گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۹۸۴۱۳
| | 2901 بازدید
تهران امروز
«فقر گفتمان مكتوب» عنوان سرمقالهِ روزنامه تهران امروز به قلم سيدجواد ساداترضوي
است كه در آن ميخوانيد:
انقلاب اسلامي يك انقلاب فرهنگي است. گمان نميرود آنان كه در پيرامون انقلاب اسلامي مطالعه و تحقيق كردهاند، چه از صاحبنظران و انديشمندان داخلي و چه از محققان خارجي، در روايي اين گزاره ترديد داشته باشند.
ميتوان با استناد به شواهد بسيار نشان داد كه انقلاب اسلامي، مبتني بر بنمايههاي فرهنگي شكل گرفته و سپس به پيروزي رسيده است. نظريه سياسي در فقه شيعه نيز بيش از آنكه آماجهاي سياسي و قدرت را مطمح نظر داشته باشد، معطوف به در خدمت گرفتن سياست و قدرت به منظور اهداف فرهنگي و در ميانه اين اهداف و چه بسا مهمترين آن رشد و صيرورت انسان به سوي باري تعالي بيش از ديگر اهداف برجسته است.
در واقع انگارههاي رشد و صلاح و صيرورت الي الحق و تربيت انسان بر مبناي فطرت الهي هدف و گفتمان مركزي نظريه فقهي و كلامي شيعه است و اهداف پيراموني آن تنها در تناظر و نسبت با هدف و گفتمان مركزي، چيدماني براساس ضريب اهميت آن مييابند. اين هدف و گفتمان مركزي در فقه و كلام شيعه، بيترديد فرهنگي است. از همين جاست كه ارتباط وثيق انقلاب اسلامي با نظريه فرهنگي رشد انسان در جهت فطرت الهي او و نظريه سياسي شيعه مبتني بر دستيابي به اهداف فرهنگي شكل ميگيرد و انسجام مييابد.
مردم سالاري
«صنعت نفت و گاز، نيازمند سرمايه گذاري هاي جديد» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم مجيد سليمي بروجني است كه در آن ميخوانيد:
نفت و گاز خاورميانه طي چند دهه اخير در کانون توجهات جهاني بوده است. در روزهايي که ايران با بحران سرمايه گذاري در بخش هاي مختلف اقتصادي بويژه انرژي- نفت،گاز و پتروشيمي- دست و پنجه نرم مي کند و سرمايه گذاران داخلي و خارجي به دلايل متعدد سرمايه گذاري در پروژه هاي اين حوزه را کم رنگ تر از گذشته کرده اند، کشورهاي اطراف ما، با شتابي بيش از گذشته در حال فاصله گرفتن از ما هستند و با توسعه سرمايه گذاري در بخش انرژي، ميزان توليد نفت و گاز خود را به سرعت افزايش مي دهند.
از قطر بگذريم که سال هاست در ميدان گازي مشترک پارس جنوبي، ايران را پشت سر گذاشته، عراق هم که سالها به خاطر وضعيت سياسي و جنگ با کويت و به تبع آن تحريم اقتصادي و حمله نيروهاي آمريکايي به اين کشور ميدان نفت را براي رقبا خالي گذاشته بود اکنون با گذر از شرايط جنگي و بهبود نسبي اوضاع امنيتي، با قدرت بار ديگر وارد معادلات نفتي شد و دورنمايي بسيار روشن را در چشم انداز آتي صنعت نفت اين کشور ترسيم کرده که حداقل اثر آن براي ايران کاهش رتبه ايران از نظر ميزان توليد و صادرات نفت و واگذار کردن ميدان رقابت به رقيب ديگري به نام عراق است.
عراق با 115 ميليارد بشکه ذخيره نفت خام، پس از عربستان و ايران سومين دارنده ذخاير بزرگ نفتي جهان به شمار مي رود; البته اگر رتبه جديد ونزوئلا را که مدعي است از اين منظر از ايران پيش افتاده ناديده بنگاريم اکنون عراق اهداف بزرگتري را درنظر گرفته که مي تواند توليد روزانه نفت در اين کشور را در مدت زماني کوتاه به 4 ميليون بشکه در روز و سپس به 6 ميليون بشکه در روز برساند.
كيهان:
«مرگ موج دوم» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
آنچه برخي سران نيمه جان فتنه در محافل داخلي خود «موج دوم» خوانده بودند، به دنيا نيامده مرد. موج دوم فتنه بنا بود با تمركز روي دو موضوع 1- مطالبات و اعتراضات طبقات محروم و 2- تشديد اختلاف هاي درون نظام بويژه اختلافات ميان قواي 3 گانه شكل بگيرد اما اكنون اعتراف هاي واضحي از جانب دوستان آن طرف آب فتنه گران وجود دارد كه نشان مي دهد آن به اصطلاح موج، جان نگرفته جان داده است.
