روایت از دست رفتن تنها فرصت دیپلماسی ورزش
سال 1366 مصادف با دهمین سال انقلاب اسلامي افتخار خدمت در فدراسیون وزنهبرداری نصیبم شده بود. بهعنوان یک خدمتگزار در فدراسیون وزنهبرداری درصدد بودیم مسابقات دهه مبارکه فجر را در سطح وسیعی برگزار کنیم. در اولین جلسه کمیته برگزاری تصمیم گرفته شد از تمامي فرصتها استفاده شود. به هر صورتی تصمیم داشتیم رئیس و دبیر فدراسیونهای جهانی و آسیايی در مسابقات حضور داشته باشند و میزبان اصلی مسابقات فدراسیونهای جهانی و آسیايی باشند.
کادر بسیار قوی برای کمیته برگزاری انتخاب کرده بودیم. آقای دکتر شهابی ریاست کمیته بینالملل را عهدهدار بودند. دکتر قمری، ریاست کمیته برگزاری را در اختیار داشتند و رحیم لی، دبیر وقت فدراسیون با تکتک فدراسیونهای صاحب منصب در تماس بودند. از استاد کدخدازاده که زمانی خود دبیرکل فدراسیون آسیا بودند تقاضا کرده بودیم از تجربیاتشان استفاده کنیم. از قهرمانان بنام المپیک و جهان تقاضا کرده بودیم در تیم کار ما باشند. مرحوم زندهیاد استاد نامجو که مسابقات به نام ایشان برگزار ميشد،جناب آقای میرزايی قهرمان المپیک و جناب آقای پرویز جلایر قهرمان المپیک در کمیته پیشکسوتان ما را همراهی میکردند.
راستش را بگویم جمع کردن آنها مقداری هم مسالهساز شده بود. مقامات مسئول آن روز از اینکه برای انتخاب آدمها گزینشی برخورد نشده و به اصطلاح آنها از افراد صاحب منصب قبل از انقلاب استفاده شده کمي عصبانی شده بودند و همین امر موجب شد که کمي تنش در میان ما باشد و گاهی اوقات از کمکها و مساعدتها هم بهخاطر این امر دریغ ميکردند. من تازه آن روزها دستم آمد که استاد برومند چه رنجها و سختیهايي متحمل شده. وقتی پیشنهاد فدراسیون را دریافت کردم در اولین قدم خدمت استاد برومند رسیدم و از ایشان رخصت طلبیدم و راهنمايی ایشان بود و توصیه ایشان به بزرگان وزنهبرداری که بنده را تحمل كنند. زمان بهسرعت میگذشت و روز موعود فرا میرسید.
در آن روز اعتبار سالانه فدراسیون پانصد و پنجاههزارتومان بود که برای پرداخت حقوق تنها مسئول امور عمومي ناصر درودیان، قهرمان وزنهبرداری آسیا کافی نبود. مسئول کمیته مالی آقای زاهدی به هر دری میزد تا بتوانیم آبرومند مسابقات را برگزار کنیم. در اثر تلاش آقای دکتر شهابی، مدیرتربیتبدنی استان آذربایجان شرقی آقای گهـرخان میزبانی مسابقات را عهدهار شدند. جمله او را هیچوقت فراموش نميکنم که فرمـود آذربایجان فرزند خود را تنهــا نميگذارد.
آقای دکتر شهابی مسافرتی به مجارستان کــرد تا آقای آیان را ملاقـات کند؛ دبیر وقت فدراسیون و رئیس فعلی فدراسیون وزنــهبرداری و یکی از افراد موثر در کمیته بینالمللی المپیک. لازم به ذکر است که دکتر شهابی با هزینه خود این مسافرت را تقبل كرد و با دست پر بازگشت چرا که آیان طی نامهای از کشورهای صاحبنام وزنهبرداری دعوت کرده بود در این مسابقات شرکت كنند و اهمیت مسابقات را با حضور خود که در مسابقات حضور خواهند داشت بالا برده بود.
هر پذیرش دعوتنامه ما که توسط فدراسیونها اعلام ميشد ما را به وحشت ميانداخت همه با تیم کامل ميخواستند حضور پیدا کنند و ما اعتباری برای تامین هزینهها نداشتیم. آقای مهندسهاشميطبا، ریاست محترم کمیته المپیک وقت از محل سایر درآمدهای کمیته ملی المپیک هزینهها را تقبـل کردند. روز افتتاح مسابقات با مشـارکت بیست کشور که در تاریـخ مسابقـات وزنهبرداری کشور یک رکود محسوب ميشود فرا رسید.
