ميداني براي محك زدن ميزبان جامجهاني
برگزاري مسابقههاي امسال جام كنفدراسيونها براي آفريقاي جنوبي اهميت فراواني دارد، زيرا نوعي مقدمهچيني و آمادهسازي براي ميزباني رقابتهاي بسيار مهمتر جامجهاني در سال آينده است. به واقع آنچه خرداد و تير 1388 در ژوهانسبورگ و ديگر شهرهاي عمده اين كشور روي ميدهد، نمونهاي كوچكتر از چيزي است كه در جامجهاني فوتبال2010 انتظار نخستين ميزبان آفريقايي تاريخ اين پيكارها را ميكشد.
به نوشته جام جم و به نقل از African Digest، در زمان قرعهكشي جام كنفدراسيونها، مهرباني تا سرحد امكان شامل حال ميزبان جام شده زيرا در گروهي قرار گرفته كه هرچند اسپانيا قهرمان اروپا را در بردارد، اما 2 تيم ديگر آن نيوزيلند و عراقاند و غلبه بر آنها سبب ميشود آفريقاي جنوبي دستكم با رتبه دوم گروهش به نيمهنهايي برسد و به شكلي بسيار آسان و سريع يكي از 4 تيم برتر جام شناخته شود.
در نقطه مقابل ناكامي احتمالي يك ضربه روحي به ميزبان بزرگترين جشنواره فوتبال جهان خواهد بود و بعيد است ژول سانتانا مربي برزيلي اين كشور از چنان واقعهاي جان سالم به در ببرد و پستاش را حفظ كند، بخصوص كه همين حالا هم خيليها ميگويند وي براي اين پست قدري كوچك است و آفريقاي جنوبي براي خودنمايي گسترده در جام جهاني نوزدهم به مربي بزرگتري نياز دارد و كارلوس آلبرتو پرييرا برزيلي كه يك سال پيش استعفا كرد و جايش را يك هموطن مانند سانتانا گرفت، ميتوانست چنان مربياي باشد.
حقيقت وجودي
وقتي اواخر سال گذشته (ميلادي) آفريقاي جنوبي در مسابقههايي دوستانه بر مالاوي، غنا و كامرون پيروز شد، رسانههاي اين كشور بيش از حد شلوغ كردند بخصوص كه غنا و كامرون در روز بازي با اين تيم غايبان متعددي داشتند. حقيقت وجودي آفريقاي جنوبي زماني بيشتر چهره نماياند كه اين تيم در 2 بازي با سيرالئون قادر به گلزني نشد و حالا خيليها ميپرسند اين كشور چگونه ميخواهد در اولين مرتبه اهدا شدن امتياز ميزباني اين رقابتها به قاره آفريقا، طوري بازي كند كه براي كل اين قاره موجد اعتبار باشد.
خارج از ميدان مسابقهها و دور از حيطه فني و فوتبالي، به لحاظ تشكيلاتي نيز ايرادها و شكهاي زيادي پيرامون آفريقاي جنوبي احساس ميشود و خيليها ميپرسند كشوري كه به سبب آپارتايد و طرد شدن دولت سابقش از سوي سازمانهاي جهاني سالها از صحنههاي اين ورزش دور بود و از 17 سال پيش به عرصههاي بينالمللي بازگشته است، چطور ميخواهد كار عظيم ميزباني و وظايف سازماندهي آن را انجام بدهد و برگزاركنندهاي ايدهآل جلوه كند و صلاحيت لازم را داشته باشد؟
فيفا جوابهاي متضادي به اين سوال داده است. از يكسو سپ بلاتر چند بار تهديد كرده است كه دو سه كشور را براي جانشيني آفريقاي جنوبي در ذهن دارد تا به محض اينكه اين كشور قادر به ميزباني نشد آنها را جانشين كند و آلمان يكي از آنهاست.
در عين حال رئيس سوئيسي نهاد حاكم بر فوتبال جهان در موضعگيريهايي متفاوت و بعد از دو سه سفر به ژوهانسبورگ در رودربايستي ميزبان جام افتاده و گفته است كه نگرانيها درباره آماده نشدن بموقع استاديومها و ديگر تداركات آفريقاي جنوبي واهي است و اين كشور كم نخواهد آورد.