از حيث تاريخي، داستان موج دوم مربوط به ايام مابعد از 22 بهمن است. جريان فتنه اگرچه در درك پيام هاي 22 بهمن كودني نماياني از خود نشان داد با اين حال اين نكته ساده را توانست دريابد كه آن روز نقطه پايان قطعي همراهي طبقه متوسط شهري با فتنه هاي پس از انتخابات بوده است. طبقه متوسط در تهران -بويژه آن عده كه به موسوي راي داده بودند- پس از بيش از 7 ماه نه سندي در باره تقلب مشاهده كردند و نه نشاني از آن اسلام، انقلاب و قانون اساسي ديدند كه موسوي مي گفت براي بازگشت به آنها تلاش مي كند. همين آگاهي باعث شد تا آرام آرام هر يك زماني و به طريقي راه خود را از فتنه گران جدا كنند تا اينكه در 9 دي و بعد 22 بهمن 88 همه آنها كه در 22 خرداد رو در روي هم ايستاده بودند در يك صف ايستادند و اندك جماعت فتنه گر در صفي ديگر مقابل آنها. وقتي صف بندي ها روشن شد، استراتژي ها هم تغيير كرد.
نااميدي از طبقه متوسط در تهران كه از 16 آذر آغاز شد و در 22 بهمن به اوج رسيد، حاميان بيروني جريان فتنه را به فكر واداشت كه ديگر قادر نخواهند بود كف خيابان كاري از پيش ببرند و اصرار بر فراخواني مردم به خيابان جز آبروريزي ناشي از بي اعتنايي مردم نتيجه اي نخواهد داشت. اين نتيجه گيري البته هيچ گاه آشكارا بيان نشد ولي در عمل نشانه هايي وجود داشت كه بر مبناي آن برنامه ريزي هاي جديد در حال انجام است. جريان داخلي هم به سرعت خود را با آنچه «اتاق فكر» هاي تشكيل شده در خارج توصيه مي كردند تطبيق داد و به اين ترتيب سال 89 در شرايطي آغاز شد كه سران داخلي فتنه تصور مي كردند دستورالعمل هايي جديد براي احياي خود در اختيار دارند.
ابتكار
«آقازاده کيست و آقازادگي چيست؟» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار است كه در آن ميخوانيد:
آقازادهها، اين مظنونان اصلي و مجرمين هميشگي برخي جريانات سياسي چه کساني هستند؟ اصلاً آقازادگي چه معنايي ميدهد؟ شايد بسياري به لوازم حرف خود نميانديشند که اين حرفها را طرح ميکنند.
اين روزها به خصوص اگر اهل شبکههاي اجتماعي و وبلاگگردي باشيد لطيفههاي بيشماري را با اين مضمون شنيده ايد که: «آقازاده چه کارهن؟» اين البته کمي هم ربط دارد به لطيفهاي که از ميانه دهه شصت تا دهه هفتاد باب بود: «آقازاده وزير نفت اند.» اما هم آن تعبير آقازاده، هم اين آقاي آقازاده بيربط و ارتباط هستند به آقازادههاي مورد بحث ما. آقازادههاي ماجراي ما بيشتر به پديده آقازادگي ربط دارند.
«آقازاده» کيست و «آقازادگي» چيست؟ کسي اطلاع دقيقي ندارد. اين را ميدانيم که ايرانيها از باب تعارفات مرسومشان اگر بخواهند از فرزند فرد مذکري که مخاطبشان است ياد کنند براي او تعبير «آقازاده» را به کار ميبرند. تعبير آقازادگي معمولاً بار مثبتي نداشته است. هرچند فرزند محمود احمدينژاد زماني در عنوان وبلاگ خود از «آقازاده» استفاده ميکرد و فرزند يکي از علما و سياستمداران پيشين چنين عنواني براي وبلاگ خود برگزيده است: «من هم يک آقازاده هستم.»
آن چه باعث شده سالها پس از رواج گفتمان «آقازادگي و آقازادهستيزي» به اين پديده بپردازيم، اظهارات وزير اطلاعات است. حيدر مصلحي به عنوان عضوي از شوراي پول و اعتبار گفته است: «آقازادهها و غيرآقازادهها دانهدرشتهاي اقتصادي را تشکيل ميدهند و هيچ تفاوتي ميان آنها براي معرفي به دستگاه قضايي قائل نيستيم.»
