گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۹۹۵۶۹
| | 3135 بازدید
رسالت
«خشم آمريکا در برابر مانور ديپلماتيک ايران» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد کاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
گردهمايي رهبران جهان از سه قاره در تهران يک موفقيت ديپلماتيک براي جمهوري اسلامي محسوب مي شود. تهران در هفته گذشته کانون اصلي توليد مهمترين اخبار سياسي و اقتصادي جهان بود. صدور بيانيه هسته اي تهران اهميت اخبار گردهمايي رهبران جهان در تهران را مضاعف کرد. رئيس جمهور کشورمان در کانون اين اخبار بود. ديدارهاي رهبران شرکت کننده در اجلاس با مقام معظم رهبري فصلي از روشنگري در مورد روابط ظالمانه مناسبات جهاني را وا تاب مي داد.
گردهمايي رهبران جهان از سه قاره در تهران يک موفقيت ديپلماتيک براي جمهوري اسلامي محسوب مي شود. تهران در هفته گذشته کانون اصلي توليد مهمترين اخبار سياسي و اقتصادي جهان بود.
صدور بيانيه هسته اي تهران اهميت اخبار گردهمايي رهبران جهان در تهران را مضاعف کرد. رئيس جمهور کشورمان در کانون اين اخبار بود. ديدارهاي رهبران شرکت کننده در اجلاس با مقام معظم رهبري فصلي از روشنگري در مورد روابط ظالمانه مناسبات جهاني را وا تاب مي داد.
مردم سالاري
«انتقال شرکت ها و سازمان هاي دولتي و چند پرسش»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم سروش ارشاد است كه در آن ميخوانيد:
«کاهش جمعيت تهران» از جمله موضوعاتي است که دولت دهم به تازگي در صدر کارهاي خود قرار داده است. اين موضوع از همان روزي که احمدي نژاد اعلا م کرد که محاسبه کرده است و به اين نتيجه رسيده که بايد حداقل 5 ميليون نفر از تهران خارج شوند وارد فاز جديدي شد و کار گروهي به نام «انتقال کارکنان دولت از شهر تهران» تشکيل شد.
اين کار گروه، ديروز مصوبات قابل توجهي داشت که توجه بسياري را به خود جلب کرد. مصوباني که «سرعت» مهمترين ويژگي آن به حساب مي آيد. انتقال 163 شرکت و سازمان دولتي از تهران، موضوع مهمي است که قطعا حواشي بسياري خواهد داشت و بايد ديد که تا چه ميزان اين مصوبه دستوري، مي تواند قابليت اجرايي پيدا کند. نگاهي به متن اين مصوبه جديد که توسط محمدرضا رحيمي ابلا غ شده داراي نکات قابل توجهي است که کار کارشناسي بيشتر در اتخاذ اينگونه تصميمات را ضروري مي کند. اينکه تهران، شهر پرجمعيتي است و ضرورت دارد که جمعيت آن متناسب شود امري قابل قبول است. اما بايد دلا يل پر جمعيت بودن تهران بررسي شود تا به نتايج واقع گرايانه اي برسيم.
بخشي از پرجمعيت بودن تهران به مهاجرت فراوان غير تهراني ها به پايتخت بر مي گردد که دليلي هم جز بيکاري درشهرهاي ديگر نيست، بسياري از جوانان براي کسب حداقل درآمدي به تهران مي آيند و درنهايت ساکن اين شهر مي شوند. لذا، دولتي ها بهتر است در ابتدا نگاهي به اين موضوع داشته باشند و راه حل جدي تري براي اشتغال زايي در شهرها و روستا بينديشند تا شاهد کاهش مهاجرت به تهران باشيم. اما در مصوبه کارگروه انتقال کارکنان دولت از شهر تهران، تصميمات ضربتي گرفته شده است که مشخص نيست در پي اين ضرب الاجل هاي هفت، ده و سي روزه بر شرکت هايي با سيستم اداري عريض و طويل، چه نتايج قابل قبولي به دست مي آيد.
وطن امروز
«ادعاي سربازي!»عنوان سرمقاله روزنامه طن امروز به قلم فرهاد مستوفي است كه در آن ميخوانيد:
در دنياي جديد، رسانه واجد اهميتي ويژه در تاثيرگذاري بر تحولات مختلف است و ميل چهرهها به در اختيار گرفتن رسانهها ناشي از درک همين واقعيت است. در واقع رسانهها مجراي ارتباط مستقيم ديدگاهها، نظرات و به طور کلي نحوه انديشه صاحبان خود هستند و هدف عالي خود را بر موجهسازي چهرهها و ديدگاههاي مطلوب و تضعيف – و احيانا تخريب – حريف قرار ميدهند. بنابراين بسيار طبيعي و واضح است که جهتگيريهاي کلان يک رسانه منطبق بر سليقه صاحبان و تصميمسازان است؛ اگر چه نميتوان اين نگاه را به جزئيات و جهتگيريهاي خرد رسانه تعميم داد.
در دنياي جديد، رسانه واجد اهميتي ويژه در تاثيرگذاري بر تحولات مختلف است و ميل چهرهها به در اختيار گرفتن رسانهها ناشي از درک همين واقعيت است. در واقع رسانهها مجراي ارتباط مستقيم ديدگاهها، نظرات و به طور کلي نحوه انديشه صاحبان خود هستند و هدف عالي خود را بر موجهسازي چهرهها و ديدگاههاي مطلوب و تضعيف – و احيانا تخريب – حريف قرار ميدهند. بنابراين بسيار طبيعي و واضح است که جهتگيريهاي کلان يک رسانه منطبق بر سليقه صاحبان و تصميمسازان است؛ اگر چه نميتوان اين نگاه را به جزئيات و جهتگيريهاي خرد رسانه تعميم داد.
