افروغ: فضا نسبت به گذشته اخلاقيتر شده
مدير گروه علم و دين پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي گفت: ما در حال حاضر فاقد نهادهاي واسط پر دامنه، قدرت مدني قابل قبول، احزاب ريشهدار و تجربه سياسي متراكم و عقلانيت سياسي بالا هستيم و فقط حسب يك ضرورت و ارزش مطلوب سياسي ميتوانيم فضا را به گونهاي درجهت برنامهمحوري نامزدهاي انتخاباتي تهييج كنيم.
عماد افروغ در گفتوگو با ايسنا، افزود: صرف نظر از مباني و ملزومات ضرورت برنامهمحور بودن نامزدهاي انتخاباتي، قهرا اين ضرورت در درازمدت بر رشد عقلاني انتخاب كنندگان و زمينهسازي براي تشكيل احزاب ريشهدار موثر خواهد بود. هرچند كه در شرايط فعلي و با توجه به فقدان يك عقلانيت سياسي و ضعف قدرت مدني، فضاهاي انتخاباتي ما يك فضاي احساسي و عاطفي است و مطالبه براي برنامهها و استراتژيهاي كانديداها كمرنگ شده است.
وي با بيان اينكه " برنامهمحوري در يك بستر سياسي و تاريخي، فكري وانديشهاي خاص معنا پيدا ميكند" وجود نهادهاي واسط پر دامنه، برخورداري از قدرت مدني قابل قبول، دراختيار داشتن احزاب ريشهدار و بهرهمندي از تجربه سياسي متراكم و عقلانيت سياسي بالا را از ملزومات شكلگيري چنين بستري عنوان و تصريح كرد: ما در حال حاضر فاقد چنين ويژگيهايي هستيم و فقط حسب يك ضرورت سياسي و ارزش مطلوب سياسي ميتوانيم فضا را به گونهاي درجهت برنامه محوري نامزدهاي انتخاباتي تهييج كنيم.
وي در همين راستا نقش رسانهها و روشنفكران را مورد توجه قرار داد و اظهار كرد: رسانهها و روشنفكران ميتوانند طي اقداماتي باعث افزايش مطالبه برنامهمحوري شوند تا شرايط براي برخوردهاي صوري و شعاري با اين مقام خطير محدود شود.
اين استاد دانشگاه با تاكيد بر اينكه " ما فقط ميتوانيم در حد يك نوع آگاهي بخشي و ايجاد فشار بر كانديداها و ترغيب تودهها براي برنامهمحوري بسترسازي كنيم" گفت: من فكر ميكنم براي به دست آوردن توفيق در اين راستا ضمانتي وجود ندارد؛ چراكه از ملزومات اساسي اين روند، وجود نهادهاي مدني، احزاب شناخته شده و ريشهدار است كه ما متاسفانه فاقد آن هستيم.
وي افزود: اينكه چرا ما فاقد چنين احزابي هستيم ،دلايل عديده اي دارد كه يك دليلش ميتواند نوع برخورد و تلقي غلط ما از نظام سياسي رسمي و از مفهوم قدرت باشد؛ چراكه ما ظاهرا قدرت را محصور و محدود در قدرت رسمي ديدهايم و به قدرت عمومي غيررسمي و قدرت نقد اهميتي نميدهيم. غافل از اينكه توجه به اين قدرت اجتماعي و فراگير است كه ميتواند بر عقلانيت اصحاب قدرت ما بيفزايد و حتي ضمانتي مضاعف به قدرت رسمي ما اعطا كند.
وي گفت: در شرايط فعلي من فقط ميتوانم به نقش رسانهها، روشنفكران و نيروهاي اجتماعي اشاره كنم؛ چراكه آنها وظيفه دارند از راه اهرمهايي كه در اختيار دارند، آگاهي تودهها را بالا ببرند و فشار لازم را به نامزدها وارد كنند تا آنها به ارائه برنامههاي خود، تعيين استراتژي همچنين معرفي كابينه خودشان بپردازند تا ما دراينصورت مطمئن باشيم فقط با يك شخص و با يك شعار به صورت احساسي و عاطفي روبهرو نيستيم، بلكه با يك برنامه منسجم و با يك كابينه قدر و قابل قبول روبهرو هستيم.
