اوباما مجوز مذاکره با ايران را به هيلاري بدهد
سرويس بينالملل «تابناک» ـ «جيمز دابينز»، نخستين نماينده ويژه دولت بوش در افغانستان كه در اواخر سال 2001 در چهارچوب مسئوليتهاي خود براي شكلگيري دولت جانشين طالبان در كابل با مقامهاي ايران نيز همكاري كرده است، در مطلبي كه در «واشنگتن پست» منتشر شده، راهكارهايي براي گذار از مرحله قطع روابط ديپلماتيك به آغاز گفتوگو بين ايران و آمريكا ارايه داده است؛ وي هماكنون رئيس مركز سياستهاي دفاعي و امنيتي مؤسسه «RAND» است.
دابينز مينويسد: اوباما به روشني از قصد خود براي گفتوگو با ايران سخن گفته و دولت ايران هم در چند مورد نشان داده كه علاقهمند به گفتوگو با واشنگتن است؛ هرچند هميشه اين كار را با لحني نامناسب و يا همراه با شرايطي محدود كننده آورده است.
تيم اوباما هماكنون در حال بحث بر سر اين است كه آيا بايد براي آغاز مذاكره، در انتظار انتخابات رياستجمهوري ايران در ژوئن آينده باشد تا هم از اعتبار بخشيدن بيشتر به نامزدي احمدينژاد خودداري كند و هم اينكه ممكن است، اين انتظار سرانجام منجر به روبهرو شدن با محمد خاتمي، رئيسجمهور ميانهرو سابق ايران، به جاي احمدينژاد شود كه به تازگي نامزدي دوباره خود را براي انتخابات رياست جمهوري اعلام كرده است.
اما يك دليل مهم براي نفي اين ديرکرد، برنامه هستهاي ايران است كه روز به روز جلوتر ميرود. اگر هدف غالب، توقف ايران از دستيابي به بمب هستهاي است، آنگاه هر ماه براي اين كار مهم به شمار ميرود.
نخستين نماينده ويژه دولت بوش در افغانستان، بر اين باور است که شايد بهترين و قطعا آسانترين راه براي آغاز گفتوگو با ايران و راهي كه ميتواند براي انتخابات آينده ايران هم کارساز باشد، اين است كه مذاكره نكردن با ايران را پايان دهيم. حدود سي سال است كه ديپلماتهاي آمريكايي محدود به اين بودهاند كه چه زماني و در كجا با همتايان ايراني خود گفتوگو كنند. رئيسجمهور بايد به هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه خود مجوز شكستن اين ممنوعيت را بدهد.
به همين سادگي: چه اين ديپلمات «سوزان رايس»، سفير اوباما در سازمان ملل متحد باشد، يا «ريچارد هولبروك» نماينده ويژه آمريكا در شبه قاره، يا «كريستوفر هيل»، معاون سابق وزارت امور خارجه كه براي جايگزيني «رايان كروكر» وارد بغداد ميشود و يا ديگر ديپلماتهاي آمريكايي، همه آنها بايد آزادي برقراري ارتباط با ايران را داشته باشند؛ همانگونه كه اين اجازه را درباره نمايندگان دیگر كشورهايي دارند كه با آمريكا داراي مشكل هستند.
در اين سناريو، هر كدام از اين افراد، تنها در چهارچوب دستورالعملها و مسئوليتهاي موجود خود رفتار كرده و اين نميتواند فرمولي باشد براي تعاملي بزرگ كه همه جوانب را در بر گيرد. ارتباطهايي از اين نوع، ميتواند در كوتاه مدت بازده خوبي داشته باشد.
دابینز در ادامه مينويسد: داشتن روابط رسمي به هر دو طرف كمك خواهد كرد تا ادراك دقيقتري از اهداف و منافع و زمينههاي احتمالي انعطاف طرف مقابل به دست آورند؛ چرا که اينچنين ارتباطاتي، باعث تسهيل همكاريهاي عملي در زمينه منافع مشترك خاص حتي در صورتي ميشود كه اختلافات اصلي حل نشده باقي مانده است.
بنابراين، تا هنگامي كه هر دو طرف احساس كنند، پس از هر گفتوگو بايد در كنفرانس خبري شركت كنند، هرگونه گفتوگويي بينتيجه خواهد بود؛ همانگونه كه در چند مورد معدود مذاكره نمايندگان ايران و آمريكا در سالهاي اخير ديده شده است. در واقع، هنگامي كه يكي از طرفين براي آغاز گفتوگو بايد امتيازي به ديگري بدهد، هيچگاه مذاكره واقعي آغاز نخواهد شد.
زمان مكاتبات رؤساي جمهور و يا حتي ديدارهاي رو در روي آنها فرا خواهد رسيد، اما اين نقطه آغاز كار نخواهد بود. از بين بردن موانع تبادلات عادي ديپلماتيك بين نمايندگان دو كشور و مذاكره بر پايه سياستهاي موجود، راحتترين، كمخطرترين و بهترين شيوه براي گذار از مرحله عدم مذاكره به مذاكره است. اين كار همچنين زمينه اين احتمال را نيز فراهم ميكند كه گفتوگوها در زمان حال آغاز شود تا اينكه قرار باشد همه چيز به پس از انتخابات ايران موكول شود.



