ماجراي سرطان معده رفسنجاني در چين!
در بخشي از اين خاطرات آمده است: هنگام اذان براي نماز صبح بيدار شدم و تا ساعت هشت خوابيدم. مقداري وقت صرف نوشتن خاطرات كردم. براي ملاقات با رئيسجمهور «لي شيانيان» آماده شدم. يك ربع ساعت دير شد. خبرگزاري «يونايتدپرس» از اين تأخير سوءاستفاده كرد و اين خبر را روي تلكس برد كه من به خاطر مرض سرطان معده در بيمارستاني در چين بستري شدهام. اين خبر مثل بمب در دنيا منفجر شد. نميدانم اين خبرگزاري چه فكري براي اعتبار و آبروي خود كرده است، لابد حسابشده است...
آقاي [زائوزيانگ] نخستوزير چين ساعت هشت و نيم صبح براي ملاقات آخر و خداحافظي به اقامتگاه آمد. تفاهمنامه همكاري توسط [غلامرضا] آقازاده، معاون نخستوزير و همتاي ايشان امضا شد. مذاكرات رسمي انجام گرديد و سپس با درخواست من، جلسه خصوصي شد. درباره گرفتن موشكها صحبت كرديم. او موافقت كرد و فوريت تحويل را پذيرفت. با آقاي نخستوزير خداحافظي كرديم و به فرودگاه آمديم. سپس با يك هواپيماي چيني به شهر «شيآن» [واقع در 800 كيلومتري جنوب غربي پكن] رفتيم. همراهان از موفقيت كامل سفر خوشحال هستند و چينيها نيز...
دوباره براي ضيافت مشترك دو مجلس به سالن پذيرايي پارلمان رفتيم. شام سلفسرويس و ايستاده صرف شد و ضمن شام خوردن با نمايندگان و رؤساي مجلس مذاكره كرديم. معاون پارلمان، خانمي بود كه روزنامهها نوشته بودند من اجازه شركت ايشان را در جلسه نميدهم، مخصوصا با او حرف زدم كه رفع شيطنت شود...

مشكل ديگرمان اجتناب از معاشرت با خانمهاست كه در زندگي امروز دنيا اجتنابناپذير است. براي ميزبانان هم مشكلات زيادي دارد، چون بايد سنن و عادات خود را در معاشرت با زنان كنار بگذارند؛ لابد خانمها هم ميرنجند و برخورد مينمايند. توجيه هم نميتوانيم بنماييم.
اگر خانمي در اجتماعات بيايد چون مصافحه [=دست دادن] با آنان نميكنيم، لابد احساس حقارت ميكنند. شايد هم در فكر بخشي از مسلمانان اثر مثبت داشته باشد، زيرا آنها ميدانند كه نوع معاشرت امروز زن و مرد در دنياي غربزده منطقي نيست. ولي بيشك اكثريت آنها اين وضع ما را نميپسندند. در ژاپن هم به ادعاي نخستوزير 70 درصد مردم بودائي و 5 درصد شينتو و جمعي هم مسيحي و مسلمان هستند ولي مذهب آنها مثل اسلام، حاكم بر زندگي نيست و فقط اسمي است...
ساعت شش و نيم، نخستوزير و وزير خارجه ژاپن براي ملاقات خصوصي به كاخ آمدند. نتايج سفر را جمعبندي كرديم كه كاملا مثبت است. قرار شد نفت بيشتري از ما بخرند و سهم ارزي پروژهها را با نفت بپردازيم و همكاري بيشتري درباره واگذاري پروژه به ژاپن داشته باشيم.
درباره رابطه با آمريكا از ما نظر خواستند. گفتم: آمريكا بايد گذشته بد خود را جبران نمايد تا زمينه ايجاد روابط فراهم شود و اين احتياج به زمان دارد و به غربيها هم پيغام داديم، ما خواهان تشنج در منطقه نيستيم...
حدود دو ساعت سرويس و بنزينگيري هواپيماها طول كشيد. نماز خوانديم و درباره مسائل جديد شوروي مذاكره كرديم. آقاي [محمدحسين] عادلي را در پكن گذاشتيم كه به كمك هيأت خريد و تحويل اسلحه برود. چينيها خيلي تأكيد دارند كه مسئله فروش اسلحه مخفي بماند. راه طولاني هشت ساعته تا تهران را با مذاكره و خواب و استراحت گذرانديم...
به نظر ميرسد روي ايران و انقلاب اسلامي حساب باز كردهاند. خضوع رهبران دو كشور و صميميت آنها در مذاكرات از نمونههاست. در مذاكرات به اتكاي دستور امام، پيشنهاد همكاري استراتژيك به چينيها دادم و آنها استقبال كردند...
متن كامل را در ستون «گزارش» بخوانيد.



