.
با این اوصاف چرا سرپرست فدراسیون شنا با صراحت از آمادگیاش برای چنین رفتارهایی در مواجهه با رئیس ورزش سخن به میان آورده است؟ پاسخ روشن این است که او قصد چنین رفتاری را نداشته و ندارد بلکه در مقام دفاع از علی سعیدلو تنها دست به بیان چنین مطالبی میزند که او را به یک سوژه ناب مبدل میسازد و باعث شده او زیر نگاه برخی همکارانش که از اصل ماجرا و پشت پرده چنین خبری بیاطلاع هستند، پلههای دفتر امور مشترک نهادها و فدراسیونهای ورزشی را بپیماید و وارد دفتر فدراسیون شنا شود.
واقعیت این است در پشت پرده این خبر تا حدودی یک شیطنت نهفته است و اصل ماجرا از این قرار است که در زمان پایان کار معدودی از کارمندان فدراسیون شنا، این عده از کارمندان ضمن توهین مکرر به رئیس سازمان ورزش، سعیدلو را فاقد فهم و درک لازم معرفی کرده و مصداق این موضوع را نیز انتصاب امیرحسین آیت اللهی به عنوان سرپرست فدراسیونی میخوانند که تا پیش از این توسط وحید مرادی به آن شکلی که نگفتنش بهتر از بیانش است، اداره میشده است.
در این میان آیت اللهی که در مواجه با این اتفاقات سکوت کرده بود، در آن واحد و در اظهاراتی شتابزده برای دفاع از رئیسش که او را منصوب کرده و همچنین دفاع از خودش، از درک وی میگوید و اینکه او برایش قابل احترام است تا جایی که حاضر است دستش را ببوسد و حتی اگر جورابش را دربیاورد، پایش و حتی دیگر نقاط بدنش را نیز ببوسد تا دست برخی برای مستمسک قرار دادن چنین سناریویی جهت تخریب او در سازمان ورزش و کاهش طول عمر حضور این مدیر جوان در چنین مجموعهای تقریباً بسته شود.
اما این رفتار سرپرست فدراسیون حتی اگر به زعم برخی مستنکر باشد و نوع واکنش سرپرست فدراسیون به توهینها تنها باعث شد برخی اشخاص که سوابق روشنی در رسانهها نیز ندارند و در یک پرونده امنیتی نیز دستگیر شده و مورد بازجویی قرار گرفته بودند، درصدد رسانهای کردن این ماجراها به شکلی دیگر برآیند و با شکل دادن یک کمپین رسانهای، اظهارات مدیر زیرمجموعه سعیدلو را بدون بیان پیش و پس رسانهای کنند که به لحاظ حرفهای نیز قابل قبول نیست و در واقع با فرض مستنکر دانستن رفتار آیت اللهی، چنین عملی پاسخ دادن به آن با مستنکری دیگر بوده است.
با این وجود به نظر میرسد مدیران ورزشی نیز باید در بکارگیری الفاظ در ادبیاتشان دقت و تامل ویژهای داشته باشند تا بسیای از مناقشاتی که در ورزش کشور به واسطه بیان یک یا چند جمله توسط یک کارگزار نظام در این حوزه به وقوع میپیوندد، اصلاً به مرحله شکل گیری نرسد و با بیان سنجیده تر پیشگیری وسیعی انجام داد که در ارتباط با سرپرست فدراسیون شنا و ادبیات حمایتیاش نیز این نظریه صادق است و تدبر بیشتر در این زمینه یک امر الزامی است.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ دست بوسی در سطح جهان عمدتاً نشانی از احترام است و در برخی کشورها به عنوان رسمی معمول است تا جایی که از باب مثال روئسای جمهور کشورهای غربی در ملاقاتهایشان به همراه بانوی اول کشورشان، دست همسر همتایشان را به نشانه احترام میبوسند اما در فرهنگ ایرانی به جز اندک مواردی که عمدتاً مربوط به مهر پدری و مادری باشد، چنین عملی وجهه خوبی ندارد.
