از کباب لاستيکي تا ميزباني جام ملتها
طرح اين نکته از سوي نويسندگان ورزشي و ساير چهره هاي حوزه فوتبال که تيم ملي ايران به مربي تراز بين المللي نياز دارد، در لايه زيرين خود همواره با هدف طرح مطالبات فوتبال توأم بوده است، زيرا حضور مربيان بين المللي خود به خود ضرورت برخورداري از امکانات استاندارد بين المللي را مطرح مي کند.
به نوشته قدس؛ اهالي فوتبال بي گمان به ياد دارند زماني که تيم ملي فوتبال آلمان براي يادبود زلزله بم به تهران آمد بازيکنانش پس از مشاهده لابي هتل آزادي تهران حاضر به اقامت در آن نشدند و هتل استقلال را هم نپسنديدند و به ناچار در آن اقامت کردند؛ دو هتلي که مطابق با اسلوب و استاندارد گروه هتلهاي هيلتون و شرايتون در قريب به 40 سال پيش طراحي و ساخته شده اند و امروز لابد در گروه هتلهاي دو ستاره بين المللي (مسافرخانه! ) قرار مي گيرند. در حالي که مي دانيم امروزه تيمهاي حرفه اي در هتلهاي پنج ستاره اقامت مي کنند.
فوتبال ملي ايران از سالهاي آغازين دهه 1370 تاکنون بر اثر مراوده با مربيان خارجي، مديران خود را ناچار به پذيرش بعضي استانداردهاي جهاني ديده و از مرحله خوابگاه هاي پر سوسک در ورزشگاه امجديه و صرف کباب لاستيکي (به قول زنده ياد قايقران) تا ميل کردن غذاهاي منوي جهاني پيش رفته است، اما هنوز هم براي آنکه بازيکن ايراني مطابق با همتايان خارجي خود زندگي کند راه درازي در پيش است.
افشين قطبي پس از تمديد قرارداد با فدراسيون فوتبال در يکي از مصاحبه هاي خود به درستي روي اين نکته انگشت گذاشت که اگر مي خواهيم تيم ملي فوتبال کشورمان بين المللي باشد بايد در فضاي بين المللي فعاليت کند. هنگام سفر با هواپيما در قسمت بيزنس کلاس بنشيند، در هتلهاي پنج ستاره هر بازيکن يک اتاق مجزا داشته باشد و... .
طرح مطالباتي از اين دست که در فوتبال ايران از سوي مديران شناخته شده نيست و آن را جزو اصول حرفه اي گري نمي دانند، بي ترديد فوتبال ايران را به پيش خواهد برد؛ هم چنانکه اگر اصرار ميروسلاو بلاژويچ در کار نبود تيم ملي ايران هنوز هم زمين تمرين اختصاصي نداشت و مثل سابق بايد کمپ اردوگاه بروجرد و زمين دانشگاه گيلان را انتخاب مي کرد!
***
عمده مشکل فوتبال ايران ناآگاهي مديران به استانداردهاي جهاني و رضايت دادن به امکانات بسيار ناچيز کنوني است، زيرا اغلب گمان مي کنند اگر نزد مديران بالادست خود طرح مطالبه کنند از کار بر کنار خواهند شد، در حالي که طي 30 سال اخير فوتبال ايران حتي ميزباني تورنمنتهاي قاره اي در حد نوجوانان را هم به دست نياورده و مديران فوتبال ايران هيچ کوشش جدي براي ترميم و توسعه زيرساختهاي فوتبال را پي نگرفته اند و هرگاه از سوي ورزش نويسان اين موضوع مطرح شده که چرا ايران خود را براي ميزباني جام ملتهاي آسيا نامزد نمي کند مديران چنان روي ترش مي کنند که گويا درباره يک امر ممنوع از آنان سؤال شده است.
مي دانيم که براي ميزباني مسابقات قاره اي بايد ورزشگاه، هتل و زمين تمرين به اندازه کافي در شهرهاي ميزبان مسابقات فراهم کرد.
جامعه فوتبال ايران در صورت ميزباني رقابتهاي قاره اي و بين المللي به نشاط و ميل به پيشرفت بسيار بالايي خواهد رسيد و طبعاً مديران فوتبال بايد توان مديريت کردن چنين رقابتهايي را داشته باشند.
اکنون که بحث برخورداري از امکانات بين المللي از سوي سرمربي تيم ملي مطرح شده، خوب است خطاب به مديران بنويسيم که چرا شما هم نبايد در اندازه همتايان آسيايي خود فعاليت کنيد و پيشرفت داشته باشيد؟
چرا هنوز هم مديران فوتبال ايران بايد در کار تنظيم يک دوره برنامه مسابقات ليگ دچار مشکل باشند و همتايان آسيايي آنان براي دستيابي به رياست فيفا و کميته بين المللي المپيک خيز بردارند؟ !