اگرچه فضاي رسانهاي در ايران اينک به گونهاي است که رفتارهاي به دور از اخلاق به وفور يافت ميشود، با اين حال ادعاي عدم احاطه تصميمگيران بر رسانههاي خود، فرضي غيرقابل قبول است. به هر حال ديدگاهها و نظرات هر شخص يا گروه از طريق مجاري رسانهاي وابسته به آن شخص يا گروه منتشر و منعکس ميشود و بسيار سادهلوحانه و غيرمنطقي است اگر گفته شود رسانه يک چهره سياسي در جهتگيريهاي کلان در تقابل يا تغاير با ديدگاههاي آن چهره سياسي است که اگر اينگونه باشد قطعا آن چهره سياسي از کمينه هوش و ذکاوت هم بيبهره است. در اصطلاح پزشکي اين فرد دچار «دو قطبي» رفتاري ميشود.
كيهان
«جنايتكاران حرفهاي»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن ميخوانيد:
1-موضوع اين يادداشت به معضلات و مشكلات حقوقي درباره تعيين جرايم ارتكابي از سوي مجرمان برنمي گردد بلكه تنها درصدد است با طرح يك نكته حقوقي به يكي از جرايم بزرگ سران فتنه اشاره اي گذرا داشته باشد.
توضيح آن كه گاهي جرم ارتكابي از سوي مجرم با يك جرم ديگر در مصاديق تداخل پيدا مي كند. به عنوان مثال، جرم صدور چك بلامحل در موارد بسياري مصداق جرم كلاهبرداري است و آن زماني است كه صادركننده چك با ترفندهاي خاصي از چك به عنوان ابزار و اهرمي استفاده كرده است كه اهداف جاه طلبانه و زياده خواهانه خود را عملياتي كند. به تعبير ساده تر چك در پي يكسري اعمال و مانورهاي متقلبانه صادر گرديده است و نه تنها بي محل است و اعتباري ندارد بلكه باعث شده است تا بدينوسيله خروج مال از يد مالباخته متحقق گردد.
اگر در اين شرايط، تنها قانون صدور چك بدون ابعاد حقوقي ديگر ماجرا، ملاك رسيدگي قرار بگيرد فرد متخلف كه يك كلاهبردار حرفه اي است از مجازات كلاهبرداري مي گريزد و اصطلاحاً قسر در مي رود.
تهران امروز
«قطعنامه آمريكا چرا بعد از توافق تهران؟»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسن وزيني است كه در آن ميخوانيد:
تنها دو روز پس از توافق تهران، منابع غربي از انتشار پيشنويس قطعنامه چهارم تحريم عليه ايران خبر دادهاند. گرچه هنوز جزئيات دقيقي از متن اين پيشنويس منتشر نشده اما گمانهزني محافل ديپلماتيك كه مبتني بر بخشهايي از متن پيشنهادي آمريكاست، حكايت از آن دارد كه قطعنامه پيشنهادي سويههاي تهاجميتر و فراگيرتري نسبت به قطعنامه پيشين دارد و در عين حال به منظور جلوگيري از واكنشهاي مخالفان (اعضاي جنبش عدم تعهد و بهخصوص تركيه، برزيل و لبنان به عنوان اعضاي غيردائم شوراي امنيت) و مرددها (روسيه و چين) همه خواستههاي واشنگتن از قبيل تحريم بانك مركزي جمهوري اسلامي، تحريمهاي نفتي و صنعتي و... را تامين نكرده است.
با اين حال اين احتمال وجود دارد كه در مذاكرات فشردهاي كه احتمالا سه هفته طول ميكشد باز هم تيغ آمريكاييها كندتر شود و متن پيشنهادي آنها اندكي ديگر تعديل شود. بنابراين بهنظر ميرسد واشنگتن در متن قطعنامه چهارم نسبت به قطعنامه پيشين موفقتر اما در ارتباط با علاقهمندي و خواستههاي خود درقياس با تحولات اخير ناكام بوده است.
اما آنچه در اين باب ميتوان طرح كرد آن است كه هدف كاخسفيد از ارائه متن پيشنويس در حالي كه جهان هنوز واكنش يكدستي به نشست سهجانبه تهران نشان نداده و گروه وين هنوز موضع رسمي و دقيق خود را نسبت به ابتكار عمل تهران اعلام نكرده است، چيست؟ نگاهي به بيانيه تهران كه زمينه را براي يك توافق نسبي پيرامون مسئله غنيسازي 20 درصدي اورانيوم هموار ساخته، بيانگر آمادگي ايران براي نشان دادن وجه صلحآميز فعاليتهاي هستهاي در عين تاكيد بر حقوق قانوني خود است.
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد؛ ايام جانسوز فاطميه و روزهاي حزنانگيز شهادت حبيبه خدا، يگانه دختر رسالت، همسر امامت و ما در ولايت حضرت زهراي اطهر سلامالله عليها بر اين هفته سايهافكن بود. بانوي بزرگي كه با آنكه در جواني به خزان گراييد ولي در همان دوران كوتاه عمر خود درسهاي فراواني براي مسلمانان برجا گذاشت. يكي از جلوههاي عمر شريف ايشان، مظلوميت بود كه با همه لحظههاي زندگاني صديقه طاهره پيوند خورده بود، بويژه حوادث دوران پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) كه همچون تندبادي بر آن ياس نبي وزيد و منجر به شهادت جانگداز آن ريحانه رسول خدا گرديد.
اين مصائب بزرگ تاريخي در شرايطي برايشان فرود آمد كه حضرت فاطمه(س) نزد پيامبر گرامي اسلام، ارج و احترام ويژهاي داشت و پاره تن پيامبر، ، قلب و نور چشم نبي و مايه سرور رسول و برترين زنان عالم محسوب ميشد.
زندگاني حضرت زهرا(س) همچنين از آغاز تا پايان به زيور ايمان، عفاف، حجاب، پاكي، صداقت، فضيلت و شكيبايي آراسته بود و اين عناصر دست به دست هم داده بودند تا در يك مقطع كوتاه تاريخ، زندگي نمونهاي بسازند كه براي همه نسلهاي بشر سرمشق خوب زيستن و حيات متعالي باشد. مجموعه اين خصوصيات از آن حضرت بارقهاي از رحمت، نوري در ظلمت، شجرهاي پربركت، و نمادي از حقيقت ساخته بود كه نه تنها ياد و خاطرهاش در تاريخ محو نشد بلكه در هر زمان و هر مكان در قلوب مومنين جايگاهي ويژه يافت و ذكرش ورد زبان شيرزنان و مردان آزاده گرديد.
ايران
«اين روزهاي به ياد ماندني...»عنوان يادداشت روز روزنامه ايران به قلم مرتضي قمريوفا است كه در آن ميخوانيد:
اين روزها از جمهوري اسلامي ايران در افكار عمومي جهان، مدام تمجيد و قدرداني ميشود و «حسننيت» ايرانيان مورد تحسين قرار ميگيرد. همچنين همگان شاهدند كه «عزت و غرور ملي» در سطح جامعه افزايش يافته و مردم نه به خاطر اغواگري تبليغات، بلكه با تكيه بر عناصر واقعي قدرت به اين وضعيت روحي و رواني رسيدهاند. در اين باره دو نكته را يادآور ميشوم.
1- در دو سه هفته اخير شاهد بالاترين تحرك ديپلماتيك دولتمردان بوديم. ابتدا رئيسجمهور محترم با حضور پرمعناي خود در اجلاس بازنگري پيمان منع توليد و اشاعه تسليحات هستهاي (NPT) به نيويورك، مقر سازمان ملل عزيمت كرد و در همان ساعات ابتدايي اين اجلاس يك ماهه و بسيار مهم، ديدگاههاي منطقي، كاربردي و صلحخواهانه جمهوري اسلامي ايران را مطرح كرد و در جهت خلع سلاح واقعي قدرتها بدينگونه مجدداً صداي تهران را به پربسامدترين آواي دلنشين، عدالتخواه و پرطرفدار در دنيا تبديل نمود و از آن مهمتر بر استراتژي «تدوين چارچوب تغيير نظام ناعادلانه جهاني و مشاركت ملتها و دولتهاي مستقل و آزاده در معماري نظام جديد جهاني» همانند 5 سال اخير دوران رياست جمهوري خود پافشاري كرد. و مردم، شادمان و سرخوش از اين همه نعمت چه محيط داخلي و خارجي جمهوري اسلامي ايران به صحنه همتهاي بلند و كارهاي عظيم تبديل شد و تغيير و تحول و تعالي لحظه به لحظه همه را دربر ميگيرد و سنت الهي جاري ميشود و ما مردمان را قادر ميسازد سرنوشت خود را در همه عرصهها ترسيم كنيم و زنگ تغيير به قصد تعالي را در همه جاي عالم به صدا درآوريم.
آفرينش
«نوسان يور و دلا ر و اقتصاد ايران»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش است كه در آن ميخوانيد:
نگراني از اينکه راهکارهاي اتحاديه اروپا براي کاهش کسري بودجه، موجب کند شدن احياي اقتصادي 16 کشور ناحيه يورو شود موجب شد که يورو واحد پول اروپا به پايين ترين سطح طي 4 سال اخير برسد. در اين راستا هرچند رفت و آمدهاي کشورهاي اروپايي طوري از سوي سران اين کشورها نشان داده شده که نگراني مبني بر بحران اقتصادي در منطقه يورو وجود ندارد و سران اين کشورها وانمود کردند که ارسال بسته هاي کمک مالي به يونان موجب خواهد شد که بحران به ديگر کشورهاي اتحاديه اروپا سرايت نکند اما سقوط بورس هاي اروپايي و آسيايي در روزهاي گذشته اين موضوع را به اثبات رساند که بحران اقتصادي جدي است.
ژان کلود تريشه رييس بانک مرکزي اروپا نيز که روزهاي پرکاري را پشت سر مي گذارد در مصاحبه با روزنامه اشپيگل گفت: اقتصاد اروپا در دشوارترين وضعيت خود از زمان جنگ جهاني دوم يا حتي جنگ جهاني اول به بعد به سر مي برد. اين اظهارنظر رييس بانک مرکزي در حالي صورت مي گيرد که شاخص هاي سهام در شرق آسيا نيز دستخوش تغييرات منفي بوده تا آنجا که بورس هاي هند، هنگ کنگ، ژاپن، تايلند و کره جنوبي نيز روند نزولي را طي مي کنند. سونامي بحران اقتصادي اروپا در حالي کشورهاي ناحيه يورو را در مي نوردد که اسپانيا نيز از اين سونامي در امان نمانده است و هيچ بعيد نيست که به مرزهاي پرتغال نيز سرايت کند.
در اين راستا صدراعظم آلمان معتقد است که بحران اقتصادي اروپا اگر با شکست ناحيه يورو مواجه باشد يعني اتحاديه اروپا شکست خورده است. بحران اقتصادي اروپا اما بازارهاي داخلي را نيز تحت تاثير قرار داده است تاحدي که يورو به حد 1276 تومان سقوط کرد در حالي که اين نرخ در اواخر سال گذشته در مرز 1400 تومان بود. در همين مدت دلار آمريکا که در مرز 1000 تومان بود بين 1040 تا 1050 تومان در نوسان است و با توجه به ادامه سقوط بازارهاي سهام اروپايي و آسيايي و عميق تر شدن بحران مالي اروپا پيش بيني مي شود که سقوط يورو در شيب تندتري قرار گيرد.
آرمان
«توافق تهران؛ عقبنشيني يا تغيير تاکتيک؟»عنوان يادداشت روز روزنامه آرمان به قلم جواد جهانگير زاده است كه در آن ميخوانيد:
درعالم سياست هر کشوري بر مبناي منافع خود عمل ميکند. توافق تهران را نيز بايد در اين چارچوب تحليل کرد واگر منافع ما ازاين طريق بيشتر تامين ميشود بايد به اين سمت رفت. بر اين اساس نشست سه جانبه تهران را نبايدعقب نشيني دانست بلکه بايد آن را تغيير تاکتيک بدانيم. توافق نشست تهران داراي چند پيام است.
اول به چالش کشيدن اين ايده در اذهان بينالمللي که به جز کشورهاي غربي کسي نميتواند به حل و فصل موضوعات مهم بينالمللي کمک کند.در مسائل مطرح شده پيش از آمدن رئيسجمهور برزيل به ايران هم بر اين موضوع تاکيد ميشد که هيچ اتفاقي در نشست تهران رخ نخواهد داد.بر اين مبنا توافق تهران ميتواند آن ابهت را دچار خدشه اساسي بکند.