در سطح مسئولان و کارگزاران مملکت از گذشته تا حال حاضر ایران، دستبوسی به جز مواردی که در نزد بزرگان دینی باشد، نشانی از تملق و چاپلوسی ارزیابی شده و به عنوان رفتاری نکو
هیده با مرتکب به آن برخوردی از سر سرزنش صورت میپذیرد و با این تفاسیر باید بر همگان مشخص باشد که مراسم پابوسی تنها در گذشته برای شاهان و مدعیان خدایی همچون فرعون به وقوع میپیوسته و اصلاً در دنیای متمدن حتی در مقام رفتار چاپلوسانه نیز شمایل خوشی ندارد. با این اوصاف چرا سرپرست فدراسیون شنا با صراحت از آمادگیاش برای چنین رفتارهایی در مواجهه با رئیس ورزش سخن به میان آورده است؟ پاسخ روشن این است که او قصد چنین رفتاری را نداشته و ندارد بلکه در مقام دفاع از علی سعیدلو تنها دست به بیان چنین مطالبی میزند که او را به یک سوژه ناب مبدل میسازد و باعث شده او زیر نگاه برخی همکارانش که از اصل ماجرا و پشت پرده چنین خبری بیاطلاع هستند، پلههای دفتر امور مشترک نهادها و فدراسیونهای ورزشی را بپیماید و وارد دفتر فدراسیون شنا شود.
واقعیت این است در پشت پرده این خبر تا حدودی یک شیطنت نهفته است و اصل ماجرا از این قرار است که در زمان پایان کار معدودی از کارمندان فدراسیون شنا، این عده از کارمندان ضمن توهین مکرر به رئیس سازمان ورزش، سعیدلو را فاقد فهم و درک لازم معرفی کرده و مصداق این موضوع را نیز انتصاب امیرحسین آیت اللهی به عنوان سرپرست فدراسیونی میخوانند که تا پیش از این توسط وحید مرادی به آن شکلی که نگفتنش بهتر از بیانش است، اداره میشده است.
در این میان آیت اللهی که در مواجه با این اتفاقات سکوت کرده بود، در آن واحد و در اظهاراتی شتابزده برای دفاع از رئیسش که او را منصوب کرده و همچنین دفاع از خودش، از درک وی میگوید و اینکه او برایش قابل احترام است تا جایی که حاضر است دستش را ببوسد و حتی اگر جورابش را دربیاورد، پایش و حتی دیگر نقاط بدنش را نیز ببوسد تا دست برخی برای مستمسک قرار دادن چنین سناریویی جهت تخریب او در سازمان ورزش و کاهش طول عمر حضور این مدیر جوان در چنین مجموعهای تقریباً بسته شود.
اما این رفتار سرپرست فدراسیون حتی اگر به زعم برخی مستنکر باشد و نوع واکنش سرپرست فدراسیون به توهینها تنها باعث شد برخی اشخاص که سوابق روشنی در رسانهها نیز ندارند و در یک پرونده امنیتی نیز دستگیر شده و مورد بازجویی قرار گرفته بودند، درصدد رسانهای کردن این ماجراها به شکلی دیگر برآیند و با شکل دادن یک کمپین رسانهای، اظهارات مدیر زیرمجموعه سعیدلو را بدون بیان پیش و پس رسانهای کنند که به لحاظ حرفهای نیز قابل قبول نیست و در واقع با فرض مستنکر دانستن رفتار آیت اللهی، چنین عملی پاسخ دادن به آن با مستنکری دیگر بوده است.
با این وجود به نظر میرسد مدیران ورزشی نیز باید در بکارگیری الفاظ در ادبیاتشان دقت و تامل ویژهای داشته باشند تا بسیای از مناقشاتی که در ورزش کشور به واسطه بیان یک یا چند جمله توسط یک کارگزار نظام در این حوزه به وقوع میپیوندد، اصلاً به مرحله شکل گیری نرسد و با بیان سنجیده تر پیشگیری وسیعی انجام داد که در ارتباط با سرپرست فدراسیون شنا و ادبیات حمایتیاش نیز این نظریه صادق است و تدبر بیشتر در این زمینه یک امر الزامی است.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
معادل فارسی نداره؟؟؟؟؟ خدایی تلقظش سخته
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