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
ايام در تب و تاب سوگ جانسوز شهادت زيباترين تجلي عصمت و زيور عفاف و نجابت، حضرت زهراي مرضيه(س) سياهپوش است و مجالس و مساجد نيز مرثيهسراي فضائل و مناقب اين معيار اصيل حيات طيبه هستند. شايد اين روزها بهترين فرصت براي بررسي وضعيت موجود جوامع بشري و پر كردن خلاءهاي بزرگ معنوي با مكارم اخلاقي و خصائل رفتاري صديقه اطهر و ريحانه عالم خلقت باشد. شايد امروز تفكر و دقت در فاصلهاي كه بين جامعه ما و معيارهاي سلامتبخش و سعادتآفرين فاطمي وجود دارد، ضروري ترين كاري است كه ميتواند به مسئوليتپذيري آحاد جامعه منجر شود.
امروز صرفا تاسف خوردن و فرياد برآوردن نسبت به ناهنجاريهاي اخلاقي و بيبندوباريهاي موجود فرهنگي در كشور، كارساز نخواهد بود بلكه بايد با يك جهاد فرهنگي و الگوپذيري از سيره عملي حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا(س) كه سرشار از ايمان و عفاف و معنويت و محبت و سادگي و عشق به محيط گرم خانواده بود، آنچنان كانونهاي پرجاذبهاي ايجاد كرد كه اين بانوي ملكوتي به عنوان الگوي تام و تمام فرد فرد آحاد اين جامعه از زن و مرد و پير و جوان قرار گيرد چرا كه به فرموده حضرت بقيه الله الاعظم(عج) حضرت صديقه طاهره نه تنها براي همه شيعيان بلكه براي انسان كاملي چون امام زمان(ع) نيز اسوهاي بيبديل هستند و تنها با تمسك به سيره طيبه فاطمي ميتوان مرزهاي تعالي در صيانت دنيايي و آخرتي را طي كرد.
آرمان
«توزيع منابع بانکي با تامين منابع مالي» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم کاظم دلخوش است كه در آن ميخوانيد:
من بر اين باورم که سيستم مالي بايد مبتني بر حمايت از سرمايه گذاري باشد؛ چرا که هر چه سرمايه گذار بيشتر پشت در بانکها معطل بماند قطعا به مشکلات جامعه دامنزده، رکود اقتصادي و عدم رونق اشتغال را به همراه خواهد داشت. سخنان رئيس جمهور نيز در خصوص سياستهاي مالي سال 89 مؤيد همين مطلب است.واقعيت امر اين است که اگر سيستم بانکي پول در چرخه خود را درست توزيع کنند منجر به رشد و توسعه اقتصاد و ايجاد اشتغال خواهد شد. سيستم بانکي سپردههاي مردم را در اختيار دارد پس بايد در توزيع آن نهايت تدبر را به کار بندد. در صورتي هم که با کاهش سپرده گذاري مواجه شود، دولت ميبايست راهکارهايي را براي دريافت مطالبات معوق ارائه کند تا بانک مرکزي دچار مشکل نشود. در شرايطي که بانکها از يک سو به دليل کاهش پس انداز مردم با رکود در سپردهگذاري مواجه ميشوند و از سوي ديگر براي بازپرداخت بدهيهاي معوق با مشکل روبرو هستند، ميبايست در کنار چاپ پول به قانوننويسي براي اخذ مطالبات پرداخت.
دنياي اقتصاد
«ايران و ائتلاف انگليسي» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است كه در ان ميخوانيد:
مشهور است كه دولتهاي آمريكا و انگليس مثل يك روح در دو بدن هستند.
اين تصور در ايران قويتر از ديگر جاهاي جهان است. ايرانيان، كودتاي 28 مرداد سال 1332 را بزرگترين بلاي سياسي دوران معاصر ميدانند و بر اين باورند كه اين كودتا محصول همكاري و دسيسه مشترك آمريكاييها و انگليسيها بوده است. برخي حتي از اين هم فراتر ميروند و انگليس را برنامهريز و آمريكا را مجري كودتا ميدانند.
تحولات سالهاي اخير و همصدايي واشنگتن و لندن در ماجراي هستهاي ايران، اين گمان قديمي را تقويت كرده است. به همين علت حال كه محافظهكاران انگليسي پس از 13 سال دوباره به قدرت رسيدهاند، اين پرسش مطرح است كه سياست خارجي انگليس در قبال مساله ايران چگونه خواهد بود؟ آيا موضع لندن در برابر تهران ثابت ميماند، سختگيرانهتر ميشود يا اندكي تغيير ميكند؟
دولت جديد انگليس محصول ائتلاف احزاب محافظهكار و ليبرال دموكرات است. محافظهكاران انگليسي نوعا در سياست داخلي اخلاقگرا و در سياست خارجي واقعگرا هستند. يعني اينكه در حوزه داخلي طرفدار تقويت سنتهاي اجتماعي از جمله خانواده و مذهب رسمي هستند و در حوزه خارجي، منافع ملي را بر هر چيزي و از جمله قواعد اخلاقي ترجيح ميدهند.
جهان صنعت
«زلزله پشت درهاي بانک مرکزي» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت است كه در آن ميخوانيد؛ بنا به اظهارات محمد جهرمي، مديرعامل بانک صادرات، عزل و نصب ديگري در اقتصاد سياسي ايران در راه است.
برخيها پيشبيني ميکنند که اگر قرار باشد آقاي جهرمي که از قضا مبدع طرحهاي زودبازده هم بوده، رييس کل بانک مرکزي شود از همين امروز بايد منتظر زلزله در بانک مرکزي باشيم. چه آنکه علماي علم اقتصاد ميگويند بانک مرکزي بايد سياستگذار و راهبر امنيت در اقتصاد کشور باشد.
آقاي جهرمي که اتفاقا بنا به اظهاراتش علاقهاي به پست رييس کلي بانک مرکزي ندارد و معتقد است آنچه به شدت تکذيب ميشود، همواره تاييد شده، آيا شايعاتي که در مورد انحراف 40 درصدي اين طرحها و شکست اين پروژه مطرح ميشود را نيز به شدت تاييد ميکند؟
پول
«خطر تسهيلات بيشتر» عنوان سرمقالهب روزنامه پول به قلم دکتر مهدي تقوي است كه در آن ميخوانيد:
در شرايطي که دولت نرخ بهره سپردهها را به 6درصد ميرساند، سپردهها نيز کاهش مييابد و مردم ترجيح ميدهند سرمايههايشان را از کشور خارج کنند، در نتيجه آمار سپردهها تقليل مييابد.در حال حاضر بانکها با مطالبات معوق بسيار زيادي روبهرو هستند؛ تسهيلاتي که ارايه داده شده اما بازگشتي صورت نگرفته است. هرچه قدر تسهيلات بيشتري ارايه شود، اين مطالبات نيز بيشتر ميشود. در حال حاضر تورم موجود، تورم طرف عرضه است و نه تقاضا.
در اقتصاد ايران توليد و صنعت دچار مشکل است و توان رساندن کالا به مصرفکننده را ندارد. اين بدان معناست که تقاضا هست اما نميتواند عرضه کند در نتيجه قيمتها بالا ميرود. اقتصاد ايران نيازمند ارايه سياستهايي است که بتواند عرضه را اصلاح کند و اين تنها مؤلفهاي است که ميتواند منجر به بهبود اوضاع شود.در اين صورت مردم نيز تشويق به سرمايهگذاري و شرکت در چرخه توليد ميشوند.
آفرینش
«مجردان، ازدواج و چالش پيش رو» عنوان سرمقاله روزنامه آفرینش است که در آن می خوانید:
بر کسي پوشيده نيست که جامعه ايراني به واسطه حضور 50 درصدي جوانان در هرم سني و جمعيتي کشور، جامعه اي جوان است و بالتبع اين جامعه جوان در کنار نيازهاي اساسي براي معيشت خود در صورت ناتواني در برآورده ساختن آنها اثرات و پيامدهاي ناگواري را نيز بر جامعه و کشور مي گذارد.
آمارهاي جمعيتي حکايت از وجود 20 ميليون جوان 22 تا 32 ساله در کشور را نشان مي دهد جواناني که با توجه به وضعيت اقتصادي جامعه نتوانستند نقشي فراخور خود ايفا نمايند و سهمي متناسب در دسترسي به نيازهاي اساسي زندگي وازدواج داشته باشند.
در اين راستا قابل توجه است که بنا به آمارهاي مختلف حدود 18 تا 20 ميليون جوان مجرد در جامعه وجود دارد. مجرداني که سالانه حدود دو ميليون و 800 هزار نفر نيز به آنان افزوده مي شود؛ در حالي که آمار ازدواج ساليانه رقمي در حدود 800 هزارنفر است. در کنار اين آمار واقعيت هايي همانند ازدواج گريزي جوان و شيوع و گسترش و فرهنگ زندگي مجردي در بين جوانان در حال تبديل به پديده اي همه گير بويژه در کلان شهرها شده است، بطوري که برخي برآوردها نشان مي دهد حدود يک سوم جوانان تهراني داراي خانه مجردي هستند؛ واقعيتي که حاوي ناگفته هاي بسياري از عدم تمايل جوانان به ازدواج است.
در واقع هر چند جوانان با وجود پشت سر گذاردن موانع مختلف خواستار ازدواج باشند ولي از آنجا که سطوح و نرخ بيکاري در ميان جوانان و بويژه قشر تحصيل کرده بسيار بالاست (بطور مثال نرخ بيکاري در زنان تحصيل کرده 40 درصد است) اميد به زندگي آينده و مشکل بيکاري باعث تداوم وضعيت مجردي در ميان جوانان شده است در اين بين اگر با نگاهي غير جنسيتي به مساله ازدواج گريزي جوانان نظر افکنيم اين پديده بي شک امري همه گير است که با توجه به سطح توسعه مکاني نسبتي متغير داشته است.
