كركره را ميكشيم پايين... تمام!
روزنامه دنياي فوتبال در دوره جديد رويه جديدي را در پيش گرفته و با در اختيار گرفتن اسناد و اطلاع از منابع موثق، بخشي از واقعيتهاي پنهان فوتبال كشور را رونمايي كرده است. رويهاي كه در حقيقت رسالت رسانهاي و ژورناليستي ايجاب ميكند و بايد به آن پايبند بمانيم.
عكسالعملهايي كه پس از رونماييها شده عجيب و شگفتانگيز است. اگرچه كاملا آگاه بوديم كه انتشار مطالب افشاگرانه هزينههايي دارد اما برايمان قابل تصور نبود كه با اين هجمه از سوي افراد مختلف مواجه شويم. پردهبرداري از ماجراي شيرين فراز، افشاي هزينههاي باشگاهها، نحوه تيمداري برخي مديران، روابط حاكم بر مناسبات فوتبالي و اين آخري، بحث استفاده از نيروهاي ماوراءلطبيعه... با اين تهديدها بايد كركره را پايين بكشيم. هر روز شكايتي تازه فقط براي اينكه در اين «روزمرگي» غرق نشديم.
فوتبال ايران در مرز بحران قرار دارد و اتفاقاتي در اين چند سال بر آن گذشته است كه ما تنها بخشي از آن را افشا كرديم. اگر چه سعي كرديم از جنجالهاي سطحي دوري كنيم اما فوتبال ايران آنقدرها هم عميق نيست كه بخواهيم مطالب خاصي از آن رونمايي كنيم. فوتبال ايران همين است؛ ضوابط جاي روابط و انگار بايد نبينيم، نشنويم و حالا ننويسيم.
«سران نشريه شما با سران دلالي هماهنگ هستند»، «من ميدانم نيروهاي شما از دلالان فدراسيون دستور ميگيرند»، «نشريه شما زرد شده است»، «به شما چه ربطي دارد كه ما چكار ميكنيم؟» اينها بخش كوچكي از عكسالعملهاي افرادي است كه برخي واقعيتهاي كاريشان افشا شده است.
خواستيم روزنامهاي تاثيرگذار در فوتبال روزمرهاي باشيم كه هيچ حرف تازهاي براي گفتن ندارد، خواستيم چشم بيناي جامعهاي باشيم كه ديگر هر حرفي را نميپذيرد، خواستيم در اين اوضاع بد فوتبال، موجي جديد در اين فوتبال راه بيندازيم كه همه بديها و ناراحتيها را از آن دور كند، اما به جايي نرسيديم. تار و پود اين فوتبال «عقب مانده» آنقدر خوب تنيده شده است كه هيچ موج جديد و جريان تازهاي را نميپذيرد و البته در مقابلش ميايستد. بايد كركرهمان را پايين بكشيم... تمام!
فوتبال ايران همين است، ما را له كردند.
علی عالی