نکته دوم اينکه جمهوري اسلامي ايران با اين اقدام توپ را در زمين غربيها انداخت.چرا بايد در زمين کساني بازي بکنيم که 7و 8 سال است که مساله هستهاي ايران را به عنوان يک مشکل جهاني مطرح ميکنند.توافق تهران روش درستي بود که صحنه معادلات بينالمللي را از تکصدايي خارج ميکند.
جهان صنعت
«يک تصميم پرهزينه»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت است كه در آن ميخوانيد:
کارگروه ويژهاي که به دستور رييسجمهور براي کاهش جمعيت تهران ايجاد شده بود، اولين مصوبه خود را با دستور به خروج 163 شرکت آشکار ساخت.
اگرچه پيش از اين نيز محمود احمدينژاد از عزم جدي دولت براي کاهش جمعيت تهران و خروج برخي شرکتها و سازمانها سخن گفته بود اما موج انتقادهاي مطرح شده اين شبهه را ايجاد کرد که شايد دولت همچنان در حال بررسي بازخوردهاي اين تصميم در جامعه است اما کمتر از يکماه از اعلام تصميم دولت فهرستي بلند و بالا منتشر شد که براساس آن 163 شرکت دولتي، پادگانها و دانشگاهها بايد از تهران خارج شوند. دستور به خروج اين حجم از شرکتها و نهادها ظرف يکماه در حالي صورت ميگيرد که هنوز هيچ برنامهاي براي اسکان اين سازمانها وجود ندارد.
خروج زمانبندي شده اين شرکتها نيازمند ايجاد زيرساختها و به خصوص محل اسکان انتقاليافتگان در شهر مقصد است اما در بند به بند اين مصوبه دولت پيشنهادي براي محل اسکان نيست. حتي اگر دولت دستور به خروج اين تعداد شرکت که الزاما خانواده کارکنان آنها را نيز به همراه دارد، بينجامد آيا هزينههاي اين جابهجايي در شهرهاي مقصد پيشبيني شده است؟ بيترديد بجز هزينه مالي، اين جابهجايي که با حکم دولت انجام ميشود، آثار رواني بسياري به جا خواهد گذاشت که بيترديد دولت در مصوبه خود جايي براي آن در نظر نگرفته است.
پول
«زيان سادهانگاري در اقتصادي»عنوان سرمقاله روزنامه پول به قلم هادي مهدويان است كه در ان ميخوانيد:
با يك نگاه تاريخي چنددههاي به حوزه اقتصاد درمييابيم كه تفاوتي كيفي در مسايل اقتصادي ايران پديد نيامده است. به بيان ديگر، مسايل اقتصادي ايران همراه با افزايش جمعيت، بيشتر شدهاند. گسترش تجارت، افزايش درآمدهاي نفتي و... همگي از قديم وجود داشتهاند، بيآنكه كيفيت آنها تغيير كند. اگر سه يا چهار دهه به عقب بازگرديم ميبينيم كه اقتصاد ايران همواره با مسايلي همچون افزايش جمعيت، مهاجرت، توزيع فعاليتها در فضا، آمايش سرزمين، عدمتوسعه مناطق، نابرابري در توزيع درآمد، بيكاري بالا، اتكا به درآمد نفت، مشكلات بودجهاي و بيانضباطي مالي دست به گريبان بوده است. بر اين مسايل پيچيدگيهاي ارتباط و تعامل با اقتصاد جهاني، هم در بعد تجارت و هم در بعد مالي، سرمايهگذاري، جذب سرمايه خارجي، انتقال تكنولوژي، مشكلات منطقهاي و سياسي، دشواريهاي توسعه بخش مالي و پولي و مسايل ممنوعهاي همچون تحريم وافزايش ريسک سرمايهگذاري هم اضافه شده است.
دنياي اقتصاد
«تورم و قيمتهاي نسبي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر احمد يزدانپناه است كه در آن ميخوانيد:
روند صعودي و نزولي تورم، بدفهميهاي خاص خود را نه تنها براي مردم، بلكه براي سياستمداران و حتي گاهي براي سياستگذاران اقتصادي به همراه دارد.
اينكه چرا مردم از تورم تنفر دارند و چرا نگران آنند،خود زمينهساز بسياري از تحقيقات در اقتصاد رفتاري شده است كه موضوع بحث ما نيست. مراد اين مقاله آن است كه نشان دهد معني و مفهوم تورم نيازمند شفافيت بيشتر است تا قضاوتها درباره كاهش نرخ تورم در اين ايام عادلانه صورت پذيرد و شناخت بيشتر از مفاهيم و عناصر يك پديده نامطلوب، مقابله با آن را اثربخشتر نمايد.
ابتدا بايد تفاوت مهم بين «سطح قيمتها» و «قيمتهاي نسبي» كالاها و خدمات روشن شود. «سطح قيمتها» سطح عمومي قيمت كالاها و خدمات را در يك نقطه از زمان به كمك شاخص قيمتها مثل «شاخص قيمت مصرفكننده» (CPI) اندازه ميگيرد. در صورتي كه نرخ تورم بنابر تعريف خود درصد تغييرات سالانه سطح عمومي قيمتها است. برعكس، «قيمت نسبي» عبارت است از؛ قيمت يك كالا يا خدمت خاص در مقايسه با قيمت ساير كالاها و خدمات.
به عنوان مثال، اگر قيمت مواد غذايي به فرض 20 درصد بالا رفته باشد در صورتي كه رشد قيمت ساير كالاها و خدمات به طور متوسط 12 درصد باشد، ميگويند «قيمت نسبي» مواد غذايي در جامعه بالا رفته است و برعكس. بنابراين بايد توجه داشت كه قيمت يك يا چند كالا ميتواند نسبت به ساير كالاها ارزانتر يا گرانتر شود؛ هر چند قيمت آن قلم يا اقلام به صورت مطلق كاهش يا افزايش نيافته باشد.
«خشم آمريکا در برابر مانور ديپلماتيک ايران» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد کاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
گردهمايي رهبران جهان از سه قاره در تهران يک موفقيت ديپلماتيک براي جمهوري اسلامي محسوب مي شود. تهران در هفته گذشته کانون اصلي توليد مهمترين اخبار سياسي و اقتصادي جهان بود. صدور بيانيه هسته اي تهران اهميت اخبار گردهمايي رهبران جهان در تهران را مضاعف کرد. رئيس جمهور کشورمان در کانون اين اخبار بود. ديدارهاي رهبران شرکت کننده در اجلاس با مقام معظم رهبري فصلي از روشنگري در مورد روابط ظالمانه مناسبات جهاني را وا تاب مي داد.
گردهمايي رهبران جهان از سه قاره در تهران يک موفقيت ديپلماتيک براي جمهوري اسلامي محسوب مي شود. تهران در هفته گذشته کانون اصلي توليد مهمترين اخبار سياسي و اقتصادي جهان بود.
صدور بيانيه هسته اي تهران اهميت اخبار گردهمايي رهبران جهان در تهران را مضاعف کرد. رئيس جمهور کشورمان در کانون اين اخبار بود. ديدارهاي رهبران شرکت کننده در اجلاس با مقام معظم رهبري فصلي از روشنگري در مورد روابط ظالمانه مناسبات جهاني را وا تاب مي داد.
مردم سالاري
«انتقال شرکت ها و سازمان هاي دولتي و چند پرسش»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم سروش ارشاد است كه در آن ميخوانيد:
«کاهش جمعيت تهران» از جمله موضوعاتي است که دولت دهم به تازگي در صدر کارهاي خود قرار داده است. اين موضوع از همان روزي که احمدي نژاد اعلا م کرد که محاسبه کرده است و به اين نتيجه رسيده که بايد حداقل 5 ميليون نفر از تهران خارج شوند وارد فاز جديدي شد و کار گروهي به نام «انتقال کارکنان دولت از شهر تهران» تشکيل شد.
اين کار گروه، ديروز مصوبات قابل توجهي داشت که توجه بسياري را به خود جلب کرد. مصوباني که «سرعت» مهمترين ويژگي آن به حساب مي آيد. انتقال 163 شرکت و سازمان دولتي از تهران، موضوع مهمي است که قطعا حواشي بسياري خواهد داشت و بايد ديد که تا چه ميزان اين مصوبه دستوري، مي تواند قابليت اجرايي پيدا کند. نگاهي به متن اين مصوبه جديد که توسط محمدرضا رحيمي ابلا غ شده داراي نکات قابل توجهي است که کار کارشناسي بيشتر در اتخاذ اينگونه تصميمات را ضروري مي کند. اينکه تهران، شهر پرجمعيتي است و ضرورت دارد که جمعيت آن متناسب شود امري قابل قبول است. اما بايد دلا يل پر جمعيت بودن تهران بررسي شود تا به نتايج واقع گرايانه اي برسيم.
بخشي از پرجمعيت بودن تهران به مهاجرت فراوان غير تهراني ها به پايتخت بر مي گردد که دليلي هم جز بيکاري درشهرهاي ديگر نيست، بسياري از جوانان براي کسب حداقل درآمدي به تهران مي آيند و درنهايت ساکن اين شهر مي شوند. لذا، دولتي ها بهتر است در ابتدا نگاهي به اين موضوع داشته باشند و راه حل جدي تري براي اشتغال زايي در شهرها و روستا بينديشند تا شاهد کاهش مهاجرت به تهران باشيم. اما در مصوبه کارگروه انتقال کارکنان دولت از شهر تهران، تصميمات ضربتي گرفته شده است که مشخص نيست در پي اين ضرب الاجل هاي هفت، ده و سي روزه بر شرکت هايي با سيستم اداري عريض و طويل، چه نتايج قابل قبولي به دست مي آيد.
وطن امروز
«ادعاي سربازي!»عنوان سرمقاله روزنامه طن امروز به قلم فرهاد مستوفي است كه در آن ميخوانيد:
در دنياي جديد، رسانه واجد اهميتي ويژه در تاثيرگذاري بر تحولات مختلف است و ميل چهرهها به در اختيار گرفتن رسانهها ناشي از درک همين واقعيت است. در واقع رسانهها مجراي ارتباط مستقيم ديدگاهها، نظرات و به طور کلي نحوه انديشه صاحبان خود هستند و هدف عالي خود را بر موجهسازي چهرهها و ديدگاههاي مطلوب و تضعيف – و احيانا تخريب – حريف قرار ميدهند. بنابراين بسيار طبيعي و واضح است که جهتگيريهاي کلان يک رسانه منطبق بر سليقه صاحبان و تصميمسازان است؛ اگر چه نميتوان اين نگاه را به جزئيات و جهتگيريهاي خرد رسانه تعميم داد.
در دنياي جديد، رسانه واجد اهميتي ويژه در تاثيرگذاري بر تحولات مختلف است و ميل چهرهها به در اختيار گرفتن رسانهها ناشي از درک همين واقعيت است. در واقع رسانهها مجراي ارتباط مستقيم ديدگاهها، نظرات و به طور کلي نحوه انديشه صاحبان خود هستند و هدف عالي خود را بر موجهسازي چهرهها و ديدگاههاي مطلوب و تضعيف – و احيانا تخريب – حريف قرار ميدهند. بنابراين بسيار طبيعي و واضح است که جهتگيريهاي کلان يک رسانه منطبق بر سليقه صاحبان و تصميمسازان است؛ اگر چه نميتوان اين نگاه را به جزئيات و جهتگيريهاي خرد رسانه تعميم داد.
اگرچه فضاي رسانهاي در ايران اينک به گونهاي است که رفتارهاي به دور از اخلاق به وفور يافت ميشود، با اين حال ادعاي عدم احاطه تصميمگيران بر رسانههاي خود، فرضي غيرقابل قبول است. به هر حال ديدگاهها و نظرات هر شخص يا گروه از طريق مجاري رسانهاي وابسته به آن شخص يا گروه منتشر و منعکس ميشود و بسيار سادهلوحانه و غيرمنطقي است اگر گفته شود رسانه يک چهره سياسي در جهتگيريهاي کلان در تقابل يا تغاير با ديدگاههاي آن چهره سياسي است که اگر اينگونه باشد قطعا آن چهره سياسي از کمينه هوش و ذکاوت هم بيبهره است. در اصطلاح پزشکي اين فرد دچار «دو قطبي» رفتاري ميشود.
كيهان
«جنايتكاران حرفهاي»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن ميخوانيد:
1-موضوع اين يادداشت به معضلات و مشكلات حقوقي درباره تعيين جرايم ارتكابي از سوي مجرمان برنمي گردد بلكه تنها درصدد است با طرح يك نكته حقوقي به يكي از جرايم بزرگ سران فتنه اشاره اي گذرا داشته باشد.
توضيح آن كه گاهي جرم ارتكابي از سوي مجرم با يك جرم ديگر در مصاديق تداخل پيدا مي كند. به عنوان مثال، جرم صدور چك بلامحل در موارد بسياري مصداق جرم كلاهبرداري است و آن زماني است كه صادركننده چك با ترفندهاي خاصي از چك به عنوان ابزار و اهرمي استفاده كرده است كه اهداف جاه طلبانه و زياده خواهانه خود را عملياتي كند. به تعبير ساده تر چك در پي يكسري اعمال و مانورهاي متقلبانه صادر گرديده است و نه تنها بي محل است و اعتباري ندارد بلكه باعث شده است تا بدينوسيله خروج مال از يد مالباخته متحقق گردد.
اگر در اين شرايط، تنها قانون صدور چك بدون ابعاد حقوقي ديگر ماجرا، ملاك رسيدگي قرار بگيرد فرد متخلف كه يك كلاهبردار حرفه اي است از مجازات كلاهبرداري مي گريزد و اصطلاحاً قسر در مي رود.
تهران امروز
«قطعنامه آمريكا چرا بعد از توافق تهران؟»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسن وزيني است كه در آن ميخوانيد:
تنها دو روز پس از توافق تهران، منابع غربي از انتشار پيشنويس قطعنامه چهارم تحريم عليه ايران خبر دادهاند. گرچه هنوز جزئيات دقيقي از متن اين پيشنويس منتشر نشده اما گمانهزني محافل ديپلماتيك كه مبتني بر بخشهايي از متن پيشنهادي آمريكاست، حكايت از آن دارد كه قطعنامه پيشنهادي سويههاي تهاجميتر و فراگيرتري نسبت به قطعنامه پيشين دارد و در عين حال به منظور جلوگيري از واكنشهاي مخالفان (اعضاي جنبش عدم تعهد و بهخصوص تركيه، برزيل و لبنان به عنوان اعضاي غيردائم شوراي امنيت) و مرددها (روسيه و چين) همه خواستههاي واشنگتن از قبيل تحريم بانك مركزي جمهوري اسلامي، تحريمهاي نفتي و صنعتي و... را تامين نكرده است.
با اين حال اين احتمال وجود دارد كه در مذاكرات فشردهاي كه احتمالا سه هفته طول ميكشد باز هم تيغ آمريكاييها كندتر شود و متن پيشنهادي آنها اندكي ديگر تعديل شود. بنابراين بهنظر ميرسد واشنگتن در متن قطعنامه چهارم نسبت به قطعنامه پيشين موفقتر اما در ارتباط با علاقهمندي و خواستههاي خود درقياس با تحولات اخير ناكام بوده است.
اما آنچه در اين باب ميتوان طرح كرد آن است كه هدف كاخسفيد از ارائه متن پيشنويس در حالي كه جهان هنوز واكنش يكدستي به نشست سهجانبه تهران نشان نداده و گروه وين هنوز موضع رسمي و دقيق خود را نسبت به ابتكار عمل تهران اعلام نكرده است، چيست؟ نگاهي به بيانيه تهران كه زمينه را براي يك توافق نسبي پيرامون مسئله غنيسازي 20 درصدي اورانيوم هموار ساخته، بيانگر آمادگي ايران براي نشان دادن وجه صلحآميز فعاليتهاي هستهاي در عين تاكيد بر حقوق قانوني خود است.
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد؛ ايام جانسوز فاطميه و روزهاي حزنانگيز شهادت حبيبه خدا، يگانه دختر رسالت، همسر امامت و ما در ولايت حضرت زهراي اطهر سلامالله عليها بر اين هفته سايهافكن بود. بانوي بزرگي كه با آنكه در جواني به خزان گراييد ولي در همان دوران كوتاه عمر خود درسهاي فراواني براي مسلمانان برجا گذاشت. يكي از جلوههاي عمر شريف ايشان، مظلوميت بود كه با همه لحظههاي زندگاني صديقه طاهره پيوند خورده بود، بويژه حوادث دوران پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) كه همچون تندبادي بر آن ياس نبي وزيد و منجر به شهادت جانگداز آن ريحانه رسول خدا گرديد.
اين مصائب بزرگ تاريخي در شرايطي برايشان فرود آمد كه حضرت فاطمه(س) نزد پيامبر گرامي اسلام، ارج و احترام ويژهاي داشت و پاره تن پيامبر، ، قلب و نور چشم نبي و مايه سرور رسول و برترين زنان عالم محسوب ميشد.
زندگاني حضرت زهرا(س) همچنين از آغاز تا پايان به زيور ايمان، عفاف، حجاب، پاكي، صداقت، فضيلت و شكيبايي آراسته بود و اين عناصر دست به دست هم داده بودند تا در يك مقطع كوتاه تاريخ، زندگي نمونهاي بسازند كه براي همه نسلهاي بشر سرمشق خوب زيستن و حيات متعالي باشد. مجموعه اين خصوصيات از آن حضرت بارقهاي از رحمت، نوري در ظلمت، شجرهاي پربركت، و نمادي از حقيقت ساخته بود كه نه تنها ياد و خاطرهاش در تاريخ محو نشد بلكه در هر زمان و هر مكان در قلوب مومنين جايگاهي ويژه يافت و ذكرش ورد زبان شيرزنان و مردان آزاده گرديد.
