راه پرپيچ و خم المپيکي شدن گلف در ايران
خبر کوتاه بود اما براي نگارنده و به ويژه جامعه ورزش گلف مسرت بخش و نويدبخش روزهاي خوش براي ورزش گلف بود. این وجد و شور البته با نگرانيهايي براي گسترش زيرساختهاي اين ورزش که تنها برای راهاندازی یک زمین گلف به چهل هکتار زمين و حدود دو ميليارد تومان بودجه براي راهاندازي نياز دارد، نیز همراه شد که تامل در گذشته، حال و آینده این رشته پرطرفدار در نقاط مختلف جهان را برای دستیابی به چشماندازی قابل قبول ضروری میسازد.
آنچه بود
در مرداد ماه سال 1383 که سخنگوي سازمان تربيت بدني بودم، با مطالعاتي که روي ورزش گلف در چند کشور خارجي انجام دادم، سرپرستي فدراسيون گلف را پذيرفتم؛ البته آن موقع خبرهاي گلف در رسانه بازتاب نداشت و علت آن را اين ميدانستند که اين ورزش پولدارها و خارجيهاست و برخي به شوخي ميگفتند: بين اين همه فدراسيون، گلف را انتخاب کردي اما به واسطه آنکه با خبرنگاران و اصحاب رسانه ارتباط خوبي داشتم، اين سد تقريبا شکسته شد و رسانهها، خبرهاي گلف را منتشر ميکردند.
در اين باره بايد بگويم که اين ورزش در ايران، تقريبا دويست نفر ورزشکار داشت که عمدتاً اين ورزش را در کنار خارجيها آموخته بودند؛ شش استان غير فعال، دوازده مربي گلف و زمين گلف، مينی گلف، رنج آموزش خاکي در کشور وجود داشت که تقریباً هر مدیری را با حجم کار عظیمی برای رسیدن به حداقلهایی که این رشته از آن بیبهره بود نیز مواجه میساخت.
آنچه هست
پس از مطالعاتي که انجام داده بودم، در پايان سال 83 برنامه اول توسعه گلف ايران را (87ـ1384) با رويکرد همگاني اين ورزش با همکاري دوستان خوبم در فدراسيون و با استفاده از نظرات ک
ارشناسان خوب سازمان تربيت بدني تدوين کرديم و نخستين فدراسيوني بوديم که برنامه مکتوب چهار ساله به سازمان تربيت بدني ارايه داديم و سپس مقرر شد، همه فدراسيونها برنامه تدوين کنند.
در اين برنامه، بيشتر به اين نکته توجه شده بود که ميگفتند گلف ورزش پولدارها و لوازم آن گران است، به همين دليل، آموزش رايگان گلف به همراه مربي رايگان و لوازم رايگان در سال 84 در تهران آغاز شد و در سال 84، سه هزار نفر در تهران آموزش رايگان گلف ديدند و به اين ترتيب، ايران مبتکر آموزش رايگان گلف در جهان شد و جايزه ده هزار پوندي مرکز توسعه گلف جهان به ايران اختصاص يافت.
سپس با راهاندازي هيأتهاي گلف در ديگر استانها، اين ورزش را به استانهاي ديگر نيز تعميم داديم و اکنون نوزده استان داراي هيأت گلف هستند و تا پايان سال 87 شمار آموزشديدگان گلف در کشور، به پانزده هزار نفر و مربيان به حدود صد نفر و زمينهاي مینیگلف مين گلف و رنجهاي آموزشي به 21 عدد افزايش يافت و چهار سال پي در پي، جايزه ده هزار پوندي مرکز توسعه گلف جهان به ايران اختصاص يافت.
البته در کنار توجه به همگاني بودن آن، نيم نگاهي هم به بعد قهرماني گلف داشتيم و تيمهاي ملي گلف در ردههاي گوناگون در بخش بانوان و آقايان را تشکيل داديم تا جايي که در تورنمت مرحوم شهباز حسين پور (گلف باز فقید سليمان) 23 تيم بانوان و آقايان براي نخستين بار شرکت کردند که نشان دهنده توجه به بخش قهرماني نيز بود و همچنين حضور دوازده تيم در ليگهای گلف کشوري دسته يک و دو قابل تامل و بیانگر توسعه این رشته حتی بیش از ظرفیتهای فنی موجود بود.
خوشبختانه با فراگير شدن گلف و توجه رسانهها به اين ورزش، رياست محترم جمهور در دور دوم سفر به استان خراسان رضوي، دستور احداث نخستين زمين چمن استاندارد گلف را در پروژه ثامن دادند.
همچنين راهاندازي زمينهاي گلف در پروژههاي المپيکي اصفهان، لرستان، کرمانشاه، فارس و ... به دستور معاون سابق رئيسجمهور و رئيس سازمان تربيت بدني قرار بود، راهاندازي شود که متأسفانه، پيشرفت فيزيکي چنداني نداشته و يا در حد حرف باقي مانده است. البته خش خصوصي نيز در حال احداث چند زمين گلف استاندارد میباشد.
آنچه بايد باشد
اکنون ديگر گلف ورزش پولدارها و خارجيها نيست و نبايد به آن به عنوان تفنن و يا سرگرمي نگاه کرد. اکنون خوشبختانه ورزش گلف المپيکي شده است و لزوما المپيکي شدن، نگاه المپيکي به اين ورزش را ميطلبد. اکنون بايد رسانهها به اين ورزش نگاه ويژهتري داشته باشند و مزاياي آن را بيان کنند تا سرمايهگذاران تمايل بيشتري براي احداث زمين داشته باشند.
اکنون که جناب آقاي دکتر سعيدلو، معاون محترم رئيسجمهور و رئيس سازمان تربيت بدني که توسعه همه جانبه ورزش و توجه به همه ورزشها را سر لوحه برنامههاي خود قرار داده است، بايد دستور دهند دستکم در مراکز استانها، طي يک برنامه پنج ساله ساخت زمينهاي گلف استاندارد و چمن راهاندازي شود تا در سال 2016 که گلف بازان براي نخستين بار در ریودوژانیرو برزيل به رقابت ميپردازند، در ايران مردم با اين ورزش از نزديک آشنا باشند تا زمينه جذب بيشتر استعدادها فراهم شود و بتوانيم با آماده کردن بازيکنان خوب، دستکم در آسيا ـ اقيانوسيه حرفي براي گفتن داشته باشيم و با توجه به آنکه اکنون رنگينگ ايران در تشکیلات آسيا ـ اقيانوسيه ـ میان 17 تا 19 است، در آینده سهمي در کسب دوازده مدالهای توزيعي در بخش بانوان و آقايان را به کشورمان ايران اختصاص دهيم.
در کنار راهاندازي زمينهاي گلف، بايد هزينههاي اين ورزش و لوازم آن را نيز در نظر گرفت تا هزينه استفاده از زمين و لوازم را کاهش داد و تمامی پارامترهایی که برای فراگیری این رشته و خروج کامل آن از دایره ورزشهای لوکس میبایست کنار یکدیگر قرار گرفته و یک زنجیره را تشکیل دهد، فراهم شده باشد و راه پرپیچ و خم المپیکی شدن گلف در ایران کوتاهتر از هر زمان شود.
همچنين معاونت محترم رئيسجمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، به دليل اين که ورزش گلف در جذب توريست، نقش بسزايي دارد، بايد سازندگان هتل را با در نظر گرفتن تسهيلات بانکي، تشويق به راهاندازي زمينهاي گلف نموده و از این فرصت که در توسعه گردشگری نیز به شدت موثر واقع خواهد شد، بهرهبرداری بهینهای صورت پذیرد.
هرچند در فدراسيون گلف به دليل اين که بايد در چهار بخش توسعه زيرساختها، فرهنگسازي و معرفي اين رشته، آموزش همگاني و قهرماني کار کرد و مديريت آن نيز دشوار است، اما با توجه به آنچه گفته شد، ما خواستيم و توانستيم و اکنون نيز معتقديم، ميشود با همکاري همه و توجه ويژه مسئولان ورزش در بخش قهرماني گلف نيز گامهاي اساسي برداشت.
آنچه ما تاکنون بر پايه بضاعت خود انجام دادهايم، شايد از نظر کارشناسان خوب بوده و جزو فدراسيونهاي خوب هستيم، اما همچنان تا رسيدن به جايگاه مطلوب فاصله زيادي داريم؛ چرا كه براي المپيكي شدن لازم است باشگاههاي مختلف در استانهاي كشور راهاندازي شود تا آنها نيز مانند ديگر كشورها نسبت به آموزش ورزشكاران اقدام كنند و سپس بازيكنان توانمند خود را براي تيمهاي ملي به فدراسيون معرفي نمايند.




