گشودن پنجرهاي رو به «ورای» فوتبال
كم نيستند طرفداران تفكري كه خداداد عزيزي در برنامه نود هفته گذشته انگشت روي آن گذاشت. يعني آنهايي كه معتقدند كارشناس فوتبال بايد در مورد فوتبال سخن بگويد خود فوتبال. خود خود آن. بيكموكاست. او بر تلويزيون خرده ميگيرد كه چرا كارشناس سينمايياش را براي تحليل يك فوتبال انتخاب ميكند، كارشناسي كه بهزعم او حرفهايش بين مخاطبان فوتبال خريدار ندارد.
به نوشته گل؛ اين تفكر اصرار دارد كه تمام نگاهها و توجهات بايد به درون مستطيل سبز باشد. سيستمها روي ميز تشريح قرار بگيرند و آنچه فوتبال نمايش داده شده از نظر بار فني رو كرده است براي مخاطبان آن آناليز شود. خداداد از شبكههاي خارجي مثال ميآورد كه گري ليندكر، امهژاكه و يا ديگران را به عنوان كارشناس فني برميگزينند كه مو لاي درز استدلالهايشان نميرود.
عادل فردوسيپور در مقام دفاع از رويه تلويزيون پرده از وجود «فقري» بزرگ براي انتخاب يك كارشناس «سخنور» برميدارد و يادآوري ميكند كه در دستگاه عريض و طويل فوتبال ايران با اين همه پيشكسوت و بزرگتر و مربيان مدركدار آنها كه قدرت انتقال بار فني خود به مخاطب تلويزيون و تحليل شفاهي فوتبال را دارند بسيار اندك و حتي انگشتشمار هستند.
مطابق استدلال فردوسيپور اين «قحطالرجال» كارشناس است كه تلويزيون را به صرافت استفاده از كارشناس سينمايي اما خوشصحبت انداخته است.كه اگر چنين باشد بدون شك خواست طيفي بزرگ از مخاطبان فوتبال فقط و فقط به شكلي ناخواسته در تلويزيون برآورده ميشود. آنها كه در تضاد با تفكري كه در مقدمه اين مطلب به آن اشاره شد فوتبال را نه در مستطيل سبز كه با تمام حاشيهها و جذابيتهاي پيرامون آن ميپسندند.
ذائقه اين دست از مخاطبان محدود به نوع چينش خط دفاعي يك تيم نيست. 1-3-2-4 يا 3-3-4 خيلي به چشمشان نميآيد و لازم نيست براي آنها پاي تخته رفت و مهرهها را جابهجا كرد تا لذتشان از فوتبال دو چندان شود. آنها موقعيت دوربين فيلمبرداري را به فيلمبردار سپردهاند. اصول علمي و آكادميك دكوپاژ را به كارگردان محول كردهاند و خود را به پيچوخمهاي داستان نويسنده سپردهاند بيآنكه نيازي به آشنايي به اصول فيلمنامهنويسي داشته باشند.
او فيلمش را تماشا ميكند و آن را نسبت به ژانر مورد علاقهاش ميسنجد. اينگونه است كه قبل از خواندن نقد روزنامهنگار و در همان لحظه خروج از سالن سينما قضاوت خود را در مورد «خوب» يا «بد» بودن فيلم بيان ميكند. براي فهميدن و ارتباط برقرار كردن با يك اثر سينمايي موفق كه با استقبال عمومي مواجه ميشود نياز به داشتن مدرك كارگرداني سينما نيست.
همانطور كه براي پسنديدن بازي بارسلونا حتما به توضيحات مردان فني برگزيده ايران كه هرگز در قوارههاي هضم و تحليل سيستم و روش فوتبال آن نيستند احتياجي نيست. اين دست از مخاطبان فوتبال زيبايشان را ديدهاند و حال ميخواهند جناب كارشناس دريچهاي تازه در كنار آنچه ديدهاند به روي ايشان بگشايد.
پنجرهاي كه چشمانداز آن وسيعتر از زمين فوتبال است و تمام آنچه باعث شده امروز فوتبال چيزي فراتر از يك بازي ساده باشد را شامل مشود. روابط درون سازماني باشگاهها، تاريخچهاي كه حالا يك پشتوانه عظيم براي آنهاست، تعاملات اقتصادي، چالشهاي فرهنگي كه زمينهساز دشمنيهاي ديرينه ميان باشگاهها شده و بازي خاصي را به عنوان يك مسابقه حساس در منوي انتخابي ما ميگذارد و ... همه و همه از عوامل جذابيت فوتبال است كه با پخش 90 دقيقه زمان بازي چيزي از آن دستگير مخاطب عام تلويزيوني كه كيلومترها دورتر از محل حادثه نشسته و آن را تماشا ميكند نميشود.
هر چند كه شايد اين گروه هم وقتي كارشناس فني از جنس «امهژاكه» پاي تحليل يك فوتبال نشست قيد علايق خود را بزنند و پاي صحبت او بنشينند. البته اگر كارشناس وطني با چنين استانداردي پيدا شود.


