انتقاد از بیتوجهی به حقوق شهروندی توسط مسئولان
حال اگر این قانون به گونهای تغییر کند که راننده در صورتی مقصر است که عابر از خط عابر پیاده و محل ویژه تعیین شده، عبور کند، هرچند این قانون کمی بیرحمانه به نظر میرسد، قانون به گونهای طراحی شده است که اجرای قانون تابع ادب و انصاف و مروت و احترام مجریان نباشد یعنی قانون به گونهای طراحی شود که اگر مردم بدترین مردم باشند، با تصمیم و فکر کردن حتی با عقلی که انصاف و مروت هم ندارد، متوجه میشود که به نفع شخص من نیست این قانون را رعایت نکنم!
کد خبر: ۹۷۶۸۳
| | 8456 بازدید
تابناک اجتماعی - در برنامه شب گذشته «تهران 20» که با موضوع جایگاه اخلاق در امورات شهروندی شهری پخش شد، انتقادات صریحی از دولتمردان و مسئولان درباره نادیده گرفتن و بیتوجهی به کرامت انسانی و ارزشهای انسانی مطرح شد.
به گزارش خبرنگار «تابناک» اجتماعی، دکتر حسامالدین آشنا، عضو هیأت علمی دانشگاه، در برنامه «تهران 20» انتقادات صریحی نسبت به نادیده گرفتن حقوق و ارزشهای انسانی و شهروندی در تصمیمگیریهای شهری و قانونگذاری اجتماعی ابراز کرد.
بنا بر این گزارش، این کارشناس مسائل اجتماعی با اشاره به بزرگراههای کشور که قافد محل عبور عابر پیاده هستند، گفت: این که هیچ جایی برای عبور عابران پیاده پیشبینی نشده، نشان از بیتوجهی به حقوق شهروندی و نادیده گرفتن این حقوق است، یعنی اصلا شهروند مدنظر نبوده و حقوق آن نیز مهم نبوده که بدیهی ترین نیاز شهروندی یعنی محل عبور برای آن ایجاد نمی شود.
آشنا با تمثیل چراغ قرمز و متغیر بودن زمان منتظر ماندن، آن هم با انگشتان دست جناب پلیس، گفت: یک بار پشت چراغ قرمز بودیم و فردی با انگشتان دستش مدام چراغ را قرمز میگذاشت که سرانجام با تصمیم جمعی رانندگان و عبور دستهجمعی از چراغ قرمز، این قانون نقض شد؛ پس قانونی که گذاشته و مدام نقض میشود، از طرف مقابل هم نقض خواهد شد.
مجری برنامه با بیان خاطره سفرش به یک کشور خارجی گفت: در سفری که به یکی از کشورهای اطراف رفته بودم، دیدم عابری با رسیدن به تقاطع، دکمهای را فشار داد و منتظر شد تا چراغ عابران سبز شود که با سبز شدن چراغ، خودروهای عبوری و حتی افراد متشخص با اتومبیلهای آنچنانی در فاصله نیم تا یک متری خطکشی عابر ایستادند تا عابر پیاده بگذرد. این احترام به ارزش انسانی، واقعا در من تأثیر گذاشت.

دکتر حسامالدین آشنا گفت: اصل مهندسی اجتماعی، قانون است که مشخص میکند من نوعی و یا شما، یک شهروند منضبط هستید یا متخلف! در تصادف یک خودرو با عابر، اصل بر این است که راننده خودرو مقصر است؛ پس راننده همیشه باید احتیاط بیشتر و دقت زیادی کند.
البته این یک روی قضیه است و هنگامی که من عابر و راننده این را میدانیم، پس من عابر به خود اجازه میدهم هر جور و به هر طریقی که خواستم از خیابان عبور کنم و در هر صورت راننده مقصر است و باید مراقب باشد!
