جوابيه شهرداري کاشان+ توضیحات تابناک
شهرداری کاشان: خداوند را شاکريم که به تبرک مکتب آسماني تشيع و عنايت معصومين بزرگوار، در شهري نفس ميکشيم که از دير باز به صفت دارالمومنين مزين بوده و هنوز هم به هنگام نماز، طنين بانگ اذان در ماذنهها و بامها و بازارها ميپيچد/ تابناک: حال این پرسش مطرح است که اگر شهرداری کاشان میداند، در روزهای اردیبهشت و فصل گلابگیری، شمار گردشگران سر به فلک میگذارد، چرا در این زمینه، تدابیر لازم را نمیاندیشد تا پس از شنیدن گله و شکایت گردشگران این گونه دلگیر نشود؟
کد خبر: ۹۹۹۳۴
| | 3630 بازدید
پیرو انتشار خبری در سایت تابناک و انتقاد از نابسامانی شهری در این
شهر توریستی و زیبای کشور، شهرداري کاشان، جوابيه ای را ارسال کرده است که
به همراه توضیحات تابناک در ادامه می آید.
به گزارش تابناک، جوابیه شهرداری کاشان به شرح ذیل است.
مدير مسئول محترم سايت تابناک
با سلام
در پي درج مطلبي تحت عنوان «شهري که مايه تاسف ايران است» شايسته است ترتيبي اتخاذ تا جوابيه ذيل جهت تنوير افکار عمومي پس از وصول در آن سايت درج گردد.
روابط عمومي و اموربين الملل شهرداري کاشان
1- گر چه ماهيت نقادي و گلايههاي انتقادي چندان خوشايند مذاق انتقادشوندگان نيست، ليکن اين حقيقت تلخ در صورت طي روند صحيح، عاقبت شيريني دارد و وجود عنصر بازخور در تفکر سيستمي مويد آن است که همواره جريان نقدصحيح، متضمن اصلاح درونداد و فرآيندها است و کمتر انتقاد شده منصفي از وجود آن گلايه دارد.
در اين ميان درک رسالت رسانهها نيز در انعکاس نظرات آحاد جامعه به مسئولان و دست اندر کاران و طرح موارد در قالب انتقاد مبتني بر واقعيات و البته با هدف رفع نواقص مشکل نيست بخصوص ابزار طنز و درشت نمايي ماهوي آن که البته کارکردي اثر بخش تر را در پي دارد اما مشکل زماني آغاز ميشود که اين رسالت با يکي از آفات عناد يا کوته بيني آميخته گردد.
يادآوري اين نکته که اعتماد خوانندگان شما به صحت مطالب ارائه شده، رسالت شما را در امانت داري دو چندان ميکند و اگر انحرافي به واسطه بيان مطالب دور از واقعيت در اذهان مخاطبان تان شکل گيرد، رسانه از يک سو مديون شخص يا اشخاصي است که اخبار نادرستي از آنها بيان کرده و هم مسئول ذهنيت اشتباهي است که در اذهان مخاطبان شکل گرفته و اينجاست که بخشي از عظمت قلم و سوگندي که صاحب لوح محفوظ بر آن ياد کرده، آشکار ميگردد.
به هر حال ازرسانه معاصري چون سايت شما - که عنوان تحليلي را نيز يدک ميکشد و احتمالا اطلاق عنوان زرد يا کوچه بازاري بدان فرياد واويلاي همکارانتان را در ميآورد - تعمق بيشتر در تطبيق شعارها با مستندات و رعايت حداقلهاي اصول تحقيق، جزء بديهيات و حداقل انتظار خوانندگان فهيم شماست. در اين صورت اذعان خواهيد فرمود که بر اساس تمام مصاديق استقراء و همه فرمولهاي آماري در تعيين حجم نمونه، نه مجال يک روز و نه مساحت يک مکان تاريخي (وسعت 2 هکتاري از عرصه 8000 هکتاري محدوده خدماتي شهر کاشان) ميتواند مصداق تمثيل مشت نمونه خروار باشد. (مگر اينکه اين مثل به پر کاه نمونه خروار تغيير پيدا کرده باشد).
2- مخلص کلام مطلب درج شده در سايت شما، حول و حوش وجود برخي از مشکلات خدماتي در باغ تاريخي فين و معابر و اماکن اطراف آن است. امري که البته نه به غلظت آنچه در مطلب آمده، به هيچ وجه قصد انکار آن را نداريم. گر چه کاشان به واسطه قدمت هفت هزار ساله، مامن آثار بسيار زياد تاريخي و هنري است، ليکن هيچ يک از اين آثار از لحاظ شهرت به پاي اين باغ زيبا و خاطرات تلخ شهادت بزرگ مرد تاريخ ايران در آن نميرسد. از اين رو در تمامي طول سال شاهد حضور تورهاي گردشگري بسيار داخلي و خارجي در آن هستيم.
مشکل مورد اشاره مطلب شما نيز از آنجا آغاز ميگردد که در ارديبهشت ماه و آغاز مراسم سنتي گلابگيري در شهر قمصر کاشان، به يک باره خيل عظيم مشتاقان بازديد از اين مراسم زيبا و حضور در گلستانهاي با طراوت قمصر قصد ديدار از کاشان وقمصر را دارند و حضور جمعيتي گاه بيشتر از جمعيت ساکن شهر کاشان در کمتر از چند روز، مشکلات اين چنين را به بار ميآورد. حال اگر به اين اوصاف، تنگي معابر اطراف باغ فين (که تملک و تصرف آنها به لحاظ برخي از حساسيتهاي ميراث فرهنگي از دغدغههاي چندين ساله شهرداري است و البته تامين مالي آن مستلزم تعطيلي تمام پروژههاي عمراني شهر است) و عدم رعايت نظافت برخي از گردشگران را هم بيفزاييم، صحنهها همان صحنههايي است که در دوربين عيب ياب شما ثبت گرديده است.
