حراج امپراتور بر اسکناسهای دولتي!
1 ) افشين قطبي راهي اسپانيا شده بود تا مصاف تيمهاي اوساسونا و بارسلونا را از رقابتهاي هفته نهم لاليگا از نزديک تماشا کند.
به نوشته قدس؛ در نگاه اول، اين موضوع نمي تواند حائز اشکال چنداني باشد؛ چه اينکه به هر حال قطبي سرمربي تيم ملي است و حق دارد کار شاگردانش را در اقصي نقاط جهان زير نظر بگيرد.
در اين بين، واضح است که کليه خرج و مخارج چنين گشت و گذارهايي نيز بر عهده فدراسيون فوتبال کشورمان است و اين نهاد، بايد بتواند مقدمات اشراف قطبي بر اوضاع ملي پوشان را فراهم کرده و گامي در راه موفقيت هر چه بيشتر تيم ملي در آينده بردارد.
با اين همه، ريز شدن در عمق اتفاقي که رخ داده، به همين اندازه خوشايند نيست و مخاطب را با واقعه اي منطقي و موجه رو به رو نمي کند. به واقع آيا سفر دور و دراز و گرانقيمت آقاي امپراتور به اسپانيا، براي فوتبال ما بار فني هم دارد؟
2 ) ديشب ياران نکونام و شجاعي رو در روي بارسلوناي بزرگ ايستادند. بي شک نگاه تمام ايرانيان در سرزمين مادري نيز به اين مسابقه بود. پرسش مهم اين است؛ آيا ايرادي داشت اگر جناب قطبي در منزل مي ماندند و مثل خيل هموطنان علاقه مند به فوتبال خود، اين مصاف را از نزديک تماشا مي کردند؟ اين، رويارويي اول بچه هاي ما با بارسا و حتي رئال مادريد نيست.
نکونام سومين فصل حضورش در لاليگاي اسپانيا را مي گذراند و در اين مدت، چندين بار چه در کاتالونيا و چه در پمپلونا رويارويي با آبي و اناري ها را تجربه کرده همين موضوع به نوعي درباره شجاعي هم صادق است.
هافبک تکنيکي فوتبال کشورمان نيز سال گذشته در مقابل هر دو ابر قدرت فوتبال اسپانيا بازي کرد و از اين حيث، هيچ کدام از اين بچه ها محتاج بار رواني مثبت ناشي از حضور سرمربي تيم ملي کشورشان در ورزشگاه نيستند. آنها حتي به انگيزه هاي بالاتر براي اين مسابقه هم نيازي ندارند؛ چه اينکه در سراسر سرزمين ماتادورها، فوتباليستهاي ساير تيمها همواره آرزوي رويارويي با بارسا و رئال را در سر مي پرورانند و در اين بين، حتي بدون حضور سرمربي تيم ملي خود نيز مملو از انگيزه و انرژي اند.
با اين محاسبات سرانگشتي، واضح است که حضور آقاي قطبي در اسپانيا خالي از فايده بوده و دست کم در حوزه روحي و رواني، سودي را عايد لژيونرهاي ايراني لاليگا نمي کند. اما آيا در حيطه «فني»، مي توان سفر قطبي به اسپانيا را توجيه کرد؟!
3 ) احتمالاً سرمربي محترم تيم ملي فوتبال، «زير نظر گرفتن شرايط فني نکو و شجاعي» را مهمترين دليل خود براي رزرو بليت سفر به اسپانيا قلمداد مي کند. اگر چنين باشد، آيا واقعاً ارزيابي شرايط دو تن از بهترينهاي فوتبال ايران، نياز به سفر تا ورزشگاه محل برگزاري بازي آنها- آن هم مقابل بارسلونا- دارد؟!
به روايت روشن تر، آيا مي توان شرايطي را در نظر آورد که يکي از اين دو بازيکن به واسطه نمايش ضعيف خود- مثلاً در برابر همين بارسا- از حضور در اردوي تيم ملي و يا حتي ارنج اصلي آن محروم بمانند؟
اتفاقاً در اين ميان يک مثال دم دستي بسيار جالب توجه هم وجود دارد؛ در مصاف سال گذشته همين دو تيم - اوساسونا و بارسا- مسعود شجاعي در لحظات پاياني به زمين آمد تا با قدرت حفظ توپش، از نتيجه مساوي 2 - 2 حفاظت کند، اما در دقيقه 88 ، درست اشتباه همين بازيکن در يک سوم دفاعي ميزبان در دريبل دانيل آلوز، باعث شد تا ليونل مسي توپ را تصاحب کند و با شليکي برق آسا از پشت محوطه جريمه، همه آرزوهاي اوساسونا را به باد بدهد.
آيا آن روز که شجاعي نقش اول و البته منفي همين مسابقه شد، کادر فني تيم ملي توانست از حضور او در جمع يازده بازيکن ثابت تيم ملي ممانعت کند؟ بي ترديد اگر امشب هم مسعود يا جواد در زدن گل به تيم خود هت تريک کنند(!)
4 ) اين ماه ها، شايعات زيادي در مورد تفريح و تفرج قطبي، يک روز در اروپا و روزي ديگر در دوبي به گوش مي رسيده است، حالا ظاهراً بايد سفر به اسپانيا را هم به فهرست مخارج بي حساب آقاي امپراتور اضافه کرد؛ سفري که اگر قرار بود فني باشد، حداقل مي توانست شامل سفر به انگلستان و بررسي کردن اوضاع آشفته آندرانيک تيموريان شود، اما... گويا وسوسه تماشاي بارساي جادويي، چيز ديگري است؛ بويژه اگر پولش را قرار باشد «ملت» بدهد!


