چرا راديو پيام، راديو پيام سابق نيست؟
هروله بين چندصدايي و تكصدايي ـ 5
کد خبر: ۴۳۰۷
| | 5679 بازدید
مسعود پيوسته
در نيمه نخست دهه هفتاد، همزمان با راهاندازي اين شبكه راديويي، ميتوانستيم در حاشيه بزرگراههاي تهران، تابلوي «7 / 106 FM راديو پيام» (كه بعد شد 7 / 104) را ببينيم كه تا آن موقع براي راديو ايران، چنين تبليغات راديويي بيسابقه بود.
راديو پيام، اوايل معروف شده بود به راديوي شهرداري كه بنا داشت به خبرهاي ترافيكي تهران و خبرهاي ويژه آن، تهران بپردازد تا در حاشيه آن، «موسيقي» هم به عنوان تلطيفكننده خاطر شنوندگان، حجم بيشتري از برنامهها يا بخشهاي اين شبكه راديويي را پوشش دهد. به هر روي، اين راديو «موسيقيمحور» كه خبرهاي ترافيك شهري و ديگر خبرهاي تهران و ايران و جهان، تحتالشعاع حجم قابل توجه پخش موسيقي آن قرار گرفت، پس از گذر از مقطع زماني بازپخش و هزار بار بازپخش «تكنوازان» دهه چهل كه پس از انقلاب و پس از دوران جنگ، مناسبترين جايگاه پخش كامل و پيگير آن، از دقيقه نخست تا مثلا دقيقه چهاردهم، هفدهم و ... (پايان آن) همين راديو پيام بود.
حال بماند كه «بازضبط» تكنوازان در دهه هفتاد و عمدتا با محوريت مرحوم اسداله ملك، خود پمپاژ جديد اين مجموعه برنامههاي موسيقي سنتي به راديوهاي موجود، به ويژه به راديو پيام بود.
اما در نيمه دوم دهه هفتاد (دقيق گفته باشيم راديو پيام در دو، سه سالگياش، سالهاي 74 و 75 حالا چه تصادفي و چه هدفمند، يكباره به شكل گسترده و بيسابقه، رغبت به «موسيقي پاپ» پيدا كرد. به اندازهاي كه گاه شنوندههايش در موقعيتهاي گوناگون، (چه در خودرو، چه در ميوهفروشي و مغازهها و ...) گمان ميكردند آنچه در حال پخش است، راديو نيست، بلكه كسي نوار كاست گذاشته و اين نوار هم به تازگي از آن سوي آبها رسيده يا اگر خيلي قديمي بود، ميگفتند، طرف «زيرخاكي» گذاشته. حال آنكه اين راديو پيام بود كه انگار از نوار كاست، پيشي گرفته بود و طبيعتا اين امر انتقاداتي را نيز در جامعه به همراه داشت. با اين حال، مخاطبان ايراني، به ويژه جوانان، در حال برقراري ارتباط با راديو پيام و موسيقيهاي اين شبكه بودند. اما زمان اين «اوج» همخواني و همنوايي راديو پيام با برخي شنوندگانش، طولاني نبود، چون از سال 78 با تغيير روند مديريتي و با پديداري اسفنديار رحيم مشايي در رأس جريان مديريت راديو پيام، دستخوش تفاوتهايي شد كه تا امروز 86 هنوز نتوانسته اوج دوم خود را تجربه كند.
البته از اين يك نكته نبايد غافل بود كه اگر راديو پيامي پيدا شد و سالهاي كوتاه 74 تا 78 اوج شكوفايي و جا افتادنش در بين تودههاي مردم بود، بايد در همان موقع افتتاح اين شبكه راديويي، پيرامون جام جم نگريست. چراكه به غير از همان راديو كند و لخت سراسري، راديو ديگري نداشتيم. «راديو 2» هم نبود يا نيمبند بود كه در دل آن «راديو مجلس» يا «راديو قرآن» پخش ميشد؛ يعني «راديو پيام» در شرايط «بيرقيبي» متولد شد؛ زماني كه «حرف و رفتار و آهنگ تازه» و نيز خبر جديد دم به دقيقه، خريدار داشت و پرمشتري بود.
