قدیمیترین زورخانه ایران با یک قرن سابقه تعطیل شد
باز هم زورخانهای ديگر تعطيل شد و چراغي ديگر خاموش اما این تعطیلی با دیگر تعطیلیها تفاوت اساسی داشت، به دلیل آنکه که چراغ پرقدمتترین زورخانه موجود در کشور با حدود یک قرن خاموش شد و این برای اهالی این رشته که این روزها در معرض شعارهایی هستند که از ساخت زورخانههای تازه سخن به میان میآورد، چندان خوشایند نیست.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ زورخانه هنر، زورخانهاي كه مأمن بسياري از گرفتاران و محل پرورش بسياري از عياران و جوانمردان بود؛ زورخانهاي با بيش از يك قرن قدمت با هزاران خاطره تلخ و شيرين که گرهها كه در آن به دست توانمند مولا علي (ع) و شاگردانش گشوده و چه اشكها كه از چشم مظلومان زدوده شد هم تعطيل شد؛ همانند دهها زورخانه ديگر كه در سالهاي اخير به بهانههاي گوناگون، چراغهايشان خاموش شد و كسي هم جويای علتش نشد.
اينكه ديگر صداي ضرب و زنگ و نواي مرشد از اين زورخانه به گوش نخواهد رسيد، اينكه شبهاي ماه مبارك رمضان هيچ مراسمي در اين زورخانه برگزار نخواهد شد و اينكه هيچ جواني، جوانمرد و پهلواني از اين زورخانه بيرون نخواهد آمد و ریشه توسعه این ورزش به همین سادگی خشکیده میشود، سادهترین اتفاقاتی است که از قبل تعطیلی یک زورخانه به وقوع خواهد پیوست اما تعطیلی یک زورخانه با این سبقه تاریخی که بنای آن به خودی خود، جزو میراث فرهنگی تلقی میشود، آثار سویی نزد مخاطب عام دارد و چنین القاء میکند که تلاشها برای حفظ و توسعه ورزش باستانی زورخانهای نه تنها دستاوری نداشته، بلکه داشتههای پیشین نیز از دست میرود.

متاسفانه مسئولاني كه در نشستهای مختلف از احداث، افتتاح و مرمت زورخانههاي سراسر كشور سخن ميگويند، نيم نگاهي به اطراف خود نیانداخته و اینچنین است که قدیمیترین زورخانه کشور واقع شده در بازار تهران، از نظر مسئولان فدراسیون ورزشهای زورخانهای ایران به دور مانده و درهای آن نیز تخته شد تا کم کم شعارها رنگ ببازد و ایشان در معرض این پرسش قرار گیرند که چراغ کدام زورخانهها روشن نگه داشته شده که زورخانه هنر در میان آنها قرار دارد.
در همين نزديكيها چراغي خاموش شده، تدبيرتان چيست؟ آيا بايد بيتفاوت از كنارش گذشت؛ به اميد اين كه شايد كسي بيايد و دلش براي زورخانهايها بسوزد و زورخانهاي بسازد؟! واقعا، چرا كسي علت اين تعطيلي را جويا نشده است؟ البته اين اولين بار نيست و آخرين بار هم نخواهد بود اما هنر زورخانه خاصي است با مدير خاص و برنامههاي خاص. اين مكان تنها يك مكان ورزشي نبود كه بتوان به سادگي از تعطيلي آن گذشت و يا زورخانه هنر ديگري احداث كرد؛ اينها مكانهای تاريخي و فرهنگياند، پس چگونه ميشود چيزي را جايگزين تاريخ و فرهنگ كرد؟
مسلماً خراب كردن كار سادهای است و آباد كردن كمي سختتر از ساختن اما حفظ داشتهها -آن هم در بخش هنر، فرهنگ و تاريخ- كار بسيار دشواری است كه اگر مديري در اين حوزه خوب ورود پيدا كند، ميتوان آن را موفق ناميد اما آیا فدراسیون زورخانهای توانسته رسالت خود را در این زمینه به اجرا بگذارد یا همچنان روی خرابه میراثمان، میراث تازه بنا میشود و در حالی که زورخانههای پرسابقه به تعطیلی میگراید، مسئولان دنبال مصالح برای احداث زورخانههای تازه هستند؟
از مسئولان اين رشته انتظار میرود، براي حفظ اين اماكن، بيش از پيش تلاش كنند تا روزي نيايد كه زورخانههايمان را به حراج بگذارند و از آن پاساژ، خانه و انباري بسازند، چرا که آيندگان روزگاری از ما خواهند پرسید، با ورزش باستاني زورخانهای، ورزش فرهنگي، ورزش سنتيمان چه كرديد؟ و آنوقت پاسخ گفتن به يك نسل و تاريخ، بسي دشوار است.
کهریزک پدیدار شد
این خلق پریشان شد
تااا باااد چنین باداااا




