انتخابات كردستان عراق و چالشهای احزاب حاکم
سرانجام پس از كش و قوس هاي فراوان انتخابات پارلماني منطقه كردستان عراق در روز شنبه در سه استان شمالي عراق يعني دهوك ، سليمانيه و اربيل برگزار شد .
در اين انتخابات دو حزب حاكم بر كردستان عراق يعني اتحاديه ميهني كردستان به رهبري جلال طالباني و حزب دمكرات كردستان عراق به رهبري مسعود بارزاني بدليل انتقادات فزاينده احزاب معارض از عملكرد آنها بصورت مستقل و در قالب ليست كردستاني وارد انتخابات شدند.
از سوي ديگر احزاب معارض نيز در قالب دو جريان سياسي وارد اين مبارزه شدند. از يك سو دو حزب عمده اسلامي كردستان عراق بنامهاي اتحاد اسلامي كردستان به رهبري صلاح الدين محمد بهاء الدين .جماعت اسلامي به رهبري علي باپير و دو حزب ديگر.
با تفكرات چپ بنام هاي حزب سوسياليست دمكرات كردستان عراق به رهبري محمد حاجي محمود و حزب زحمتكشان كردستان عراق به رهبري قادر عزيز در قالب ليست خدمتگذاري و اصلاح بصورت ائتلافي وارد عرصه شدند.
از سوي ديگر تحولات داخلي اتحاديه ميهني كردستان عراق و كشمكش اصلاح طلبان داخل اين حزب به رهبري نوشيروان مصطفي امين، پاياني بجز تشكيل يك جريان مخالف و منتقد پيدا نكرد و دست آخر در چهارچوب ليست گوران به معناي تغيير وارد كارزارانتخاباتي شدند.
آنچه در خصوص اين انتخابات فارغ از نتايج ان كه پيش بيني هاي اوليه و منابع غير رسمي از پيروزي شكننده احزاب حاكم حكايت دارند قابل بررسي است را مي توان در دو محور داخلي و خارجي دسته بندي كرد .
در بعد داخلی دو حزب حاكم بر كردستان عراق بعد از 18 سال حاكميت بر اين منطقه با اپوزيسيوني روبرو شدند كه با انتقاد از فساد كنوني در كردستان عراق در همه ابعاد سياسي و فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي حاكميت آنها را به چالش جدي كشيده است و با اين انتقادها توانسته اند بخش بزرگي از جامعه را با خود همسو كنند .وتبليغات دو حزب حاكم مبني براينكه هنوز كردستان عراق در معرض تهديد مي باشد نيز نتوانست معارضين را قانع كند كه حاكميت را به چالش نكشند.
شرايط كنوني عراق و در كنار آن كردستان عراق سبب شده است تا احزاب حاكم بدليل نظارت دولت مرکزی عراق و نهاد های بين المللي بر آنها نتوانند برخوردهاي تندي با مخالفان داشته باشند و براي رعايت شكلي وجود دمكراسي در منطقه تحت حاكميت آنها نيز اين احزاب معارض را تحمل كنند .پارلمان آتي با توجه به امكان حضور گسترده مخالفان بدون شك پارلماني كارا و فعال خواهد بود كه ديگر حاكميت بي قانوني را به گفته خود اين احزاب معارض برنخواهد تافت و در اين راستا حاضر به هزينه كردن مي باشند .
از سوي ديگر تا يكسال آينده اين منطقه شاهد انتخابات شوراهاي استاني خواهد بود كه به نظر مي رسد منازعات جدي در اين انتخابات براي حاكميت و اداره شهرها شكل گيرد.و اپوزيسيون نيز با اين گام حركت آغازين خود را محكم برداشته است و در انتظار رقابت هاي جديد در آينده نزديك خواهد بود .
از اين رو اپوزيسيوني جدي و معارض و غير مصلحت گرا سبب خواهد شد كه رهبران دو حزب عمده كردستان عراق يعني طالباني و بارزاني دربحث حكومت و نحوه اداره منطقه و هزينه كردن بودجه حدود8 ميليارددلاري منطقه با مانع سختي بنام پارلمان روبرو شوند وهمچنین در مذاكرات خود با بغداد و كشورهاي همسايه نيز با چالش هاي جدي روبرو گردند.چالشي كه چه بسا منجر به سقوط احزاب حاكم گردد.مذاكرات پیش روی احزاب حاکم با بغداد و کشورهای همسایه توام با فشار داخلی بسیار طاقت فرسا خواهد بود به نحوی كه هرنوع كوتاهي و تندي از سوي احزاب معارض به چالش كشيده خواهد شد .
دولت فدرال كردستان عراق هم اكنون در بسياري از مسائل كلان مانند بودجه ،نفت ،پيشمرگه،نحوه اجراي ماده 140 با حكومت مركزي عراق مشكل دارد ولذا با روند كنوني نمي تواند پشت درهاي بسته بر سر ميز مذاكره حاضر شودو نيازمند شفاف سازي بيشتر براي مردم منطقه خواهد بود .با چنين اوصافي آيا آنها توان پاسخگوئي به توقعات مردم منطقه را كه خود باعث و باني شكل گيري آن بودند راخواهند داشت؟
از سوي ديگرنحوه تصدي پست هاي كليدي متعلق به اكراد در حكومت مركزي كه تا كنون در سيطره دو حزب حاكم كردستان عراق بوده است بدليل مسائل داخلي از يك سو وجداشدن بخش بزرگي از بدنه حزب اتحاديه ميهني كردستان عراق که جلال طالباني رهبري آن را برعهده دارد سوالات متعددي را موجب خواهد شد جرا كه تضعيف جايگاه اتحاديه ميهني كردستان در ائتلاف دو حزب حاكم جايگاه اتحاديه را در بغداد و اربيل تضعيف خواهد كرد و چه بسا ائتلاف اتحاديه ميهني كردستان عراق و حزب دمكرات كردستان عراق دستخوش تغييراتي به نفع حزب دمكرات كردستان عراق شود.
شرايط سياسي كنوني در كردستان عراق حاكميت دو حزب عمده وتكروي آنها در تمامي مسائل داخلي و خارجي را به شدت تحت تاثير قرار خواهد داد. همانگونه که سوران عمر روزنامه نگار كرد عراقي از ان به عنوان زمان پایان سكوت صداها یاد می کند.
لذا آيا دو حز ب حاكم توان حل مشكلات عديده داخلي و خارجي را كه بسيار بزرگ و چالشي هستند را خواهند داشت ؟
آيا آنها توان تغيير در داخل حزب خود ودرحکومت منطقه رادرراستای کسب رضایت مردم خواهند داشت؟
آیا احزاب حاکم تحمل شکسته شدن انحصارهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی را دارند؟
انتخابات اخیر ثابت کرد که آنها باید راهی منطقی و مردمی برای خاتمه بخشیدن به مشکلات پیدا کنند و گرنه مردم اجازه نخواهند داد انها تا ابد بر مسند حاکمیت بمانند؟
بنظر میرسددرشرایط کنونی از منظر مردم ،عملکرد حال حاکمان مهم است نه تاریخ گذشته آنها.
تنظیم: داود ریواز



