صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نامه رباب صدر خطاب به امام موسي صدر

کد خبر: ۱۶۸۶۹
| |
7296 بازدید

سرور من اي امام موسي صدر؛

تنها اين نامه بود که سنگفرش راه را نقش زد، مقصودش رسيدن به تو بود... و زمزمه زخم‌هاي ما را با خود داشت... و در پي گرمايي بود که از چين و لاي عباي تو مي‌تراويد.
بر روي پاکت نامه خيل انبوه چشمانمان بود... و چون دستان تو آن را لمس کرد، از بيم از دست رفتن، آن دستان رؤياها و مژگان ما را در خود گرفت.

سرور من... نامه ما را باز کن و بخوان... هنوز حروف الفبا در ساحل صور پژواک گام‌هاي تو را جمع مي‌کند... تا مگر گنجايش انبوه اشتياق در پس ساليان سال را پيدا کند. و تو بر آه تب زخم ما گل سرخ و خنکا بيفشان.

اي همه روزهاي رنج گواه باشيد... که ما بر پشت توسن جراحتي نشستيم که آنان گمان مي‌کردند که ما را از پاي درخواهد آورد... و ما همچنان در بيابان‌هاي اين هستي مي‌گرديم، و تو را مي‌جوييم اي سرور من... و سواران از اسب پياده نخواهند شد مگر آنکه تو بازگردي و پراکندگان را جمع کني، و در احساس خفتگان شيريني شب‌زنده‌داري را بيدار کني، در شب‌نشينيي که جز با طلوع صبح و بازگشت هياهوي ميدان پايان نمي‌پذيرد.

اي سرور من... وقتي که با هدف اصلاح گام در راه نهادي، ميراث‌دار جدّ خويش بودي... و ما همچنان از عهده نيک‌ خواندن کتاب‌هايي بر مي‌آييم که جانيان بر وسعت کربلا طعمه آتش ساختند.
 
اي سرور من... کشت از آن توست، و بار و بر رسيده و خوشگوار است.
ما ساربانان قافله‌اي هستيم که سخت ره مي‌سپارد، هدفش رسيدن به کرانه‌هاي يتيمي است، پاروهاي رهايي در دست دارد و درد قايق‌ها راهبر اوست....

و تفنگ؛ وقتي که آن را زينت مردان خواندي، خرده حاسدان بر تو گرفتند... و رؤياهاي ملّت ما به حقيقت پيوست... و همّت و عزم قهرمانان، فرزندان مدرسه‌اي که تو راهش را نشان دادي، قلعه خيبر را ديگر بار در هم کوبيد... و دوران هزيمت تا ابد رخت بر بست.

اي سرور من... هر که گمان مي‌کند که ما ممکن است فراموش کنيم، به قدر دهر و دوراني به گذشته بازگردد و از خيمه‌هاي سرزمين طفّ (کربلا) باز پرسد، از آنها درباره جان‌هايي بپرسد که ابا دارند از آنها رخت ببندند... و درباره رودي که نه بر وفق مراد و کام طفل شيرخوار جاري شد... و ما آن رود را در جنوب جاري کرديم... ما از اين پس درد تشنگي نخواهيم داشت.

و چون همّت و عزم در ما نشاندي، غل و زنجير را مقهور خواهيم کرد... و تب داغ شوق آزاديخواهي خود را بر او جاري خواهيم ساخت... و سوداي زنجير را آب خواهيم کرد...
آيا رواست که چنان که خواسته‌اند زنجير بر دستان تو باقي بماند؟!

اي همه شيفتگان هواي آزاد، مگذاريد که شيهه اسبان از سُم و سُنبک آنها دريوزگي کند، زين اسبان را فرياد آزادمردان قرار دهيد که وحشت در دل فرمان‌گذار زندانبان مي‌اندازد، تا مگر وجدان غافلان از خواب غفلت برجهد و سپيده موعود ما از روزن غبار به در آيد.

اي سرور من... غيبت به درازا کشيد... ما تو را از ياد نخواهيم برد... و دو برادر و و يار تو (جناب شيخ محمد يعقوب و عباس بدرالدين) را از ياد نخواهيم برد. و همچنان به سوي شما راه خواهيم سپرد، تا آنگاه که به ديدار يکديگر نائل گرديم.
چه مايه کوچکند آنان وقتي که گمان مي‌کنند که ممکن است ما سازش کنيم.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