حال اگر این قانون به گونهای تغییر کند که راننده در صورتی مقصر است که عابر از خط عابر پیاده و محل ویژه تعیین شده، عبور کند، هرچند این قانون کمی بیرحمانه به نظر میرسد، قانون به گونهای طراحی شده است که اجرای قانون تابع ادب و انصاف و مروت و احترام مجریان نباشد یعنی قانون به گونهای طراحی شود که اگر مردم بدترین مردم باشند، با تصمیم و فکر کردن حتی با عقلی که انصاف و مروت هم ندارد، متوجه میشود که به نفع شخص من نیست این قانون را رعایت نکنم!
در کشوری که اصل بر این باشد که اگر در خط عابر نباشی، مقصر هستی، قانون به طور مثبتی اجرا میشود که البته در این صورت، خطوط عابر باید به گونهای طراحی شود که عابران مجبور نباشند مسافت زیادی را پیادهروی کنند تا به خط عابر پیاده برسند. از همین روی، راننده هم میداند در صورتی که در این محدوده احتیاط نکند، مقصر است و زندگیاش با خطر روبهروست؛ پس این احترام به من عابر و شهر نیست، بلکه این یک نظام به نام مهندسی اجتماعی است که در این صورت، نظم و... شما درست میشود؛ شهروند احترام پیدا میکند و به تعبیری میتوان گفت، شهر هم منظم میشود؛ یعنی نظم هم در گرو وجود این احترام است.
این کارشناس افزود: مسئولیت نظم شهر با مدیران شهری است؛ بنابراین هرگاه مسئولان شهری برنامهریزی دقیقی داشته باشند، شهروندان بدون اینکه نیاز به فکر زیادی داشته باشند، نظمپذیر میشوند که در اینجا هر قدر کمبود داشته باشیم، شهروندان به ابداع و اختراع روش دست میزنند.
مجری برنامه گفت:پایه چنین برنامهریزی مدونی، اعتمادی است که شهروندان نسبت به قانونگذار و نظام دارند؛ چراکه اگر این اعتماد نباشد، عملا نظمی نخواهد بود.
آشنا گفت: پایه دوم مهندسی اجتماعی، آموزش شهروندی است که بر اساس آن، به شهروند یاد بدهند که چه کار کند تا موفقتر باشد که این آموزش باید از کودکی آغاز شود. برای نمونه، اکنون میزان آموزش رانندگی، به هیچ وجه برای اینکه یک راننده قانونمند شود، کافی نیست و در این آموزش اصلا فرهنگ رانندگی مورد توجه قرار نمیگیرد که البته این آموزش برای پیادهروها و عابران هم هیچ آموزش و فرهنگی را در نظر نگرفته است.
برای مثال در تجربه مترو، دیدیم که اوایل ایجاد مترو چقدر نگرانی بود که مردم ممکن است به روی ریلها بیفتند و نتوان آنان را کنترل کرد که پشت خط قرمز بایستند، اما اکنون میبینیم که فرهنگ استفاده از مترو در ما ایجاد شده و ایجاد شرایط مناسب و آموزش شهروندی میتواند نتایج بسیار مثبتی در رعایت حرمت و قانون داشته باشد.
آشنا با مثال زدن فرهنگ تاکسیرانی در تهران و مشهد درباره استفاده از تاکسیمتر گفت: متأسفانه فرهنگ تاکسیرانی و تاکسیمتر آموزش کافی داده نشده و فرهنگ تاکسیرانی شهر تهران بسیار پایینتر از شهر مشهد است، چراکه در تهران همیشه دعوا بر سر روشن کردن تاکسیمتر میان مسافر و راننده هست. البته این سوءتفاهم پیش نیاید که تاکسیرانان تهران فرهنگشان پایین است، اما فرهنگ تاکسیداری تهران پایین است.
