صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

همراهي با ايران يا همدلي با شيطان؟

جاويد قربان اوغلي
کد خبر: ۵۳۵۸
| |
4238 بازدید
1) آرامش نسبي پرونده هسته‌اي ايران پس از گزارش سازمان‌هاي اطلاعاتي آمريکا و توافقات ايران با آژانس انرژي هسته‌اي با سخنان رئيس‌جمهور آمريکا در جريان ديدار از کشورهاي حوزه جنوبي خليج فارس پايان يافت. جورج بوش در جريان ديدار از کشورهاي همسايه جنوبي، ايران را«بزرگترين دولت حامي تروريسم و تهديدي عليه همه کشورهاي جهان دانست».

بوش همچنين در يکي از تندترين موضعگيري‌هاي خود عليه کشورمان در امارات متحده عربي، از عزم خود براي «تشکيل ائتلافي جهاني براي مقابله با خطر ايران»، پيش از آن‌که خيلي دير شود، سخن گفت. او پس از ديدار با پادشاه عربستان سعودي در رياض نيز با تأکيد بر لزوم مهار ايران گفت: من روشن کرده‌ام که همه گزينه‌ها روي ميز است، اما دوست دارم مسأله را از راه ديپلماتيک حل کنم. جورج بوش زماني، ايران را عامل بي‌ثباتي در خاورميانه و تهديدي عليه کشورهاي جهان اعلام کرد که بسياري از تحليلگران، گمان مي‌‌کردند با انتشار گزارش سازمان‌هاي امنيتي موضع آمريکا درباره برنامه هسته‌‌اي جمهوري اسلامي، نرمتر شده و نه تنها گزينه اقدام نظامي عليه ايران از سوي آمريکا عملا از ميان رفته، بلکه به سختي مي‌توان به ويژه چين و روسيه را براي اعمال تحريمي کارآمد عليه ايران متقاعد کرد. حال اين پرسش مطرح است؛ تحولي که باعث اين رويداد شد، چيست؟

2) اگر نقاط تماس سياست‌هاي آمريکا و ايران را در سه محور عراق، خاورميانه (فلسطين و لبنان) و مسأله هسته‌اي خلاصه كنيم، در ماه‌هاي گذشته، چند تحول مهم را ديديم:
* گزارش بيکر ـ همليتون که پس از چند ماه مطالعه و تحقيق براي ارايه راهبردي به دولت بوش در اواخر سال 2006 منتشر شد، آشكارا سياست نظامي‌گري آمريکا در عراق را زير سؤال برد و با گفتن اين نکته که هيچ فرمول معجزه‌آسايي براي حل مشکلات عراق نيست، توصيه‌هايي براي خروج آمريکا از باتلاق عراق مطرح کرد. در ميان 79 پيشنهاد اين گزارش به دولت بوش، مهمترين فصل آن توصيه به ضرورت مذاکره آمريکا با همسايگان عراق (ايران و سوريه) در موضوع عراق بود. هرچند برخورد اوليه بوش به اين گزارش، چندان مثبت نبود، ولي گذشت زمان درستي پيشنهاد‌ها را بر کاخ سفيد آشکار کرد. فرمانده نيروهاي آمريکا در آخرين گزارش خود از کاهش چشمگير تلفات نيروهاي آمريکايي در عراق خبر داد.

* پيروزي حماس در انتخابات ژانويه 2006 و روي کار آمدن دولت اسمعيل هنيه در اوايل سال 2006 ميلادي و پيروزي حزب‌الله لبنان بر ارتش اسرائيل در تابستان 2007 در جريان جنگ 33روزه، نقطه عطفي در تحولات خاورميانه بود. آمريکا و اسرائيل همه امکانات خود را براي شکست دولت هنيه و حمايت از محمود عباس به کار گرفتند. رويدادهاي غزه، خط پاياني دولت غير مشروع ابومازن بود.
آمريکا به خوبي مي‌داند اگر ماشين جنگي اسرائيل در حمايت از عباس به راه نمي‌افتاد، سناريو غزه در کرانه باختري نيز در کمترين زمان ممکن اجرا مي‌شد. همچنانکه شکست ارتش اسرائيل در جنگ 33 روزه در برابر حزب‌الله نيز نقطه پايان و خط بطلان شکست‌ناپذيري اين ارتش در شصت سال گذشته بود و معادلات منطقه را به طور کل دگرگون کرد.

کنفرانس آناپوليس، نقطه اوج سياست‌هاي جورج بوش براي حل و فصل بحران خاورميانه است. به ظاهر همه کاخ‌سفيدنشينان در سال پاياني حکومت به فکر مرهم گذاشتن بر اين زخم چرکين مي‌افتند. دست‌كم يکي از ‌اهداف سفر بوش به منطقه که مثل هميشه با ديدار از اسرائيل آغاز شد، نيز تلاشي در واپسين ماه‌هاي حضور در کاخ سفيد براي حل و فصل مقطعي اين مشکل ديرپاي منطقه است.
* در مسأله هسته‌اي ايران، گزارش سازمان‌هاي اطلاعاتي آمريکا و توافقات ايران با آژانس در حل مسائل باقي‌مانده و اظهارات مثبت البرادعي، ضربه سنگيني بر اعتبار آمريکا در پرونده هسته‌اي ايران بود. روشن است که گزارش سازمان‌هاي اطلاعاتي آمريکا درباره پرونده هسته‌اي ايران، کاخ سفيد را با چالشي جدي روبه‌رو کرد. در همان زمان، ديک چني که رهبر تندروترين جناح محافظه‌کاران کاخ سفيد در رابطه با ايران است، پس از انتشار گزارش نامبرده، گفته بود: اين گزارش مي‌تواند فعاليت‌هاي ديپلماتيک آمريکا براي رويارويي با ايران را به بن بست بکشاند.

