افزایش فاصله رسانه ملی با بیطرفی در ورزش
سازمان صدا و سیما در فاصلهای اندک از تمدید حکم ریاست عزت الله ضرغامی با موجی تازه از اتفاقات در حوزه ورزش مواجه شده که شائبه نقش آفرینی برخی چهرههای سیاسی و ورزشی را خواه، ناخواه تداعی میکند که همین امر لزوم بازنگری رسانه ملی را در ارتباط با برخی رویههای تعریف شده و همچنین برخی حرکات معنادار یادآور میشود.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ بیطرفی در تعاریف نوین علوم ارتباطات که هنوز به شکل وسیع در ایران مورد ترجمه و نشر قرار نگرفته، تعریفی متفاوت با آنچه در ایران هماکنون به کار میرود دارد و رسانه بیطرف (به جز رسانههایی که صرفاً تعریفشان انتشار اخبار است) دیگر رسانهای تعبیر نمیشود که در قبال وقایع، موضعگیری مشخصی نداشته باشد و برای اثبات بیطرفیاش به مخاطب، به جمع بندی جوانب امر و ارائه تحلیلی صحیح نپردازد.
در تعاریف جدید، رسانه بیطرف رسانهای است که با سانسور بخشی از واقعیات و یا افزودن بخشی از مطالبی که فاقد اصالت و واقعیات است، تحلیل غلطی به مخاطب ندهد و تلاش کند علاوه بر اطلاع رسانی شفاف وقایع، این اخبار را در قالب تحلیل و تفسیر برای مراجعهکنندگانش تبیین کرده و مخاطب با پذیرش این مهم که تحلیل ارائه شده بر پایه حقایق موجود استوار است، برداشتش از وقایع منبعث از تحلیل این رسانه بیطرف باشد و به عبارت سادهتر رسانه بیطرف با تعاریف گذشته وجود خارجی ندارد که واقعیات نیز چنین امری را گواهی میدهد.
رسانه ملی در سالهای اخیر موارد متعدد و حتی حساسی را در دستور کار قرار داده که مسیر پیگیریاش اشتباهات انکارناپذیری داشته و با عدم نشر بخشی از واقعیات و یا انتشار برخی اخبار غیرمستند و یا غیرواقع در کنار برخی حقایق، باعث کاهش اعتماد گروهی از مردم نسبت به بخشی از تحلیلهایش شده که مکانیزمی نیز برای کاهش این اتفاقات و همچنین برخورد با عوامل وقوع چنین اتفاقاتی ارائه نشده است.

از سویی دیگر علاوه بر عدم اجرای این نگاه اصلاحی پیرامون روش بیطرفی که میبایست در رسانه به آن توجه نشان داد، دیدگاه سنتی موجود نسبت به بیطرفی نیز در صدا و سیما بعضاً در مواقع رنگ میبازد و این رسانه آنچنان به یک سو میرود که بخشی از بینندگان را دلزده میکند و این اتفاقات در حالی به وقوع میپیوندد که معدودی از رسانههای فارسیزبان بیگانه به حفظ ظاهری بیطرفانه -به سبک مدرن- توانستهاند قسمت قابل توجهی از فارسیزبانان خارج از کشور و گروهی از مردم ساکن این خاک را درگیر تحلیلشان نمایند که این اتفاق خوبی برای رسانه ملی نیست.
یک بررسی ساده نشان میدهد ارائه برخی تحلیلها از سوی برخی مجریان، دعوت برخی میهمانان اعم از کارشناسان، مدیران، مربیان و ورزشکاران و بایکوت یک باره تعدادی از ایشان و همچنین وقوع برخی اتفاقات در مسیر اجرای یک برنامه ورزشی یا گزارش یک رویداد نمیتواند اتفاقی باشد و حتی اگر اتفاقی بیان شود، نمیتواند بارها این اتفاقات تکرار شود و به لحاظ احتمالات نیز بسیار امکان وقوعش ضعیف است.
در این میان اما نقش یک گروه در چند مدت اخیر بیشتر مورد توجه قرار گرفته و آن برخی مجریان، کارگردانان و اشخاص تاثیرگذار در مسیر تهیه و پخش برخی برنامههای ورزشی در رسانه ملی است. این یک واقعیت است که برخی از این گروه در ورزش صاحب مسئولیتهای ستادی و همچنین کرسیهایی در فدراسیونهای ورزشی هستند و این بدین معنا است که حتی در صورت عدم جانبداری از سازمان تربیت بدنی و برخی مدیران از جمله رئیس ورزش، تمام توانشان را به کار خواهند بست تا انتقادی از دستگاه ورزش نداشته باشند و یا این انتقادات در حد رفع تکلیف باشد.
به زعم برخی ناظران، این اتفاق در آنچه در مسیر حرکت رسانه ملی در حوزه ورزش در نظر گرفته شده، عاملی نادیده گرفته شده است که میتواند در موقعیتهای حساس ضربات بدی به رسانه ملی وارد سازد و استقلال رای این رسانه را در ورزش زیر سوال ببرد، کما اینکه هماکنون مدیران متعددی تاکید دارند افزایش فاصله رسانه ملی با بیطرفی در ورزش عینیت پیدا کرده و مصداقهایی در این زمینه ارائه میکنند.
این میتواند هشداری برای جناب رئیس رسانه ملی باشد که با تدبیری از رخنه چهرههای منتسب به دستگاه ورزش برای حفظ جایگاه بیطرفی رسانه ملی پرهیز کند و برخی که از گذشته تاکنون نیز از رانت حضور بر روی آنتن رسانه ملی برای حفظ مسئولیت در ورزش بهره بردهاند یا بدین وسیله ارتقاء رتبه یافتهاند، تا زمان تصدی مسئولیتشان در حوزه ورزش در بخشهایی به جز حوزه ورزش صدا و سیما استفاده کند.