از سويي، چنانچه در اين سالها، معمولا انقباض سياسي بر گرفتگي اجتماعي غلبه داشت، راديو پيام، يك فرصت خوب انبساط اجتماعي توليد كرد كه اين بار اين گشودگي نه سياسي، بلكه اجتماعي از دل رسانه ملي تراوش ميكرد و دولتها هر كدام به فراخور وضع و حال خود (از سازندگي تا اصلاحات و عدالت) انقباض و انبساط را با خود حمل و نقل ميكردند و تودههاي مخاطب، مصرفكننده شرايط پيشآمده بودند.
و البته كه امروز، دور و بر «راديو پيام» شلوغ است، حدود ده راديو ديگر دور و برش را گرفتهاند. «سلامت» و «گفتوگو» از طرفي و «ورزش» و «تجارت» از سويي، «جوان» و «فرهنگ» هم از آن طرف و احتمالا در آينده نزديك، چيزهاي ديگري در اين شرايط پرترافيك نيازها و احتمالا رسانههاي رافع نيازهاي مخاطبان، ماندن در حد رفع و رجوع كردن پاسخ مناسب رسانه امروز نيست.
در نيمه نخست دهه جاري با گستردگي پرشتاب انواع فناوريها و بازار فيلترينگ اطلاعات و ارتباطات، ماهوارهها و CD و DVD و ... «راديو پيام» با يك بخشنامه، بر سر جاي اولش يا خيلي اولش برگشت و به يك باره «موسيقي سنتي» محور شد و خود را محدود كرد به آنچه سالها با همان قطعات، سرگرم بود و به ندرت تازههايي از همان چهار، پنج خواننده روتين رسمي را هم به فعاليت پخش موسيقيهاي خود افزود و با تكرار «عادت كرده» و مألوف به شنوندههايش گفت: «همين است كه ميشنويد» و كاستها و CD هاي داخل برخي خودروها كه به سراغ راديو پيام آمده بودند، بار ديگر، سرگرم تازههاي 2000 تا 2005 (از اميد و هنگامه و شهرام صولتي آن سوي آب گرفته تا بنيامين وطني) شد.
راديو پيامي كه خيلي خود را ميپاييد، درست روي مرز موسيقي فاخر و غيرفاخر براي جلب توجه مخاطب تهراني (كه بعدها سراسري و ايراني شد) گام بردارد، دو ـ سه سالي است انگار ديگر برايش فرقي نميكند شنوندهها چه ميشنوند و چه ميطلبند! چه انگار خواهي نخواهي به «هميني كه هست» رضايت دادهاند؛ چه شنونده، چه راديو پيام!
امروزه از داخل و خارج رسانه راديو پيام، پمپاژ هر دو يا سهگانه موسيقي پاپ و سنتي يا نوع تلفيقي آن انجام ميشود، اما دايره تنگ موسيقي و بازپخشهاي ملالآور آن و گاه خنثيكننده رغبت مخاطب راديو پيام، منجر به «ايست» يا «در شرف توقف» اين شبكه چهارده ساله راديويي شده است.
از بين آهنگها يا خوانندههاي «آزاد شده» از نگاه سياستگذاران راديو پيام يا شوراي موسيقي صداوسيما، ميتوان به تازهترين آنان و دست كم تنها به نمونهاي از آن اشاره كرد.
ماهيگير «آزاد شده» از سوي وزارت ارشاد (پنج سال پيش) دو ـ سه سالي ميشود كه اين رسانه نيز (راديو پيام يا رسانه صداوسيما) رسما اقدام به «آزادسازي» مرحوم مازيار كرده و در پي پخش ماهيگير، در مدت اين يكي ـ دو سال، همه آهنگها (تراكها)ي او «آزاد» و قابل پخش اعلام شده است.
