13 آبان و وظیفه امروز ما؛
با تأسی به اماممان نگذاریم وحدتمان رنگ تفرقه بگیرد
«اين يك مطلبى است كه اگر ملت ما هم دنبال او هر جور زحمتى به خودش راه بدهد، هر جور گرفتارى و تنگنايى كه برايش پيش بيايد، ارزش دارد... ارزش اين [مسأله] در عالَم به اين است كه شما يك بتى كه درست كرده بودند اينها، بت بزرگى كه همه ممالك را گرفته بود، شكستيد. اين يك جنبه سياسى داشت، ارزش سياسى داشت كه همه ارزشها پيش او كوچكند.»
کد خبر: ۷۱۲۴۸
| | 6379 بازدید
«تابناک» ـ در 13 آبان سال 1358، در یک حرکت دانشجویی ـ مردمی سفارت آمریکا در تهران اشغال میشود، امام خمینی(ره) بدواً در جریان این تصمیم قرار نمیگیرد، آقای موسوی خوئینیها مدیریت این کار را بر عهده میگیرد و پس از انجام امام(ره) را آگاه میکند.
امروز سی سال از این اتفاق میگذرد و بسیاری از دانشجویان سابق پیرو خط امام از کرده خود پشیمان شده و تلاش میکنند خود را به هر طریقی مبرا کنند؛ بدون اینکه از مختصات و موقعیت آن زمان، به نسل جوان توضیحی بدهند.
حضرت امام(ره) اما با احترام به احساسات جریحهدار شده دانشجویان به خاطر پناه دادن آمریکا به محمدرضا شاه پهلوی، حرکت را تأیید کرده و تا آخر هم پای آن ایستادند.
روشن است که حضرت امام، اصول روشنی برای تأیید این کار داشتند که اگر آن دانشجویان سابق هم آن اصول را داشتند، این همه انکار بعدی به وجود نمیآمد.
امروز سی سال از این اتفاق میگذرد و بسیاری از دانشجویان سابق پیرو خط امام از کرده خود پشیمان شده و تلاش میکنند خود را به هر طریقی مبرا کنند؛ بدون اینکه از مختصات و موقعیت آن زمان، به نسل جوان توضیحی بدهند.
حضرت امام(ره) اما با احترام به احساسات جریحهدار شده دانشجویان به خاطر پناه دادن آمریکا به محمدرضا شاه پهلوی، حرکت را تأیید کرده و تا آخر هم پای آن ایستادند.
روشن است که حضرت امام، اصول روشنی برای تأیید این کار داشتند که اگر آن دانشجویان سابق هم آن اصول را داشتند، این همه انکار بعدی به وجود نمیآمد.

بر این اساس به نظر میرسد نکاتی در این باره یادآوری شود:
1- هر رخدادی باید در بافت و شرایط خاص اجتماعی و تاریخی خود، بررسی شود. به نظر میرسد حضرت امام در همان شرایط انقلابی و حاد آن زمان هیچگاه موافق هیچ عمل افراطگونه نبودند، همانگونه پس از پیروزی انقلاب با علم به کارشکنی آمریکاییها مانع فعالیت سفارتخانه آمریکا در ایران نشدند.
اما دانشجویان مسلمان آن سالها در فضای دو قطبی ـ مارکسیستی و لیبرالیستی ـ آن زمان، آمریکا را قدرتی امپریالیست و جهان خوار میدانستند که باید به هر طریقی با آن مبارزه کرد و هنگامی که خبر پناه دادن به شاه از سوی آمریکا را شنیدند، فرصت را برای شکست هیمنه امپریالیست فراهم دیدند و در اشغال سفارت تردیدی به خود راه ندادند.