چند ساعت قبـل از افتتاح قائممقام سازمانتربیتبدنی تماس گرفتند که ریاست سازمان شخصا ميخواهند مسابقات را افتتاح كنند. خدمتشان عرض کردم برنامه افتتاحیه توزیع شده و قرار است آقای شودل، ریاست جهانی فدراسیون وزنهبرداری مسابقات را افتتاح كنند. او دستور دادند برنامه را عوض کنید.
از آنجايی که مسابقات شمـا در سطـح بسیار بالايی برگزار میشود در شأن معـاون نخستوزیـر و رئیس سازمـان است که آنرا افتتاح كنند عرض کــردم تا دیروز ما زیر سوال بودیم حتی کوچکترین کمک را هم دریغ کردیــد، امروز هم که برنامه را تغییر ميدهید این رسمش نیست اما راستش را بخواهید جمله ایشان که شأن ریاست سازمان را باید رعایت کنم در من اثر کرد و با دوستان که مشورت کردم همه مخالفت کردند که تغییر برنامه در این شرایط که رئیس فدراسیون جهانی و دبیر فدراسیون جهانی و رئیس فدراسیون آسیايی و دبیر فدراسیون آسیايی همراه حدود پانزده رئیس فدراسیون از کشورهای مختلف کاری اصولی نیست.
به دوستان عـرض کردم ما جشن دهه انقلابمـان است و اگر ریاست سازمان مقام افتتاحکننده باشند ما بعدها ميتوانیم برای توسعه ورزش وزنهبرداری حمایت سازمان را داشته باشیم، حتما شأن مسابقات ما بالا ميرود و در عین حال مختصر اختلافی هم که داریم از بین ميرود و وحدت ما پایدار ميماند. در هرصورت اولین بار طی این مدت مشورت دوستان را نپذیرفتیم، گرچه مستاصل شده بودم که چگونه این تغییر را انجام دهم.
بهاتفاق آقای دکتر شهابی و دکتر قمری به هتل محـل اقامت آقایان آیان و شودل رفتیم، طبیعی بود این عزیزان از حضور غیرمنتظره ما تعجب کنند. به آقای شودل عرض کردم که شما بهعنوان رئیس فدراسیون جهانی وزنهبرداری میزبان اصلی مسابقات هستید و امروز رئیس سازمان ما ميخواهند در مسابقات حضور پیدا کنند از شما خواهش ميکنم بهعنوان میزبان مسابقـات از رئیس سازمان ما دعــوت کنید که مسابقـات را افتتاح كنند.
اضطـراب حین گفتن این کلمات بهدلیل لرزش صدایم مشخص بود و بسیار نگران بودم که آقای شودل و آیان مخالفت کنند و به آنها بر بخورد. در کمال تعجب دیدم هر دو بزرگوار خوشحال شدند و آقای شودل گفت بسیار فکــر خوبی است، من بهعنوان میزبان خیر مقدم ميگویم و از رئیس سازمان شما دعوت ميکنم که مسابقات را افتتاح كند.
در آن روز گزارشی به ایشان دادیم و اینکه هزینههای مسابقات را کمیته ملی المپیک از محل سایر درآمدها تقبل کرده. آقایان بعد از استماع گزارش اظهار علاقه کردند ملاقاتی با آقای هاشميطبا داشته باشند. در ملاقات وقتی متوجه شدنــد که آقای هاشميطبا چه اهدافی برای المپیک کشور مــا دارد و برنامههای ایشان چیست هر دو در اظهارتاسف کردند که با بودن مدیر مدبری چون ایشان چرا ما عضوی در کمیته بینالمللی المپیک نداریم و خودشان به صراحت گفتند بعد از بازگشت حتما تلاش خواهند کرد که ایران عضـوی در کمیته بینالمللی المپیک داشته باشـد.
این روایـت اول بود که چگونه عضویـت ما در کمیتـه بینالمللی المپیک شکل گرفت و اینکه حضور بزرگان وزنهبرداری کشور موجب شد مسابقات ما در عالیترین سطح برگزار شود و آقای شودل در خیرمقدمگويی خود از اینکه در کشور انقلابی ایران حضور پیدا کرده و از عظمت انقلاب ما آگــاه شده اظهار خوشحالی کرد و با این جمله خستگی از تـن همه ما که برای انقلابمـان به اندازه توان خودمان زحمت کشیده بودیم رخت بربست.
اینکه نمایندگان بیست کشور دنیا در اوج تنش جنگ تحمیلی با حضورشان مهر تاییدی بر حقانیت ما زده بودند و نیز حقانیت ما را مورد تایید قرار داده بودند همه ما را به وجد آورد، اما روایت دوم؛ در ماه بعد از آن ایام به همراه یک تیم صنعتی مسافرتی به مسکو داشتیم. به لحاظ دیپلماتیک حقیر نفر سوم هیات بودم، در یک ملاقات که با وزیر راهآهن روسیه داشتیم از قائم مقام وزارت صنایع سنگین رئیس هیات اعزامي درخواست کردم که بازدیدی از باشگاه لوکوموتیو داشته باشم.
وزیر راهآهن تعجب کردند و سوال کردند که به چه دلیل این درخواست را دارم به ایشان عرض کردم رئیس فدراسیون وزنهبرداری کشورم هستم و علاقهمند كه درخصوص وزنهبرداری با مقامات باشگاه ملاقاتی بکنم و اگر شد با رئیس فدراسیون وزنهبرداری شوروی. برخلاف عرف دیپلماتیک ایشان از پشت میز بلند شد و به طرف من آمد و بعد از احوالپرسی معذرتخواهی کرد که نميدانسته در هیات ما رئیس فدراسیـون وزنهبــرداری هم حضور دارد که عـرض کردم تقصیر ایشان نیست و ما چون مسافرتمـان صنعتی بود من اظهار نکرده بودم.

به هرصورت نه تنها ملاقاتها صورت گرفت بلکه توانستم با رئیس کمیته المپیک آنها هم ملاقاتی داشته باشم و متوجه شوم آقای آیان در خصوص عضویت آقای هاشميطبا با رئیس کمیته المپیک شوروی مذاکرهای داشته و حتی از آن روز برای حقیر ماشین تشریفات و اسکورت گذاشتند به طوریکه قائممقام وزارت صنایع سنگین به شوخی ميگفت مثل اینکه رئیس هیات ایرانی شما هستید نه من.
اما روایت سوم تلاشهای عضویت در کمیته بینالمللی المپیک در آن دوره بود كه متاسفانه به نتیجه نرسید. آقای سامارانژ یکی، دو سال بعد از آن جهت افتتاح خانه المپیک و آشنايی با ورزش کشور ما به ایران آمدند. در ملاقات با رئیسجمهور وقت پیشنهاد کردند که آقای هاشميطبا جهت عضویت در کمیته بینالمللی المپیک رسما از طرف ریاست محترمجمهور ایران معرفی شوند.
نکتهای را هم عرض کنم در آن دوران از قرار یک ملوان یا ناخدای اسپانیايی توسط دولت ایران بازداشت شده بود. آقای سامارانژ در ملاقات از آقای هاشميطبا خواسته بودند که برای آزادی ملوان یا ناخدای اسپانیايی تلاش شود و آقای هاشميطبا پس از استفسار از جرم ملوان یا ناخدای مربوطه که حاکی از آن بود که ميتوان موضوع را دنبال كرد مساله را به ریاستمحترم جمهور وقت منتقل کردند. گویا در ملاقات آقایسامارانژ با رئیسجمهوری، رئیسجمهور قول داده بودند که برای آزادی ملوان یا ناخدای موردنظر تلاش خواهند کرد و این امر بسیار در آقای سامارانژ اثر کرده بود که رئیس کمیته المپیک ایران صادقانه برای خواسته ایشان تلاش کرده است.
متاسفانه بهرغم همه این تلاشها نه تنها ما عضویت کمیته بینالمللی المپیک را بهدست نیاوردیم بلکه آقای هاشميطبا مجبور به استعفا از کمیته المپیک شد. زمان به سرعت سپری شد. المپیک دوهزار سیدنی فرا رسید. در یکصدمین سال المپیک و بااهمیتترین المپیک قرن، رشد ورزش ما آوازه جهانی پیدا کرده و در رشتههای متعدد جهانی شده ایم. کشور ما در همه ابعاد در ورزش جهان سرآمد است.
آقای مهندس هاشميطبا به دلیل لیاقت شخصی خود به اتفاق آرا حتی بدون یک اعتراض و دفاع اعضاي کشورهای صاحب ورزش به عضویت کمیته بینالمللی المپیک درآمد. در طول تاریخ ورزش بهترین رتبه ورزش در المپیک 2000 کسب شد. با عضویت آقای مهندس هاشميطبا دنیا عملکرد ورزش کشور ما را مورد تايید قرار داد.