وی ادامه داد: درکل تعریف درستی از تاکسی در کشور وجود ندارد. تاکسی یعنی اینکه تنها یک مسافر سوار آن شود و در اختیار او باشد تا زمانی که از خودرو پیاده شود؛ بنابران طراح اینگونه تاکسیمتر را که برای چهار نفر طراحی میشود باید به جرم اینگونه تعیین نرخ تاکسی به مدت یک هفته راننده تاکسی کرد تا متوجه شود این رانندگان و مسافران چه میکشند! یا مثلا در مورد نرخهای تاکسی که بر شیشهها چسبانده شده، باید راننده یا مسافر با یک ماشین حساب مدتها زمان بگذارند تا محاسبه کنند چه میزان پول باید پرداخت شود. بنابراین باید به سمت آموزش حرفهای افرادی برویم که خدمات شهرداری را ارایه میکنند.
دکتر حسامالدین آشنا در پایان چنین نتیجهگیری کرد: رابطه بین برابری و مسئولیت است. مردم باید در تصمیماتی که شهرداری برایشان میگیرد، مشارکت داشته باشند؛ آن زمان میتوانیم از مردم انتظار اجرای این تصمیمات را داشته باشیم. در مرحله بعد، برخی قوانین ظاهر خوبی دارند اما در اجرا، کاملا برعکس و متناقض هستند.
نکته پایانی اینکه آموزش شهروندان باید از کودکی تا بزرگسالی صورت بگیرد و شیوه و وضعیت شهروندان در اموراتشان باید جدی گرفته شود. در آموزش شهروندی به ویژه ارایهدهندگان خدمات شهری و پشت میز نشینان اگر این افراد کارشان را درست انجام دهند، در این صورت، من شهروند نیز مصرتر به احترام قانون هستم.
وقتی شهروند کشوری بر مبنای وزن زبالهاش مجبور است هزینهای را برای پاکسازی و معدوم کردن آن بپردازد، در نتیجه زبالهسازی معنای مالی پیدا میکند. اگر من شهروندی متخلف باشم و زباله را بیرون بگذارم و مردم ببینند که با این کار، حق آنها را تضییع میکنم و عوارض خود را نمیپردازم، به پلیس من تبدیل میشوند.
به این ترتیب، شهروند با این اقدام خشم همه را نسبت به خود برمیانگیزد در این صورت دیگر نیاز به ساخت انیمیشن گربه و زباله و... نیست و میبینیم که عقلانیت ابزاری و معنویت کار خود را کرده و تأثیرش را گذاشته است. حال میبینیم در صورتی که اخلاق و آموزههای شهروندی به آن اضافه شود، چه نتایج مثبتی خواهد داشت.
آخرین اخبار اجتماعی و حوادث را در تابناک اجتماعی مطالعه کنید.
به گزارش خبرنگار «تابناک» اجتماعی، دکتر حسامالدین آشنا، عضو هیأت علمی دانشگاه، در برنامه «تهران 20» انتقادات صریحی نسبت به نادیده گرفتن حقوق و ارزشهای انسانی و شهروندی در تصمیمگیریهای شهری و قانونگذاری اجتماعی ابراز کرد.
بنا بر این گزارش، این کارشناس مسائل اجتماعی با اشاره به بزرگراههای کشور که قافد محل عبور عابر پیاده هستند، گفت: این که هیچ جایی برای عبور عابران پیاده پیشبینی نشده، نشان از بیتوجهی به حقوق شهروندی و نادیده گرفتن این حقوق است، یعنی اصلا شهروند مدنظر نبوده و حقوق آن نیز مهم نبوده که بدیهی ترین نیاز شهروندی یعنی محل عبور برای آن ایجاد نمی شود.
آشنا با تمثیل چراغ قرمز و متغیر بودن زمان منتظر ماندن، آن هم با انگشتان دست جناب پلیس، گفت: یک بار پشت چراغ قرمز بودیم و فردی با انگشتان دستش مدام چراغ را قرمز میگذاشت که سرانجام با تصمیم جمعی رانندگان و عبور دستهجمعی از چراغ قرمز، این قانون نقض شد؛ پس قانونی که گذاشته و مدام نقض میشود، از طرف مقابل هم نقض خواهد شد.