3) سفر بوش به منطقه در چنين فضايي شکل گرفت، ولي اين پرسش مطرح است که هدف اين سفر و نتايج مترتب بر آن چيست؟
بسياري از تحليلگران داخلي، فروش تسليحات جديد آمريکا به اين کشورها را هدف عمد سفر گفتند، در حالي که موضوع فروش تسليحات به کشورهاي عربي (و اسرائيل)، چيز تازه‌اي نبوده و بخشي از استراتژي آمريکا در قبال منطقه است که از مدتها پيش اعلام شده بود.
برخي ديگر تحليل‌ها بر مانور بوش براي انتخابات آتي آمريکا متمرکز شد و اين‌که بوش و جمهوري‌خواهان در صدد بازسازي اعتبار حزب خود هستند که به دليل سياست‌هاي شکست خورده کاخ سفيد، به شدت آسيب ديده است. در کنار اين موارد که مي‌تواند به عنوان هدف‌هاي فرعي بر اين سفر مترتب باشد، به نظر مي‌رسد نقطه کانوني اين سفر، ايران به عنوان بزرگترين چالش آمريکا در منطقه باشد.

در همه اين تحولات (عراق، فلسطين، لبنان و مسأله هسته‌اي) ايران بازيگر اصلي است و آمريکا به خوبي مي‌داند که بدون ايران، قادر به حل هيچ‌يک از مسائل و بحران‌هاي ياد شده نخواهد بود. هدف از سفر بوش، عوض کردن صحنه مبارزه و بحران‌سازي براي ايران در مناطق ديگر بود و سياست ايجاد ترس از ايران در بين کشورهاي عرب خليج‌فارس و بالطبع شکست سياست‌هاي ايران در نزديکي به اين کشورها و همراه کردن آنها در گونه اعمال تحريم‌هاي اقتصادي، ناشي از قطعنامه‌هاي سازمان ملل، از مواردي است که کاخ سفيد از مدت‌ها پيش، آن را در دستور کار خود قرار داده است.

4) ماه گذشته، دکتر احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور، حضورش در جلسه شوراي همکاري خليج فارس در قطر را «اجلاس همراهي با ايران» ذکر کرد. فارغ از اختلاف نظرات و تحليل‌هاي گوناگون درباره ضرورت حضور در چنين اجلاسي و مسائل حاشيه‌اي آن مانند دعوت و بيانيه پاياني، اين پرسش مطرح است که واقعا رفتار کشورهاي حوزه خليج فارس در شرايط گسترش تحريم بر ايران چگونه خواهد بود؟
حجم روابط ايران با کشورهاي حوزه خليج فارس در مقايسه با ديگر مناطق جهان چندان قابل توجه نيست و تنها استثنا در ميان اين کشورها، امارات عربي متحده است که ايران، بالاترين حجم روابط اقتصادي با اين کشور را دارد، ولي مسأله اصلي در اين بين، تجارت با اين کشورها نيست،‌ بلكه همراهي اين کشورها در اعمال تحريم‌ها از روابط تجاري و حجم آن مهمتر است.

اختلاف‌نظر عمده بين ايران و اين کشورها در موضوعات منطقه‌اي و همچنين مسأله هسته‌اي است. عربستان، آشکارا نگران قدرت بازيگري ايران در عراق و فلسطين و لبنان و تبديل شدن به قدرت هژمونيک منطقه و خواهان برهم خوردن اين شرايط است. استقبال کشورهاي خليج فارس از بوش (با اندک تفاوت‌هايي در ميان کشورها)، حاکي از موفقيت نسبي بوش در همراه کردن اين کشورها با سياست اعلام شده آمريکاست، ولي اين‌که واقعا کشورهاي خليج‌فارس در کنار آمريکا قرار گيرند، جاي ترديد است.
آنان تجربه حمايت از صدام و نتايج آن را در به ياد دارند، ولي نبايد از ياد برد که گوشت بسياري از اين دولت‌ها زير دندان آمريکاست.

5) هنر ديپلماسي ايران در سياست منطقه‌اي، بايد بر نزديکي با کشورهاي منطقه با کاهش نگراني‌هاي اين کشورها و به ويژه عربستان متمرکز شود، ولي اين‌که اين کشورها تا چه اندازه به همراهي با ايران و يا همدلي با شيطان متعهد باشند، تنها در رفت و آمدهاي سياسي بين تهران و پايتخت‌هاي عربي خلاصه نمي‌شود.
در سياست بين‌المللي چالش هسته‌اي به‌رغم پيشرفت‌هاي حاصله ناشي از توافقات با آژانس، هنوز مسأله اصلي سياست خارجي ماست. بنا بر اخبار منتشره، آمريکا و متحدان غربي‌اش به‌رغم پيشرفت در همکاري‌هاي ايران با آژانس و حل مسائل باقي‌مانده، درصدد تصويب قطعنامه سوم در شوراي امنيت هستند كه در صورت تصويب آن، موتور ديپلماسي آمريکا بر اجراي مفاد قطعنامه توسط کشورهاي جهان متمرکز خواهد شد و به طور طبيعي کشورهاي کوچک، بيشتر پيرو آمريکا در اجراي قطعنامه‌هاي صادره از سوي شوراي امنيت خواهند بود. بايد تلاش‌ها بر جلوگيري از قطعنامه سوم متمرکز شود.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...