در دوره گذشته (پيش از انقلاب) صداي مازيار در بين ديگر صداها و آهنگها از راديو پخش ميشد و شنونده احساس تكراري و «ملالآور بودن» نداشت. چون اينقدر «آهنگ» بود كه تا دوباره به مازيار برسد، شنونده، تشنه و مشتاق شنيدن صدايش ميشد (در اين يادداشت، به بحث اندازهگيري موسيقيهاي به اصطلاح مبتذل يا غيرمتبذل در رژيم گذشته پرداخته نميشود). حال پس از انقلاب كه بيست ـ بيست و پنج سال بود آهنگ مازيار، قابل پخش از راديو جمهوري اسلامي ايران نبود، به يكباره، تراكهايش هم كه انگار سال به سال يا سالي دو تراك آزاد ميشدند! به شدت از شبكههاي گوناگون راديويي (آن هفت، هشت آهنگ مازيار) در حال پخشند، به ويژه آهنگ «كبوتر»ش كه احساس ميشود «زيادي» در حال پخش است.
«مالك آسمان تويي، خوش به حالت كبوتر، هر جا بخواي پر ميكشي ...» تازه اين پر كشيدنها از راديو پيام به پايان رسيده كه ميشنوي روي موجي ديگر، اين «راديو تهران» يا دقايقي بعد، اين «راديو جوان» است كه ول نميكنند.
تند تند در حال پرواز دادن كبوتر مازيارند.
يا آن يكي از خوانندههاي ديگر و قديميتر:
«ديگه من بچه نميشم واي»
امسال اين آهنگ را بسيار ميشنويم. مطمئنا اين آهنگ، تنها آهنگش نيست. بيست و هفت، هشت سال ممنوع بوده و انگار بچه ميشده، اما حالا ديگه بچه نميشه!
البته مقصود آن نيست كه تنها راه جذاب و پر مخاطب كردن راديو پيام، موسيقي است، بلكه اين راديو، حتي اگر بر اين باور است آرم موسيقايي پخش اخبار خود را بايد براي تداوم ارتباط مخاطبان حفظ كند، پس از ده سال ميتواند تغييرات و ابتكاراتي در زمينه نوع پخش اخبار يا گزارشهاي ترافيكي به مخاطبان خود ارايه دهد.
البته هماكنون هم راديو پيام، روشن است؛ ولي تنها روشن است و گوش و هوش را درگير خود نميكند و من شنونده، بنا بر عادت، راديو پيام ميشنوم؛ همانند بخاري روشني كه فقط روي فندك است!
در نيمه نخست دهه هفتاد، همزمان با راهاندازي اين شبكه راديويي، ميتوانستيم در حاشيه بزرگراههاي تهران، تابلوي «7 / 106 FM راديو پيام» (كه بعد شد 7 / 104) را ببينيم كه تا آن موقع براي راديو ايران، چنين تبليغات راديويي بيسابقه بود.
راديو پيام، اوايل معروف شده بود به راديوي شهرداري كه بنا داشت به خبرهاي ترافيكي تهران و خبرهاي ويژه آن، تهران بپردازد تا در حاشيه آن، «موسيقي» هم به عنوان تلطيفكننده خاطر شنوندگان، حجم بيشتري از برنامهها يا بخشهاي اين شبكه راديويي را پوشش دهد. به هر روي، اين راديو «موسيقيمحور» كه خبرهاي ترافيك شهري و ديگر خبرهاي تهران و ايران و جهان، تحتالشعاع حجم قابل توجه پخش موسيقي آن قرار گرفت، پس از گذر از مقطع زماني بازپخش و هزار بار بازپخش «تكنوازان» دهه چهل كه پس از انقلاب و پس از دوران جنگ، مناسبترين جايگاه پخش كامل و پيگير آن، از دقيقه نخست تا مثلا دقيقه چهاردهم، هفدهم و ... (پايان آن) همين راديو پيام بود.
حال بماند كه «بازضبط» تكنوازان در دهه هفتاد و عمدتا با محوريت مرحوم اسداله ملك، خود پمپاژ جديد اين مجموعه برنامههاي موسيقي سنتي به راديوهاي موجود، به ويژه به راديو پيام بود.
اما در نيمه دوم دهه هفتاد (دقيق گفته باشيم راديو پيام در دو، سه سالگياش، سالهاي 74 و 75 حالا چه تصادفي و چه هدفمند، يكباره به شكل گسترده و بيسابقه، رغبت به «موسيقي پاپ» پيدا كرد. به اندازهاي كه گاه شنوندههايش در موقعيتهاي گوناگون، (چه در خودرو، چه در ميوهفروشي و مغازهها و ...) گمان ميكردند آنچه در حال پخش است، راديو نيست، بلكه كسي نوار كاست گذاشته و اين نوار هم به تازگي از آن سوي آبها رسيده يا اگر خيلي قديمي بود، ميگفتند، طرف «زيرخاكي» گذاشته. حال آنكه اين راديو پيام بود كه انگار از نوار كاست، پيشي گرفته بود و طبيعتا اين امر انتقاداتي را نيز در جامعه به همراه داشت. با اين حال، مخاطبان ايراني، به ويژه جوانان، در حال برقراري ارتباط با راديو پيام و موسيقيهاي اين شبكه بودند. اما زمان اين «اوج» همخواني و همنوايي راديو پيام با برخي شنوندگانش، طولاني نبود، چون از سال 78 با تغيير روند مديريتي و با پديداري اسفنديار رحيم مشايي در رأس جريان مديريت راديو پيام، دستخوش تفاوتهايي شد كه تا امروز 86 هنوز نتوانسته اوج دوم خود را تجربه كند.
البته از اين يك نكته نبايد غافل بود كه اگر راديو پيامي پيدا شد و سالهاي كوتاه 74 تا 78 اوج شكوفايي و جا افتادنش در بين تودههاي مردم بود، بايد در همان موقع افتتاح اين شبكه راديويي، پيرامون جام جم نگريست. چراكه به غير از همان راديو كند و لخت سراسري، راديو ديگري نداشتيم. «راديو 2» هم نبود يا نيمبند بود كه در دل آن «راديو مجلس» يا «راديو قرآن» پخش ميشد؛ يعني «راديو پيام» در شرايط «بيرقيبي» متولد شد؛ زماني كه «حرف و رفتار و آهنگ تازه» و نيز خبر جديد دم به دقيقه، خريدار داشت و پرمشتري بود.
از سويي، چنانچه در اين سالها، معمولا انقباض سياسي بر گرفتگي اجتماعي غلبه داشت، راديو پيام، يك فرصت خوب انبساط اجتماعي توليد كرد كه اين بار اين گشودگي نه سياسي، بلكه اجتماعي از دل رسانه ملي تراوش ميكرد و دولتها هر كدام به فراخور وضع و حال خود (از سازندگي تا اصلاحات و عدالت) انقباض و انبساط را با خود حمل و نقل ميكردند و تودههاي مخاطب، مصرفكننده شرايط پيشآمده بودند.
و البته كه امروز، دور و بر «راديو پيام» شلوغ است، حدود ده راديو ديگر دور و برش را گرفتهاند. «سلامت» و «گفتوگو» از طرفي و «ورزش» و «تجارت» از سويي، «جوان» و «فرهنگ» هم از آن طرف و احتمالا در آينده نزديك، چيزهاي ديگري در اين شرايط پرترافيك نيازها و احتمالا رسانههاي رافع نيازهاي مخاطبان، ماندن در حد رفع و رجوع كردن پاسخ مناسب رسانه امروز نيست.
در نيمه نخست دهه جاري با گستردگي پرشتاب انواع فناوريها و بازار فيلترينگ اطلاعات و ارتباطات، ماهوارهها و CD و DVD و ... «راديو پيام» با يك بخشنامه، بر سر جاي اولش يا خيلي اولش برگشت و به يك باره «موسيقي سنتي» محور شد و خود را محدود كرد به آنچه سالها با همان قطعات، سرگرم بود و به ندرت تازههايي از همان چهار، پنج خواننده روتين رسمي را هم به فعاليت پخش موسيقيهاي خود افزود و با تكرار «عادت كرده» و مألوف به شنوندههايش گفت: «همين است كه ميشنويد» و كاستها و CD هاي داخل برخي خودروها كه به سراغ راديو پيام آمده بودند، بار ديگر، سرگرم تازههاي 2000 تا 2005 (از اميد و هنگامه و شهرام صولتي آن سوي آب گرفته تا بنيامين وطني) شد.
