مرد ديوانه آرژانتيني همچنان ميتازد
راهيابي تيم ملي فوتبال شيلي به دور پاياني جام جهاني 2010 به عنوان تيم دوم منطقه آمريكاي جنوبي و سبقت گرفتن از تيمهايي چون پاراگوئه، آرژانتين و اروگوئه، افتخاري قابل توجه براي فوتبال اين كشور به حساب ميآيد. آن هم در شرايطي كه توان بالقوه فوتبال اين كشور و شمار ستارههاي آن چندان زياد نيست و با اواخر دهه 1990كه ايوان زامورانو و مارچلو سالاس در آن حكم ميراندند برابري نميكند.
به نوشته جام جم و به نقل از تایمز؛ ماجرا وقتي جالبتر ميشود كه در نظر بگيريم طراح پيروزيهاي شيلي يك آرژانتيني آشنا به نام مارچلو بييلسا بوده است. او كسي است كه چند سال پيش فوتبال آرژانتين را رها كرد و گوشه خلوتتر و كماسترستري همچون شيلي را يافت، ولي از جانشينان او، خوزه پكرمن در جام جهاني 2006 ناكام ماند. آلفيوباسيله فقط تا نيمه راه پيكارهاي جام جهاني 2010 دوام آورد، ديهگو مارادوناي معروف كه به جاي باسيله آمد، آرژانتينيها را جان به لب كرد تا فقط در روز آخر جواز صعود را بگيرد و مظهر ضعف و بداخلاقي جلوه كرد.
غيرقابل انكار
همه اينها به معناي ارجح شمرده شدن بييلسا بر پكرمن يا باسيله نيست. زيرا اولي باخواست خود سرمربيگري آرژانتين را نپذيرفت تا بييلسا كه به سبب حركات عصبياش در كنار خط به او مرد ديوانه ميگويند، از اواخر سال 1998 سكاندار شود. بييلسا مربياي است كه آرژانتين را 3 بار فاتح جام جهاني جوانان كرده و باسيله نيز مردي است كه به رغم ناكامي در 2 مقطع مربيگرياش در تيم ملي آرژانتين پيشينهاي طولاني و روشن در اين حرفه دارد. با اين حال برتري بييلسا بر مارادونا كه ثابت كرده است برخلاف عرصه بازيگري كه در آن فوق درخشان بود، در زمينه مربيگري شم لازم را ندارد، غيرقابل كتمان است.
شيلي در روز ماقبل آخر پيكارهاي انتخابي جام جهاني 2010 با نتيجه 24 بر كلمبيا چيره شد تا صاحب يكي از 4 سهميه صعود مستقيم به جام جهاني نوزدهم از منطقه آمريكاي جنوبي شود. از سال 1998 به اين سو و به واقع از عصر زامورانو و سالاس (ملقب به زاسا) به بعد نخستين باري است كه شيلي به مرحله پاياني جام جهاني راه مييابد و همين مساله نشانگر رشدي است كه فوتبال شيلي نسبت به اوايل و اواسط اين دهه داشته است.
در جستجوي رتبه دومي
حالا سوال اين است كه آيا شيلي ميتواند در دور پاياني جام جهاني 2010 هم موفق باشد؟
در سال 2002 كه آرژانتين به رهبري بييلسا در مرحله نهايي جام جهاني كره ژاپن حاضر شد، راه به جايي نبرد و اصلا از گروهش بالا نرفت ولي اگر شيلي بتواند در آفريقاي جنوبي از گروهش هم بالا برود، با توجه به اين كه همين دستاورد را در جام 1998 هم با همتزا سا داشت، از آن احساس رضايت خواهدكرد. شيلي براي نيل به اين مهم بايد در گروه خود در جام جهاني نوزدهم حائز يكي از 2 رتبه نخست شود و اين گروه (دسته هشتم) شامل اسپانيا، سوئيس و هندوراس هم ميشود.
اگر معتقد باشيم اسپانيا قهرمان سال 2008 اروپا و تيمي كه در 3 سال اخير فقط يك شكست داشته، در اين گروه حتما اول خواهد شد، شيلي براي كسب رتبه دوم و دستيابي به دومين سهميه صعود بايد بر سوئيس فائق آيد و اين در صورتي است كه هندوراس را فاقد بخت صعود بينگاريم كه به نظر ميرسد چنين باشد.
سوئيس بعد از انتصاب اوتمار هيتسفلد معروف به عنوان مربي اين تيم تحول آشكاري داشته و در گروه دوم انتخابي اروپا اول شد، اما شيلي چارهاي جز هدف گرفتن اين تيم نخواهد داشت. اگر بخواهيم بهترين نتيجه و رتبه حاصله شيلي در جامهاي جهاني را بجوييم، بايد به سال 1962 سفر كنيم. در آن سال شيلي به لطف امتيازات ميزباني بعد از پيروزي يك بر صفر بر يوگسلاوي در ديدار ردهبندي حائز رتبه سوم دنيا شد.
حتي اگر شيلي از تكرار آن كار بزرگ در آفريقاي جنوبي محروم بماند (كه 99 درصد ميماند) محبوبيت بييلسا در شيلي در حال حاضر و بعد از صعود به دور پاياني جام به حدي باورنكردني و غيرقابل وصف رسيده است و او بشدت تاختوتاز ميكند.