اينك نيز به نظر ميرسد براي چنان انتقالي قدري دير شده باشد و آفريقاي جنوبي، كم يا زياد و خوب يا بد جامجهاني 2010 را برگزار خواهد كرد و تنها چيزي كه ميتواند اين معادله را عوض كند، اين است كه در هفتههاي پيشرو اين كشور در ميزباني جام كنفدراسيونها اشتباههاي بزرگي را مرتكب شود و چارهاي خبر خلع خود به جا نگذارد كه قدري بعيد نشان ميدهد.
اما همين مساله هم حاكي از نقش و اهميت فراواني است كه جام كنفدراسيونها و نحوه ميزباني آن در ترسيم سرنوشت و جايگاه آفريقاي جنوبي به عنوان ميزبان جام جهاني 2010 دارد.
كاستيهايي كه در آفريقاي جنوبي وجود دارد و گمان ميرود برگزاري جام فوق را در 13 ماه بعد دچار مشكل كند، عمدتا ضعف در مراسلات و راههاي ارتباطي، قطع مكرر برق و قواي الكتريسيته در اين كشور، ترديد درخصوص اسكان شايسته توريستها و مهمتر از تمام آنها زيادي جرم و جنايت در سطح اين كشور است و اين بيم وجود دارد كه در ساعاتي از روز و بويژه شب توريستهاي پولدار و خارجي از سوي سارقان مورد تهاجم قرار گيرند و امنيت، از غايبان اصلي جام باشد.
از آنجا كه آفريقا تا به حال هرگز مسابقهاي در اندازههاي جام جهاني را هم تجربه و ميزباني نكرده است اين سوال هم مطرح است كه آيا ميتواند 32 تيم و مسابقههاي متعددشان را در 10 استاديوم واقع در 9 شهر خود ساماندهي و اداره كند.
مقامهاي ورزشي آفريقاي جنوبي و در صدرشان دني جوردن رئيس كميته سازماندهي رقابتها در اين خصوص ابراز اطمينان كرده و گفتهاند اين كشور نه تنها نمره قبولي ميگيرد، بلكه طوري عمل خواهد كرد كه موفقترين ميزبان تاريخ جامهاي جهاني شناخته شود. اگر نقل و وصف دوم را بيش از حد خوشبينانه و غيرممكن بينگاريم، حتي مورد نخست يعني ميزباني شايسته هم چيزي است كه بايد براي احراز و اثبات آن صبر كرد.
تا چنان زماني جام كنفدراسيونهاي 2009 عرصهاي مناسب براي تشخيص ميزان آمادگي آفريقاي جنوبي است. هر چند در اين خصوص فقط 8 تيم برتر قارهها حضور مييابند و نه 32 تيمي كه اواخر بهار سال بعد براي جام جهاني گردهم ميآيند، اما جوردن ميگويد او و همكارانش به هر دو جام به يك چشم مينگرند و 4 ميليارد دلار بودجه مشترك براي دو جام، تداركي بايسته را براي هر دو فراهم آورده است.
استاديومها در ژوهانسبورگ، بلوم فونتن، روستن بورگ و پره توريا تقريبا آمادهاند و نگاهها به گروه دوم مسابقههاي جام كنفدراسيونها نيز معطوف شده است. آنجا كه برزيل با مصر، آمريكا و البته ايتاليا همگروه شده و از حالا همگان در انتظار ديدار برزيل با آتزوري لحظه شماري ميكنند.
اين نه فقط در حد فينال جام كنفدراسيونها، بلكه ديدار نهايي جام جهاني است و فينال جامهاي جهاني 1970 و 1994 را به ياد خواهد آورد كه هر دو را زرد و آبيپوشان آمريكاي جنوبي از سرداران لاجوردي پوش فوتبال اروپا بردند.
فرضيهاي هست كه ميگويد شكوه بازيهايي از اين دست، چنان زياد است كه وقتي جام شروع شود، معايب زير سايه آن خواهد ماند و زيباييهاي فني بيشتر از ايرادات تشكيلاتي به چشم خواهد خورد. اين چيزي است كه تمامي ملتهاي آفريقايي آرزو دارند صحيح باشد، زيرا توفيق دولت آفريقاي جنوبي در ميزباني اين مسابقههاي عظيم، خواهناخواه موفقيت تمام قاره سياه در انجام پروژههاي بزرگ ورزشي تلقي خواهد شد.