ايران
«اين روزهاي به ياد ماندني...»عنوان يادداشت روز روزنامه ايران به قلم مرتضي قمريوفا است كه در آن ميخوانيد:
اين روزها از جمهوري اسلامي ايران در افكار عمومي جهان، مدام تمجيد و قدرداني ميشود و «حسننيت» ايرانيان مورد تحسين قرار ميگيرد. همچنين همگان شاهدند كه «عزت و غرور ملي» در سطح جامعه افزايش يافته و مردم نه به خاطر اغواگري تبليغات، بلكه با تكيه بر عناصر واقعي قدرت به اين وضعيت روحي و رواني رسيدهاند. در اين باره دو نكته را يادآور ميشوم.
1- در دو سه هفته اخير شاهد بالاترين تحرك ديپلماتيك دولتمردان بوديم. ابتدا رئيسجمهور محترم با حضور پرمعناي خود در اجلاس بازنگري پيمان منع توليد و اشاعه تسليحات هستهاي (NPT) به نيويورك، مقر سازمان ملل عزيمت كرد و در همان ساعات ابتدايي اين اجلاس يك ماهه و بسيار مهم، ديدگاههاي منطقي، كاربردي و صلحخواهانه جمهوري اسلامي ايران را مطرح كرد و در جهت خلع سلاح واقعي قدرتها بدينگونه مجدداً صداي تهران را به پربسامدترين آواي دلنشين، عدالتخواه و پرطرفدار در دنيا تبديل نمود و از آن مهمتر بر استراتژي «تدوين چارچوب تغيير نظام ناعادلانه جهاني و مشاركت ملتها و دولتهاي مستقل و آزاده در معماري نظام جديد جهاني» همانند 5 سال اخير دوران رياست جمهوري خود پافشاري كرد. و مردم، شادمان و سرخوش از اين همه نعمت چه محيط داخلي و خارجي جمهوري اسلامي ايران به صحنه همتهاي بلند و كارهاي عظيم تبديل شد و تغيير و تحول و تعالي لحظه به لحظه همه را دربر ميگيرد و سنت الهي جاري ميشود و ما مردمان را قادر ميسازد سرنوشت خود را در همه عرصهها ترسيم كنيم و زنگ تغيير به قصد تعالي را در همه جاي عالم به صدا درآوريم.
آفرينش
«نوسان يور و دلا ر و اقتصاد ايران»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش است كه در آن ميخوانيد:
نگراني از اينکه راهکارهاي اتحاديه اروپا براي کاهش کسري بودجه، موجب کند شدن احياي اقتصادي 16 کشور ناحيه يورو شود موجب شد که يورو واحد پول اروپا به پايين ترين سطح طي 4 سال اخير برسد. در اين راستا هرچند رفت و آمدهاي کشورهاي اروپايي طوري از سوي سران اين کشورها نشان داده شده که نگراني مبني بر بحران اقتصادي در منطقه يورو وجود ندارد و سران اين کشورها وانمود کردند که ارسال بسته هاي کمک مالي به يونان موجب خواهد شد که بحران به ديگر کشورهاي اتحاديه اروپا سرايت نکند اما سقوط بورس هاي اروپايي و آسيايي در روزهاي گذشته اين موضوع را به اثبات رساند که بحران اقتصادي جدي است.
ژان کلود تريشه رييس بانک مرکزي اروپا نيز که روزهاي پرکاري را پشت سر مي گذارد در مصاحبه با روزنامه اشپيگل گفت: اقتصاد اروپا در دشوارترين وضعيت خود از زمان جنگ جهاني دوم يا حتي جنگ جهاني اول به بعد به سر مي برد. اين اظهارنظر رييس بانک مرکزي در حالي صورت مي گيرد که شاخص هاي سهام در شرق آسيا نيز دستخوش تغييرات منفي بوده تا آنجا که بورس هاي هند، هنگ کنگ، ژاپن، تايلند و کره جنوبي نيز روند نزولي را طي مي کنند. سونامي بحران اقتصادي اروپا در حالي کشورهاي ناحيه يورو را در مي نوردد که اسپانيا نيز از اين سونامي در امان نمانده است و هيچ بعيد نيست که به مرزهاي پرتغال نيز سرايت کند.
در اين راستا صدراعظم آلمان معتقد است که بحران اقتصادي اروپا اگر با شکست ناحيه يورو مواجه باشد يعني اتحاديه اروپا شکست خورده است. بحران اقتصادي اروپا اما بازارهاي داخلي را نيز تحت تاثير قرار داده است تاحدي که يورو به حد 1276 تومان سقوط کرد در حالي که اين نرخ در اواخر سال گذشته در مرز 1400 تومان بود. در همين مدت دلار آمريکا که در مرز 1000 تومان بود بين 1040 تا 1050 تومان در نوسان است و با توجه به ادامه سقوط بازارهاي سهام اروپايي و آسيايي و عميق تر شدن بحران مالي اروپا پيش بيني مي شود که سقوط يورو در شيب تندتري قرار گيرد.
آرمان
«توافق تهران؛ عقبنشيني يا تغيير تاکتيک؟»عنوان يادداشت روز روزنامه آرمان به قلم جواد جهانگير زاده است كه در آن ميخوانيد:
درعالم سياست هر کشوري بر مبناي منافع خود عمل ميکند. توافق تهران را نيز بايد در اين چارچوب تحليل کرد واگر منافع ما ازاين طريق بيشتر تامين ميشود بايد به اين سمت رفت. بر اين اساس نشست سه جانبه تهران را نبايدعقب نشيني دانست بلکه بايد آن را تغيير تاکتيک بدانيم. توافق نشست تهران داراي چند پيام است.
اول به چالش کشيدن اين ايده در اذهان بينالمللي که به جز کشورهاي غربي کسي نميتواند به حل و فصل موضوعات مهم بينالمللي کمک کند.در مسائل مطرح شده پيش از آمدن رئيسجمهور برزيل به ايران هم بر اين موضوع تاکيد ميشد که هيچ اتفاقي در نشست تهران رخ نخواهد داد.بر اين مبنا توافق تهران ميتواند آن ابهت را دچار خدشه اساسي بکند.
