انقلاب اسلامي و سرمايه اجتماعي
آنچنانكه در تعريف سرمايه اجتماعي گفته آمد، سرمايه اجتماعي را ميتوان حاصل پديدههاي اعتماد متقابل، تعامل اجتماعي متقابل، گروههاي اجتماعي، احساس هويت جمعي و گروهي، احساس وجود تصويري مشترك از آينده، كار گروهي در يك سيستم اجتماعي دانست.
مرور حضور يكپارچه مردم ايثارگر كشور عزيزمان، نشان ميدهد در اوج شكلگيري انقلاب اسلامي، همه مردم ما در تمام نقاط ميهن پهناورمان در سايه رهبري هوشمند و عالمانه حضرت امام خميني(ره) و با نقش فعال روحانيت مبارز و آگاه، با اعتماد و تعامل اجتماعي متقابل، دست در دست يكديگر و با فراموش كردن تمام اختلافات ريز و درشت در همه جنبههاي حيات اجتماعي، سياسي، فرهنگي و مذهبي، يكدل و يكصدا بوده و به تعبير شيرين و غير قابل ترديدي «امت واحده» بودند.
هنوز خاطره خوش اتحاد بيشايبه آن روزها از يادمان نرفته كه چگونه جملگي يك شعار را زمزمه ميكرديم و يك هدف مشترك داشتيم و آن سرنگوني رژيم پادشاهي دستنشانده و پيروزي انقلاب اسلامي بود. به اعتراف همه مفسران، انقلابهاي بزرگ دنيا همين وحدت كلمه و احساس هويت جمعي و گروهي در كنار عوامل مهم ديگر، انقلاب اسلامي سال 1357 را رقم زد. پس اين نظام مقدس در پيشزمينه خود از سرمايه اجتماعي، بهرههاي فراوان برده است.

از همان لحظات اوليه پيروزي انقلاب اسلامي، قدرتهاي استعماري در پي انحراف اين حركت اصيل و الهي بودند؛ حركتي كه بر پايه فطرت اصيل و آزاديخواه ملت ايران استوار بوده و هست. كشور ما در دو سال پيش از آغاز جنگ تحميلي فرزندان طراح، برنامهريز و برومندي را همچون استاد شهيد مطهري، شهداي محراب، شهيد آيتالله دكتر بهشتي، شهيد رجايي، شهيد باهنر، شهيدان والامقام حزب جمهوري اسلامي و... از دست داد كه اگر بودند و انقلاب اسلامي را همراهي ميكردند، امروز كشور ما به گونه متمايزتري در عرصههاي داخلي و بينالمللي ميدرخشيد و اين عزيزان، نقش شگفتانگيزي در اتحاد مردم جامعه و تشكيل و تقويت سرمايه اجتماعي داشتند...
انقلاب اسلامي در اين مقطع حساس و سرنوشتساز نيز بهرههاي فراواني از سرمايه اجتماعي برد. به تعبيري كشور عزيزمان ده سال دفاع مقدس را پشت سر گذاشت. اين در شرايطي است كه نسل سوم انقلاب اسلامي، اطلاعات بسيار كمي از دو سال دفاع مقدس 1357 و 1358 دارند و با انديشههاي سرمايههاي گرانقدر از دست رفته انقلاب اسلامي كمتر آشنا هستند. نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران كه هر گوشهاش سرشار از فداكاري فرزندان برومند و بيادعاي خويش است در اين مسير با پشتوانه سرمايه اجتماعي حمايت مردمي، گام به پيش نهاده است.
تجربه 29 ساله انقلاب اسلامي ايران، نشان ميدهد نظام جمهوري اسلامي مرهون يكي از مهمترين عوامل تداوم و پايداري خود يعني حمايتهاي مردمي و به تعبير نگارنده اين نوشتار، انباشت و توسعه «سرمايه اجتماعي» است...
