بیانیه هستهای تهران و شکلگیری منظومههای ژئوپلیتیک
سه کشور جمهوری اسلامی ایران، جمهوری فدراتیو برزیل و جمهوری ترکیه در اجلاس هفدهم می سال 2010 مطابق 27 اردیبهشت 1389تهران در بیانیهای مشترک به توافقاتی رسیدند که اهم مفاد آن به شرح زیر است:
2) اعتقاد راسخ بر ایجاد فضای سازنده، مثبت و غیرتقابلی است تا باعث گشایش دورهای از تعامل و همکاری شود.
3) تبادل سوخت هستهای بستری برای آغاز همکاری متقابل در عرصههای گوناگون به ویژه در همکاری هستهای صلحآمیز شامل ساخت نیروگاه و رآکتورهای تحقیقاتی است.
4) بر پایه این مفاد، تبادل سوخت هستهای، حرکتی سازنده رو به جلو و نقطه آغازی برای همکاری میان ملتهاست. این حرکتها باید به تعامل مثبت و همکاری هستهای صلحآمیز هدایت شود و از هر گونه تقابل اعم از اقدامات، رفتار و یا اظهارات تندی که به حقوق و تعهدات ایران بنا بر NPT لطمه میزند، پرهیز شود.
5) بنا بر این مفاد، برای تسهیل همکاریهای هستهای ذکر شده، جمهوری اسلامی ایران موافقت میکند که مقدار 1200 کیلوگرم اورانیوم کمتر غنی شده (با غنای 5/3 درصد) را در ترکیه به امانت بگذارد. این مواد در مالکیت ایران در ترکیه خواهد بود و ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، امکان نظارت بر این مواد را خواهند داشت.
6) ایران موافقت خود را با موارد فوق به آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ظرف هفت روز از راه کانالهای رسمی پس از تاریخ اعلام این بیانیه، اعلام میکند. متناسب با دریافت پاسخ مثبت گروه وین شامل کشورهای روسیه، آمریکا و فرانسه و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، جزییات بیشتر تبادل سوخت از طریق یک توافقنامه مکتوب و سازوکارهای مناسب بین جمهوری اسلامی ایران و گروه وین که به طور مشخص خود را متعهد به تحویل مقدار120 کیلوگرم سوخت لازم (با غنای20درصد) برای رآکتور تحقیقاتی تهران کردهاند، به طور مفصل تبیین خواهد شد.
7) از زمانی که گروه وین تعهد خود را مبنی بر پذیرش شرایط این بیانیه اعلام کند، دو طرف به اجرای این توافقنامه در بند شش ملزم خواهند بود و به دنبال آن، ایران نیز آمادگی خود را برای به امانت گذاشتن مقدار1200 کیلوگرم اورانیوم کمتر غنی شده مطابق با توافقنامه مذکور در یک ماه اعلام مینماید. گروه وین نیز بر پایه این توافقنامه، متعهد میشود مقدار 120 کیلوگرم اورانیوم (معادل 10درصد میزان دریافت شده) مورد نیاز رآکتور تهران را ظرف یک سال به ایران تحویل دهد.
8) در صورتی که مفاد این بیانیه مورد توجه قرار نگیرد، ترکیه حسب درخواست ایران، مجموع LEU (اورانیوم کمتر غنی شده) دریافت شده از ایران را سریع و بدون هیچ گونه قید و شرطی برگشت میدهد.
9) ترکیه و برزیل از آمادگی مستمر جمهوری اسلامی ایران برای تداوم گفتوگو با گروه 1+5 در هر مکان از جمله به میزبانی دو کشور ترکیه و برزیل درباره دغدغههای مشترک و بر اساس تعهدات دسته جمعی مطابق بسته و نکات پیشنهادی استقبال میکنند.
10) ترکیه و برزیل از رویکرد سازنده جمهوری اسلامی ایران در پیگیری حقوق هستهای کشورهای عضو NPT قدردانی کرده و به دنبال آن، ایران نیز از تلاشهای سازنده دو کشور ترکیه و برزیل، در راستای ایجاد فضای همکاری برای استیفای حقوق هستهای ایران تشکر نمود.
جمهوری اسلامی ایران با این پیشنهاد تبادل موافق بود، لیکن به دلیل بی اعتمادی به كشورهای 1+5، دریافت محموله 1200 كیلویی اورانیوم 5/3 درصدی از ایران و احتمال بازگشت ندادن آن از سوی كشورهای مورد اشاره دور از انتظار نبود؛ بنابراین، جمهوری اسلامی ایران، خواستار تضمین عینی ( OBJECTIVE GUARANTEE) بود كه این موضوع از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی و كشورهای 1+5 مورد توجه قرار نگرفت.
بر این اساس، در بند پنجم از بیانیه تهران آمده است كه «جمهوری اسلامی ایران با امانت گذاری 1200كیلوگرم اورانیوم كم غنیشده (LEU) در تركیه موافقت میكند» و در ادامه همان بند تأكید شده است كه «این مواد در مالكیت ایران در تركیه قرار خواهد داشت و ایران و آژانس، نظارت بر حفظ ایمنی این مواد را در تركیه بر عهده دارند»؛ بنابراین، محموله 1200 كیلویی اورانیوم 5/3 درصدی برای تسهیل در انجام تبادل و با قید «امانت» به تركیه منتقل میشود و برای همین، این بند از بیانیه در صورتی كه مورد توافق عملی گروه وین هم قرار گیرد، عملا دربرگیرنده همان «تضمین عینی» خواهد بود كه جمهوری اسلامی ایران در گذشته نیز بر آن تأكید داشت.
از سوی دیگر، در بند 8 از بیانیه سه جانبه تهران، تأكید شده است، در صورتی كه مفاد این بیانیه مورد توجه و احترام قرار نگیرد و از سوی گروه وین پذیرفته نشود، تركیه به درخواست ایران، محموله 1200 كیلوگرمی اورانیوم 5/3درصدی را بدون هیچگونه قید و شرطی و بلافاصله پس از درخواست به ایران بازمیگرداند.
در ماده 6 بیانیه آمده است: «ایران ظرف هفت روز پس از صدور این بیانیه، موافقت خود را با موارد آن به آژانس اعلام میكند» و در ادامه همین بند تأكید شده است: تبدیل بیانیه به توافقنامه و عملیاتی شدن آن مشروط به پذیرش مفاد بیانیه از سوی گروه وین است و ایران متناسب با چگونگی پذیرش گروه وین، نظر نهایی و اجرایی خود را درباره تعامل با این گروه و به طور مشخص، تعهد گروه وین، مبنی بر تحویل 120 كیلوگرم سوخت لازم برای راكتور تحقیقاتی تهران، اعلام میكند.
1-ایجاد صفبندیهای نوین در نظام بینالملل و تشکیل منظومههای جدید ژئوپلیتیکی با محوریت کشورهای مؤثر و قدرتهای نوظهور در عرصههای بینالمللی که از انگیزههای فراوانی برای مشارکت در دیپلماسی جهانی و مباحث استراتژیک برخوردارند.
2- بسترسازی برای گسترش حوزه نفوذ و یارگیری مؤثرتر جمهوری اسلامی ایران در بلوکها، سازمانها و نهادهای بینالمللی.
3- تقویت جایگاه و منزلت بینالمللی دو کشور برزیل و ترکیه در معادلات بینالمللی.
4- با توجه به مندرجات بند نخست بیانیه مبنی بر حق برخورداری همه كشورهای عضو NPT و از جمله جمهوری اسلامی ایران در استفاده صلحآمیز از فعالیتهای هستهای و بهرهمندی بدون تبعیض از آن در اهداف توسعه ای و تولید انرژی هستهای که مورد تأكید قرار گرفته، هرچند این بخش همواره مورد توافق نسبی آمریكا و متحدانش بوده و این حق را برای جمهوری اسلامی ایران نیز انكار نكردهاند، لیکن بعضا و تحت روندهای صرفا سیاسی مبنی بر اینکه ایران در فعالیتهای هسته ای خود قابل اعتماد نیست، همواره سعی در كارشكنی و سرانجام محروم كردن جمهوری اسلامی ایران از همه فعالیتهای هستهای را داشتهاند.
5ـ در بند 4 بیانیه سه جانبه «هرگونه تقابل، اعم از اقدامات، رفتار و یا بیانیههای تهدیدآمیزی كه به حقوق و تعهدات هسته ای ایران تحت معاهده NPT آسیب برساند»، منع شده است؛ بنابراین، طرفهای مقابل برای ادامه اقدامات خصمانه خود علیه فعالیت هسته ای ایران با فقدان توجیهات لازم روبهرو هستند.
6ـ با توجه به سوابق گذشته و در صورت پذیرش اولیه مفاد بیانیه سه جانبه تهران، احتمال بی توجهی عملی به تعهدات مندرج در آن از سوی كشورهای یاد شده، دور از انتظار نیست، چرا که در این صورت و با توجه به اینکه این بیانیه تنها یک تفاهم اولیه و صرفا محملی برای دستیابی به توافقنامه رسمی است، این بیانیه، فاقد الزام اجرایی بوده و الزامات اجرایی آن نیز مطابق همین بیانیه موكول به توافق نهایی طرفین است.
7ـ «گروه وین» منحصر به سه كشور آمریكا، فرانسه و روسیه نیست، بلكه «آژانس بینالمللی انرژی اتمی» نیز یكی از چهار ضلع گروه وین است و قید و شروط تأكید شده در بندهای 6 و 7 این بیانیه، مبنی بر پذیرش مفاد آن از سوی گروه وین، شامل پذیرش آژانس بینالمللی هم میشود که این از نكات اساسی مندرج در مفاد بیانیه است، زیرا طرف اصلی و رسمی جمهوری اسلامی ایران در چالشهای هستهای سالهای اخیر، آژانس بینالمللی انرژی اتمی بوده و بنابراین، موافقت آژانس با مفاد بیانیه تهران به مفهوم آن است كه از بسیاری ادعاهای پیشین خود نیز نسبت به پرونده هستهای ایران گذر کرده و بنا بر اساسنامه آژانس، تصمیمها و اعلام نظرهای موافق یا مخالف این نهاد بینالمللی، پیش از آن كه در شورای حكام به تصویب برسند، ارزش قانونی نداشته و رسمیت ندارند.
8- در بند 9 بیانیه به آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای گفتوگو با كشورهای 1+5 اشاره شده است كه این آمادگی نكته جدیدی نیست و در نشستهای پیشین هم مطرح شده، اما، در ادامه همین بند، حوزه و میدان گفتوگو مشخص و مطرح شده كه این گفتوگوها «پیرامون نگرانیهای مشترك بر مبنای تعهدات دستجمعی و بنا بر مشتركات دو بسته پیشنهادی» خواهد بود.
9ـ با توجه به موارد مطرح، احتمال چندانی برای پذیرش کامل مفاد بیانیه از سوی «گروه وین» وجود ندارد و شواهد حاکی از پافشاری آنان بر توقف کامل غنیسازی و ادامه صدور قطعنامههای بینالمللی علیه ایران با استمرار تحریمهای متعدداست؛ اما به نظر میرسد جمهوری اسلامی ایران در هر دو حالت پذیرش یا رد گروه وین، راه مطلوبی را پشت سر گذاشته است، زیرا پذیرش بیانیه به مفهوم نفی ادعاهای قبلی دولتهای مخالف بوده و عدم پذیرش احتمالی بیانیه از سوی آنان نیز با گسترش تعارضات بینالمللی و ظهور صفبندیهای جدید استراتژیکی و ژئوپلیتیکی در عرصههای جهانی، عملا به معنای آن است كه برنامه هسته ای ایران برای طرفهای مقابل، تنها یك بهانهجویی صرفا سیاسی بوده و برای همین، موضوع اساسی برای آنان مقابله گسترده با نوع نظام سیاسی و حاکمیت اسلامی در ایران است که در اوضاع کنونی به لحاظ اینکه این شیوه از حاکمیت مورد توجه برخی ملتها قرار گرفته است، چگونگی مقابله با آن هم به كانون اصلی نگرانیها و اضطراب دولتهای معارض تبدیل شده است.
به طور کل و به عنوان یک تحلیل و ارزیابی نهایی از توافق روز دوشنبه مورخ 27/2/1389که در مذاکرات سه جانبه تهران، بین ایران، ترکیه و برزیل صورت گرفته است، نقشه راه متناسب و مطلوب برای جمهوری اسلامی ایران در پیگیری و اجرای مسائل هستهای، باید با توجه کامل به سیر فرازوفرودهای بینالمللی و اقدامات بازیگران اصلی این موضوع و نیز دقت نظر لازم در برخی از عبرتها و آموزههای رفتاری آنان طراحی شود؛ بنابراین، و با تأکید بر مباحث مطرح در بیانیه تهران، به نظر میرسد برای جمهوری اسلامی ایران، هرگونه تحول مطلوب در پرونده هستهای، عملا مستلزم دوراندیشی سیاسی (استراتژیکی) و توجه واقعبینانه به معیارها و مبانی جاری در محیط بینالملل است که در زیر به برخی از آنها اشاره میشود:
1ـ مبنای اصلی و تعریف شده برای اقدامات و رفتارهای بینالمللی رهبران کشور چین و نفوذ عملی آنان در مناطق گوناگون جهان، بر اولویت محورهای اقتصادی و رشد و توسعه اقتصادی این کشور در عرصههای ملی و بینالمللی قرار گرفته است، زیرا با توجه به جمعیت میلیاردی، وسعت نسبتا زیاد کشور، تنوع قومی ـ مذهبی، حساسیتهای سیاسی داخلی، شرایط خاص حاکمیتی و نوع نظام سیاسی، رشد روزافزون فنآوری و تکنولوژیهای نوین و نیز نقش آفرینی کارساز آنها در میدانهای گوناگون زندگی شتابان شهروندان چینی، مسئولان و رهبران این کشور به شدت از رفتارها و اقدامات سیاسی و تحریک آمیز در صحنههای بینالمللی و سیاست خارجی پرهیز کرده و عملا همه تلاش خود را بر مراقبت از عرصههای تجاری، اقتصادی و نفوذ در بازارهای جهانی معطوف نمودهاند.
در این شرایط، کشور چین با استفاده مناسب از تجربیات شوروی سابق دیگر هیچ فرصتی برای هزینههای سیاسی و تکرار اشتباهات رهبران کمونیست شوروی باقی نگذاشته و به سرعت در تلاش برای تأمین نیازهای داخلی و تصرف بازارهای مصرفی دیگر ملل است؛ بنابراین، با توجه به استراتژی جهانی چین و سوابق چگونگی حضور این کشور در فرآیند بررسی پرونده هستهای ایران، شواهد حاکی از آن است که به لحاظ مراقبت و پرهیز جدی این کشور از حضور مؤثر در مسائل سیاسی و تنشزای بینالمللی، جمهوری اسلامی ایران نیز باید ظرفیتها، سطوح تعاملی و حدود انتظارات خود را از این کشور بازبینی و تبیین کند تا با حفظ و گسترش روابط متقابل با آن کشور، مانع از استمرار راههای فرساینده در تحقق مطالبات ملی و تأمین بهینه منافع بینالمللی خود شود.
2- روسیه به عنوان میراثدار بلوک شرق با بقای تفکرات به جای مانده از دوره رقابتهای جنگ سرد و جهان دوقطبی، عملا درگیر وضعیتی چندگانه و پیچیده در فضای درونی و بیرونی است، زیرا از یکسو باید پاسخگوی نیازهای متنوع جامعهای باشد که به تازگی لذتهای تنوع طلبی و خروج از چنگال استبداد کمونیستی را چشیده است و از سوی دیگر، در حسرت عرصههای جغرافیایی از دست داده و در کمین برای بازیابی حیات ژئوپلیتیکی گذشته است؛ بنابراین، اهم اقدامات سیاسی و دیپلماتیک این کشور و به ویژه در روابط سالهای اخیرش با جمهوری اسلامی ایران، همواره توجه اساسی رهبران آن بر تأمین یکجانبه منافع متعدد این کشور بوده است، به گونهای که روند حضور و مشارکت روسیه در سیر تحولات پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران، آکنده از رفتارها و اقدامات کاسبکاران این کشوراست.
روسیه به عنوان یکی از قدرتهای پرنفوذ بینالمللی که در همسایگی ایران است، نه تنها از روابطی مبهم و پرسشبرانگیز در حافظه تاریخی مردم ایران برخوردار است، بلکه در فرآیند بررسی تعیین رژیم حقوقی دریای خزر که پس از فروپاشی شوروی مطرح شده و حتی در تعاملات دیپلماتیک و دیپلماسی منطقه ای جمهوری اسلامی ایران و به ویچه با حوزه آسیای مرکزی و قفقاز نیز فاقد هماهنگی و همکاری مورد انتظار بوده است، بنابراین، ایران باید با لزوم هشیاری کامل در تنظیم روابط با این همسایه مرموز، با مراقبت لازم، مانع از ایجادبسترهای مناسب برای مانور روسیه در مسائل و موضوعات سیاست خارجی این کشور شود.
3ـ آنچه مسلم است، معارضان و طرفهای غربی پرونده هستهای ایران به لحاظ منافع متعدد و مشترک استراتژیکی که متقابلا آنها را با یکدیگر مرتبط کرده است، نه تنها از رفتار هماهنگی برخوردارند، بلکه با تلاشهای گسترده برای متقاعد کردن دیگر دولتها، نهادها و سازمانهای بینالمللی (سازمان ملل و آژانس بینالمللی انرژی اتمی) برای تکمیل تحریمها و توقف کامل غنیسازی در ایران، مسیر کنونی خود را با استمرار صدور قطعنامههای بینالمللی ادامه خواهند داد.
4ـ ایران باید با تحریک و حمایت از انگیزههای قدرتطلبی کشورهای ترکیه و برزیل به عنوان دو کشور مؤثر از اعضای مجامع بینالمللی (سازمان ملل و آژانس بینالمللی انرژی اتمی) که به تازگی با موضوع هستهای ایران مرتبط شدهاند و نیز از شرایط و توازن ژئوپلیتیکی مؤثری در دیپلماسی جهانی برخوردارند، تلاشهای گسترده ای برای فراهم کردن بسترهای حضور عملی این دو کشور در مجامع و کارگروههای بررسی پرونده هستهای به کار گیرد، زیرا در شرایطی که این دو کشور با تلاشهای گسترده، سعی بر تثبیت حضور خود در تدابیر جهانی دارند، ورود آنها به موضوع هستهای ایران ضمن این که آزمونی مهم برای دفاع از حیثیت بینالمللی آنها به شمار میرود، تحقق مفاد بیانیه تهران نیز مستلزم تعهداتی عملی برای این دو کشور است، هر گونه پاسخی از سوی گروه وین و یا دیگر مخالفان فنآوریهای هستهای ایران به بیانیه تهران، بسترسازیهای مطلوبی را برای اجرای مانورهای متعدد سیاسی ـ استراتژیک در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران فراهم میکند که کمترین آن، گسترش دامنه شکافهای بینالمللی و ایجاد صفبندیهای گوناگون در میدان سیاست جهانی با هدف جلوگیری از اجماع در تصمیمات مجامع بینالمللی است.
* مؤلف: دکتر نبیالله رشنو، مدرس دانشگاه و تحلیلگر مسائل استراتژیک


