گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۵۱۸۱۹
| | 17959 بازدید
جام جم
«موج عقلانيت» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم بيژن مقدم است كه در آن ميخوانيد؛ هر رقابتي نيازمند قواعد و آموزش پايبندي به مقدرات آن است. پذيرش داوري، نظارت قانوني و از همه مهمتر تندادن به نتيجه يك رقابت، شرط اصلي ورود به اين صحنههاست و فرض اول اين است كه نامزدهاي انتخابات رياستجمهوري پيش از ورود به قواعد يك رقابت دمكراتيك تن دادهاند.
متاسفانه بيانيههاي صادره از سوي آقايان موسوي و كروبي مفاهيمي متفاوت را به ذهن متبادر ميسازد. همان مفهومي كه ماهها قبل القاي آن را آغاز كردند. «اگر بگذارند ميرحسين موسوي پيروز ميشود» معناي مخالف اين القاء اين بود كه اگر پيروز نشد، نگذاشتند.
بيش از آن كه نتيجه انتخابات و ميزان مشاركت بهتآور باشد، بيانيههاي صادره بهتآفرين است. آيا واقعا اين بيانيهها را آقايان موسوي و كروبي نوشتهاند؟
رسالت
«پيام انتخابات دهم» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد؛روز جمعه جزء اولين كساني بودم كه راي دادم. هنگامي كه ميرفتم رايام را به صندوق بيندازم، مسئول صندوق با صداي بلندي گفت: آقايان خانمها توجه كنيد، راي سبز را كه مربوط به رياست جمهوري است در صندوق سبز بريزيد و راي آبي را كه مربوط به انتخابات خبرگان است در صندوق آبي!
بركسي پوشيده نيست كه رنگ سبز نماد غيريت گفتمان يكي از نامزدهاي مطرح بود . جزء شگفتيهاي اين دوره از انتخابات اين بود كه وزارت كشور كه اعلام كرده بود، هيچ نامزدي حق ندارد نمادي از تبليغ در روز رايگيري در محلهاي اخذ راي داشته باشد، خود در سراسر كشور چنين كمك بيمزد و منتي به رقيب اصلي احمدينژاد كرده بود.
اعتماد ملي
«ضرورت تشكيل شوراي حكميت» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد ملي به قلم عماد افروغ است كه در آن ميخوانيد:
بحث رعايت اخلاق در سياست سالهاست كه به شكل نظري مطرح ميشود و رجال سياسي ايران نيز اخيرا مدام در گفتمانهايشان به اين مقوله پرداختهاند. اما در اين برهه از زمان، به رعايت اخلاق در وجوه و ابعاد گوناگون آن نميتوان چندان اطمينان داشت. يكي از اولين مولفههايي كه ما را نسبت به رعايت اخلاق مطمئن ميكند، اين است كه نبايد شاهد هتك حرمت افراد در عرصه سياست باشيم و رقباي سياسي نيز بايد در عرصه سياست اخلاق را در اولويت خود قرار بدهند.
مقوله هتك حرمت نيز ميتواند نمودهاي گوناگوني داشته باشد، شبنامه، تهمت، استناد به يكسري از اتهامات بدون سند و استدلال، خطدهي و ساماندهي به جريانهاي انتخاباتي و ارائه خط و ربط همگي از مصاديق بارز هتك حرمت و زيرپا گذاشتن اخلاق سياسي هستند. هر حركتي كه بتواند جريانهاي مردمي را جهتدار كند و بهگونهاي جهت نتايج را تغيير بدهد، از بياخلاقي حكايت دارد. در واقع گستره مقوله اخلاق در عرصه سياست آن قدر وسيع است كه ميتوان هر حركت جانبدارانهاي را كه ميخواهد سمت و سوي ديگري به خواسته مردم بدهد در زمره بداخلاقيها و بياخلاقيها گنجاند. در زمان انتخابات نيز اين حدومرزها حساستر ميشود
آفتاب يزد
«سخني با اصولگرايان يكپارچه!» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد؛ در مـورد انـتـخـابـات دهـم ريـاسـت جمهوري، بايستي در فـضـايـي آرامتـر به بحث و بررسي پرداخت.