در چنین فضایی، سفارت بدون آگاهی حضرت امام، اشغال میشود، امام خمینی(ره) با احساسات دانشجویان همراهی کرده و تسخیر را تأیید میکند؛ اما پس از تسخیر در پاسخ به پرسش خبرنگار آمریکایی درباره رابطه آینده ایران و آمریکا نیز چنین میفرماید:
«اين نحو روابطى كه آمريكا تاكنون با ما داشته است و اين طور سفارتخانهاى كه آمريكا در ايران داشته است، اينها قابل قبول نيستند، اما اگر اين محل جاسوسى تبديل بشود، به محلى كه سفارتخانه صحيح در آن باشد و آن طور روابطى كه آمريكا تاكنون با دولت ايران در رژيم سابق داشته است، آن نباشد و ما صلاح بدانيم كه بعضى روابط محفوظ باشد و دولت صلاح ببيند كه بعضى از روابط محفوظ باشد اين مانع ندارد. محفوظ مىماند.»
چنین موضعگیری آن هم در آن فضا و موقعیت، بیش از هر چیز نشان از اعتدال و عقلانیت حضرت امام دارد، اما اینکه اکنون دانشجویان و نیروهای سیاسی که از کار خود پشیمان شدهاند، چرا از اعتدال و عقلانیت حضرت امام، سخنی نمیگویند جای سؤال دارد.
2- پناه دادن مجرم سیاسی مانند شاه در خاک آمریکا، احساسات مردم ایران را جریحه دار کرده بود و تصور این بود که آمریکا انقلاب ایران را به تمسخر گرفته است. در چنین فضایی، اشغال سفارت از دید حضرت امام، ارزشی جز شکستن هیمنه یک ابر قدرت نداشت.
انقلاب اسلامی ایران، برای امام(ره)، انقلابی فرهنگی بود که بر مناسبات رایج یعنی غلبه همیشگی ظالم بر مظلوم شوریده بود و بنابراین، شکستن هیمنه امپراتوری آمریکا برای ایشان سرآغازی برای مقابله دایمی با مستکبرین بود. حضرت امام این معنا را اینگونه میشکافد:
«اين يك مطلبى است كه اگر ملت ما هم دنبال او هر جور زحمتى به خودش راه بدهد، هر جور گرفتارى و تنگنايى كه برايش پيش بيايد، ارزش دارد. ارزش اين عمل به اين نيست كه ما شكممان يك وقتى گرسنه مىماند يا ـ مثلاً ـ راه وقتى بخواهيم برويم، با اتومبيل نمىتوانيم برويم، از باب اينكه نداريم چيزى؛ ارزش اين به اينها نيست. ارزش اين [مسأله] در عالَم به اين است كه شما يك بتى كه درست كرده بودند اينها، بت بزرگى كه همه ممالك را گرفته بود، شكستيد. اين يك جنبه سياسى داشت، ارزش سياسى داشت كه همه ارزشها پيش او كوچكند.»
بر این اساس آنهايى كه خيال مىكنند به واسطه این اعمال، ما در تنگنا واقع شديم، اشتباه مىكنند و اگر امروز هم توهم این هیمنه برای ساکنان کاخ سفید وجود داشته باشد ـ که دارد ـ بر پایه رهنمودهای آن پیر سفر کرده، بدون شک باید این بت شکنی ادامه یابد.
3- حضرت امام خمینی بارها با استناد به مدارک به دست آمده از سفارت آمریکا، به این مهم اشاره داشتند که برای ایشان، سفارت آمریکا در ایران، یک سفارتخانه سیاسی نیست که حقوق کنسولی بر آن حاکم باشد، بلکه جاسوس خانه ای است که علیه انقلاب اسلامی ایران فعالیت میکند. ایشان در این باره میفرماید:
«... و اينهايى كه در اينجا هستند، اينها را ما از اجزاى سفارتخانه نمىدانيم و آن مركز را هم سفارتخانه نمىدانيم. بله، اگر سفارتخانه بود و اينها هم اجزاى سفارتخانه بودند، يك مطلبى بود كه ممكن بود حق با آنها باشد. اما ما اينجا را نه سفارتخانه مىدانيم، اينجا مركز جاسوسى است و نه آن افرادى كه در آنجا هستند از سفرا يا از اجزاى سفارتخانه يا ديپلمات مىدانيم. هيچ اين حرفها نيست. اينها همه جاسوس و مجرم هستند و مجرمين بايد در خود اين مملكت رسيدگى به حالشان بشود.»