«فقر گفتمان مكتوب» عنوان سرمقالهِ روزنامه تهران امروز به قلم سيدجواد ساداترضوي
است كه در آن ميخوانيد:
انقلاب اسلامي يك انقلاب فرهنگي است. گمان نميرود آنان كه در پيرامون انقلاب اسلامي مطالعه و تحقيق كردهاند، چه از صاحبنظران و انديشمندان داخلي و چه از محققان خارجي، در روايي اين گزاره ترديد داشته باشند.
ميتوان با استناد به شواهد بسيار نشان داد كه انقلاب اسلامي، مبتني بر بنمايههاي فرهنگي شكل گرفته و سپس به پيروزي رسيده است. نظريه سياسي در فقه شيعه نيز بيش از آنكه آماجهاي سياسي و قدرت را مطمح نظر داشته باشد، معطوف به در خدمت گرفتن سياست و قدرت به منظور اهداف فرهنگي و در ميانه اين اهداف و چه بسا مهمترين آن رشد و صيرورت انسان به سوي باري تعالي بيش از ديگر اهداف برجسته است.
در واقع انگارههاي رشد و صلاح و صيرورت الي الحق و تربيت انسان بر مبناي فطرت الهي هدف و گفتمان مركزي نظريه فقهي و كلامي شيعه است و اهداف پيراموني آن تنها در تناظر و نسبت با هدف و گفتمان مركزي، چيدماني براساس ضريب اهميت آن مييابند. اين هدف و گفتمان مركزي در فقه و كلام شيعه، بيترديد فرهنگي است. از همين جاست كه ارتباط وثيق انقلاب اسلامي با نظريه فرهنگي رشد انسان در جهت فطرت الهي او و نظريه سياسي شيعه مبتني بر دستيابي به اهداف فرهنگي شكل ميگيرد و انسجام مييابد.
مردم سالاري
«صنعت نفت و گاز، نيازمند سرمايه گذاري هاي جديد» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم مجيد سليمي بروجني است كه در آن ميخوانيد:
نفت و گاز خاورميانه طي چند دهه اخير در کانون توجهات جهاني بوده است. در روزهايي که ايران با بحران سرمايه گذاري در بخش هاي مختلف اقتصادي بويژه انرژي- نفت،گاز و پتروشيمي- دست و پنجه نرم مي کند و سرمايه گذاران داخلي و خارجي به دلايل متعدد سرمايه گذاري در پروژه هاي اين حوزه را کم رنگ تر از گذشته کرده اند، کشورهاي اطراف ما، با شتابي بيش از گذشته در حال فاصله گرفتن از ما هستند و با توسعه سرمايه گذاري در بخش انرژي، ميزان توليد نفت و گاز خود را به سرعت افزايش مي دهند.
از قطر بگذريم که سال هاست در ميدان گازي مشترک پارس جنوبي، ايران را پشت سر گذاشته، عراق هم که سالها به خاطر وضعيت سياسي و جنگ با کويت و به تبع آن تحريم اقتصادي و حمله نيروهاي آمريکايي به اين کشور ميدان نفت را براي رقبا خالي گذاشته بود اکنون با گذر از شرايط جنگي و بهبود نسبي اوضاع امنيتي، با قدرت بار ديگر وارد معادلات نفتي شد و دورنمايي بسيار روشن را در چشم انداز آتي صنعت نفت اين کشور ترسيم کرده که حداقل اثر آن براي ايران کاهش رتبه ايران از نظر ميزان توليد و صادرات نفت و واگذار کردن ميدان رقابت به رقيب ديگري به نام عراق است.
عراق با 115 ميليارد بشکه ذخيره نفت خام، پس از عربستان و ايران سومين دارنده ذخاير بزرگ نفتي جهان به شمار مي رود; البته اگر رتبه جديد ونزوئلا را که مدعي است از اين منظر از ايران پيش افتاده ناديده بنگاريم اکنون عراق اهداف بزرگتري را درنظر گرفته که مي تواند توليد روزانه نفت در اين کشور را در مدت زماني کوتاه به 4 ميليون بشکه در روز و سپس به 6 ميليون بشکه در روز برساند.
كيهان:
«مرگ موج دوم» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
آنچه برخي سران نيمه جان فتنه در محافل داخلي خود «موج دوم» خوانده بودند، به دنيا نيامده مرد. موج دوم فتنه بنا بود با تمركز روي دو موضوع 1- مطالبات و اعتراضات طبقات محروم و 2- تشديد اختلاف هاي درون نظام بويژه اختلافات ميان قواي 3 گانه شكل بگيرد اما اكنون اعتراف هاي واضحي از جانب دوستان آن طرف آب فتنه گران وجود دارد كه نشان مي دهد آن به اصطلاح موج، جان نگرفته جان داده است.
از حيث تاريخي، داستان موج دوم مربوط به ايام مابعد از 22 بهمن است. جريان فتنه اگرچه در درك پيام هاي 22 بهمن كودني نماياني از خود نشان داد با اين حال اين نكته ساده را توانست دريابد كه آن روز نقطه پايان قطعي همراهي طبقه متوسط شهري با فتنه هاي پس از انتخابات بوده است. طبقه متوسط در تهران -بويژه آن عده كه به موسوي راي داده بودند- پس از بيش از 7 ماه نه سندي در باره تقلب مشاهده كردند و نه نشاني از آن اسلام، انقلاب و قانون اساسي ديدند كه موسوي مي گفت براي بازگشت به آنها تلاش مي كند. همين آگاهي باعث شد تا آرام آرام هر يك زماني و به طريقي راه خود را از فتنه گران جدا كنند تا اينكه در 9 دي و بعد 22 بهمن 88 همه آنها كه در 22 خرداد رو در روي هم ايستاده بودند در يك صف ايستادند و اندك جماعت فتنه گر در صفي ديگر مقابل آنها. وقتي صف بندي ها روشن شد، استراتژي ها هم تغيير كرد.
نااميدي از طبقه متوسط در تهران كه از 16 آذر آغاز شد و در 22 بهمن به اوج رسيد، حاميان بيروني جريان فتنه را به فكر واداشت كه ديگر قادر نخواهند بود كف خيابان كاري از پيش ببرند و اصرار بر فراخواني مردم به خيابان جز آبروريزي ناشي از بي اعتنايي مردم نتيجه اي نخواهد داشت. اين نتيجه گيري البته هيچ گاه آشكارا بيان نشد ولي در عمل نشانه هايي وجود داشت كه بر مبناي آن برنامه ريزي هاي جديد در حال انجام است. جريان داخلي هم به سرعت خود را با آنچه «اتاق فكر» هاي تشكيل شده در خارج توصيه مي كردند تطبيق داد و به اين ترتيب سال 89 در شرايطي آغاز شد كه سران داخلي فتنه تصور مي كردند دستورالعمل هايي جديد براي احياي خود در اختيار دارند.
ابتكار
«آقازاده کيست و آقازادگي چيست؟» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار است كه در آن ميخوانيد:
آقازادهها، اين مظنونان اصلي و مجرمين هميشگي برخي جريانات سياسي چه کساني هستند؟ اصلاً آقازادگي چه معنايي ميدهد؟ شايد بسياري به لوازم حرف خود نميانديشند که اين حرفها را طرح ميکنند.
اين روزها به خصوص اگر اهل شبکههاي اجتماعي و وبلاگگردي باشيد لطيفههاي بيشماري را با اين مضمون شنيده ايد که: «آقازاده چه کارهن؟» اين البته کمي هم ربط دارد به لطيفهاي که از ميانه دهه شصت تا دهه هفتاد باب بود: «آقازاده وزير نفت اند.» اما هم آن تعبير آقازاده، هم اين آقاي آقازاده بيربط و ارتباط هستند به آقازادههاي مورد بحث ما. آقازادههاي ماجراي ما بيشتر به پديده آقازادگي ربط دارند.
«آقازاده» کيست و «آقازادگي» چيست؟ کسي اطلاع دقيقي ندارد. اين را ميدانيم که ايرانيها از باب تعارفات مرسومشان اگر بخواهند از فرزند فرد مذکري که مخاطبشان است ياد کنند براي او تعبير «آقازاده» را به کار ميبرند. تعبير آقازادگي معمولاً بار مثبتي نداشته است. هرچند فرزند محمود احمدينژاد زماني در عنوان وبلاگ خود از «آقازاده» استفاده ميکرد و فرزند يکي از علما و سياستمداران پيشين چنين عنواني براي وبلاگ خود برگزيده است: «من هم يک آقازاده هستم.»
آن چه باعث شده سالها پس از رواج گفتمان «آقازادگي و آقازادهستيزي» به اين پديده بپردازيم، اظهارات وزير اطلاعات است. حيدر مصلحي به عنوان عضوي از شوراي پول و اعتبار گفته است: «آقازادهها و غيرآقازادهها دانهدرشتهاي اقتصادي را تشکيل ميدهند و هيچ تفاوتي ميان آنها براي معرفي به دستگاه قضايي قائل نيستيم.»
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
ايام در تب و تاب سوگ جانسوز شهادت زيباترين تجلي عصمت و زيور عفاف و نجابت، حضرت زهراي مرضيه(س) سياهپوش است و مجالس و مساجد نيز مرثيهسراي فضائل و مناقب اين معيار اصيل حيات طيبه هستند. شايد اين روزها بهترين فرصت براي بررسي وضعيت موجود جوامع بشري و پر كردن خلاءهاي بزرگ معنوي با مكارم اخلاقي و خصائل رفتاري صديقه اطهر و ريحانه عالم خلقت باشد. شايد امروز تفكر و دقت در فاصلهاي كه بين جامعه ما و معيارهاي سلامتبخش و سعادتآفرين فاطمي وجود دارد، ضروري ترين كاري است كه ميتواند به مسئوليتپذيري آحاد جامعه منجر شود.
امروز صرفا تاسف خوردن و فرياد برآوردن نسبت به ناهنجاريهاي اخلاقي و بيبندوباريهاي موجود فرهنگي در كشور، كارساز نخواهد بود بلكه بايد با يك جهاد فرهنگي و الگوپذيري از سيره عملي حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا(س) كه سرشار از ايمان و عفاف و معنويت و محبت و سادگي و عشق به محيط گرم خانواده بود، آنچنان كانونهاي پرجاذبهاي ايجاد كرد كه اين بانوي ملكوتي به عنوان الگوي تام و تمام فرد فرد آحاد اين جامعه از زن و مرد و پير و جوان قرار گيرد چرا كه به فرموده حضرت بقيه الله الاعظم(عج) حضرت صديقه طاهره نه تنها براي همه شيعيان بلكه براي انسان كاملي چون امام زمان(ع) نيز اسوهاي بيبديل هستند و تنها با تمسك به سيره طيبه فاطمي ميتوان مرزهاي تعالي در صيانت دنيايي و آخرتي را طي كرد.
آرمان
«توزيع منابع بانکي با تامين منابع مالي» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم کاظم دلخوش است كه در آن ميخوانيد:
من بر اين باورم که سيستم مالي بايد مبتني بر حمايت از سرمايه گذاري باشد؛ چرا که هر چه سرمايه گذار بيشتر پشت در بانکها معطل بماند قطعا به مشکلات جامعه دامنزده، رکود اقتصادي و عدم رونق اشتغال را به همراه خواهد داشت. سخنان رئيس جمهور نيز در خصوص سياستهاي مالي سال 89 مؤيد همين مطلب است.واقعيت امر اين است که اگر سيستم بانکي پول در چرخه خود را درست توزيع کنند منجر به رشد و توسعه اقتصاد و ايجاد اشتغال خواهد شد. سيستم بانکي سپردههاي مردم را در اختيار دارد پس بايد در توزيع آن نهايت تدبر را به کار بندد. در صورتي هم که با کاهش سپرده گذاري مواجه شود، دولت ميبايست راهکارهايي را براي دريافت مطالبات معوق ارائه کند تا بانک مرکزي دچار مشکل نشود. در شرايطي که بانکها از يک سو به دليل کاهش پس انداز مردم با رکود در سپردهگذاري مواجه ميشوند و از سوي ديگر براي بازپرداخت بدهيهاي معوق با مشکل روبرو هستند، ميبايست در کنار چاپ پول به قانوننويسي براي اخذ مطالبات پرداخت.
دنياي اقتصاد
«ايران و ائتلاف انگليسي» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است كه در ان ميخوانيد:
مشهور است كه دولتهاي آمريكا و انگليس مثل يك روح در دو بدن هستند.
اين تصور در ايران قويتر از ديگر جاهاي جهان است. ايرانيان، كودتاي 28 مرداد سال 1332 را بزرگترين بلاي سياسي دوران معاصر ميدانند و بر اين باورند كه اين كودتا محصول همكاري و دسيسه مشترك آمريكاييها و انگليسيها بوده است. برخي حتي از اين هم فراتر ميروند و انگليس را برنامهريز و آمريكا را مجري كودتا ميدانند.
تحولات سالهاي اخير و همصدايي واشنگتن و لندن در ماجراي هستهاي ايران، اين گمان قديمي را تقويت كرده است. به همين علت حال كه محافظهكاران انگليسي پس از 13 سال دوباره به قدرت رسيدهاند، اين پرسش مطرح است كه سياست خارجي انگليس در قبال مساله ايران چگونه خواهد بود؟ آيا موضع لندن در برابر تهران ثابت ميماند، سختگيرانهتر ميشود يا اندكي تغيير ميكند؟
دولت جديد انگليس محصول ائتلاف احزاب محافظهكار و ليبرال دموكرات است. محافظهكاران انگليسي نوعا در سياست داخلي اخلاقگرا و در سياست خارجي واقعگرا هستند. يعني اينكه در حوزه داخلي طرفدار تقويت سنتهاي اجتماعي از جمله خانواده و مذهب رسمي هستند و در حوزه خارجي، منافع ملي را بر هر چيزي و از جمله قواعد اخلاقي ترجيح ميدهند.
جهان صنعت
«زلزله پشت درهاي بانک مرکزي» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت است كه در آن ميخوانيد؛ بنا به اظهارات محمد جهرمي، مديرعامل بانک صادرات، عزل و نصب ديگري در اقتصاد سياسي ايران در راه است.
برخيها پيشبيني ميکنند که اگر قرار باشد آقاي جهرمي که از قضا مبدع طرحهاي زودبازده هم بوده، رييس کل بانک مرکزي شود از همين امروز بايد منتظر زلزله در بانک مرکزي باشيم. چه آنکه علماي علم اقتصاد ميگويند بانک مرکزي بايد سياستگذار و راهبر امنيت در اقتصاد کشور باشد.
آقاي جهرمي که اتفاقا بنا به اظهاراتش علاقهاي به پست رييس کلي بانک مرکزي ندارد و معتقد است آنچه به شدت تکذيب ميشود، همواره تاييد شده، آيا شايعاتي که در مورد انحراف 40 درصدي اين طرحها و شکست اين پروژه مطرح ميشود را نيز به شدت تاييد ميکند؟
پول
«خطر تسهيلات بيشتر» عنوان سرمقالهب روزنامه پول به قلم دکتر مهدي تقوي است كه در آن ميخوانيد:
در شرايطي که دولت نرخ بهره سپردهها را به 6درصد ميرساند، سپردهها نيز کاهش مييابد و مردم ترجيح ميدهند سرمايههايشان را از کشور خارج کنند، در نتيجه آمار سپردهها تقليل مييابد.در حال حاضر بانکها با مطالبات معوق بسيار زيادي روبهرو هستند؛ تسهيلاتي که ارايه داده شده اما بازگشتي صورت نگرفته است. هرچه قدر تسهيلات بيشتري ارايه شود، اين مطالبات نيز بيشتر ميشود. در حال حاضر تورم موجود، تورم طرف عرضه است و نه تقاضا.
در اقتصاد ايران توليد و صنعت دچار مشکل است و توان رساندن کالا به مصرفکننده را ندارد. اين بدان معناست که تقاضا هست اما نميتواند عرضه کند در نتيجه قيمتها بالا ميرود. اقتصاد ايران نيازمند ارايه سياستهايي است که بتواند عرضه را اصلاح کند و اين تنها مؤلفهاي است که ميتواند منجر به بهبود اوضاع شود.در اين صورت مردم نيز تشويق به سرمايهگذاري و شرکت در چرخه توليد ميشوند.
آفرینش
«مجردان، ازدواج و چالش پيش رو» عنوان سرمقاله روزنامه آفرینش است که در آن می خوانید:
بر کسي پوشيده نيست که جامعه ايراني به واسطه حضور 50 درصدي جوانان در هرم سني و جمعيتي کشور، جامعه اي جوان است و بالتبع اين جامعه جوان در کنار نيازهاي اساسي براي معيشت خود در صورت ناتواني در برآورده ساختن آنها اثرات و پيامدهاي ناگواري را نيز بر جامعه و کشور مي گذارد.
آمارهاي جمعيتي حکايت از وجود 20 ميليون جوان 22 تا 32 ساله در کشور را نشان مي دهد جواناني که با توجه به وضعيت اقتصادي جامعه نتوانستند نقشي فراخور خود ايفا نمايند و سهمي متناسب در دسترسي به نيازهاي اساسي زندگي وازدواج داشته باشند.
در اين راستا قابل توجه است که بنا به آمارهاي مختلف حدود 18 تا 20 ميليون جوان مجرد در جامعه وجود دارد. مجرداني که سالانه حدود دو ميليون و 800 هزار نفر نيز به آنان افزوده مي شود؛ در حالي که آمار ازدواج ساليانه رقمي در حدود 800 هزارنفر است. در کنار اين آمار واقعيت هايي همانند ازدواج گريزي جوان و شيوع و گسترش و فرهنگ زندگي مجردي در بين جوانان در حال تبديل به پديده اي همه گير بويژه در کلان شهرها شده است، بطوري که برخي برآوردها نشان مي دهد حدود يک سوم جوانان تهراني داراي خانه مجردي هستند؛ واقعيتي که حاوي ناگفته هاي بسياري از عدم تمايل جوانان به ازدواج است.
در واقع هر چند جوانان با وجود پشت سر گذاردن موانع مختلف خواستار ازدواج باشند ولي از آنجا که سطوح و نرخ بيکاري در ميان جوانان و بويژه قشر تحصيل کرده بسيار بالاست (بطور مثال نرخ بيکاري در زنان تحصيل کرده 40 درصد است) اميد به زندگي آينده و مشکل بيکاري باعث تداوم وضعيت مجردي در ميان جوانان شده است در اين بين اگر با نگاهي غير جنسيتي به مساله ازدواج گريزي جوانان نظر افکنيم اين پديده بي شک امري همه گير است که با توجه به سطح توسعه مکاني نسبتي متغير داشته است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