بديهي است تيمهاي نظافت شهرداري در طول ساعات تعطيل باغ و تمام مدت شب، نظافت کامل معابر پيراموني را به خوبي به انجام ميرسانند، ليکن انتظار نظافت همزمان با بازديد حواشي باغ آن هم در آن معابر تنگ و محدود، مانند توقع نظافت سالن سينما از اضافات خوراکي تماشاچيان درست در وسط تماشاي فيلم است!
در اين ميان بخشي از مشکلات هم در داخل باغ اتفاق ميافتد که اين حيطه در اختيار سازمان ميراث فرهنگي است.
در عين حال بي مبالاتي است اگر منکر وجود مشکلاتي اينچنين شويم و راهکار حل اساسي آن هم درگرو يکي از اقدامات زير است:
1- تشکيل مديريت واحد شهري تحت لواي يک نهاد محلي و تمرکز تصميم گيريها و خدمات رساني
2- اختصاص تمام و يا بخش تاثير گذاري از درآمدهاي بليط فروشي باغ فين به ايجاد تسهيلات رفاهي و خدماتي مناسب از سوي ميراث فرهنگي
3- برنامه ريزي تورهاي گردشگري براي توزيع سفرها به کاشان
4- اعلام پروژه 30 ساله بازگشايي محور امير کبير به عنوان پروژه ملي و تکميل بزرگراه مزبور بر اساس طرحهاي مصوب
پرواضح است تشکيل مديريت واحد شهري در سبک مديريتي حداکثر غير متراکم (و نه غير متمرکز) بخش عمومي کشور در حد حرف باقي ميماند و البته درآمدهاي بازديد از باغ فين هم بسان بسياري ديگر از درآمدهاي شهر، به سمت مرکز استان (اصفهان) گسيل ميشود و گرچه کاشان به لحاظ وجود آثار تاريخي، جزء ده شهر برتر کشور محسوب ميشود وليکن تعداد قابل ملاحظه آثار شهر اصفهان در کنار تعصب بومي مديران تصميم ساز استاني، مانعي براي اختصاص اعتبارات کافي در جهت ساماندهي مشکلات باغ تاريخي فين و ديگر اماکن پر جاذبه فرهنگي شهر کاشان است.
لذا به نظر ميرسد تنها راه حل اساسي اين معضل يا برنامه ريزي تورهاي گردشگر و شيفت تورها به ايام ديگر سال و روزهاي غير تعطيل در ارديبهشت و خرداد است و يا اعلام ملي شدن پروژه محور اميرکبير و تامين مالي آن از سوي دولت (حداقل صدور مجوز فروش اوراق مشارکت) با توجه به حجم استقبال گردشگران به نسبت جمعيت شهر (بازديد قريب به 4 ميليون گردشگر در طول سال درکاشان 300 هزا نفري) از اين محور.
با اين وجود شهرداري کاشان با احترام به نظر گردشگران و ميهمانان برنامههاي خاصي را در ايام عيد و گلابگيري و در حد بضاعت خود تدارک ديده و به اجرا گذارده که بخشي از آنها عبارتند از :
چاپ 200 هزار نقشه گردشگري جهت رفاه حال مسافرين،تشکيل کميتههاي مختلف در ايام نوروز در راستاي خدمات رساني بهينه به مسافرين نوروزي،اجراي برنامه استقبال از ورود نخستين مسافران به شهر دارالمومنين در لحظه تحويل سال جديد و اهداي جوايز به مسافران، حضور نيروهاي بسيجي پايگاه شهداي پانزده خرداد شهرداري جهت راهنمايي مسافرين، چاپ بروشور گردشگري کاشان، اضافه نمودن شيفت تنظيف در ايام تعطيل،استفاده از خودروهاي گشت ويژه جهت نظارت بر امور و هدايت مسافرين، شناسايي و تجهيز پارکها جهت استفاده مسافرين، بکار گيري پزشک کشيک رايگان در ستاد اسکان جهت مسافرين، خريد چادر مسافرتي جديد، نصب بنر راهنماي مسير اسکان و تلفنهاي ضروري، راهاندازي کيوسکهاي راهنماي نوروزي، برپايي ايستگاههاي نقاشي کودک، برگزاري مسابقات مفرح جهت مسافرين، زيبا سازي ميادين و معابر سطح شهر، شناسايي و تجهيز حسينهها و مساجد جهت اسکان مسافرين، پاسخگويي به سوالات شرعي در ايام تعطيل، اقامه نمازهاي يوميه جماعت، تعويض و نصب سطلهاي زباله، آسفالت و لکه گيري معابر سطح شهر، آماده سازي پارکينگهاي سطح شهر، رفع نواقص و ساماندهي سرويسهاي بهداشتي سطح شهر و دهها مورد ديگر
و البته با اذعان به ناکافي بودن بخشي از اين خدمات در برابر سيل مراجعه کنندگان به ويژه در روزهاي تعطيل ماههاي ارديبهشت و خرداد، همت مضاعفي رابراي کاهش اين نواقص انجام خواهد داد.
3- هر چند با ساده انگاري زايد الوصفي درج اين خبر درست در روز افتتاح کارخانه ملي سايپا و سفر رييس جمهور به کاشان را تصادف ميانگاريم، ليکن نکتهاي که هرگز از مطالعه چند باره متن و عنوان دريافت نشد اين است که پر بودن سطل زباله، بوي نامطبوع پاي گردشگران، بي توجهي مسئول تور به فرائض اسلامي و نهايتا عدم بازديد از شهر قمصر و مراسم گلابگيري چه ارتباطي با کرامت شهر کهن و تاريخ هفت هزار ساله و مردمان با ذکاوت و ريشه دار آن دارد که در ادعايي لازم الاثبات، دارالمومنين کاشان را مايه تاسف ايران شمرده ايد!!!!!؟
ادعايي که تماسهاي مکرر شهروندان، نشان از جريحه دار شدن احساسات ايشان از اين بي حرمتي به زادگاه و فرهنگ شان دارد و البته آنچه بدان ميافزايد تلاش بي نتيجه ايشان براي ثبت نظرات اعتراض آميز خود به درج اين عنوان در ستون نظرات کاربران است (که البته تجربه اکثر قريب به اتفاق مخاطبان اين سايت هم مويد اين موضوع است و به قول رندي، براي درج نظر در سايت شما، يابايد موافق قول خبر افاضه کرد يا بايد به تابناک دشنام داد. آنگاه اميدي به ثبت نظر ميرود !)