حقانیت سخن حضرت امام از آنجا روشن میشود که اکنون پس از سالها، آمریکا نیز دیپلماتهای ایران را بدون توجه به مصونیت سیاسی آنان، برای ماهها دستگیر و حتی شکنجه میکند، چون به زعم آنان، دیپلماتهای ما در عراق جاسوسی میکردهاند. آیا نادمان تسخیر لانه جاسوسی تاکنون عذرخواهی از زبان آمریکاییها شنیدهاند؟
4- برای حضرت امام، مقابله با آمریکا، مقابله با نماد استکبار در هر کجا و هر زمان تلقی میشود؛ بنابراین، آنانی که قایل به پیروی از راه حضرت امام هستند، اگر مفهوم استکبار ستیزی امام را درک کرده باشند و به آن معتقد باشند، این اعتقاد را قربانی مخالفت خود با یک گروه سیاسی نمیکنند و به خاطر دست بالا داشتن در منازعات سیاسی، دست از اعتقاد خود برنمیدارند و به خاطر خود و حضرت امام(ره) هم که شده گذشته خود و انقلاب را زیر سؤال نمیبرند.
پس یادآوری رفتار، گفتار و اندیشه حضرت امام(ره) در مورد مفهوم استکبارستیزی و آمریکاستیزی به عنوان نماد و سردمدار استکبار جهانی نشان میدهد که اولا در نظر ایشان تفاوتی میان مصادیق استکبار نیست و هر کشوری که چنین رفتاری داشته باشد شامل این مفهوم خواهد شد، چنانچه ایشان میفرماید:
«آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر و شوروی از هر دو بدتر است.»
بر این اساس باید توجه داشت که نگاه بلند روح خدا معطوف به یک مفهوم کلی و اساسی بوده ولی در عین حال رفتارهای مزورانه، هیچگاه از دید ایشان پنهان نبوده و برای همین، تأکید میکند:
«... اینها شوروی را مطرح می کنند تا آمریکا فراموش شود.»
چرا که میداند مبارزه با سر استکبار لاجرم مبارزه با دیگر اجزای آن را نیز در بردارد، ولی توجه به جزیی از آن چیزی جز بی بصیرتی و انحراف از اصل موضوع نیست.

بنابراین باید توجه داشت که عقل و منطق حکم میکند تا دعوای خانوادگی را نزد بیگانه به قضاوت نبریم و در بازی تبلیغاتی او، که هدفی جز خواری و عقب ماندگی ملتی رشید و آزاده ندارد، گرفتار نیاییم که در غیر این صورت نه تنها هیچ شهروند ایرانی و بلکه هیچ جریان سیاسی ذرهای سود نخواهد برد، بلکه هر آنچه خواهد ماند، تفرقه و کینهای است که همدلی و یکرنگی فرزندان این آب و خاک را مخدوش خواهد کرد.
یادمان باشد که ما همگی فرزندان ایرانیم و بدون شک آرزوی همه ما این است که:
آزاد باش ای ایران، آباد باش ای ایران، از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ضمنا شعرو خراب کردی
آزاد باش این ایران، آباد باش ای ایران، از ما فرزندان خود، دلشاد باش ای ایران
نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی
انچه مسلم است این 13 ابان با تمام 13 ابانهای قبلی طی این 30 متفاوت خواهد بود!!!!!
و اینکه چرا به اینجا رسیدیم، سوال مهمی است !
اللهم صل على محمد وآل محمد
اللهم صل على محمد وآل محمد
اللهم صل على محمد وآل محمد
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟






