نيوزويك: تغيير رژيم ايران، بدون تهديد!
هفتهنامه «نيوزويك» آمريكا در مقالهاي به قلم «فريد زكريا» تأكيد كرد: آمريكا حتي براي تغيير رژيم ايران هم بايد به جاي تهديد به سياست تشويق ايران روي آورد.
به گزارش سرويس بينالملل «تابناك» به نقل از «نيوزويك»، گزارش اخير اتمي سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا درباره ايران، مانع بزرگي بر سر راه سياستهاي دولت بوش راجع به ايران است و اگر خلاقانه به اين موضوع بنگريم، درمييابيم كار خوبي انجام شده است.
در دو سال گذشته، دولت آمريكا حركات اطلاعاتي متعددي براي انزواي ايران انجام داده است كه اروپا و كشورهاي عرب در متن آن بودهاند، اما به نظر نميرسد موفقيتي داشته باشند.
حال اين پرسش مطرح است كه آيا ما خواهان تغيير سياست در ايران هستيم يا تغيير رژيم؟
فرض كنيد دنيا به شما مانند ايران بنگرد. اين كشور در محاصره كشورهاي قدرتمندي مانند هند، اسرائيل، پاكستان و روسيه است كه مسلح به تسليحات اتمي هستند. تنها در يكي از مرزهايش حدود 170 هزار نيروي آمريكايي و در طول مرز ديگرش، حدود پنجاه هزار نيروي ناتو حضور دارند.
آمريكا سه دهه است با رژيم اين كشور مخالفت كرده و قصد تغيير آن را دارد. رئيسجمهور كنوني آمريكا، دولت ايران را محور شرارت دانسته و آروزي سرنگوني آن را دارد و كنگره نيز 75 ميليون دلار براي بهبود دمكراسي در ايران اختصاص داده است. حال شما جاي ايران؛ آيا به دنبال تضمين نميرفتيد، حال آن كه در جهان سياست بينالملل، بمب اتم سياست تضميني نهايي است؟!
تهديد سرنگوني رژيم در ايران و در كنار آن، انتظار خلع سلاح اين كشور، سياستي است كه شكست آن اثبات شده و بهتر است در برابر آن سياست، آشكارا بگوييم تنها چيزي كه از ايران ميخواهيم، تغيير رفتار است و به اين ترتيب، با اجراي سياست دادن امتيازات، روشي پرثمرتر را دنبال كنيم.
شايد گزارش «NIE» (سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا) دقيق نباشد، اما واقعيت اين است كه ما چيز زيادي از داخل ايران نميدانيم و تنها در يك مورد كه ديپلماتهاي مذاكرهكننده با ايران تأييد كردهاند، مطمئن هستيم كه ايران به طور كاملا منطقي، در حال محاسبه سود و زيان خود در برنامه اتمي است.
در واقع، تهران نسبت به پاكستان، هند و چين كه برنامه خود را سري و به سرعت به نتيجه رساندند، كمتر مرموز بوده است و تهران تقريبا در همه مراحل، بازرسان آژانس را به عنوان ناظر در كشور خود ميديده است.
اما غرب و در معني واقعي، واشنگتن هميشه در دادن امتيازات و پيشنهادها، يا دير عمل كرده و يا با خساست برخورد نموده است.
يك ديپلمات اروپايي در اين باره ميگويد: ايران در سال 2003 غنيسازي را متوقف نكرد تا بتواند همانگونه كه ما اروپاييها به آنان قول داديم، امتيازاتي را بگيرد، اما بسته پيشنهادي ما به خاطر مواضع آمريكا، چندان با ارزش نبود تا اين كه سرانجام در سال 2005، آمريكا نيز به ارايه بسته پيشنهادي راضي شد؛ آن هم تنها سه هفته پيش از پايان دوران اصلاحطلبان و روي كار آمدن رئيسجمهور تندرو به نام احمدينژاد.
در حقيقت، يكي از نكات برجسته ايران، اين است كه از فضاي بازتري نسبت به ديگر كشورهاي خاورميانهاي به جز اسرائيل برخوردار است، به گونهاي كه در ماه گذشته و در جريان سخنراني محمد خاتمي، رئيسجمهور سابق ايران، شركتكنندگان شعار مرگ بر ديكتاتور سر دادند.
سيستم حكومتي در ايران، به اين علت كه چند محور رقيب در آن هست كه هر كدام تفسير متفاوتي از منافع ايران دارند، ميتواند تحت تأثير قرار بگيرد.
چيزي كه همه آنها را متحد كرده، مليگرايي ايراني است و اگر به برنامه اتمي ايران هم از همين زاويه نگاه شود، اين برنامه قابل توقف نخواهد بود. غرب بايد با توجه به اين موضوع، اين موضع را كه ايران براي غنيسازي اورانيوم مورد اعتماد نيست، كنار بگذارد. اين كار به ويژه از جانب كشورهايي كه خود داراي توپخانه اتمي هستند، به طور طبيعي، باعث ايجاد موضعي تدافعي از سوي كشور مقابل ميشود.
در عوض، واشنگتن، لندن و پاريس بايد بر هزينههاي غنيسازي اورانيوم براي ايران تأكيد كنند كه تا به اين تاريخ، بيش از ده ميليارد دلار بوده است و به جاي اينكه بوش مرتب بر خطرناك بودن ايران تأكيد كند، بايد تكرار كند كه ما خواهان برقراري روابط با ايران، تجارت با اين كشور، ديدار از كشور شما و ديدار با ايرانيان هستيم. ما ميخواهيم ايران به سازمان تجارت جهاني بپيوندد و به ملت شما احترام ميگذاريم، اما تا زماني كه برنامه اتمي شما متوقف نشده و از حمايت از تروريسم دست برنداريد، نميتوانيم اين كار را انجام دهيم.
ما ميدانيم كه تندروهاي تهراني، اين پيشنهاد را رد ميكنند، اما اين كار ميتواند بحثهاي بسياري را در داخل اين رژيم و خارج از آن پديد آورد و نيز ميتواند اين ايده را در ايران ايجاد كند كه دولت اين كشور در سياست خارجي خود، دچار سوءمديريت است و... .
بنابراين، يك سياست هوشمندانه، ميتواند در طولاني مدت، هم تغيير سياست ايران و هم تغيير رژيم اين كشور را براي ما به ارمغان آورد.