راديو پيامي كه خيلي خود را ميپاييد، درست روي مرز موسيقي فاخر و غيرفاخر براي جلب توجه مخاطب تهراني (كه بعدها سراسري و ايراني شد) گام بردارد، دو ـ سه سالي است انگار ديگر برايش فرقي نميكند شنوندهها چه ميشنوند و چه ميطلبند! چه انگار خواهي نخواهي به «هميني كه هست» رضايت دادهاند؛ چه شنونده، چه راديو پيام!
امروزه از داخل و خارج رسانه راديو پيام، پمپاژ هر دو يا سهگانه موسيقي پاپ و سنتي يا نوع تلفيقي آن انجام ميشود، اما دايره تنگ موسيقي و بازپخشهاي ملالآور آن و گاه خنثيكننده رغبت مخاطب راديو پيام، منجر به «ايست» يا «در شرف توقف» اين شبكه چهارده ساله راديويي شده است.
از بين آهنگها يا خوانندههاي «آزاد شده» از نگاه سياستگذاران راديو پيام يا شوراي موسيقي صداوسيما، ميتوان به تازهترين آنان و دست كم تنها به نمونهاي از آن اشاره كرد.
ماهيگير «آزاد شده» از سوي وزارت ارشاد (پنج سال پيش) دو ـ سه سالي ميشود كه اين رسانه نيز (راديو پيام يا رسانه صداوسيما) رسما اقدام به «آزادسازي» مرحوم مازيار كرده و در پي پخش ماهيگير، در مدت اين يكي ـ دو سال، همه آهنگها (تراكها)ي او «آزاد» و قابل پخش اعلام شده است.
در دوره گذشته (پيش از انقلاب) صداي مازيار در بين ديگر صداها و آهنگها از راديو پخش ميشد و شنونده احساس تكراري و «ملالآور بودن» نداشت. چون اينقدر «آهنگ» بود كه تا دوباره به مازيار برسد، شنونده، تشنه و مشتاق شنيدن صدايش ميشد (در اين يادداشت، به بحث اندازهگيري موسيقيهاي به اصطلاح مبتذل يا غيرمتبذل در رژيم گذشته پرداخته نميشود). حال پس از انقلاب كه بيست ـ بيست و پنج سال بود آهنگ مازيار، قابل پخش از راديو جمهوري اسلامي ايران نبود، به يكباره، تراكهايش هم كه انگار سال به سال يا سالي دو تراك آزاد ميشدند! به شدت از شبكههاي گوناگون راديويي (آن هفت، هشت آهنگ مازيار) در حال پخشند، به ويژه آهنگ «كبوتر»ش كه احساس ميشود «زيادي» در حال پخش است.
«مالك آسمان تويي، خوش به حالت كبوتر، هر جا بخواي پر ميكشي ...» تازه اين پر كشيدنها از راديو پيام به پايان رسيده كه ميشنوي روي موجي ديگر، اين «راديو تهران» يا دقايقي بعد، اين «راديو جوان» است كه ول نميكنند.
تند تند در حال پرواز دادن كبوتر مازيارند.
يا آن يكي از خوانندههاي ديگر و قديميتر:
«ديگه من بچه نميشم واي»
امسال اين آهنگ را بسيار ميشنويم. مطمئنا اين آهنگ، تنها آهنگش نيست. بيست و هفت، هشت سال ممنوع بوده و انگار بچه ميشده، اما حالا ديگه بچه نميشه!
البته مقصود آن نيست كه تنها راه جذاب و پر مخاطب كردن راديو پيام، موسيقي است، بلكه اين راديو، حتي اگر بر اين باور است آرم موسيقايي پخش اخبار خود را بايد براي تداوم ارتباط مخاطبان حفظ كند، پس از ده سال ميتواند تغييرات و ابتكاراتي در زمينه نوع پخش اخبار يا گزارشهاي ترافيكي به مخاطبان خود ارايه دهد.
البته هماكنون هم راديو پيام، روشن است؛ ولي تنها روشن است و گوش و هوش را درگير خود نميكند و من شنونده، بنا بر عادت، راديو پيام ميشنوم؛ همانند بخاري روشني كه فقط روي فندك است!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



