مازيار ناظمي: شيوه نود و فردوسيپور را در وبلاگم در پيش گرفتم
تا به حال كمتر پيش آمده كه فردي از طريق وبلاگش آنقدر تاثيرگذار شود كه خبرنگاران به صورت روزانه نوشته هاي او را چك كنند اما اين قضيه براي مازيار ناظمي اتفاق افتاده است.
به نوشته گل؛ مجري و تهيه كننده ورزش صداوسيما – كه برنامههايش در راديو گفتوگو، مخاطبان زيادي دارد – هر از گاهي مطالب بسيار جالب و جنجالي حوزه ورزش را روي وبلاگش قرار ميدهد مطالبي كه قابليت تبديل شدن به تيتر يك روزنامههاي ورزشي را دارد.
وقتي به او ميگوييم كه وبلاگش پرطرفدار است تعجب ميكند و با خنده ميگويد: «واقعا اينجوري است؟ خب خدا را شكر كه مطالبم را بقيه هم ميخوانند». ناظمي و وبلاگش با قراردادن نقل قولي از يحييزاده در مورد درخواست سعيدلو در كنار رفتن كفاشيان از فدراسيون فوتبال اين گوينده خبر را دوباره در بورس خبري قرار داد.
خواندن مطلب شخصي كه افتخار كشيدن لپ جواد خياباني را دارد وقتي آن را روي وبلاگش گذاشته براي خيليها جالب است.
اين قضيه پيشنهاد جواد بود. ما مدتهاست كه همديگر را ميشناسيم و چون قيافهمان هم به همديگر شبيه است تصميم گرفتيم كه چنين كاري را انجام دهيم.
در شرايطي كه تعدادي از مجريان تلويزيون علاقهاي به كارهاي جانبي ندارند وبلاگ شما تقريبا به روز است.
از سال 85 اين وبلاگ را راهاندازي كردم. بالاخره رشته تحصيلي من ارتباطات است و وبلاگ فرصت خوبي برايم بود كه خارج از قاب راديو و تلويزيون با مخاطبم ارتباط برقرار كنم.
به نظر ميرسد يكي از راههاي ارتباط با مخاطب نوشتن مطالب نسبتا جنجالي باشد.
مطالب من بيشتر از آنكه جنجالي باشد جذاب است البته حرفهاي تندتر از اين هم در راديو و تلويزيون پخش شده.
مثل حرفهاي دايي عليه كفاشيان كه خيلي زود از وبلاگ شما حذف شد.
حرفهاي من با دايي مكالمهاي شخصي و دوستانه بود كه بچهها آن را ضبط كردند. بعد به اين نتيجه رسيدم كه شايد پخش آن يك خطاي حرفهاي باشد و به همين دليل فايل را برداشتم.
مصاحبه شما با رييس فدراسيون هم جنجال به پا كرد. حتي گفته ميشود كه دايي بعد از شنيدن حرفهاي كفاشيان تصميم به صحبت عليه فدراسيون گرفت.
آن بخش مصاحبه به جرات مهمترين بخش حرفهاي كفاشيان و قرار گذاشتن فايل آن يك كار ژورناليستي جذاب بود.
پس كلا به جنجال علاقه داريد؟
ورزش ما سرشار از حاشيه است. چرا برنامه نود موفق شده؟ چون همه چيز را با صراحت ميگويد، من هم سعي كردم اين شيوه را در وبلاگم پياده كنم. در اين ورزش آشفته كه در دنيا بينظير است، قصد شفافسازي آن را دارم.
اگر قصدتان شفافسازي است پس چرا خبر بركناري علي كفاشيان از فدراسيون را حذف كرديد؟
از طرف ايشان با بنده تماس گرفتند و گفتند كه چنين ماجرايي صحت ندارد. من هم تصميم گرفتم خبر را حذف كنم.
يكي از خوانندههاي وبلاگتان مدعي بود كه شما با اين كار دچار خودسانسوري شديد.
فكر ميكنم با اين كار فدراسيون را واكسينه كردم و ديگر كسي كفاشيان را بركنار نميكند چون او يك مدير ورزشي است و اگر برود معلوم نيست چه كسي جانشين او شود.
محمد عليآبادي گزينه بدي نيست.
(ميخندد) اتفاقا از حرفهاي عليآبادي فيلمي دارم كه شايد در آينده آن را نشان دهم. عليآبادي در اين فيلم گفته كه مقامات فيفا عاقلتر از اين هستند كه بخواهند فوتبال ايران را تعليق كنند البته اين حرف را خيلي از همكاران او هم تكرار كردند.
نظراتي كه در مورد نوشتههاي شما وجود دارد جالب است. مثلا بعد از آنكه شما بازي تيم ملي مقابل تايلند را نقد كرديد عدهاي از كاربران وبلاگتان به شما لقب غيركارشناسي دادند كه كار كارشناسي ميكند.
شايد بنده مثل جناب ذوالفقارنسب فوتبال را نشناسم اما بالاخره چند سال در حوزه فوتبال كار كردهام و متوجه يكسري چيزها ميشوم متاسفانه بعضي دوستان چون نميتوانند به صورت منطقي اظهارنظر كنند فوري به سراغ مسايل حاشيهاي ميروند.
شما طرفدار قطبي هستيد يا دايي؟
طرفدار كسي به آن معنا كه در ذهن شماست، نيستم اما به عنوان يك ايراني علاقمند به علي دايي هستم هر چند كه به قطبي هم احترام ميگذارم.
طرفداران قطبي اعتقاد دارند كه شما هيچ وقت دايي را نقد نكردهايد؟
اتفاقا بعد از بازي با عربستان دايي را هم نقد كردم اصولا آدم يكسونگري نيستم.
يكي از طرفداران قطبي مدعي بود كه شما با يك باند مافيايي ايويچ را بركنار كرديد تا جلال طالبي را كه يك مربي ايراني بود، سرمربي تيم ملي بكنيد.
وا... چه بگويم. به خدا من اهل هيچ باند و گروهي نيستم.
ممكن است بخواهيد مثل عليرضا دهقان، از صداوسيما راهي مجلس شويد تا حضور در باند و گروهها را تجربه كنيد؟
من اندازه خودم را ميدانم. تواناييهاي آقاي دهقان خيلي بيشتر از بنده است. همين كه بتوانم در رسانه كارم را درست انجام دهم كافيست.