اين نماينده سابق مجلس خاطرنشان كرد: به نظر من رسانهها وقتي ميتوانند چنين نقشي را بازي كنند كه از منازعات جناحي بيريشه و غيرعقلاني و فاقد پشتوانه حزبي پرهيز كنند و مقداري اخلاقمدارانه وارد اين عرصه شوند و سعي كنند اعتماد مردم را به دست بياورند؛ چراكه معتقدم مردم ما مردمي هستند كه به راحتي اعتمادشان جلب ميشود.
وي با بيان اينكه " اميدوارم رسانه ملي نيز در اين راستا عقلانيتر و معقولتر عمل كند" گفت: رسانه ملي نبايد در خدمت يك جناح خاص باشد، بلكه بايد منافع و مصالح ملي را بيشتر لحاظ كرده و نقش تاريخي خود را ايفا كند. به هر ترتيب ما در يك شرايط نابرابر قرار داديم و رسانه ملي از اختيارات و فرصتهايي به مراتب بيشتر از ساير رسانهها برخوردار است. اين ميتواند يك بازي نابرابرايجاد كند. از آنجا كه اصولا در اين نابرابري ميتوان دريافت چه كسي سود ميبرد و چه كسي ضرر ميكند، اگر رسانه ملي بخواهد برخورد جناحي داشته باشد و به نفع عدهاي فضا را پرشور كند، به نظر من تيجهاي كه حاصل خواهد شد به قيمت تضعيف مشاركت مردم و وجهه جمهوريت مردمسالاري ديني رقم خواهد خورد.
وي همچنين درباره نقش و جايگاه مجلس شوراي اسلامي بر روند برنامهمحور بودن نامزدهاي انتخاباتي با توجه به نقش نظارتي كه دارد با تاكيد بر اينكه " مجلس هم درهمين فضاي سياسي غالب ميتواند ايفاي نقش كند" گفت: به هرحال در فضايي كه فاقد عقلانيت، تجربيات متراكم سياسي و احزاب شناخته شده سياسي هستيم مجلس نيز برخاسته و متاثراز يك چنين فضايي خواهد بود؛ چراكه مجلس دركشور ما از پشتوانهاي حزبي برخوردار نيست و بالتبع قدرت مانور بسيار محدودي خواهد داشت و شايد به دليل برخي ملاحظات از همين قدرت و آزادي عملي كه رسانهها دارند هم برخوردار نباشد.
افروغ با بيان اينكه " به هر ترتيب با توجه به اينكه ديدگاههاي نمايندگان مجلس از رسانه ملي پخش ميشود اگر رسانه ملي برخورد متفاوت و همراه با تبعيض نداشته باشد نمايندگان ميتوانند در اين خصوص منشا اثر باشند" اظهاركرد: از آنجا كه مجلس در خصوص ويژگي هاي كانديداها ميتواند صرفا در محدوده اختيارات خود و قوانين موجود، منشا اثر باشد بايد پرسيد آيا قوانيني كه در خصوص رقابت انتخاباتي كانديداها وجود دارد اين اجازه را به نماينده ميدهد كه مطالبه و نظارتي در خصوص برنامهمحور بودن كانديداها داشته باشد؟ در جواب اين سوال ميتوانم بگويم كه من بعيد ميدانم.
وي افزود: من صرفا ميتوانم به ويژگي هاي شخصي نمايندگان و ميزان عقلانيت آنها و توجه به ضرورت اين عقلانيت بسنده كنم والا از مجلسي كه خود از پشتوانه حزبي برخوردار نيست، نميشود توقع يك كار حزبي در جهت منافع و مصالح ملي داشت؛ چراكه به نظر ميرسد مجلس هم به گونهاي دستخوش برخوردهاي غيربرنامهاي و غيراستراتژيك است.
وي افزود: بسته به ويژگيهاي شخصي نمايندگان و احساس ضرورت و برد انعكاس و بازتاب ديدگاههاي آنان مي شود توقع نيروهاي اجتماعي و روشنفكري هم از آنها داشت؛ چراكه مجلس در مقايسه با ساير قوا به ساحت روشنفكري نزديكتر است. من اميدوارم كه نمايندگان ما هم اين ملاحظه و جديت را داشته باشند و به ميزان برد اثرات خود در حوزههاي انتخابيه و غير از آن فضاي عمومي را نسبت به برنامه محور بودن كانديداها پرتوقع بار بياورند و با روشنگريهاي خود جامعه را براي رفتن به سمت يك انتخاب احساسي و عاطفي صرف پرهيز دهند.
مدير گروه علم و دين پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي معتقد است: ما متاسفانه درمقايسه با توقعات و انتظاراتي كه از انقلاب و جمهوري اسلامي داشتيم، در ارزيابي ميزان عقلانيت، فراگير بودن نهادهاي مدني و ميزان تحزب در كشور با ناكاميهايي مواجه شدهايم، ناكاميهايي كه فزاينده است و به رغم اينكه انتظار، مطالبه و عطش قابل توجهي نسبت به اين مفاهيم ايجاد شده اما متناسب با چنين عطشي، سرنخي از فعاليتهاي قابل قبول مشاهده نميشود.
وي درباره چگونگي فعاليتهاي خود و همفكرانش در راستاي ايجاد يك جنبشي اخلاقي كه پيش از اين نيز از آن ياد كرده بود گفت: ما هم اكنون تقريبا ميتوانيم بگوييم فضا نسبت به گذشته اخلاقيتر،غير ابزارگرايانهتر، غير ماكياوليستيتر شده است، همچنين به نظر ميرسد كه مقداري يخ منجمد اين برخوردها شكسته شده و يا ترك برداشته است.
وي اظهاركرد: من وقتي واكنش بسياري از گروههاي سياسي نسبت به موضعگيري يكي از جرايد را ديدم خوشحال شدم و ديدم كه تقريبا از تمام گروههاي سياسي نسبت به توصيههاي ماكيا وليستي حساسيت نشان داده شده است من خوشحال شدم به اين دليل كه حساسيت داشتن نسبت به مواضع ماكياوليستي حساسيت داشتن نسبت به اخلاق است. من اين رويكرد را به فال نيك ميگيرم و مطمئن هستم چنين رويكردي ميتواند سرآغاز يك گام مثبت و مبارك باشد. همچنين ما صرف نظر از ارتباطاتي كه از طريق رسانهها برقراركردهايم، همچنين از طريق نظراتي كه سر كلاسهاي درس به دست آوردهايم به دنبال اين هستيم و انشاءالله در قالب يك مكان ثابتي اين مفاهيم رااز طريق يك سلسله نشستها و سخنرانيهايي به مردم عزيز منتقل كنيم و مسلم است كه انتقال اين مفاهيم ميتواند منشا آثار مفيد و مبارك باشد.
افروغ گفت: ما در قالب يك تشكل فكري و روشنفكري فعاليت خود را شروع كردهايم ولي قبل از اين كه بخواهيم از همفكرانمان دعوت كنيم نياز به يك مكان داريم و هنوز مكان ثابتي كه براي ما قابل قبول باشد، پيدا نكردهايم؛ چراكه هر مكاني كه ما انگشت روي آن ميگذاريم به نوعي وابسته به وجه رسمي نظام است و ما از چنين امري پرهيز داريم. از آنجا كه ما دنبال يك مكان مدني ميگرديم به اين نتيجه رسيدهايم كه مكان مدني قابل قبولي فعلا در اختيار نيست و اين هم ميتواند يكي از شاخصهاي آسيبي ما باشد و علامتي كه نشان ميدهد ما بعد از انقلاب آنچنان كه بايد و شايد به صورت نهادي و سازماني به تقويت نهادهاي مدني نپرداختهايم و صرفا به صورت نگاه مجموعهاي و كلي به قدرت مدني توجه كردهايم كه به نظر من قابل قبول نيست؛ چراكه معتقديم حتما در كنار توجه مجموعهاي به حضور مردم بايد به حضور متشكل سازمان يافته و نهادينه مدني مردم هم توجه ميكرديم كه البته چنين امري محقق نشد.



