حجازي: قرباني باندهاي مافيايي شدم
نه به جوان 20 ساله تيمم بچه گفته ام و نه مخالفانم را براي تحقير کردن بچه خطاب کردم... زماني که ناصر حجازي و منصور پورحيدري با خون دل خوردن نگذاشتند استقلال تکه و پاره شود اين آقايان کجا بودند؟... نمي گويم بيست ميليون نفر اماحداقل پنج ميليون استقلالي هستند که حاضرند دستکم ماهي "هزار تومان" به باشگاه کمک کنند... عملکرد دستگاه ورزش خوب نبوده است... بياييم نان را به نرخ روز نخوريم و خودمان را ارزان نفروشيم و نوکري خودمان را بکنيم... ليدرها مي گويند: تا پول ندهيد تشويقتان نمي کنيم.تازه عليه شما هم شعار مي دهيم.
کد خبر: ۱۹۲۵۹
| | 4019 بازدید
سرمربي اسبق تيم فوتبال استقلال پس از حدود يکسال به طور تفصيلي دلايل جدايي اش از اين تيم را فاش کرد. ناصر حجازي که در آغاز فصل هفتم ليگ حرفه اي با حکم علي فتح الله خويي به سمت سرمربيگري استقلال رسيده بود پس از هفته ها درگيري با مسائل حاشيه اي و چالش با برخي از اعضاي هيئت مديره، دلايل اصلي آن کنتاکت ها را مخالفت تعدادي از اعضاي هيئت مديره استقلال با حضور خود در اين مجموعه مي داند.
ناصر حجازي در گفتگويي با برنا شرکت کرده که متن آن را در زير مي خوانيد:
شمارش معکوس براي شکست مفتضحانه من آغاز شد
بازگشت من پس از چند سال به باشگاه استقلال پيامدهاي خاص خودش را داشت که انتظار آن را مي کشيدم. از روز اولي که به عنوان سرمربي به اين مجموعه برگشتم شمارش معکوس براي تخريب، ناکامي و شکست مفتضحانهام آغاز شد که در همان مقطع سوالات خبرنگاران و پاسخ هاي اعضاي هيئت مديره باشگاه استقلال بيانگر تمام حقايق موجود بود.
فکري را نميخواستم اما کاظمي به ميل خود جدا شد
من تيم را در حالي تحويل گرفتم که پانزده نفر از جمع ما جدا شده بودند؛ تنها بازيکني که در ليست من نامش به چشم نمي خورد و مايل بود در استقلال بماند محمود فکري بود؛ اما درباره حسين کاظمي شرايط فرق مي کرد. حتي او را به منزلم دعوت کردم و با او صحبت کردم،ولي خودش از استقلال جدا شد و به سپاهان رفت.
نفرات ديگري چون رحمتي، ابراهيمي و ... در ليست من بودند اما رفتند چون ديگر قراردادي با ما نداشتند.
جلسات شبانه هيئت مديره شدت پيدا کرد
باشگاه را دير به فتح الله زاده تحويل داده بودند و من هم چهل روز قبل از آغاز ليگ سرمربي شدم و تا آمديم تيم را ببنديم با توجه به اينکه حق جذب پنج سهميه ليگ برتري را داشتيم دست و پا شکسته وارد مسابقات شديم.
تيم من به همين دليل از هفته نهم، دهم روي غلتک افتاد و از همان مقطع برخي از آقايان متوجه شدند که استقلال دارد درست مي شود و اگر خاطرتان باشد جلسات شبانه هيئت مديره شدت پيدا کرد.
در زماني که ناصر حجازي سرمربي استقلال بود مربيان ديگر مخفيانه به باشگاه دعوت مي شدند و يا در جلسات هيئت مديره شرکت مي کردند که اين مسئله در تاريخ فوتبال ايران بي سابقه بوده است. مثل اين مي ماند که الان با وجود افشين قطبي در راس کادر فني پرسپوليس مديران اين باشگاه سرمربيان ديگري را دعوت کنند و با آنها به مذاکره بپردازند. به نظر شما آيا براي قطبي و تيمش تمرکزي باقي مي ماند و آيا بازيکنان تيم تحت تاثير آن اتفاقات قرار نمي گيرند؟ آيا آنها اصلاً مطيع سرمربي مي مانند؟
سرمربي وقت استقلال به اعضاي هيئت مديره مي گفت "بچه"
عده اي مي گفتند ناصر حجازي با بازيکنانش ارتباط خوبي ندارد. شما مي توانيد از خود بازيکنان بپرسيد. بنده کوچکترين عضو تيم را "آقا" صدا مي کردم، زيرا معتقد بودم اين بچه ها لايق و شايسته هستند که به استقلال رسيده اند. در ديگر تيم ها هم که فعاليت مي کردم هيچ گاه به خودم اجازه نمي دادم به بازيکنان توهين کنم و از الفاظي که برخي مربيان امروزي به کار مي برند استفاده نمايم. حداقل 17 ، 18 بازيکن فعلي استقلال در فصل قبل با من بودند. مي توانيد از آنها بپرسيد که برخورد ناصر حجازي با شما چگونه بود. حتي گاهي احساس مي کردم بازيکنانم به دليل فاصله سنيمان با من رودربايستي دارند و براي آنکه آنها معذب نباشند پا به پايشان مي دويدم و با آنها مي گفتم و مي خنديدم.
اين را نيز بايد بگويم که الحق همه بچه هاي استقلال مودب بودند و هيچ گاه از دايره ادب و انضباط خارج نشدند. در يکي دو موردي هم که از برخي از آنها خطا سر زد طبق اصول حرفه اي که سخت بر آن پايبندم فقط اسمشان را از ليست 18 نفره خارج کردم. بنده معتقدم فوتبال جاي بي ادبي و بي حرمتي نيست.
يک شب آقاي دکتر اميدوار رضايي شام ميهمان بنده بود. يادم هست همان شب به اتفاق ايشان و دوستانشان برنامه نود را تماشا مي کرديم. در آن برنامه سرمربي وقت استقلال پشت تريبون رسانه ملي گفت: "بچه هاي هيئت مديره دنبال کارا هستن." همانجا به آقاي اميدوار رضايي گفتم: "جناب دکتر! شما به عنوان نماينده مجلس، رئيس کميسيون بهداشت و دکتر جراح چرا بچه خطاب مي شويد؟" دکتر خنده اي کرد و در حضور دوستانش حرفي زد که فعلاً گفتن آن جايز نيست.
اگر به کسي بدي کنم،عذاب وجدان مي گيرم
سرمربي سابق استقلال به برنا گفت: بنده در طول اين سالها نه به جوان 20 ساله تيمم "بچه" گفته ام و نه مخالفانم را براي تحقير کردن "بچه" خطاب کردم. معتقدم هر فردي براي خودش شخصيت دارد.
اگر در زندگي به يک نفر بدي کنم عذاب وجدان مي گيرم و خواب به چشمانم نمي آيد. اين اخلاق ناصر حجازي است. يادم هست بعد از بازي ذوب آهن – صنعت نفت، زماني که من سرمربي ذوب آهن بودم به بازي رحمان رضايي انتقاد شديدي کردم؛ آن زمان رحمان را تازه از ليگ دو به ليگ يک آورده و پستش را از مهاجم به مدافع تغيير داده بودم.
آن روز ما باختيم و من از شدت ناراحتي از رحمان انتقادات شديدي کردم. وقتي شب به خانه آمدم عذاب وجدان گرفتم و تا صبح خوابم نبرد، باور کنيد رفتم و کدورت ها را از دلش درآوردم.
دنيا دار مکافات است و اگر به کسي به ناحق آسيب برسانيم تقاصش را در همين دنيا پس مي دهيم، حساب آن دنيا هم جداست.