یکی از اعضاي کمیته المپیک جهانی هنری کسينجر معروف بود. تبریکات همه کشورهـا بهسوی ایران سرازیر شـد. شاهزادههای عربی یکی پس از دیگـری همه به محـل اقامت آقای هاشميطبا ميآیند و تبریکات خود را عرضه ميدارند. این بار هم با کميفاصله داستان تکرار شد بهرغم موفقیت جهانی و اخذ تایید جهانی برای مدیریت ورزش کشور پس از مراجعت از المپیک به تدریج مسئولان مملکتی نسبت به آقای هاشميطبا بیمهر شدند تا جايی که ناچار شد سازمان تربیتبدنی را ترک كند و در فواصل دو المپیک عضویت خود را از دست بدهد.
این عضویت ساده بهدست نیامده بود. سالها تلاش شده بود که فدراسیونهای ما کرسیهای جهانی داشته باشند. رشد در همه ابعاد برنامهریزی شده بود. ما توانسته بودیم در چند رشتـه دبیرکلی آسیا را داشته باشیـم. درچند رشتـه تا نايبرئیسی جهــان رفته بودیـم. بیمهری تنها در مورد آقای هاشميطبا نبود، بلکه بهتدریج این موضوع به سایر رشتهها هم تسری پیدا کرد. اگر روزی عضویت آقای دکترشهابی در کمیته پزشکی جهانی وزنهبرداری ما را تا سطح عالی پیش برد.

در المپیک سیدنی دوهزار، بسیاری از مدیران ورزشی ما چنین موقعیتی را داشتند. آقای قلمسیاه در سیدنی با بنده هماتاق بود. هر روز ماشین تشریفات بهدنبال ایشان ميآمد و من هم سوءاستفاده ميکردم و همراه ایشان میرفتم آنجا. معاون سازمان تربیتبدنی کارساز نبود؛ عضویت در مدیریت ورزش دنیا اهمیت داشت. آقای علی مرادی رئیس فدراسیون وزنهبرداری دبیرکل آسیا بود، آقای وحید مرادی رئیس فدراسیون شنا دبیرکل آسیا بود، آقای کرباسیان رئیس فدراسیون بدمینتون نايبرئیس فدراسیـون جهانی بود، دکتر میرسلیم رئیس فدراسیون نجـات غریق جهـان بـود و... در یک کلام رشتهای نبود که ما در سطح آسیا و جهان عضو کمیته نباشیم.
آقای ناظریان نايب رئیس فدراسیون آسیايي کاراته بود، آقای پولادگر، رئیس کمیته فنی تکواندو آسیا بود در فوتبال و کشتی به درجهای رسیده بودیم که حتی در انتخابات هم اثرگذار بودیم. در المپیک سیدنی قهرمان امیررضا خادم کشتی ميگرفت. هر وقت روی تشک ميآمد آقای میلان ارسگان رئیس وقت فدراسیون کشتی جهان با احترام به پایش بلند ميشد، چون این اتفاق را چند بار ملاحظه کرده بودم بعد از المپیک سیدنی بسیار تلاش کردم که امیر خادم مسئولیت کشتی را بر عهده بگیرند.
در اولین قدم امیر به نايب رئیسی فدراسیون آسیا رسید. بسیار افسوس ميخورم که فردی که ميتوانست در یک دوره چهارساله ریاست فدراسیون کشتی جهان را عهدهدار شود، امروز کجای ورزش ماست؛ کسی که احترام جهانی را برميانگیخت دکترا مدیریت داشت و در مدت یکسال ریاستش فدراسیون کشتی را به درجه اعلای رشد رساند، چرا چنین شد.
اگر ما عضویـت جهانی را در زمان دکتر قره خانلو از دست دادهایم بنده هیچ تقصیری را متوجه ایشان نميدانم و اقدامات ایشان را در کمیته المپیک میستایم، به خصوص تدوین برنامه استراتژیک برای کمیته المپیک و ميدانم که آن روز مثل بنده که بسیـاری از راهها را هموار ميکـردم برای حفظ و حرمت ریاست وقت سازمان و در نتیجه ورزش مبادرت به این امر کرده ولی ای کاش چنین نميشد. این روایتی بود از تلاشی در دیپلماسی ورزشی که آثار و دستاوردهایش از دست رفت.