نکته دوم اينکه جمهوري اسلامي ايران با اين اقدام توپ را در زمين غربيها انداخت.چرا بايد در زمين کساني بازي بکنيم که 7و 8 سال است که مساله هستهاي ايران را به عنوان يک مشکل جهاني مطرح ميکنند.توافق تهران روش درستي بود که صحنه معادلات بينالمللي را از تکصدايي خارج ميکند.
جهان صنعت
«يک تصميم پرهزينه»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت است كه در آن ميخوانيد:
کارگروه ويژهاي که به دستور رييسجمهور براي کاهش جمعيت تهران ايجاد شده بود، اولين مصوبه خود را با دستور به خروج 163 شرکت آشکار ساخت.
اگرچه پيش از اين نيز محمود احمدينژاد از عزم جدي دولت براي کاهش جمعيت تهران و خروج برخي شرکتها و سازمانها سخن گفته بود اما موج انتقادهاي مطرح شده اين شبهه را ايجاد کرد که شايد دولت همچنان در حال بررسي بازخوردهاي اين تصميم در جامعه است اما کمتر از يکماه از اعلام تصميم دولت فهرستي بلند و بالا منتشر شد که براساس آن 163 شرکت دولتي، پادگانها و دانشگاهها بايد از تهران خارج شوند. دستور به خروج اين حجم از شرکتها و نهادها ظرف يکماه در حالي صورت ميگيرد که هنوز هيچ برنامهاي براي اسکان اين سازمانها وجود ندارد.
خروج زمانبندي شده اين شرکتها نيازمند ايجاد زيرساختها و به خصوص محل اسکان انتقاليافتگان در شهر مقصد است اما در بند به بند اين مصوبه دولت پيشنهادي براي محل اسکان نيست. حتي اگر دولت دستور به خروج اين تعداد شرکت که الزاما خانواده کارکنان آنها را نيز به همراه دارد، بينجامد آيا هزينههاي اين جابهجايي در شهرهاي مقصد پيشبيني شده است؟ بيترديد بجز هزينه مالي، اين جابهجايي که با حکم دولت انجام ميشود، آثار رواني بسياري به جا خواهد گذاشت که بيترديد دولت در مصوبه خود جايي براي آن در نظر نگرفته است.
پول
«زيان سادهانگاري در اقتصادي»عنوان سرمقاله روزنامه پول به قلم هادي مهدويان است كه در ان ميخوانيد:
با يك نگاه تاريخي چنددههاي به حوزه اقتصاد درمييابيم كه تفاوتي كيفي در مسايل اقتصادي ايران پديد نيامده است. به بيان ديگر، مسايل اقتصادي ايران همراه با افزايش جمعيت، بيشتر شدهاند. گسترش تجارت، افزايش درآمدهاي نفتي و... همگي از قديم وجود داشتهاند، بيآنكه كيفيت آنها تغيير كند. اگر سه يا چهار دهه به عقب بازگرديم ميبينيم كه اقتصاد ايران همواره با مسايلي همچون افزايش جمعيت، مهاجرت، توزيع فعاليتها در فضا، آمايش سرزمين، عدمتوسعه مناطق، نابرابري در توزيع درآمد، بيكاري بالا، اتكا به درآمد نفت، مشكلات بودجهاي و بيانضباطي مالي دست به گريبان بوده است. بر اين مسايل پيچيدگيهاي ارتباط و تعامل با اقتصاد جهاني، هم در بعد تجارت و هم در بعد مالي، سرمايهگذاري، جذب سرمايه خارجي، انتقال تكنولوژي، مشكلات منطقهاي و سياسي، دشواريهاي توسعه بخش مالي و پولي و مسايل ممنوعهاي همچون تحريم وافزايش ريسک سرمايهگذاري هم اضافه شده است.
دنياي اقتصاد
«تورم و قيمتهاي نسبي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر احمد يزدانپناه است كه در آن ميخوانيد:
روند صعودي و نزولي تورم، بدفهميهاي خاص خود را نه تنها براي مردم، بلكه براي سياستمداران و حتي گاهي براي سياستگذاران اقتصادي به همراه دارد.
اينكه چرا مردم از تورم تنفر دارند و چرا نگران آنند،خود زمينهساز بسياري از تحقيقات در اقتصاد رفتاري شده است كه موضوع بحث ما نيست. مراد اين مقاله آن است كه نشان دهد معني و مفهوم تورم نيازمند شفافيت بيشتر است تا قضاوتها درباره كاهش نرخ تورم در اين ايام عادلانه صورت پذيرد و شناخت بيشتر از مفاهيم و عناصر يك پديده نامطلوب، مقابله با آن را اثربخشتر نمايد.
ابتدا بايد تفاوت مهم بين «سطح قيمتها» و «قيمتهاي نسبي» كالاها و خدمات روشن شود. «سطح قيمتها» سطح عمومي قيمت كالاها و خدمات را در يك نقطه از زمان به كمك شاخص قيمتها مثل «شاخص قيمت مصرفكننده» (CPI) اندازه ميگيرد. در صورتي كه نرخ تورم بنابر تعريف خود درصد تغييرات سالانه سطح عمومي قيمتها است. برعكس، «قيمت نسبي» عبارت است از؛ قيمت يك كالا يا خدمت خاص در مقايسه با قيمت ساير كالاها و خدمات.
به عنوان مثال، اگر قيمت مواد غذايي به فرض 20 درصد بالا رفته باشد در صورتي كه رشد قيمت ساير كالاها و خدمات به طور متوسط 12 درصد باشد، ميگويند «قيمت نسبي» مواد غذايي در جامعه بالا رفته است و برعكس. بنابراين بايد توجه داشت كه قيمت يك يا چند كالا ميتواند نسبت به ساير كالاها ارزانتر يا گرانتر شود؛ هر چند قيمت آن قلم يا اقلام به صورت مطلق كاهش يا افزايش نيافته باشد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