از جمله عناصر مهم سرمايه اجتماعي اعتماد و مشارکت است. اعتماد مردم به يکديگر، اعتماد مردم به حکومت و نهادهاي اصلي جامعه، اعتماد نهادهاي مذکور به يکديگر و اعتماد حکومت و اين نهادها به مردم، وجوه گوناگون اعتماد اجتماعي را شکل ميدهند. از سوي ديگر، درستكاري، صداقت، وفاي به عهد، انصاف و عدالت، ارزشهاي اعتمادآفرين هستند. آزادي فعاليت مدني و بسته نبودن راه و تشكيل نهادهاي مستقل از قدرت و حجيم نبودن دولت نيز مقوم و محرك مشاركت عمومي است (عبدي،1385: اينترنت)...
ميزان اعتماد افراد در درون خانوادهها و آشنايان بيشتر از ميزان اعتماد آنها به نهادها و ارگانهاي دولتي است. علاوه بر آن، ميزان مشارکت غيررسمي افراد در کارها، مثل شرکت در انجمنهاي خيريه و هيأتهاي مذهبي و ديد و بازديدها، بيشتر از ميزان مشاركت رسمي افراد در کارهايي مثل شرکت در انتخابات گوناگون، بر عهده گرفتن مسئوليت رسمي و... است.
آمارها نشان ميدهند مردم به اعضاي خانواده و دوستان و اقوام خود بيشتر از دولت و نهادها اعتماد دارند. بنا بر آماري که در طرح ارزشها و نگرشهاي ايرانيان در سال 1380 توسط دفتر طرحهاي ملي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به دست آمده، 4/88 درصد مردم به اعضاي خانواده خود بسيار زياد اعتماد داشتند. اين رقم درباره اقوام 49 درصد و درباره دوستان نيز 49 درصد بوده است. در مقابل، مردم يکديگر را تا اندازه 3/4درصد قابل اعتماد ارزيابي کردهاند.
علاوه بر آن، نتايج تحقيق «سنجش اعتماد اجتماعي» با دو معرف اعتماد به مردم و اعتماد به مسئولان، نشان ميدهد که از نظر پاسخگويان، اعتماد مردم نسبت به هم در مقياس پنج بخشي، به ترتيب از سطح خيليکم تا خيلي زياد عبارت است از: 8/67 درصد، 4/18 درصد، 8/9 درصد، 9/0 درصد، 2/3 درصد و همچنين اعتماد مردم نسبت به مسئولان به همين ترتيب عبارت است از 2/44 درصد، 3/21 درصد، 2/24 درصد، 1/6 درصد، 1/4 درصد. (رفيع پور،1373)...
رواج قانونشکني، بالا رفتن ميزان تعهدات محضري و کنترل افراد، نردهکشي بين چهارراهها، حضور پليس در بيشتر ميادين و خيابانها، پايين آمدن ميزان مشارکت رسمي سياسي و اجتماعي شهروندان، اعم ازحضور در انتخابات مجلس و شوراها تا رعايت حقوق شهروندي و بسياري از موارد ديگر، از جمله موارد نزول اعتماد و مشارکت در جامعه است.
در نتيجه، ميتوان چنين نتيجهگيري کرد که ميزان سرمايه درونگروهي در ايران، بيشتر از ميزان سرمايه برونگروهي (اعتماد به دولت و مسئولان) است. ميزان همدلي و همکاري برونگروهي مردم که در دفاع مقدس و زلزله بم نشان داده شد، بسيار موقتي بود و جامعه ما بيشتر شاهد يک نوع همکاري و تعاون خودجوش به صورت هيأتهاي غيررسمي بود. چنانچه در سرمايه بيسابقه استانهاي شمالي كشور و قطعي گاز، خبرهاي تكاندهندهاي از بيمهري مردم نسبت به هم و رواج پديده سودجويي شخصي از موقعيت ديده شد...
متن کامل را در ستون «يادداشت» بخوانيد.