از ادعاي نگارنده مطلب سايت بر ميآيد که ايشان تمام ايران را شهر به شهر و (و حتي کوچه به کوچه) گشته و چنان از مرور تجربيات دريافته که کاشان مايه تاسف ايران است که اگر قرآني پيش آورند، نه تنها بر آن دست ميگذارد، شايد غلطي هم بزند!
البته کمي که با پاي چوبين استدلاليان گام بر ميداريم، عمق ماجرا بيشتر مکشوف ميگردد. زيرا در مييابيم که مايه تاسف کشوري هستيم که تازه خود به ادعاي آمريکا و اسراييل، مايه تاسف جامعه جهاني است!!!!
نقل است دو سپاه در جنگي صف آراستند و جنگجويان به رجز ايستادند. جنگجويي از مهاجمان فرياد زد: «يا به بند آييد يا به هر ساعت هزار تن از شما از دم تيغ بگذرانيم.» ظريفي در سپاه مقابل پاسخ داد: «نا مسلمان، يا جنگ نديدهاي يا حساب نميداني!»
هنوز هضم اين نکته براي ما مجهول است که چگونه ايشان که دنيا را کوچه به کوچه گشته، يک کوچه پشت باغ فين و سرويسهاي بهداشتي تازه تاسيس و مجهز به سيستم گرمايش خورشيدي آن و يا چندين مسجد و نمازخانه محلات فين را سياحت نفرموده تا لااقل از اين مشکل ننالد؟
رعايت انصاف در قضاوت و تناسب جرم و جزا کمترين تمنايي است که از امانتداران عرصه اطلاع رساني و آگاهي ميرود. گذري کوتاه بر آنچه که از سفرنامههاي مستشرقان و جهانگردان غير وطني همچون شاردن، کلاويخو، مارکوپلو، دلاواله، تاورنه، سرپرسي سايکس، ادوارد براون، دن گارسياد سيلوا فيگوئروا، برادران شرلي و حتي سرجان ملکم از سفر يا گذر از کاشان نگاشتهاند نه تنها نشاني از مايه تاسف خواندن ندارد بلکه سرشار از تعريف فر و شکوه و رونق و فضائل مردمان اين ديار است. تنها به صرف وجود چند چاله آب يا چند سطل زباله پر شده ـ که البته نواقصي غير قابل انکار و متاسفانه متداول در اکثر قريب به اتفاق شهرهاي کشور است ـ تاريخ هفت هزار ساله کاشان و بزرگاني که ذکر نام آنها از شمار بيرون است و همگان از ايشان آگاه و به شان و مقامشان معترفند را به زير سئوال بردن و اين شهر همواره سرافراز تاريخ را ـ که سند تشيع در آن از اهتمام امام معصوم بر ارسال فرزند بلافصل خود براي اقامه جماعت و تبليغ بر ميآيد ـ مايه تاسف ايران ناميدن کمال بي انصافي از رسانهاي است که به واسطه ابزار انتشار آن، داعيه رسالت اطلاع رساني به نسل جوان و تحصيلکرده را دارد.
سعدي عليه الرحمه به مصداق در گلستان حکايت ميکند :
ناخوش آوازي به بانگ بلند قرآن همي خواند. صاحبدلي بر او بگذشت گفت: تو را مشاهره چندست؟ گفت: هيچ. گفت: پس اين زحمت خود چندان چرا همي دهي؟ گفت: از بهر خدا ميخوانم. گفت: از بهر خدا مخوان.
گر تو قرآن بدين نمط خواني ببري رونق مسلماني
4- ارديبهشت ماه، علاوه بر موسم گل، موسم تجليل از معلم بزرگ انقلاب، استاد مطهري است. در کتاب داستان راستان ايشان حکايتي نقل شده بدين مضمون که پيامبر (ص) از مکاني ميگذشتند، جواناني را در زور آزمايي و رقابت يافتند. علت را که جويا شدند پاسخ شنيدند که ميخواهيم بدانيم چه کسي در ميان ما قهرمان است. پيامبر با تبسم فرمودند ميخواهيد قهرمان را معرفي کنم. قهرمان در ميان شما با تقوي ترين شماست.
خداوند را شاکريم که به تبرک مکتب آسماني تشيع و عنايت معصومين بزرگوار، در شهري نفس ميکشيم که از دير باز به صفت دارالمومنين مزين بوده و هنوز هم به هنگام نماز، طنين بانگ اذان در ماذنهها و بامها و بازارها ميپيچد و هنوز اين شهر مامن شهرونداني است که قبل از افتتاح بوستان و پارک در محل جديد، به فکر تاسيس مسجد و هيئت عزاداري هستند.
دادار متعال را سپاسگزاريم که هنوز توفيق مجاورت و خدمتگزاري به مردماني نجيبي را به ما اعطاء کرده که وارثان بيش از 1700 شهيد در دفاع مقدس اند و سرداران بزرگي چون شهيد فارسي، کريمي، زجاجي، حسن زاده و... را به مام وطن و مکتب اسلام هديه دادهاند.
خداوند متعال را به خاطر نعمت ولايت پذيري و نوکري آستان حسين ابن علي (ع) و اولاد و اجداد طاهرينش حمد ميگوييم و بر خود ميباليم که حتي در اعلاميه درگذشت عزيزانمان، ايشان را نه دکتر و مهندس بلکه پيرغلامان مکتب اهل بيت عصمت و طهارت معرفي ميکنيم و متن پيامهاي کوتاه مان، بيش از آنچه به اراجيف تمسخر آميز بپردازد، با مناقب اهل بيت و انتظار فرج ارسال ميگردد و جوانان مان به جاي دعوت براي حضور در کنسرتهاي زير زميني، به عزاداري در تکيهها دعوت ميشوند و حضور مييابند و مادران، دختران و همسران مان مقيد تر از هميشه به زيور حجاب آراستهاند. اگر اينها مايه تاسف شدن کاشان در ايران است ما را همين بس، مايه مباهات را به ديگران وا ميگذاريم.
روابط عمومي و امور بين الملل شهرداري کاشان
توضیح «تابناک»:
در پاسخ به جوابیه شهرداری کاشان به خبر «شهری که مایه تاسف ایران است»، یادآوری این نکته ضروری است که هدف از انتشار این خبر، انتقاد از بیتوجهی مسئولان محلی به جایگاه و ظرفیتهای این شهر تاریخی است که به فراموشی سپرده شده و نه تنها گردشگران که شهروندان کاشان نیز با عدیده شهری و معیشتی روبهرو هستند و خدای ناکرده قصد توهین به شهروندان و هموطنان گرامیمان در این شهر نبوده و تنها تلنگری بود برای مسئولان که البته با نوشتن چنین جوابیهای، نشان دادند که پیش از این نیز خردهای ـ که خردههایی ـ بر عملکردشان گرفته شده که اینچنین و در پاسخ به انتقاداتی که حتی دیگران بر آنان گرفتهاند ـ و گویی از هر باغی گلی چیده باشند ـ به این خبر واکنش نشان دادند، چرا که این خبر تنها انتقاد بود و بس و چنین داستانها و مشاعراتی در آن لزومی نداشت!
پیش از هر چیز، گویا باید سوگندی هم بخوریم مبنی بر این که همزمان شدن سفر ما با افتتاح کارخانه سایپا و حضور رئیسجمهور در کاشان اتفاقی بوده است. دیگر آنکه، به نظر میرسد هر خواننده فهیمی با نگاهی گذرا ـ و نه حتی عمیق ـ به آن خبر، درمییابد که موضوع از این قرار است: گردشگری ایرانی ـ که از قضای روزگار دست بیطرفی به قلم دارد ـ به همراه یک تور به کاشان سفر کرده و از کنار همه زشتیها و زیباییها به سادگی گذشته تا به باغ تاریخی فین میرسد.
تا اینجا هم، همه گله و شکایتها از تور بوده است، نه از مردم شهید پرور و متدین کاشان و یا شهرداری آن، و کسی هم به گناه نکرده متهم نشده است؛ اما در عین حال، این خبر، جنبه سفرنامه هم داشته است.
اما همین گردشگر و شاید دیگر گردشگران، به حوالی باغ فین که میرسند، انگشت تحسر به دندان میگزند! بله شاید در بسیاری از مکانهای تاریخی و غیر تاریخی دیگر هم در ایران، چنین حالی به آنان دست دهد که البته جای تأسف است!
حال این پرسش مطرح است که اگر شهرداری کاشان میداند، در روزهای اردیبهشت و فصل گلابگیری، شمار گردشگران سر به فلک میگذارد، چرا در این زمینه، تدابیر لازم را نمیاندیشد تا پس از شنیدن گله و شکایت گردشگران این گونه دلگیر نشود؟
دیگر آن که خبرنگار ما از نبودن سطل زباله گله کرد نه پر و آکنده بودن آنها. البته حالا را نمیدانیم؛ اما در روز سفر خبرنگار تابناک، در محدوده گستردهای پیرامون باغ فین ـ جز پارک روبهرو ـ از سطل زباله خبری نبود.
درباب مشت نمونه خروار نیز باید گفت: وقتی مسئولان شهری به مهمترین قسمت ها و توریستی ترین مناطق شهر چنین بی توجهی میکنند وای به حال سایر نقاط کم اهمیت شهر!
وجود خیابانهای تنگ و گذرگاههای پر از چاله و پستی و بلندی و... نیز نمیتواند بهانهای باشد بر ازدیاد گردشگران و خلاصه این که دوربین عیبیاب ما نیز تنها آنچه را دیده ثبت کرده؛ از رعایت نکردن بهداشت محیط گرفته تا کمکاریهای تور و البته شهرداری کاشان.
دیگر آن که، ما کارهای نیستیم و صاحب اختیار و تصمیمگیرنده دیگرانند؛ اما تغییر زمان بازدید از شهر و مراسم گلابگیری، پاک کردن صورت مسأله به نظر میرسد که البته یک راهکار دارد و آن این که به گلها دستور دهیم تا بهار سال آینده همینطور بشکفند و ما هم همین طور از آنها گلاب بگیریم تا بشود برنامه تورها و شمار گردشگران را در ماههای دیگر سال سرشکن کنیم.
در پایان هم استدعا داریم، اگر قصد دارید سخن و خواستهها و شکایات خود را مبنی بر استان شدن شهرتان به گوش مسئولان برسانید، در قالب جوابیه به مطلب ما این کار را نکنید، چون در نظر بازدیدکنندگان و توریستهای شهر کاشان، این برایشان فرقی نمیکند که این بودجهای که از راه گردشگر توریست به دست میآید به کدام شهر و استان میرود، بلکه ملاک برای آنان شواهد و آنچه میبینند، هست و بس.در این باره باید گفت، به نظر میرسد همین هزینههایی که از وجود اماکن تاریخی در این شهر به دست میآید، کفایت خواستههای مردم کاشان و بازدیدکنندگان از این شهر را داشته باشد.
به گزارش تابناک، جوابیه شهرداری کاشان به شرح ذیل است.
مدير مسئول محترم سايت تابناک
با سلام
در پي درج مطلبي تحت عنوان «شهري که مايه تاسف ايران است» شايسته است ترتيبي اتخاذ تا جوابيه ذيل جهت تنوير افکار عمومي پس از وصول در آن سايت درج گردد.
روابط عمومي و اموربين الملل شهرداري کاشان
1- گر چه ماهيت نقادي و گلايههاي انتقادي چندان خوشايند مذاق انتقادشوندگان نيست، ليکن اين حقيقت تلخ در صورت طي روند صحيح، عاقبت شيريني دارد و وجود عنصر بازخور در تفکر سيستمي مويد آن است که همواره جريان نقدصحيح، متضمن اصلاح درونداد و فرآيندها است و کمتر انتقاد شده منصفي از وجود آن گلايه دارد.
در اين ميان درک رسالت رسانهها نيز در انعکاس نظرات آحاد جامعه به مسئولان و دست اندر کاران و طرح موارد در قالب انتقاد مبتني بر واقعيات و البته با هدف رفع نواقص مشکل نيست بخصوص ابزار طنز و درشت نمايي ماهوي آن که البته کارکردي اثر بخش تر را در پي دارد اما مشکل زماني آغاز ميشود که اين رسالت با يکي از آفات عناد يا کوته بيني آميخته گردد.
يادآوري اين نکته که اعتماد خوانندگان شما به صحت مطالب ارائه شده، رسالت شما را در امانت داري دو چندان ميکند و اگر انحرافي به واسطه بيان مطالب دور از واقعيت در اذهان مخاطبان تان شکل گيرد، رسانه از يک سو مديون شخص يا اشخاصي است که اخبار نادرستي از آنها بيان کرده و هم مسئول ذهنيت اشتباهي است که در اذهان مخاطبان شکل گرفته و اينجاست که بخشي از عظمت قلم و سوگندي که صاحب لوح محفوظ بر آن ياد کرده، آشکار ميگردد.
به هر حال ازرسانه معاصري چون سايت شما - که عنوان تحليلي را نيز يدک ميکشد و احتمالا اطلاق عنوان زرد يا کوچه بازاري بدان فرياد واويلاي همکارانتان را در ميآورد - تعمق بيشتر در تطبيق شعارها با مستندات و رعايت حداقلهاي اصول تحقيق، جزء بديهيات و حداقل انتظار خوانندگان فهيم شماست. در اين صورت اذعان خواهيد فرمود که بر اساس تمام مصاديق استقراء و همه فرمولهاي آماري در تعيين حجم نمونه، نه مجال يک روز و نه مساحت يک مکان تاريخي (وسعت 2 هکتاري از عرصه 8000 هکتاري محدوده خدماتي شهر کاشان) ميتواند مصداق تمثيل مشت نمونه خروار باشد. (مگر اينکه اين مثل به پر کاه نمونه خروار تغيير پيدا کرده باشد).
2- مخلص کلام مطلب درج شده در سايت شما، حول و حوش وجود برخي از مشکلات خدماتي در باغ تاريخي فين و معابر و اماکن اطراف آن است. امري که البته نه به غلظت آنچه در مطلب آمده، به هيچ وجه قصد انکار آن را نداريم. گر چه کاشان به واسطه قدمت هفت هزار ساله، مامن آثار بسيار زياد تاريخي و هنري است، ليکن هيچ يک از اين آثار از لحاظ شهرت به پاي اين باغ زيبا و خاطرات تلخ شهادت بزرگ مرد تاريخ ايران در آن نميرسد. از اين رو در تمامي طول سال شاهد حضور تورهاي گردشگري بسيار داخلي و خارجي در آن هستيم.
مشکل مورد اشاره مطلب شما نيز از آنجا آغاز ميگردد که در ارديبهشت ماه و آغاز مراسم سنتي گلابگيري در شهر قمصر کاشان، به يک باره خيل عظيم مشتاقان بازديد از اين مراسم زيبا و حضور در گلستانهاي با طراوت قمصر قصد ديدار از کاشان وقمصر را دارند و حضور جمعيتي گاه بيشتر از جمعيت ساکن شهر کاشان در کمتر از چند روز، مشکلات اين چنين را به بار ميآورد. حال اگر به اين اوصاف، تنگي معابر اطراف باغ فين (که تملک و تصرف آنها به لحاظ برخي از حساسيتهاي ميراث فرهنگي از دغدغههاي چندين ساله شهرداري است و البته تامين مالي آن مستلزم تعطيلي تمام پروژههاي عمراني شهر است) و عدم رعايت نظافت برخي از گردشگران را هم بيفزاييم، صحنهها همان صحنههايي است که در دوربين عيب ياب شما ثبت گرديده است.
بديهي است تيمهاي نظافت شهرداري در طول ساعات تعطيل باغ و تمام مدت شب، نظافت کامل معابر پيراموني را به خوبي به انجام ميرسانند، ليکن انتظار نظافت همزمان با بازديد حواشي باغ آن هم در آن معابر تنگ و محدود، مانند توقع نظافت سالن سينما از اضافات خوراکي تماشاچيان درست در وسط تماشاي فيلم است!
در اين ميان بخشي از مشکلات هم در داخل باغ اتفاق ميافتد که اين حيطه در اختيار سازمان ميراث فرهنگي است.
در عين حال بي مبالاتي است اگر منکر وجود مشکلاتي اينچنين شويم و راهکار حل اساسي آن هم درگرو يکي از اقدامات زير است:
1- تشکيل مديريت واحد شهري تحت لواي يک نهاد محلي و تمرکز تصميم گيريها و خدمات رساني
2- اختصاص تمام و يا بخش تاثير گذاري از درآمدهاي بليط فروشي باغ فين به ايجاد تسهيلات رفاهي و خدماتي مناسب از سوي ميراث فرهنگي
3- برنامه ريزي تورهاي گردشگري براي توزيع سفرها به کاشان
4- اعلام پروژه 30 ساله بازگشايي محور امير کبير به عنوان پروژه ملي و تکميل بزرگراه مزبور بر اساس طرحهاي مصوب
پرواضح است تشکيل مديريت واحد شهري در سبک مديريتي حداکثر غير متراکم (و نه غير متمرکز) بخش عمومي کشور در حد حرف باقي ميماند و البته درآمدهاي بازديد از باغ فين هم بسان بسياري ديگر از درآمدهاي شهر، به سمت مرکز استان (اصفهان) گسيل ميشود و گرچه کاشان به لحاظ وجود آثار تاريخي، جزء ده شهر برتر کشور محسوب ميشود وليکن تعداد قابل ملاحظه آثار شهر اصفهان در کنار تعصب بومي مديران تصميم ساز استاني، مانعي براي اختصاص اعتبارات کافي در جهت ساماندهي مشکلات باغ تاريخي فين و ديگر اماکن پر جاذبه فرهنگي شهر کاشان است.
لذا به نظر ميرسد تنها راه حل اساسي اين معضل يا برنامه ريزي تورهاي گردشگر و شيفت تورها به ايام ديگر سال و روزهاي غير تعطيل در ارديبهشت و خرداد است و يا اعلام ملي شدن پروژه محور اميرکبير و تامين مالي آن از سوي دولت (حداقل صدور مجوز فروش اوراق مشارکت) با توجه به حجم استقبال گردشگران به نسبت جمعيت شهر (بازديد قريب به 4 ميليون گردشگر در طول سال درکاشان 300 هزا نفري) از اين محور.
با اين وجود شهرداري کاشان با احترام به نظر گردشگران و ميهمانان برنامههاي خاصي را در ايام عيد و گلابگيري و در حد بضاعت خود تدارک ديده و به اجرا گذارده که بخشي از آنها عبارتند از :
چاپ 200 هزار نقشه گردشگري جهت رفاه حال مسافرين،تشکيل کميتههاي مختلف در ايام نوروز در راستاي خدمات رساني بهينه به مسافرين نوروزي،اجراي برنامه استقبال از ورود نخستين مسافران به شهر دارالمومنين در لحظه تحويل سال جديد و اهداي جوايز به مسافران، حضور نيروهاي بسيجي پايگاه شهداي پانزده خرداد شهرداري جهت راهنمايي مسافرين، چاپ بروشور گردشگري کاشان، اضافه نمودن شيفت تنظيف در ايام تعطيل،استفاده از خودروهاي گشت ويژه جهت نظارت بر امور و هدايت مسافرين، شناسايي و تجهيز پارکها جهت استفاده مسافرين، بکار گيري پزشک کشيک رايگان در ستاد اسکان جهت مسافرين، خريد چادر مسافرتي جديد، نصب بنر راهنماي مسير اسکان و تلفنهاي ضروري، راهاندازي کيوسکهاي راهنماي نوروزي، برپايي ايستگاههاي نقاشي کودک، برگزاري مسابقات مفرح جهت مسافرين، زيبا سازي ميادين و معابر سطح شهر، شناسايي و تجهيز حسينهها و مساجد جهت اسکان مسافرين، پاسخگويي به سوالات شرعي در ايام تعطيل، اقامه نمازهاي يوميه جماعت، تعويض و نصب سطلهاي زباله، آسفالت و لکه گيري معابر سطح شهر، آماده سازي پارکينگهاي سطح شهر، رفع نواقص و ساماندهي سرويسهاي بهداشتي سطح شهر و دهها مورد ديگر
و البته با اذعان به ناکافي بودن بخشي از اين خدمات در برابر سيل مراجعه کنندگان به ويژه در روزهاي تعطيل ماههاي ارديبهشت و خرداد، همت مضاعفي رابراي کاهش اين نواقص انجام خواهد داد.
3- هر چند با ساده انگاري زايد الوصفي درج اين خبر درست در روز افتتاح کارخانه ملي سايپا و سفر رييس جمهور به کاشان را تصادف ميانگاريم، ليکن نکتهاي که هرگز از مطالعه چند باره متن و عنوان دريافت نشد اين است که پر بودن سطل زباله، بوي نامطبوع پاي گردشگران، بي توجهي مسئول تور به فرائض اسلامي و نهايتا عدم بازديد از شهر قمصر و مراسم گلابگيري چه ارتباطي با کرامت شهر کهن و تاريخ هفت هزار ساله و مردمان با ذکاوت و ريشه دار آن دارد که در ادعايي لازم الاثبات، دارالمومنين کاشان را مايه تاسف ايران شمرده ايد!!!!!؟
ادعايي که تماسهاي مکرر شهروندان، نشان از جريحه دار شدن احساسات ايشان از اين بي حرمتي به زادگاه و فرهنگ شان دارد و البته آنچه بدان ميافزايد تلاش بي نتيجه ايشان براي ثبت نظرات اعتراض آميز خود به درج اين عنوان در ستون نظرات کاربران است (که البته تجربه اکثر قريب به اتفاق مخاطبان اين سايت هم مويد اين موضوع است و به قول رندي، براي درج نظر در سايت شما، يابايد موافق قول خبر افاضه کرد يا بايد به تابناک دشنام داد. آنگاه اميدي به ثبت نظر ميرود !)
از ادعاي نگارنده مطلب سايت بر ميآيد که ايشان تمام ايران را شهر به شهر و (و حتي کوچه به کوچه) گشته و چنان از مرور تجربيات دريافته که کاشان مايه تاسف ايران است که اگر قرآني پيش آورند، نه تنها بر آن دست ميگذارد، شايد غلطي هم بزند!
البته کمي که با پاي چوبين استدلاليان گام بر ميداريم، عمق ماجرا بيشتر مکشوف ميگردد. زيرا در مييابيم که مايه تاسف کشوري هستيم که تازه خود به ادعاي آمريکا و اسراييل، مايه تاسف جامعه جهاني است!!!!
نقل است دو سپاه در جنگي صف آراستند و جنگجويان به رجز ايستادند. جنگجويي از مهاجمان فرياد زد: «يا به بند آييد يا به هر ساعت هزار تن از شما از دم تيغ بگذرانيم.» ظريفي در سپاه مقابل پاسخ داد: «نا مسلمان، يا جنگ نديدهاي يا حساب نميداني!»
هنوز هضم اين نکته براي ما مجهول است که چگونه ايشان که دنيا را کوچه به کوچه گشته، يک کوچه پشت باغ فين و سرويسهاي بهداشتي تازه تاسيس و مجهز به سيستم گرمايش خورشيدي آن و يا چندين مسجد و نمازخانه محلات فين را سياحت نفرموده تا لااقل از اين مشکل ننالد؟
رعايت انصاف در قضاوت و تناسب جرم و جزا کمترين تمنايي است که از امانتداران عرصه اطلاع رساني و آگاهي ميرود. گذري کوتاه بر آنچه که از سفرنامههاي مستشرقان و جهانگردان غير وطني همچون شاردن، کلاويخو، مارکوپلو، دلاواله، تاورنه، سرپرسي سايکس، ادوارد براون، دن گارسياد سيلوا فيگوئروا، برادران شرلي و حتي سرجان ملکم از سفر يا گذر از کاشان نگاشتهاند نه تنها نشاني از مايه تاسف خواندن ندارد بلکه سرشار از تعريف فر و شکوه و رونق و فضائل مردمان اين ديار است. تنها به صرف وجود چند چاله آب يا چند سطل زباله پر شده ـ که البته نواقصي غير قابل انکار و متاسفانه متداول در اکثر قريب به اتفاق شهرهاي کشور است ـ تاريخ هفت هزار ساله کاشان و بزرگاني که ذکر نام آنها از شمار بيرون است و همگان از ايشان آگاه و به شان و مقامشان معترفند را به زير سئوال بردن و اين شهر همواره سرافراز تاريخ را ـ که سند تشيع در آن از اهتمام امام معصوم بر ارسال فرزند بلافصل خود براي اقامه جماعت و تبليغ بر ميآيد ـ مايه تاسف ايران ناميدن کمال بي انصافي از رسانهاي است که به واسطه ابزار انتشار آن، داعيه رسالت اطلاع رساني به نسل جوان و تحصيلکرده را دارد.
سعدي عليه الرحمه به مصداق در گلستان حکايت ميکند :
ناخوش آوازي به بانگ بلند قرآن همي خواند. صاحبدلي بر او بگذشت گفت: تو را مشاهره چندست؟ گفت: هيچ. گفت: پس اين زحمت خود چندان چرا همي دهي؟ گفت: از بهر خدا ميخوانم. گفت: از بهر خدا مخوان.
گر تو قرآن بدين نمط خواني ببري رونق مسلماني
4- ارديبهشت ماه، علاوه بر موسم گل، موسم تجليل از معلم بزرگ انقلاب، استاد مطهري است. در کتاب داستان راستان ايشان حکايتي نقل شده بدين مضمون که پيامبر (ص) از مکاني ميگذشتند، جواناني را در زور آزمايي و رقابت يافتند. علت را که جويا شدند پاسخ شنيدند که ميخواهيم بدانيم چه کسي در ميان ما قهرمان است. پيامبر با تبسم فرمودند ميخواهيد قهرمان را معرفي کنم. قهرمان در ميان شما با تقوي ترين شماست.
خداوند را شاکريم که به تبرک مکتب آسماني تشيع و عنايت معصومين بزرگوار، در شهري نفس ميکشيم که از دير باز به صفت دارالمومنين مزين بوده و هنوز هم به هنگام نماز، طنين بانگ اذان در ماذنهها و بامها و بازارها ميپيچد و هنوز اين شهر مامن شهرونداني است که قبل از افتتاح بوستان و پارک در محل جديد، به فکر تاسيس مسجد و هيئت عزاداري هستند.
دادار متعال را سپاسگزاريم که هنوز توفيق مجاورت و خدمتگزاري به مردماني نجيبي را به ما اعطاء کرده که وارثان بيش از 1700 شهيد در دفاع مقدس اند و سرداران بزرگي چون شهيد فارسي، کريمي، زجاجي، حسن زاده و... را به مام وطن و مکتب اسلام هديه دادهاند.
خداوند متعال را به خاطر نعمت ولايت پذيري و نوکري آستان حسين ابن علي (ع) و اولاد و اجداد طاهرينش حمد ميگوييم و بر خود ميباليم که حتي در اعلاميه درگذشت عزيزانمان، ايشان را نه دکتر و مهندس بلکه پيرغلامان مکتب اهل بيت عصمت و طهارت معرفي ميکنيم و متن پيامهاي کوتاه مان، بيش از آنچه به اراجيف تمسخر آميز بپردازد، با مناقب اهل بيت و انتظار فرج ارسال ميگردد و جوانان مان به جاي دعوت براي حضور در کنسرتهاي زير زميني، به عزاداري در تکيهها دعوت ميشوند و حضور مييابند و مادران، دختران و همسران مان مقيد تر از هميشه به زيور حجاب آراستهاند. اگر اينها مايه تاسف شدن کاشان در ايران است ما را همين بس، مايه مباهات را به ديگران وا ميگذاريم.
روابط عمومي و امور بين الملل شهرداري کاشان
توضیح «تابناک»:
در پاسخ به جوابیه شهرداری کاشان به خبر «شهری که مایه تاسف ایران است»، یادآوری این نکته ضروری است که هدف از انتشار این خبر، انتقاد از بیتوجهی مسئولان محلی به جایگاه و ظرفیتهای این شهر تاریخی است که به فراموشی سپرده شده و نه تنها گردشگران که شهروندان کاشان نیز با عدیده شهری و معیشتی روبهرو هستند و خدای ناکرده قصد توهین به شهروندان و هموطنان گرامیمان در این شهر نبوده و تنها تلنگری بود برای مسئولان که البته با نوشتن چنین جوابیهای، نشان دادند که پیش از این نیز خردهای ـ که خردههایی ـ بر عملکردشان گرفته شده که اینچنین و در پاسخ به انتقاداتی که حتی دیگران بر آنان گرفتهاند ـ و گویی از هر باغی گلی چیده باشند ـ به این خبر واکنش نشان دادند، چرا که این خبر تنها انتقاد بود و بس و چنین داستانها و مشاعراتی در آن لزومی نداشت!
پیش از هر چیز، گویا باید سوگندی هم بخوریم مبنی بر این که همزمان شدن سفر ما با افتتاح کارخانه سایپا و حضور رئیسجمهور در کاشان اتفاقی بوده است. دیگر آنکه، به نظر میرسد هر خواننده فهیمی با نگاهی گذرا ـ و نه حتی عمیق ـ به آن خبر، درمییابد که موضوع از این قرار است: گردشگری ایرانی ـ که از قضای روزگار دست بیطرفی به قلم دارد ـ به همراه یک تور به کاشان سفر کرده و از کنار همه زشتیها و زیباییها به سادگی گذشته تا به باغ تاریخی فین میرسد.
تا اینجا هم، همه گله و شکایتها از تور بوده است، نه از مردم شهید پرور و متدین کاشان و یا شهرداری آن، و کسی هم به گناه نکرده متهم نشده است؛ اما در عین حال، این خبر، جنبه سفرنامه هم داشته است.
اما همین گردشگر و شاید دیگر گردشگران، به حوالی باغ فین که میرسند، انگشت تحسر به دندان میگزند! بله شاید در بسیاری از مکانهای تاریخی و غیر تاریخی دیگر هم در ایران، چنین حالی به آنان دست دهد که البته جای تأسف است!
حال این پرسش مطرح است که اگر شهرداری کاشان میداند، در روزهای اردیبهشت و فصل گلابگیری، شمار گردشگران سر به فلک میگذارد، چرا در این زمینه، تدابیر لازم را نمیاندیشد تا پس از شنیدن گله و شکایت گردشگران این گونه دلگیر نشود؟
دیگر آن که خبرنگار ما از نبودن سطل زباله گله کرد نه پر و آکنده بودن آنها. البته حالا را نمیدانیم؛ اما در روز سفر خبرنگار تابناک، در محدوده گستردهای پیرامون باغ فین ـ جز پارک روبهرو ـ از سطل زباله خبری نبود.
درباب مشت نمونه خروار نیز باید گفت: وقتی مسئولان شهری به مهمترین قسمت ها و توریستی ترین مناطق شهر چنین بی توجهی میکنند وای به حال سایر نقاط کم اهمیت شهر!
وجود خیابانهای تنگ و گذرگاههای پر از چاله و پستی و بلندی و... نیز نمیتواند بهانهای باشد بر ازدیاد گردشگران و خلاصه این که دوربین عیبیاب ما نیز تنها آنچه را دیده ثبت کرده؛ از رعایت نکردن بهداشت محیط گرفته تا کمکاریهای تور و البته شهرداری کاشان.
دیگر آن که، ما کارهای نیستیم و صاحب اختیار و تصمیمگیرنده دیگرانند؛ اما تغییر زمان بازدید از شهر و مراسم گلابگیری، پاک کردن صورت مسأله به نظر میرسد که البته یک راهکار دارد و آن این که به گلها دستور دهیم تا بهار سال آینده همینطور بشکفند و ما هم همین طور از آنها گلاب بگیریم تا بشود برنامه تورها و شمار گردشگران را در ماههای دیگر سال سرشکن کنیم.
در پایان هم استدعا داریم، اگر قصد دارید سخن و خواستهها و شکایات خود را مبنی بر استان شدن شهرتان به گوش مسئولان برسانید، در قالب جوابیه به مطلب ما این کار را نکنید، چون در نظر بازدیدکنندگان و توریستهای شهر کاشان، این برایشان فرقی نمیکند که این بودجهای که از راه گردشگر توریست به دست میآید به کدام شهر و استان میرود، بلکه ملاک برای آنان شواهد و آنچه میبینند، هست و بس.در این باره باید گفت، به نظر میرسد همین هزینههایی که از وجود اماکن تاریخی در این شهر به دست میآید، کفایت خواستههای مردم کاشان و بازدیدکنندگان از این شهر را داشته باشد.
و دیگر آن که در «دارالمؤمنین» بودن کاشان و همه شهرهای ایران تردیدی
نیست و ما نیز به یاد نداریم که بر خلاف این سخنی گفته باشیم.
برای پرهیز از درازگویی و اطناب به همین بسنده میکنیم و به یاد داشته باشیم که هرگز به دنبال تعریف و تمجید دیگران از خود نباشیم، چرا که:
برای پرهیز از درازگویی و اطناب به همین بسنده میکنیم و به یاد داشته باشیم که هرگز به دنبال تعریف و تمجید دیگران از خود نباشیم، چرا که:
بي قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما را
بر ما و خود ستم کرد، هر کس ستود ما را
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
عنوان خبر این بود: "شهری که مایه آبروریزی ایران است."
اگر فکر کردید که اشتباه کرده اید چرا عذر خواهی نکردید؟
مهم نیست که شما در مورد کاشان چه فکری می کنید. مهم این است که چگونه از هم انتقاد می کنیم.
کلوچه شهرم را که می چشی ، شیرینی شهرم را مزمزه می کنی .
گلاب شهرم را که می بوئی ، عطر آگینی شهرم را می شنوی .
سهراب سپهری را که می خوانی ، موزونی شهرم را حس می کنی .
فیض را که به خاطر می آوری ، فلسفه شهرم را می خوانی .
خانه بروجردیها که مهمان می شوی ، هنر شهرم را پذیرائی می شوی .
در باغ فین که قدم می زنی ، تاریخ شهرم را مرور می کنی .
از تپه سیلک که بالا می روی ، به قله تمدن شهرم صعود می کنی .
به آقا علی عباس و مشهد اردهال که مشرف می شوی ، مذهب شهرم را زیارت می کنی .
از آبشار نیاسر که پائین می آیی ، به طراوت و زلالی شهرم می رسی .
محتشم کاشانی را که می خوانی ، شورش خلقش را نوحه سرائی می کنی .
به قمصرش که پا می گذاری ، بهشت موعود را تجسم می کنی .
از ابیانه که عبور می کنی ، گذرگاه تاریخ شهرم را می پائی .
وقتی به شهر من می آئی ، همه دنیا را در آن می یابی .
آخه شهر من کاشونه
حسن مازوچي 3/3/89
به این نتیجه رسیدم که تبلیغات برای کاشان خیلی بیشتر از اون چیزی هست که وجود داره.
واقعا جای تاسف داشت.
در ضمن کسی که انتقاد پذیر نباشه هرگز به پیشرفت نمیرسه.به نظرم شهرداری کاشان نباید دلگیر بشه.
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟





