باشگاههاي صنعتي در سراشيبي سقوط
باشگاههاي صنعتي بودجه هنگفتي در اختيار دارند. تفاوت بودجه و هزينههاي تيمهاي صنعتي با ساير تيمها نوعي رقابت نابرابر را در ليگ برتر ايجاد كرده است. بهتر است به جاي آنكه پرسپوليس و استقلال را به خاطر دريافت كمك از سازمان تربيتبدني سرزنش كنند، نگاهي به ولخرجيهاي باشگاههاي صنعتي كه از بودجه دولت تغذيه ميشوند بيندازند. صرف هزينههاي كلان توسط تيمهاي صنعتي باعث افزايش قيمت كاذب بازيكنان و رشد سرسامآور مبلغ قراردادها شدهاست. اينها تمام اظهارنظرهايي بود كه عاقبت بودجه باشگاههاي صنعتي را زير ذرهبين مسوولان برد تا نسبت به كاهش آن اقدام شود.
به نوشته جام جم؛ چندي پيش درست زماني كه اغلب بازيكنان تمايل داشتند حتي به جاي پيوستن به پرسپوليس يا استقلال جذب يكي از تيمهاي صنعتي شوند، منتقدان اين مجموعهها به صورت جدي وارد گود شدند و با طرح منطقي اعتراضهاي خود اين روند را زير سوال بردند. حرف اصلي همه اين بود در شرايطي كه به عنوان مثال يك باشگاه توان لازم براي اداره امور عادي خود و حتي خريد بازيكنان بومي را ندارد، چرا يك باشگاه ديگر از محل درآمد دولتي كارخانجات صنعتي، دهها و شايد صدها برابر هزينه ميكند و ضمن آن سطح توقع و قيمت عرف بازار را بين بازيكنان بالا ميبرد؟
همه اين انتقادها البته به انجام چند مصاحبه نمادين براي هشدار دادن به باشگاههاي صنعتي انجاميد كه در اين ميان برخي از اين باشگاهها همچون فولاد خوزستان، صباباتري، مس كرمان و اين اواخر پيكان با كاهش بودجه چشمگير مواجه شدند و باشگاههايي نظير سپاهان، ذوبآهن و سايپا با تغييرات كمتري به كار خود ادامه دادند.
با گذشت مدتي از اين طرح به نظر ميرسد كاهش بودجه تيمهاي صنعتي به جاي اينكه فرصتي براي رقابت برابر و تقويت ليگ برتر باشد به چالشي جدي بدل شده كه برخي تيمهاي نامدار صنعتي را به سراشيبي سقوط ميكشاند. فولاد چندي پيش تا جايي پيش رفت كه نزديك بود اصلا تيم فوتبالي نداشته باشد، صباباتري از چرخه باشگاههاي صنعتي خارج شد و پس از آن كمتر چهره پرفروغي از همان صباي هميشگي را داشت، مس كرمان پيش از آغاز ليگ نهم حتي تا مرز انحلال پيش رفت و حالا نوبت پيكان است كه در اين سرازيري براي ماندن دست و پا بزند.
آيا اين كاهش بودجه كه درخصوص برخي تيمها اتفاق افتاد و اتفاقا بايد براي تمام باشگاههاي صنعتي رخ ميداد، بدون ايجاد پيشزمينه لازم به نتيجهاي خواهد رسيد؟ با اين شيوه بسياري از تيمهاي قدرتمند فوتبال طي سالهاي اخير كه براي خود در استانها به قطبي قابل باور تبديل شده بودند رو به نزول ميروند و اين نزول به معناي تضعيف ليگ فوتبال ما خواهد بود. تمام اينها نشاندهنده اين است كه فوتبال ما به معناي واقعي بايد به سوي خصوصيسازي حركت كند و اين هدف بدون فراهم كردن بستر لازم محقق نخواهد شد.
باشگاههاي فوتبال، بنگاههاي سودده
امروزه فوتبال در دنيا يك تجارت پرسود محسوب ميشود كه باشگاهها در آن نقش بنگاههاي سودده را دارند. از وقتي كه فوتبال در جهان به عنوان يك حرفه شناخته شده است در اقتصاد نيز صاحب جايگاه بوده و از فوتبال به عنوان صنعتي براي درآمدزايي استفاده شده است. ورودي اين صنعت بازيكنان، خروجي آن درآمد و اسپانسر و ساير راههاي توليد پول و ارزش افزوده تربيت يك بازيكن آماتور و تبديل آن به بازيكني حرفهاي براي عرضه در ليگهاي كشورهاي صاحب سبك در فوتبال است كه دقيقا با تعريف صنعت در تجارت مطابقت ميكند. اينها را محمدعلي پرتوي، كارشناس ارشد اقتصاد در گفتگو با «جامجم» مطرح ميكند و در مورد شرايط اين صنعت در ايران ميگويد: وقتي بيشتر باشگاههاي ما به صورت دولتي تامين و اداره ميشوند در واقع رقابت براي درآمدزايي به صفر ميرسد و اين وابسته بودن به منابع دولتي مانعي جدي در راه درآمدزايي بهينه فوتبال است.
وي ميافزايد: در حال حاضر در دنيا آنقدر بحث تجارت فوتبال جدي است كه از فعالان اين عرصه به عنوان بازرگان ياد ميكنند. بازرگانان فوتبال از خريد ورزشكاران و حتي نام آنها سودهاي كلان ميبرند. فرقي نميكند باشگاهي صنعتي باشد يا نه، اگر بههرطريقممكن از بودجه دولت تغذيه شود هرگز نميتواند ادعايي در اين تجارت داشته باشد.
وابستگي به دولت، رونق تيمهاي صنعتي
اما داستان اين وابستگيها از چه زماني اوج گرفت؟ بيشتر باشگاههاي فوتبال ايران توسط ارگانهاي دولتي تامين مالي ميشوند. از سال 82 به بعد باشگاههاي ورزشي دولتي كه بيشتر از 70 درصد فعاليت خود را به فوتبال اختصاص ميدادند با استناد به حكم تبصره 7 قانون بودجه سال 82 مبني بر اجاره هزينه يك درصد اعتبارات دستگاهها و شركتهاي دولتي براي ورزش رونق قابل توجهي يافتند.
پس از آن با تكيه بر اين طرح بعضي شركتهاي دولتي كه درآمدهاي زيادي با توجه به حجم توليدات و مبادلات اقتصادي داشتند نظير سپاهان، سايپا، ايرانخودرو، ذوبآهن و فولاد خوزستان تيمهاي فوتبال رونقيافتهاي را در ليگ برتر داشتند، اما اين بودجه و هزينهها در ادامه راه همانطور كه گفته شد با انتقادهاي جدي روبهرو گشت تا عاقبت به كاهش ناگهاني بودجه براي بيشتر تيمها برسد. البته حيات باشگاههاي صنعتي هم بستگي زيادي به طرز فكر مديران صنايع دارد، در حقيقت هرگونه تغييري ميتواند به منزله تغيير در قدرت تيمهاي صنعتي باشد و اينگونه است كه كارشناسان خطر سقوط و تضعيف تيمهاي صنعتي را بيش از پيش احساس ميكنند.
كوچ بازيكنان به ليگهاي حوزه خليجفارس
بسياري از اهالي فوتبال كوچ تعداد زيادي از بازيكنان ايراني به ليگهاي حوزه خليجفارس را به همين كاهش بودجههاي كارشناسي نشده ربط داده و ميدهند. اين عده بر اين باورند كه تعدادي از باشگاهها كه خود را قرباني انتقادها ميدانستند با فروش بازيكنان مستعد و آيندهدار خود به ليگ كشورهاي حوزه خليجفارس قصد داشتند از اين راه با كسب درآمد مقطعي، اندكي از كسري بودجه را جبران كنند.
در حالي كه در درازمدت ثابت شد بسياري از اين نقل و انتقالات نهتنها سودي براي فوتبال ما نداشت بلكه بازيكن را به پاياني غيرقابل باور و انتظار نزديك كرد. در حقيقت فوتبال ما مثل تمام مواقعي كه بيگدار به آب زده است اين بار هم تاواني را داد كه ميتوان آن را نوعي سرمايهسوزي خواند.
دولت و ساخت ورزشگاه براي تيمهاي مردمي
اما براي رهايي از اين وضعيت چه بايد كرد؟ يكي از مديران تيمهاي صنعتي كه البته حالا پستي در اين تيم ندارد و نميخواهد نامي از او ببريم به عنوان راهكار به «جامجم» ميگويد: دولت بايد خط پاياني بر تيمداري بكشد. بايد به جاي تيمداري براي تيمهاي مردمي ورزشگاه بسازد و هزينه را صرف زيرساختهاي ماندگار كند.
اگر تيمهاي تحت حمايت صنايع بخواهند به طور ناگهاني با كاهش بودجه مواجه شوند، همين ميشود كه ميبينيم؛ هيچكدام قدرت و اقتدار سابق را ندارند. اين كار به يك پروسه 2 تا سهساله نياز دارد كه تيمهاي صنعتي بتوانند منابع ارتزاق خود را تامين كنند، در غير اين صورت اگر نخواهيم اين فرصت را ايجاد كنيم، بايد آنها را به بخش خصوصي واگذار نماييم.
كاهش بودجه و چالشهاي جدي
بعد از ورشكستگي كارخانه ايرانخودرو باشگاه فرهنگي ورزشي پيكان با حذف تعدادي از تيمهاي ورزشي خود ازجمله تيمهاي پايه فوتبال سعي در كاهش هزينهها داشت تا اين كه تيم بزرگسالان نيز با دردسرهايي مواجه شد و چندي پيش حتي خبر احتمال واگذاري امتياز باشگاه پيكان دهان به دهان پيچيد.