اما به هر حال، امروز آرزوي اصولگرايان محقق شده است. آنها در يك دوره 6 ماهه، خون دل خوردند و انتقادات خود از دولت را مخفي نگه داشتند تا مبادا اصلاحطلبان از آن بهرهبرداري كنند يا خللي بر آراي رئيسجمهور وارد شود. اما آنها تا پايان سال 90 (حدود 33 ماه) دغدغه راي ندارند و موظفند بدون نگراني از تاثيرات انتخاباتي، وظايف صريح قانوني را انجام دهند. بسياري از نمايندگان سرشناس مجالس هفتم و هشتم، در سه سال گذشته بر مواضع خود كه در نقطه مقابل برخي برنامههاي اقتصادي، فرهنگي و بينالمللي دولت قرار داشت تاكيد كردند در عين حال هرگاه لازم شد از حقوق خود در برابـر دولت كوتاه آمدند تا يكپارچگي اصولگرايان را به نمايش بگذارند
جمهوري اسلامي
«اوباما ادامه بوش در افغانستان» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
وقايع افغانستان در ماهها و هفتههاي اخير نشان داد سياست تغيير «باراك اوباما» رئيس جمهور جديد آمريكا كه شعار اصلي انتخاباتي وي بود به معناي ايجاد تغيير در سياست اشغال افغانستان نيست بلكه به معناي تغيير در چگونگي كشتار مردم اين كشور است.
وزير جنگ آمريكا رابرت گيتس طي سخناني در اجلاس وزراي دفاع ناتو و به مناسبت انتصاب فرمانده جديد نظاميان آمريكائي مستقر در افغانستان گفت: «ما بايد در نحوه انجام عملياتهايمان تغيير ايجاد كنيم». وي درباره اينكه اين تغيير بايد چگونه باشد گفت: تعداد سربازان ما در افغانستان بايد بيشتر شوند.
كيهان
«آقايان! استراحت بفرماييد» يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد؛ محمود احمدي نژاد انتخابات 22 خرداد را برد. حريفان مي گويند از نتيجه انتخابات بهت زده شده اند. حق دارند. نوبت به مراحل بعد از «بهت» هم خواهد رسيد. مطابق آخرين آمارهاي اعلام شده در حالي که بيش از 84 درصد مردم در انتخابات شرکت کردهاند، راي احمدي نژاد حدود 70 درصد است. طبيعي است که چنين نتيجهاي تمام ناظران خصوصاً آنها که در ماههاي گذشته خود و هوادارانشان را با کوهي از دروغ فريب داده بودند، حيرت زده کند و بلکه اختيار رفتار خود از کف بدهند. پيروزي نياز به شجاعت دارد اما مهمتر از آن شکست است که پذيرش آن، وفق دادن خود با آن و تدبير براي جلوگيري از تکرار آن، شجاعتي بس بزرگتر طلب مي کند و اين دومي فوق العاده ناياب است.
دنياي اقتصاد
«بيماري توليد: حاد يا مزمن؟» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر فرخ قبادي است كه در آن ميخوانيد:
اين که توليد در کشور ما دچار بيماري است، ظاهرا مورد اجماع اکثر کارشناسان و تقريبا همه فعالان اقتصادي قرار دارد.
آن چه ممکن است در ميان صاحب نظران مورد مناقشه باشد، ماهيت اين بيماري است. آيا توليد ما، چنانکه رييس اتاق بازرگاني تهران معتقد است، دچار ذاتالريه شده است، که عليالاصول بيماري حادي است و نياز به درمان سريع و ضربتي دارد و درمان آن هم چندان دشوار نيست؟ يا اين که توليد در کشور ما با يک بيماري مزمن، سابقهدار و جان سخت دست به گريبان است که به درمانهاي ضربتي جواب نميدهد و نيازمند پزشکاني حاذق و با حوصله و جيرههاي دارويي و غذايي دراز مدت است؟
ابتكار
«ضرورت تمکين راي مردم» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن ميخوانيد؛ انتخابات دهم، نمادي آشکار از رشد و بلوغ عمومي جامعه ايران در مسير تثبيت شايستگيهاي برتر فرهنگي و شعور سياسي آنان نسبت به ديگر ملتها بود. همواره رفتار سياسي مردم ايران غير قابل پيش بيني بوده و بر همين اساس هم به مردم شگفتيساز شهرت يافتهاند انتخابات دهم در غياب احزاب سياسي و با ابتکار عمل صدا و سيماي جمهوري اسلامي از طريق مناظره مستقيم نامزدها همه توانمندي و ضعفهاي نامزدها را به انظار عمومي عرضه کرد و براي اولين بار مردم از زبان نامزدها چيزهايي را شنيدند که تا قبل از آن جزو خطوط قرمز پنداشته ميشد براي اولين بار بهانههاي گروههاي مدعي تحريم منتفي شد و کمترين صداي تحريم شنيده شد و فرياد تحريم خريدار نداشت شور و شوق ايرانيان خارج کمتر از شور و شوق هموطنان داخل کشور نبود.
«موج عقلانيت» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم بيژن مقدم است كه در آن ميخوانيد؛ هر رقابتي نيازمند قواعد و آموزش پايبندي به مقدرات آن است. پذيرش داوري، نظارت قانوني و از همه مهمتر تندادن به نتيجه يك رقابت، شرط اصلي ورود به اين صحنههاست و فرض اول اين است كه نامزدهاي انتخابات رياستجمهوري پيش از ورود به قواعد يك رقابت دمكراتيك تن دادهاند.
متاسفانه بيانيههاي صادره از سوي آقايان موسوي و كروبي مفاهيمي متفاوت را به ذهن متبادر ميسازد. همان مفهومي كه ماهها قبل القاي آن را آغاز كردند. «اگر بگذارند ميرحسين موسوي پيروز ميشود» معناي مخالف اين القاء اين بود كه اگر پيروز نشد، نگذاشتند.
بيش از آن كه نتيجه انتخابات و ميزان مشاركت بهتآور باشد، بيانيههاي صادره بهتآفرين است. آيا واقعا اين بيانيهها را آقايان موسوي و كروبي نوشتهاند؟
رسالت
«پيام انتخابات دهم» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد؛روز جمعه جزء اولين كساني بودم كه راي دادم. هنگامي كه ميرفتم رايام را به صندوق بيندازم، مسئول صندوق با صداي بلندي گفت: آقايان خانمها توجه كنيد، راي سبز را كه مربوط به رياست جمهوري است در صندوق سبز بريزيد و راي آبي را كه مربوط به انتخابات خبرگان است در صندوق آبي!
بركسي پوشيده نيست كه رنگ سبز نماد غيريت گفتمان يكي از نامزدهاي مطرح بود . جزء شگفتيهاي اين دوره از انتخابات اين بود كه وزارت كشور كه اعلام كرده بود، هيچ نامزدي حق ندارد نمادي از تبليغ در روز رايگيري در محلهاي اخذ راي داشته باشد، خود در سراسر كشور چنين كمك بيمزد و منتي به رقيب اصلي احمدينژاد كرده بود.
اعتماد ملي
«ضرورت تشكيل شوراي حكميت» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد ملي به قلم عماد افروغ است كه در آن ميخوانيد:
بحث رعايت اخلاق در سياست سالهاست كه به شكل نظري مطرح ميشود و رجال سياسي ايران نيز اخيرا مدام در گفتمانهايشان به اين مقوله پرداختهاند. اما در اين برهه از زمان، به رعايت اخلاق در وجوه و ابعاد گوناگون آن نميتوان چندان اطمينان داشت. يكي از اولين مولفههايي كه ما را نسبت به رعايت اخلاق مطمئن ميكند، اين است كه نبايد شاهد هتك حرمت افراد در عرصه سياست باشيم و رقباي سياسي نيز بايد در عرصه سياست اخلاق را در اولويت خود قرار بدهند.
مقوله هتك حرمت نيز ميتواند نمودهاي گوناگوني داشته باشد، شبنامه، تهمت، استناد به يكسري از اتهامات بدون سند و استدلال، خطدهي و ساماندهي به جريانهاي انتخاباتي و ارائه خط و ربط همگي از مصاديق بارز هتك حرمت و زيرپا گذاشتن اخلاق سياسي هستند. هر حركتي كه بتواند جريانهاي مردمي را جهتدار كند و بهگونهاي جهت نتايج را تغيير بدهد، از بياخلاقي حكايت دارد. در واقع گستره مقوله اخلاق در عرصه سياست آن قدر وسيع است كه ميتوان هر حركت جانبدارانهاي را كه ميخواهد سمت و سوي ديگري به خواسته مردم بدهد در زمره بداخلاقيها و بياخلاقيها گنجاند. در زمان انتخابات نيز اين حدومرزها حساستر ميشود
آفتاب يزد
«سخني با اصولگرايان يكپارچه!» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد؛ در مـورد انـتـخـابـات دهـم ريـاسـت جمهوري، بايستي در فـضـايـي آرامتـر به بحث و بررسي پرداخت.
اما به هر حال، امروز آرزوي اصولگرايان محقق شده است. آنها در يك دوره 6 ماهه، خون دل خوردند و انتقادات خود از دولت را مخفي نگه داشتند تا مبادا اصلاحطلبان از آن بهرهبرداري كنند يا خللي بر آراي رئيسجمهور وارد شود. اما آنها تا پايان سال 90 (حدود 33 ماه) دغدغه راي ندارند و موظفند بدون نگراني از تاثيرات انتخاباتي، وظايف صريح قانوني را انجام دهند. بسياري از نمايندگان سرشناس مجالس هفتم و هشتم، در سه سال گذشته بر مواضع خود كه در نقطه مقابل برخي برنامههاي اقتصادي، فرهنگي و بينالمللي دولت قرار داشت تاكيد كردند در عين حال هرگاه لازم شد از حقوق خود در برابـر دولت كوتاه آمدند تا يكپارچگي اصولگرايان را به نمايش بگذارند
جمهوري اسلامي
«اوباما ادامه بوش در افغانستان» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
وقايع افغانستان در ماهها و هفتههاي اخير نشان داد سياست تغيير «باراك اوباما» رئيس جمهور جديد آمريكا كه شعار اصلي انتخاباتي وي بود به معناي ايجاد تغيير در سياست اشغال افغانستان نيست بلكه به معناي تغيير در چگونگي كشتار مردم اين كشور است.
وزير جنگ آمريكا رابرت گيتس طي سخناني در اجلاس وزراي دفاع ناتو و به مناسبت انتصاب فرمانده جديد نظاميان آمريكائي مستقر در افغانستان گفت: «ما بايد در نحوه انجام عملياتهايمان تغيير ايجاد كنيم». وي درباره اينكه اين تغيير بايد چگونه باشد گفت: تعداد سربازان ما در افغانستان بايد بيشتر شوند.
كيهان
«آقايان! استراحت بفرماييد» يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد؛ محمود احمدي نژاد انتخابات 22 خرداد را برد. حريفان مي گويند از نتيجه انتخابات بهت زده شده اند. حق دارند. نوبت به مراحل بعد از «بهت» هم خواهد رسيد. مطابق آخرين آمارهاي اعلام شده در حالي که بيش از 84 درصد مردم در انتخابات شرکت کردهاند، راي احمدي نژاد حدود 70 درصد است. طبيعي است که چنين نتيجهاي تمام ناظران خصوصاً آنها که در ماههاي گذشته خود و هوادارانشان را با کوهي از دروغ فريب داده بودند، حيرت زده کند و بلکه اختيار رفتار خود از کف بدهند. پيروزي نياز به شجاعت دارد اما مهمتر از آن شکست است که پذيرش آن، وفق دادن خود با آن و تدبير براي جلوگيري از تکرار آن، شجاعتي بس بزرگتر طلب مي کند و اين دومي فوق العاده ناياب است.
دنياي اقتصاد
«بيماري توليد: حاد يا مزمن؟» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر فرخ قبادي است كه در آن ميخوانيد:
اين که توليد در کشور ما دچار بيماري است، ظاهرا مورد اجماع اکثر کارشناسان و تقريبا همه فعالان اقتصادي قرار دارد.
آن چه ممکن است در ميان صاحب نظران مورد مناقشه باشد، ماهيت اين بيماري است. آيا توليد ما، چنانکه رييس اتاق بازرگاني تهران معتقد است، دچار ذاتالريه شده است، که عليالاصول بيماري حادي است و نياز به درمان سريع و ضربتي دارد و درمان آن هم چندان دشوار نيست؟ يا اين که توليد در کشور ما با يک بيماري مزمن، سابقهدار و جان سخت دست به گريبان است که به درمانهاي ضربتي جواب نميدهد و نيازمند پزشکاني حاذق و با حوصله و جيرههاي دارويي و غذايي دراز مدت است؟
ابتكار
«ضرورت تمکين راي مردم» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن ميخوانيد؛ انتخابات دهم، نمادي آشکار از رشد و بلوغ عمومي جامعه ايران در مسير تثبيت شايستگيهاي برتر فرهنگي و شعور سياسي آنان نسبت به ديگر ملتها بود. همواره رفتار سياسي مردم ايران غير قابل پيش بيني بوده و بر همين اساس هم به مردم شگفتيساز شهرت يافتهاند انتخابات دهم در غياب احزاب سياسي و با ابتکار عمل صدا و سيماي جمهوري اسلامي از طريق مناظره مستقيم نامزدها همه توانمندي و ضعفهاي نامزدها را به انظار عمومي عرضه کرد و براي اولين بار مردم از زبان نامزدها چيزهايي را شنيدند که تا قبل از آن جزو خطوط قرمز پنداشته ميشد براي اولين بار بهانههاي گروههاي مدعي تحريم منتفي شد و کمترين صداي تحريم شنيده شد و فرياد تحريم خريدار نداشت شور و شوق ايرانيان خارج کمتر از شور و شوق هموطنان داخل کشور نبود.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