وسواس عجيب
ميزان ارادت شيلياييها به او به ميزاني رسيده كه در نظرسنجي اخير نشريه فوتبال ال مركوريو در اين كشور، بييلسا به عنوان محبوبترين مربي شاغل در فوتبال شيلي در تمام تاريخ رواج اين ورزش در اين كشور شناخته شد. ميشل باچهلت، رئيسجمهوري شيلي نيز او را يك الگوي مناسب براي جوانان اين كشور خوانده است.
برتري بييلسا بر مارادونا كه ثابت كرده است برخلاف عرصه بازيگري در زمينه مربيگري شم لازم را ندارد غيرقابل كتمان است
به گفته باچهلت، بييلسا درس خوبي به سايرين داده است، زيرا ثابت كرده با تلاش و ديسيپلين و برنامهريزي ميتوان به اهداف بزرگ هم نايل آمد.
بييلسا با لقب ال لوكو (همان مرد ديوانه كه از آن ياد كرديم) وسواس عجيب و دقت شديدي روي كارش و نتايج و پيامدهاي آن دارد و هميشه در جريان مسابقهها كنار خط در حال رفت وآمد وحركت مستمر با حالتي عصبي مشاهده ميشود و آرام و قرار ندارد و بارها با بازيكنان تيمش صحبت و به آنها توصيههايي را ارائه ميكند، ولي اين سيستم در شيلي همانند اواخر دوران حضور او در فوتبال مليآرژانتين جواب داده و دستاوردهاي مثبتي داشته است.
در دوران مذكور تيم ملي اين كشور با هدايت بييلسا نايبقهرمان كوپاآمريكا 2004 و براي اولين بار برنده مدال طلاي رشته فوتبال در المپيك (2004 آتن) شد اما بلافاصله بعد از موفقيت دوم و در حالي كه به نظر ميرسيد جوانگراييهاي بييلسا سرانجام ثمر داده و از اين طريق امثال تهوز ، ديماريا ، ابوندانزيري ، ماسكرانو، ساويولا، ريكلمه، ايمار و هاينزه در تيم ملي اين كشور جا افتادهاند، ال لوكو استعفا داد و ماهها از مقابل چشمها دور شد و بعد از مدتي سر و كلهاش در فوتبال شيلي پيدا گشت.
تقليد از هلند
او كوشيده است سبك ويژه و اختصاصي دهه 1970 هلند موسوم به توتال فوتبال را از نو باب و اجرا كند و موفقيتهايي ولو كوچك داشته است. روش انتخابي او براي تيم ملي شيلي اغلب 334 بوده است كه در دنياي كنوني فوتبال و بين تيمهاي اين رشته كمتر اجرا ميشود ولي همين سيستم سبب شده شيلياييها متحدتر و يكسانتر بازي كنند و گروهي هجوم ببرند و دسته جمعي دفاع كنند و بردن 10 بازي از 18 مسابقه تيم در مرحله انتخابي جام جهاني 2010 محصول اين سيستم بوده و در اين راستا شيلي 32 گل هم به ثمر رساند كه بيشترين گل زده در ميان تيمهاي منطقه آمريكاي جنوبي بعد از برزيل بود.
يكي از فلسفهها و شعارهاي كاري بييلسا اين است: «هر بازيكني در هر مقطعي از يك مسابقه شرايط و دلايل لازم را براي تحرك و دويدن و فعاليت دارد و تحت هيچ شرايطي پذيرفته نيست كه يك بازيكن ساكن بايستد و هيچ كاري انجام ندهد و در انتظار جريان و روال برگزاري يك مسابقه بماند.»
تيم فعلي شيلي بيشتر براساس جوانترها پايهگذاري شده و يكي از آنها الكسيس سانچز، مهاجمي 20 ساله است كه در ايتاليا براي اودينزه بازي ميكند و ديگري كارلوس كارمونا 22 ساله كه عضو رجينا، تيم ديگري از كالچو است. ماتياس فرناندنز 23 ساله از اسپورتينگ ليسبون پرتغال ديگر مهرهاي است كه در اين ارتباط به ذهن ميآيد و بجز آنها جوانان مستعد ديگري هم هستند كه در انتظار رسيدن نوبت خود به سر ميبرند و مايلند در ميداني چون جام جهاني نوزدهم خودنمايي كنند.
خاطره بد
اين كه اين جوانان در آفريقاي جنوبي و در برابر رقبايي كه برشمرديم چه خواهند كرد مشخص نيست اما اين مساله روشن است كه خاطره بد جام جهاني 8سال پيش در شرق آسيا هنوز در ذهن بييلسا هست؛ جامي كه در آن البي سلسته (آرژانتين) با هدايت بييلسا در گروه خود بعد از سوئد و انگليس سوم شد و بالانرفت و اين مربي قادر به تكرار كار سلف خود پاسارلا كه در 98 آرژانتين را به يكچهارم نهايي رساند و جانشيناش پكرمن كه در سال 2006 همان دستاورد را تكرار كرد، نشد.