گفته ميشود با تامين منابع مالي جديد مسوولان فعلا از انجام اين كار منصرف شدند، اما صاحبپناه، مديرعامل باشگاه پيكان كلا همه چيز را تكذيب ميكند و به «جامجم» ميگويد: پيكان در حال حاضر جزو تنها تيمهاي باشگاهي است كه 20درصد قرارداد بازيكنان را پرداخت كرده است. در مورد فروختن امتياز هم بايد بگويم فقط شايعه است، بنده به عنوان مديرعامل هيچ دستوري از مافوق خود براي فروش امتياز ندارم.
كاهش بودجه تيمهاي صنعتي آنها را به سراشيبي سقوط ميكشاند و اين يعني فوتبال در كشورمان چارهاي جز حركت به سوي خصوصيسازي ندارد
وي درخصوص كاهش بودجه تيمهاي صنعتي و چالشهايي كه با آن مواجه هستند، ميگويد: امسال سعي كرديم با حداقل هزينه حداكثر بهرهوري را داشته باشيم؛ هزينهاي كه خيلي از باشگاهها صرف به خدمت گرفتن بازيكنان يكي از خطوط خود كردند ما صرف كل تيم كرديم. مشكل تيمهاي صنعتي در درست هزينه كردن است. اگر متعادل رفتار كنند، مديران مافوق هم با ميل و رغبت بيشتري به تيمداري ميپردازند، اين حقيقتي است كه لازمه صنعت تبليغ است و تبليغ هم از راه ورزش به بهترين شكل ممكن ميسر ميشود.
صاحبپناه تاكيد دارد ورزش فوتبال براي متمولشدن در كشور ما بايد از حالت كنوني خارج شود. وي تصريح ميكند: اين شيوه تيمداري ديگر در دنيا منسوخ شده است. الان با اين شيوه حتي كاهش بودجه تيمهاي صنعتي به برابري و تقويت ليگ برتر منجر نميشود و اگر با تدبير و دورانديشي نباشد، نتيجهاي جز تضعيف تيمهاي ريشهدار و ضعف كل ليگ ندارد. راهكار هم براي درآمدزايي زياد است. در كشور ما متاسفانه ماركتينگ (مديريت بازاريابي) رعايت نميشود. درآمد حق پخش تلويزيوني اولين گام بود. بعد از آن هم بليتفروشي و حق كپيرايت، ساخت كمپها و هتلهاي ورزشي و مواردي از اين دست ميتواند باشگاهها را به خودكفايي برساند. در حقيقت بودجه دولت صرف امور زيرساختي ميشود كه در آيندهاي نزديك باشگاه را به خودكفايي ميرساند وگرنه با اين وضع از كيفيت ليگ و مسابقههاي آن روز به روز كاسته ميشود.
تيمهاي ريشهدار در سراشيبي سقوط
ناصر شفق، مديرعامل تراكتورسازي كه اتفاقا باشگاهش اين اواخر تا جايي مشكل داشت كه گفته ميشد چشم به كمكهاي مردمي هوادارانش دوخته است، در گفتگو با «جامجم» خصوصيسازي را چاره اول و آخر باشگاههاي فوتبال عنوان ميكند و ميافزايد: راهكار اساسي اجراي اصل 44 قانون اساسي در راستاي خصوصي شدن است. الان باشگاه تراكتورسازي با بودجه جمعا يك و نيم ميلياردي نيز دچار مشكل است و واقعا با اين مبالغ نميتوان در انديشه درخشش در ليگ برتر بود. به نظر من سازمان تربيت بدني بايد با واگذاري ورزشگاههاي استانها به تيم برتر آن استان اولين گام را بردارد. كاهش بودجه اگر اصولي نباشد، چاره كار نيست و تيمها را به سراشيبي سقوط ميكشاند. هرچند كه كارخانجات صنعتي هم نميتوانند تا ابد جور ورزش را بكشند. ابتدا بايد حق كپيرايت را اجرا و بعد در راستاي تجاري شدن باشگاهها براي درآمدزايي تلاش كرد.
... و دوباره خصوصيسازي
و اما خصوصيسازي در ورزش؛ طبق برنامه چهارم توسعه و اصل 44، كليه باشگاههاي ورزشي دولتي بايد به بخش خصوصي واگذار شوند . درخصوص پرسپوليس و استقلال اين طرح در سال 84 به تصويب هيات وزيران رسيد و به سازمان خصوصيسازي تفويض شد، اما با روي كار آمدن محمد عليآبادي در سازمان تربيت بدني بيشتر وقت وي و عوامل زيرمجموعهاش صرف كارهاي عمراني در ورزش شد. با وجود اين كه عليآبادي هم تنها راه نجات ورزش از شرايط كنوني را بارها واگذاري به بخش خصوصي عنوان ميكرد، اما اين طرح متوقف شد. حالا با روي كار آمدن علي سعيدلو به واسطه مسووليتهاي اجرايي كه پيش از اين داشته و نزديكي به شخص رئيسجمهور جامعه ورزش انتظار دارد در راستاي ايجاد تحول جدي گامهاي جديدي برداشته شود.