مجری برنامه با بیان خاطره سفرش به یک کشور خارجی گفت: در سفری که به یکی از کشورهای اطراف رفته بودم، دیدم عابری با رسیدن به تقاطع، دکمهای را فشار داد و منتظر شد تا چراغ عابران سبز شود که با سبز شدن چراغ، خودروهای عبوری و حتی افراد متشخص با اتومبیلهای آنچنانی در فاصله نیم تا یک متری خطکشی عابر ایستادند تا عابر پیاده بگذرد. این احترام به ارزش انسانی، واقعا در من تأثیر گذاشت.

البته این یک روی قضیه است و هنگامی که من عابر و راننده این را میدانیم، پس من عابر به خود اجازه میدهم هر جور و به هر طریقی که خواستم از خیابان عبور کنم و در هر صورت راننده مقصر است و باید مراقب باشد!
حال اگر این قانون به گونهای تغییر کند که راننده در صورتی مقصر است که عابر از خط عابر پیاده و محل ویژه تعیین شده، عبور کند، هرچند این قانون کمی بیرحمانه به نظر میرسد، قانون به گونهای طراحی شده است که اجرای قانون تابع ادب و انصاف و مروت و احترام مجریان نباشد یعنی قانون به گونهای طراحی شود که اگر مردم بدترین مردم باشند، با تصمیم و فکر کردن حتی با عقلی که انصاف و مروت هم ندارد، متوجه میشود که به نفع شخص من نیست این قانون را رعایت نکنم!
در کشوری که اصل بر این باشد که اگر در خط عابر نباشی، مقصر هستی، قانون به طور مثبتی اجرا میشود که البته در این صورت، خطوط عابر باید به گونهای طراحی شود که عابران مجبور نباشند مسافت زیادی را پیادهروی کنند تا به خط عابر پیاده برسند. از همین روی، راننده هم میداند در صورتی که در این محدوده احتیاط نکند، مقصر است و زندگیاش با خطر روبهروست؛ پس این احترام به من عابر و شهر نیست، بلکه این یک نظام به نام مهندسی اجتماعی است که در این صورت، نظم و... شما درست میشود؛ شهروند احترام پیدا میکند و به تعبیری میتوان گفت، شهر هم منظم میشود؛ یعنی نظم هم در گرو وجود این احترام است.
این کارشناس افزود: مسئولیت نظم شهر با مدیران شهری است؛ بنابراین هرگاه مسئولان شهری برنامهریزی دقیقی داشته باشند، شهروندان بدون اینکه نیاز به فکر زیادی داشته باشند، نظمپذیر میشوند که در اینجا هر قدر کمبود داشته باشیم، شهروندان به ابداع و اختراع روش دست میزنند.
مجری برنامه گفت:پایه چنین برنامهریزی مدونی، اعتمادی است که شهروندان نسبت به قانونگذار و نظام دارند؛ چراکه اگر این اعتماد نباشد، عملا نظمی نخواهد بود.
آشنا گفت: پایه دوم مهندسی اجتماعی، آموزش شهروندی است که بر اساس آن، به شهروند یاد بدهند که چه کار کند تا موفقتر باشد که این آموزش باید از کودکی آغاز شود. برای نمونه، اکنون میزان آموزش رانندگی، به هیچ وجه برای اینکه یک راننده قانونمند شود، کافی نیست و در این آموزش اصلا فرهنگ رانندگی مورد توجه قرار نمیگیرد که البته این آموزش برای پیادهروها و عابران هم هیچ آموزش و فرهنگی را در نظر نگرفته است.
برای مثال در تجربه مترو، دیدیم که اوایل ایجاد مترو چقدر نگرانی بود که مردم ممکن است به روی ریلها بیفتند و نتوان آنان را کنترل کرد که پشت خط قرمز بایستند، اما اکنون میبینیم که فرهنگ استفاده از مترو در ما ایجاد شده و ایجاد شرایط مناسب و آموزش شهروندی میتواند نتایج بسیار مثبتی در رعایت حرمت و قانون داشته باشد.
آشنا با مثال زدن فرهنگ تاکسیرانی در تهران و مشهد درباره استفاده از تاکسیمتر گفت: متأسفانه فرهنگ تاکسیرانی و تاکسیمتر آموزش کافی داده نشده و فرهنگ تاکسیرانی شهر تهران بسیار پایینتر از شهر مشهد است، چراکه در تهران همیشه دعوا بر سر روشن کردن تاکسیمتر میان مسافر و راننده هست. البته این سوءتفاهم پیش نیاید که تاکسیرانان تهران فرهنگشان پایین است، اما فرهنگ تاکسیداری تهران پایین است.
وی ادامه داد: درکل تعریف درستی از تاکسی در کشور وجود ندارد. تاکسی یعنی اینکه تنها یک مسافر سوار آن شود و در اختیار او باشد تا زمانی که از خودرو پیاده شود؛ بنابران طراح اینگونه تاکسیمتر را که برای چهار نفر طراحی میشود باید به جرم اینگونه تعیین نرخ تاکسی به مدت یک هفته راننده تاکسی کرد تا متوجه شود این رانندگان و مسافران چه میکشند! یا مثلا در مورد نرخهای تاکسی که بر شیشهها چسبانده شده، باید راننده یا مسافر با یک ماشین حساب مدتها زمان بگذارند تا محاسبه کنند چه میزان پول باید پرداخت شود. بنابراین باید به سمت آموزش حرفهای افرادی برویم که خدمات شهرداری را ارایه میکنند.
دکتر حسامالدین آشنا در پایان چنین نتیجهگیری کرد: رابطه بین برابری و مسئولیت است. مردم باید در تصمیماتی که شهرداری برایشان میگیرد، مشارکت داشته باشند؛ آن زمان میتوانیم از مردم انتظار اجرای این تصمیمات را داشته باشیم. در مرحله بعد، برخی قوانین ظاهر خوبی دارند اما در اجرا، کاملا برعکس و متناقض هستند.
نکته پایانی اینکه آموزش شهروندان باید از کودکی تا بزرگسالی صورت بگیرد و شیوه و وضعیت شهروندان در اموراتشان باید جدی گرفته شود. در آموزش شهروندی به ویژه ارایهدهندگان خدمات شهری و پشت میز نشینان اگر این افراد کارشان را درست انجام دهند، در این صورت، من شهروند نیز مصرتر به احترام قانون هستم.
وقتی شهروند کشوری بر مبنای وزن زبالهاش مجبور است هزینهای را برای پاکسازی و معدوم کردن آن بپردازد، در نتیجه زبالهسازی معنای مالی پیدا میکند. اگر من شهروندی متخلف باشم و زباله را بیرون بگذارم و مردم ببینند که با این کار، حق آنها را تضییع میکنم و عوارض خود را نمیپردازم، به پلیس من تبدیل میشوند.
به این ترتیب، شهروند با این اقدام خشم همه را نسبت به خود برمیانگیزد در این صورت دیگر نیاز به ساخت انیمیشن گربه و زباله و... نیست و میبینیم که عقلانیت ابزاری و معنویت کار خود را کرده و تأثیرش را گذاشته است. حال میبینیم در صورتی که اخلاق و آموزههای شهروندی به آن اضافه شود، چه نتایج مثبتی خواهد داشت.
آخرین اخبار اجتماعی و حوادث را در تابناک اجتماعی مطالعه کنید.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
آخر زمانه؟
***********************
و به جای استفاده از مجری و فیلم از جامعه تصویر ارائه میکرد
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