داستان "رولکس تقلبي"
برخي آدم ها از "ميز" به دنبال شخصيت مي گردند ولي ما بايد کاري کنيم که افراد به "ميزها" شخصيت بدهند.
چند وقت قبل در يک مجلس يک نفر ساعت رولکس تقلبياي که به دستم بسته بودم را ديد و گفت چه ساعت گرانقيمت و زيبايي به دستتان بسته ايد. به او گفتم اين ساعت تقلبي است و آن را يازده هزار تومان خريده ام. بلند خنديد و گفت امکان ندارد که اين ساعت کمتر از 10 ، 11 ميليون قيمت داشته باشد. اميدوارم اين مثال را به حساب غرورم نگذاريد اما من معتقدم اين آدم ها هستند که به ميزها، ساعت ها و ... اعتبار مي دهند. بنده کساني را سراغ دارم که اگر ساعت يازده ميليوني به دست ببندند قيمت و ارزش آن را پائين مي آورند.
استقلال فعلي حاصل خون دل خوردن امثال حجازي و پورحيدري است
من از پورحيدري گله مند بودم چون در جلسات هيئت مديره از من دفاع نکرد، ولي با تمام اين اوصاف الان مي گويم که استقلال متعلق به امثال پورحيدري است که چيزي در حدود چهار دهه در اين تيم خاک خورده اند. زماني که ناصر حجازي و منصور پورحيدري با خون دل خوردن نگذاشتند استقلال تکه و پاره شود اين آقايان کجا بودند؟
ناصر حجازي در گفتگويي با برنا شرکت کرده که متن آن را در زير مي خوانيد:
شمارش معکوس براي شکست مفتضحانه من آغاز شد
بازگشت من پس از چند سال به باشگاه استقلال پيامدهاي خاص خودش را داشت که انتظار آن را مي کشيدم. از روز اولي که به عنوان سرمربي به اين مجموعه برگشتم شمارش معکوس براي تخريب، ناکامي و شکست مفتضحانهام آغاز شد که در همان مقطع سوالات خبرنگاران و پاسخ هاي اعضاي هيئت مديره باشگاه استقلال بيانگر تمام حقايق موجود بود.
فکري را نميخواستم اما کاظمي به ميل خود جدا شد
من تيم را در حالي تحويل گرفتم که پانزده نفر از جمع ما جدا شده بودند؛ تنها بازيکني که در ليست من نامش به چشم نمي خورد و مايل بود در استقلال بماند محمود فکري بود؛ اما درباره حسين کاظمي شرايط فرق مي کرد. حتي او را به منزلم دعوت کردم و با او صحبت کردم،ولي خودش از استقلال جدا شد و به سپاهان رفت.
نفرات ديگري چون رحمتي، ابراهيمي و ... در ليست من بودند اما رفتند چون ديگر قراردادي با ما نداشتند.
جلسات شبانه هيئت مديره شدت پيدا کرد
باشگاه را دير به فتح الله زاده تحويل داده بودند و من هم چهل روز قبل از آغاز ليگ سرمربي شدم و تا آمديم تيم را ببنديم با توجه به اينکه حق جذب پنج سهميه ليگ برتري را داشتيم دست و پا شکسته وارد مسابقات شديم.
تيم من به همين دليل از هفته نهم، دهم روي غلتک افتاد و از همان مقطع برخي از آقايان متوجه شدند که استقلال دارد درست مي شود و اگر خاطرتان باشد جلسات شبانه هيئت مديره شدت پيدا کرد.
در زماني که ناصر حجازي سرمربي استقلال بود مربيان ديگر مخفيانه به باشگاه دعوت مي شدند و يا در جلسات هيئت مديره شرکت مي کردند که اين مسئله در تاريخ فوتبال ايران بي سابقه بوده است. مثل اين مي ماند که الان با وجود افشين قطبي در راس کادر فني پرسپوليس مديران اين باشگاه سرمربيان ديگري را دعوت کنند و با آنها به مذاکره بپردازند. به نظر شما آيا براي قطبي و تيمش تمرکزي باقي مي ماند و آيا بازيکنان تيم تحت تاثير آن اتفاقات قرار نمي گيرند؟ آيا آنها اصلاً مطيع سرمربي مي مانند؟
سرمربي وقت استقلال به اعضاي هيئت مديره مي گفت "بچه"
عده اي مي گفتند ناصر حجازي با بازيکنانش ارتباط خوبي ندارد. شما مي توانيد از خود بازيکنان بپرسيد. بنده کوچکترين عضو تيم را "آقا" صدا مي کردم، زيرا معتقد بودم اين بچه ها لايق و شايسته هستند که به استقلال رسيده اند. در ديگر تيم ها هم که فعاليت مي کردم هيچ گاه به خودم اجازه نمي دادم به بازيکنان توهين کنم و از الفاظي که برخي مربيان امروزي به کار مي برند استفاده نمايم. حداقل 17 ، 18 بازيکن فعلي استقلال در فصل قبل با من بودند. مي توانيد از آنها بپرسيد که برخورد ناصر حجازي با شما چگونه بود. حتي گاهي احساس مي کردم بازيکنانم به دليل فاصله سنيمان با من رودربايستي دارند و براي آنکه آنها معذب نباشند پا به پايشان مي دويدم و با آنها مي گفتم و مي خنديدم.
اين را نيز بايد بگويم که الحق همه بچه هاي استقلال مودب بودند و هيچ گاه از دايره ادب و انضباط خارج نشدند. در يکي دو موردي هم که از برخي از آنها خطا سر زد طبق اصول حرفه اي که سخت بر آن پايبندم فقط اسمشان را از ليست 18 نفره خارج کردم. بنده معتقدم فوتبال جاي بي ادبي و بي حرمتي نيست.
يک شب آقاي دکتر اميدوار رضايي شام ميهمان بنده بود. يادم هست همان شب به اتفاق ايشان و دوستانشان برنامه نود را تماشا مي کرديم. در آن برنامه سرمربي وقت استقلال پشت تريبون رسانه ملي گفت: "بچه هاي هيئت مديره دنبال کارا هستن." همانجا به آقاي اميدوار رضايي گفتم: "جناب دکتر! شما به عنوان نماينده مجلس، رئيس کميسيون بهداشت و دکتر جراح چرا بچه خطاب مي شويد؟" دکتر خنده اي کرد و در حضور دوستانش حرفي زد که فعلاً گفتن آن جايز نيست.
اگر به کسي بدي کنم،عذاب وجدان مي گيرم
سرمربي سابق استقلال به برنا گفت: بنده در طول اين سالها نه به جوان 20 ساله تيمم "بچه" گفته ام و نه مخالفانم را براي تحقير کردن "بچه" خطاب کردم. معتقدم هر فردي براي خودش شخصيت دارد.
اگر در زندگي به يک نفر بدي کنم عذاب وجدان مي گيرم و خواب به چشمانم نمي آيد. اين اخلاق ناصر حجازي است. يادم هست بعد از بازي ذوب آهن – صنعت نفت، زماني که من سرمربي ذوب آهن بودم به بازي رحمان رضايي انتقاد شديدي کردم؛ آن زمان رحمان را تازه از ليگ دو به ليگ يک آورده و پستش را از مهاجم به مدافع تغيير داده بودم.
آن روز ما باختيم و من از شدت ناراحتي از رحمان انتقادات شديدي کردم. وقتي شب به خانه آمدم عذاب وجدان گرفتم و تا صبح خوابم نبرد، باور کنيد رفتم و کدورت ها را از دلش درآوردم.
دنيا دار مکافات است و اگر به کسي به ناحق آسيب برسانيم تقاصش را در همين دنيا پس مي دهيم، حساب آن دنيا هم جداست.
داستان "رولکس تقلبي"
برخي آدم ها از "ميز" به دنبال شخصيت مي گردند ولي ما بايد کاري کنيم که افراد به "ميزها" شخصيت بدهند.
چند وقت قبل در يک مجلس يک نفر ساعت رولکس تقلبياي که به دستم بسته بودم را ديد و گفت چه ساعت گرانقيمت و زيبايي به دستتان بسته ايد. به او گفتم اين ساعت تقلبي است و آن را يازده هزار تومان خريده ام. بلند خنديد و گفت امکان ندارد که اين ساعت کمتر از 10 ، 11 ميليون قيمت داشته باشد. اميدوارم اين مثال را به حساب غرورم نگذاريد اما من معتقدم اين آدم ها هستند که به ميزها، ساعت ها و ... اعتبار مي دهند. بنده کساني را سراغ دارم که اگر ساعت يازده ميليوني به دست ببندند قيمت و ارزش آن را پائين مي آورند.
استقلال فعلي حاصل خون دل خوردن امثال حجازي و پورحيدري است
من از پورحيدري گله مند بودم چون در جلسات هيئت مديره از من دفاع نکرد، ولي با تمام اين اوصاف الان مي گويم که استقلال متعلق به امثال پورحيدري است که چيزي در حدود چهار دهه در اين تيم خاک خورده اند. زماني که ناصر حجازي و منصور پورحيدري با خون دل خوردن نگذاشتند استقلال تکه و پاره شود اين آقايان کجا بودند؟
يک زمان چند استقلالي عاشق مثل حاج حسن ترابپور، حاج آقا ابزارچي، مرحوم رشگين و آقاي حبيبي از جيب خود خرج مي کردند بدون آنکه دنبال شهرت و پست و مقام باشند. اين آقايان که الان مدعي هستند آن روزها کجا بودند؟ ما تيم را مي برديم به شهرهاي دور افتاده، مي رفتيم فسا، اراک و ... به خاطر اينکه دو،سه هزار تومان پول بدست آوريم و بين بچه ها تقسيم کنيم.
استقلال اينگونه سرپا ماند و متلاشي نشد. حالا چه شده که هر روز جلسه پشت جلسه مي گذارند و مي گويند سازمان کمک کند، از کره مريخ کمک برسد ،پاييز شود زمستان شود ... تا استقلال زمين نخورد.
سازمان تربيت بدني بر سر استقلال و پرسپوليس منت نگذارد
آقايان! بياييد استقلال را رها کنيد و به ما قديمي ها بسپاريد، مطمئن باشيد که حال و روز آن بدتر از اوضاع فعلي نمي شود. اين تيم آنقدر طرفدار دارد که نمي گذارند استقلال زمين بخورد. من نمي گويم بيست ميليون نفر اماحداقل پنج ميليون استقلالي هستند که حاضرند دستکم ماهي "هزار تومان" به باشگاه کمک کنند که با اين وجود استقلال مشکلي از لحاظ مالي نخواهد داشت. مطمئن باشيد اگر استقلال دست ما قديمي ها باشد به صدا و سيما اجازه نمي دهيم حقمان را ندهد و مسابقاتمان را پخش کند.
سازمان تربيت بدني نبايد بر سر استقلال و پرسپوليس منتي بگذارد. بودجه اي که در دست سازمان است به مردم تعلق دارد پس بايد خرج تيم هاي مردمي شود. باشگاه هاي ديگر هم نبايد اعتراض کنند.
چرا فردي مثل زريبافان بايد زمام امور استقلال را در دست داشته باشد؟
در مورد دستگاه ورزش کشور بايد بگويم که عملکرد آن ضعيف بوده است. من آقاي علي آبادي را فقط يکبار در هتل المپيک ديدم. آدم محترمي بود و برخورد گرمي با من داشت،اما حقيقت اين است که عملکرد دستگاه ورزش خوب نبوده است. در همين فوتبال، ما سي سال است که قهرمان جام ملت ها نشده ايم.
چرا بايد اين طوري باشد؟ چرا افراد را سرجايشان قرار نمي دهيم؟ يکي مثل زريبافان شايد مدير خوبي باشد اما با وجود اين همه نخبه بايد از مديران چند شغله و غير ورزشي استفاده کنيم؟ مگر با يک دست چند هندوانه را مي توان برداشت؟ مردي براي اداره يک خانواده سه، چهار نفره مشکل دارد.
حالا حساب کنيد امورات چهار خانواده را به او بسپارند. چه مي شود؟ چطور اجازه مي دهيم مديري در سه چهار بخش مهم و مردمي مسئوليت بپذيرد و زير مجموعه اش هزاران نفر آدم باشند؟ کسي که چند مسئوليت دارد به لحاظ فکري و علمي به مشکل مي خورد، هم خودش ضربه مي خورد و هم آن بخش ها.
ما خاک اين فوتبال را خورديم،ديگران بر مسند رياست نشستند
مقصر اصلي مشکلات استقلال ما پيشکسوتان هستيم. که مصداق داستان شکستن يک مداد و نشکستن چند مداد است. اجازه بدهيد در مورد پرسپولييس بگويم. مگر در پرسپوليس کم آدم ورزشي و تحصيلکرده داريم؟ دکتر طاووسي، دکتر دادکان، دکتر زادمهر، مهندس عابديني، مهندس کلاني، معيني و آشتياني . اين ها آدم هاي کوچکي هستند؟
ما خاک اين فوتبال را خورديم،ديگران بر مسند رياست نشستند
مقصر اصلي مشکلات استقلال ما پيشکسوتان هستيم. که مصداق داستان شکستن يک مداد و نشکستن چند مداد است. اجازه بدهيد در مورد پرسپولييس بگويم. مگر در پرسپوليس کم آدم ورزشي و تحصيلکرده داريم؟ دکتر طاووسي، دکتر دادکان، دکتر زادمهر، مهندس عابديني، مهندس کلاني، معيني و آشتياني . اين ها آدم هاي کوچکي هستند؟
همين آقاي عابديني مگر استاندار سه استان مهم کشور نبوده است؟ آيا امثال آنها بايد کنار بوده و افرادي در هيئت مديره قرار بگيرند که نه سابقه ورزشي مشخصي دارند و نه از لحاظ تحصيلات از افرادي که نام بردم بالاتر هستند؟ تازه آنها تحصيلکرده هاي سالهاي قبل هستند نه الان که گرفتن مدرک به سادگي آب خوردن شده است.
مگر استقلال کم پيشکسوت بزرگ و عزيز دارد. قراب، جباري، پورحيدري، مظلومي، فريبا، چنگيز، حاج قاسم، روشن و ... . متاسفانه آمدند و بين ما پيشکسوتان بذر تفرقه ريختند و امثال ما حجازي ها عليه يکديگر مصاحبه کرديم، آب را گل آلود کرديم و غير ورزشي ها به راحتي ماهي صيد کردند.
متاسفم که بگويم ما پيشکسوتان خاک اين فوتبال را خورديم،و بهره اش را سايرين بردند. از پيشکسوتان عزيز مي خواهم که بياييم بار ديگر متحد شويم. بياييم نان را به نرخ روز نخوريم و خودمان را ارزان نفروشيم و نوکري خودمان را بکنيم. همان طور که حضرت امام خميني(ره) فرمود آقا و نوکر خودمان باشيم . امام حسين (ع) فرموده است :دو روز زندگي باعزت بهتر است از صد سال زندگي با خواري و ذلت. مال دنيا آنقدر ارزش ندارد که به خاطر آن دست به هر کاري بزنيم. پيامبر ما هم مي گويد: توانگري به ثروت زياد نيست به بي نيازي قلب است.
مگر استقلال کم پيشکسوت بزرگ و عزيز دارد. قراب، جباري، پورحيدري، مظلومي، فريبا، چنگيز، حاج قاسم، روشن و ... . متاسفانه آمدند و بين ما پيشکسوتان بذر تفرقه ريختند و امثال ما حجازي ها عليه يکديگر مصاحبه کرديم، آب را گل آلود کرديم و غير ورزشي ها به راحتي ماهي صيد کردند.
متاسفم که بگويم ما پيشکسوتان خاک اين فوتبال را خورديم،و بهره اش را سايرين بردند. از پيشکسوتان عزيز مي خواهم که بياييم بار ديگر متحد شويم. بياييم نان را به نرخ روز نخوريم و خودمان را ارزان نفروشيم و نوکري خودمان را بکنيم. همان طور که حضرت امام خميني(ره) فرمود آقا و نوکر خودمان باشيم . امام حسين (ع) فرموده است :دو روز زندگي باعزت بهتر است از صد سال زندگي با خواري و ذلت. مال دنيا آنقدر ارزش ندارد که به خاطر آن دست به هر کاري بزنيم. پيامبر ما هم مي گويد: توانگري به ثروت زياد نيست به بي نيازي قلب است.
ناصر حجازي شايد به اندازه اسم و رسمش ثروت نداشته باشد اما براي اين دنيا هم کيسه اي ندوخته است.
من يک خانه و يک زندگي شاد و آرام دارم و شکر خدا در کنار دو فرزندم که فرزندان صالحي هستند بهترين زندگي را دارم. دستم جلوي هيچکس دراز نيست و تا آخر عمرم محتاج کسي نمي شوم چون آدم طمع کاري نيستم.
سازمان در کوچکترين مسائل استقلال و پرسپوليس دخالت مي کند
حجازي به خبرنگار برنا گفت: سازمان تربيت بدني استقلال و پرسپوليس را به بخش خصوصي نمي دهد،چون قصد دخالت در کار اين دو باشگاه را دارد.بعيد مي دانم فوتبال ما به اين زودي ها حرفه اي شود . حضور امثال هدايتي و انصاري را در استقلال و پرسپوليس به فال نيک مي گيرم،اما معتقدم آنها زماني موفق مي شوند که اختيار تام داشته باشند و خودشان براي استقلال و پرسپوليس تصميم بگيرند،نه اينکه سازمان تربيت بدني و ديگران از انتخاب سرمربي تا ديگر مسائل را بر عهده داشته باشند.
برخي مربيان ارتباط ناسالمي با ليدرها دارند
زمان ما کسي پول نمي گرفت تا کسي را تشويق کند.کساني اطراف استقلال و پرسپوليس بودند که از جيب خود خرج مي کردند و با جان و دل براي اين تيم ها فرياد مي زدند و تشويق مي کردند،اما حالا همه چيز مادي شده و برخي از آقايان براي بزرگ کردن خودشان طرفداران ما را پولکي کردند. يک سيستم غلط در استقلال و پرسپوليس جا انداختند،طوري که ليدرها مي گويند: "تا پول ندهيد تشويقتان نمي کنيم.تازه عليه شما هم شعار مي دهيم."اين يعني پول بده و موفق باش. تا دو هفته قبل همين آدم ها در تمرين استقلال براي فتح الله زاده گلو پاره مي کردند،اما روزي که رفت يک نفر هم اسمش را نياورد. اين بيانگر چيست؟
متاسفانه يک سري افراد کوچک با رشوه دادن پاي رشوه گيرها را به فوتبال بازکردند و تا زماني هم که پول نگيرند،آسايش تيم را به هم مي زنند. در زمان من هيچ کدام از ليدرهاي استقلال جرات نداشتند از من پول بخواهند،چون شنيده بودند که چند سال قبل با آن ليدري که از من طلب پول کرده بود چه برخوردي کردم.
سال قبل با گوش هاي خودم شنيدم که بعضي از اين ليدرها مي گفتند معرفت فلاني را عشق است؛بااينکه از استقلال رفته و جاي ديگري مربيگري مي کند،اما هواي ما را دارد. هوادار بايد عاشق تيمش باشد،نه عاشق افراد
وظايف اعضاي هيئت مديره استقلال شفاف نيست
فتح الله زاده را کنار گذاشتند و به او گفتند چون نمي تواني پول بياوري،بايد برکنار شوي. من مي خواهم بپرسم پس ديگر اعضاي هيئت مديره چکاره هستند؟چرا آنها پول نياوردند؟ آيا کار آنها فقط عکس گرفتن و مصاحبه کردن و پذيرايي از خودشان در جلسات است؟ چه کساني فتح الله زاده را کنار گذاشتند؟ اين يک سوال کليدي است.فتح الله زاده حتماً مدير با لياقتي بوده که حدود ده سال در اين فوتبال دوام آورده است.چگونه مي شود افرادي که هنوز يک سال از حضورشان در ورزش نگذشته و حتي قوانين فوتبال را نمي دانند،مديرعامل را کنار مي گذارند؟ آقاي زريبافان با کدام سابقه ورزشي درباره عملکرد استقلال در جام حذفي و ليگ صحبت مي کند؟اين براي من خيلي جالب است.ايشان که وظايف مهمتري دارد،به جاي صحبت کردن در مورد کار تخصصي خود درخصوص حجازي حرف مي زند که عمرش را در اين فوتبال گذاشته است.
قرباني باندهاي مافيايي شدم
کساني که زمان من برايم ضرب الاجل تعيين مي کردند و مي گفتند اگر سه هفته نتيجه نگيري بايد بروي،خودشان چکار کردند؟ آيا من به عنوان يک شهروند ايراني نمي توانم از آقايان بپرسم آقايان سياسي!شما براي رفع تورم، مشکل برق، مشکل مسکن و بيکاري چکار کرده ايد؟
اين حق طبيعي من به عنوان شهروند ايراني است که بپرسم،اما جالب اينکه آنها بدون کارنامه ورزشي براي ناصر حجازي که عمرش را براي فوتبال کشورش گذاشته ضرب الاجل تعيين کردند.
متاسفانه در کشورمان با سرمايه هاي مان خوب برخورد نمي شود.بنده اخيراً به عنوان کارشناس و داور براي انتخاب بهترين هاي فوتبال قاره آسيا به امارات دعوت شدم،اما در کشور خودم که عصاره ورزش آن هستم،با من بد برخورد شد.متاسفانه برخي از اين آقايان چشم ديدن موفقيت و محبوبيت ديگران را ندارند.
واقعيت اين بود که مرا با يک برنامه از پيش طراحي شده به استقلال آوردند تا تخريبم کنند و وجهه ام را در نزد مردم از بين ببرند؛ شايد هم اکنون فکر کنند موفق شده اند،اما مردم خيلي چيزها را مي دانند.شايد 5 تا 10 درصد مردم تحت تاثير نتايج پارسال استقلال قرار گرفته باشند،اما 90 درصد مي دانند که به حجازي فرصت داده نشد.آنها مي دانند از همان روز اول حضورش عده اي کمر به تخريب او بستند.
من نمي گويم اشتباهي نداشتم.من هم خطا کردم.يکي از بزرگترين اشتباهات من اين بود که فکر کردم اعضاي هيئت مديره خواهان موفقيتم هستند.آنها مدام به من مي گفتند انتخاب فلان دستياران به صلاحت نيست.اگر همان روز اول ايستادگي مي کردم،اين مشکلات به وجود نمي آمد. اگر روي اعتقاداتم پيش مي رفتم و حرفهاي آنها را نمي پذيرفتم،آن اتفاقات نمي افتاد. نهايتاً اين مي شد که در همان ابتداي کار و قبل از شروع ليگ مرا برکنار مي کردند.
الان نمي خواهم اسم ببرم،اما به شما مي گويم که افرادي داراي باندهاي بانفوذ و مافيايي در فوتبال ايران شده اند و همين افراد به تخريب امثال حجازي دست مي زنند. گذر زمان همه چيز را مشخص مي کند و همان طور که گفتم دنيا دار مکافات است و هر کس به ديگري خيانت کند،خدا در همين دنيا تقاصش را مي دهد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


