گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۹۷۰۳۶
| | 3383 بازدید
كيهان
«گذشته ما و آينده آنها» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
كنفرانس بازنگري ان پي تي در نيويورك صحنه رويارويي ايران و امريكا نيست بلكه صحنه رويارويي امريكاست با جامعه جهاني. ايران در اين ميان، فقط نماد و نشانهاي است از اراده مجموعه كشورهايي كه حاضر نيستند حقوق و منافع خود را بر مبناي اخم يا لبخند امريكا تعريف كنند. كشورهاي در حال توسعه جهان اكنون به اين نتيجه رسيدهاند كه پرچم در دست بهترين گزينه ممكن قرار دارد.
اگر ايران بتواند مسير هستهاي شدن را تا انتها برود -كه به يك معنا رفته است- آن وقت مدلي جديد براي هستهاي شدن ايجاد خواهد كه ميتوان پيش بيني كرد كشورهاي بسياري از آن تبعيت كنند و اگر به هر دليل اين مسير تكميل نشود، تقريبا ترديدي نيست كه كشورهاي در حال توسعه بايد سوداي هستهاي شدن را از سر خود بيرون كنند چرا كه مستحكم ترين خاكريز سقوط كرده است و گذشته ما تبديل به آينده آنها خواهد شد.
نيويورك اكنون جايي است كه كشورهاي در حال توسعه در آن براي آينده خود ميجنگند. امريكاييها مدت هاست دريافتهاند ديگر در موقعيتي نيستند كه بتوانند فناوريهاي سطح بالا از جمله فناوري هستهاي و مواهب استراتژيك ناشي از در اختيار داشتن آن را در انحصار خود نگه دارند و اين انحصار بالاخره شكسته خواهد شد. مهم اين است كه اولين خط شكن چه كسي است يا به عبارت ديگر چه كسي اول بار امريكا را شكست خواهد داد؟ اين سوال از اين رو اهميت دارد كه همه ميدانند اين كشور خط شكن است كه با بيشترين مقاومت روبرو خواهد شد و بايد بيشترين هزينه را بپردازد و الا خط وقتي شكست عبور از آن ديگر دشوار نيست. ايران اكنون به طور داوطلبانه در چنين موقعيتي قرار گرفته و امريكاييها هم ميدانند كه اگر راه حلي براي اين مسئله نيابند، صورت مسئله در ابعاد منطقهاي و جهاني تكثير خواهد شد و آن وقت است كه آرزو خواهند كرد كاش با همان يك مسئله، يعني مسئله ايران كنار آمده بودند.
همه كاري كه امريكا اكنون در نيويورك ميكند اين است كه به جهان بگويد بايد خود را با محدوديتهاي بيشتر و حقوق كمتر وفق بدهد؛ چرا؟ چون امنيت و منافع امريكا در خطر است و چه دليلي از اين مهمتر در حالي كه كساني چون برژينسكي معتقدند امنيت امريكا همان امنيت جهان است نه برعكس! كشورهاي در حال توسعه اما سوال ميكنند در ازاي صرف نظر كردن از حقوق خود و پذيرش محدوديتهاي بيشتر چه چيزي دريافت خواهند كرد؟ از نظر امريكا اين ديگر زياده خواهي است چرا كه هيچ امتيازي بزرگتر از لبخند امريكا -همان كه اصلاح طلبان درايران «اعتمادسازي» ميخواندند- وجود ندارد. آيا جامعه جهاني ميتواند از چنين الگويي تبعيت كند؟ زماني اين موضوع شايد امكان پذير بود ولي ايران همه معادلات را به هم ريخته است.
سياست روز
«مرحله تازهاي از پروژه ايران هراسي» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن ميخوانيد:
هنگامي كه رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا براي چندمين بار نسبت به توان نظامي جمهوري اسلامي ايران هشدار داد،گرچه اينگونه برداشت ميشد كه وي به عجز نيروهاي يانكي خود در منطقه اعتراف كرده است اما پشت پرده آن چيز ديگري است.
وي روز دوشنبه 13 ارديبهشت گفته بو.د كه نيروي دريايي آمريكا در خليج فارس با تركيبي از سلاحهاي دفاعي و تهاجمي ايران مواجه است.
اين اظهارات در راستاي پروژه ايران هراسي مدتهاست كه از سوي مقامات سياسي و نظامي آمريكا به اشكال گوناگون مطرح ميشود.
آمريكا برگزاري رزمايشهاي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران را در همين راستا به كشورهاي عربي منطقه معرفي ميكند و سعي دارد تا با القاي اين كه توان دفاعي و نظامي جمهوري اسلامي ايران خطري براي كشورهاي منطقه است، آنها به واكنش نسبت به جمهوري اسلامي ايران وادار كند.
مدتي است كه بحثهاي گوناگوني عليه جمهوري اسلامي ايران در منطقه مطرح ميشود.
ابتدا ادعاي تكراري امارات بر مالكيت جزاير سه گانه ايراني در خليج فارس، سپس خبر دروغ و جعلي دستگيري جاسوساني كه براي سپاه پاسداران در كويت اقدام به جاسوسي ميكردند و در نهايت تقسيم خليج فارس به دو بخش فاسي و عربي و... از جمله پروژههايي است كه سياستهاي آمريكا را در ايجاد اختلاف و هراس از ايران در منطقه نشان ميدهد.
رسالت
«معلم؛ اساس تحول کشور» عنوان سرمقالهي روزنامه رسالت به قلم محمود فرشيدي است كه در آن ميخوانيد:
به راستي چه رازي در مظلوميت خون شهيدان نهفته است که در هر عصر و زماني پيام و اثري تازه براي جامعه به ارمغان ميآورند. بي تردد پيام مظلوميت و شهادت شهيد مطهري، بازار انديشه او را به سرعت رونق بخشيد و چه بسا اگر اين شهادت نبود جامعه ما با اين شتاب به آثار ايشان روي نميآورد.
بار ديگر در ايام عروج آن معلم شهيد، معلمان کشور توفيق ديدار و بهره مندي از رهنمودهاي رهبر گرانقدر حضرت آيت الله خامنهاي را يافتند و اين نوشتار تلمذي بر آن رهنمودهاست.
ملت ايران شرايط تاريخي حساسي را ميگذراند و در گذر زمان و پس از
31 سال مبارزه نفس گير با نظام سلطه جهاني، اينک به نقطه تعيين کنندهاي رسيده است که ديدگان مردم جهان را متوجه خود ساخته است و عبور از آن البته همت و کوششي خستگي ناپذير را طلب ميکند.
ملتي که اراده کند تا جايگاه شايسته خود را در جهان «بيابد و به الگويي کامل» و «مرجعي متقن» براي دنياي اسلام تبديل شود و زمينه ساز «تغيير در سرنوشت دنياي اسلام» گردد و نهايتا سرنوشت و وضعيت ناخوشايند کنوني دنيا را تغيير دهد، چنين همتي طبعا فعاليتي همسنگ خويش را ميطلبد.
تهران امروز
«در سپهر جانبخش معرفت مكتوب» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسامالدين كاوه است كه در آن ميخوانيد:
گشايش بيستوسومين نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران، فرصت مغتنمي است براي كتابدوستان و علاقهمندان به كتاب و كتابخواني، تا با گشت و گذار در ميان غرفههاي گوناگون اين نمايشگاه، روح و جان خود را آرامش بخشند و از گنجينههاي دين، دانش، ادبيات، تاريخ و طبيعت كه به صورت مكتوب عرضه ميشوند، بهره و حظي در خور خويش ببرند.
اما درباره كتاب و نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران نكاتي چند به اجمال يادآوري ميشود:
1 - ساحت و سپهر كتاب، ساحت و سپهر معرفت، انديشه و هنر است. هر آنكه در كار كتاب و نشر آن يا تقاضاي اين كالاي گرانقدر و جانبخش دستي و مطالبهاي دارد، جايگاه و پايگاهي دارد كه بايد بدان ارج نهاده شود. بهرغم آن كه بعيد مينمايد مسئولي يا مديري در دستگاههاي ذيربط و بهويژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي يافت شود كه با مفهوم پيشگفته مخالف باشد اما هنوز قشر ناشران و ساير دستاندركاران نشر كتاب، حقوق اعاده نشده و بر زمين ماندهاي دارند كه بايد بدين حقوق توجهي درخور و كافي و وافي شود.
متقاضيان كتاب نيز حقوقي دارند كه ميبايد به تقاضاهاي آنان توجه شود. مستور ماندن كتابهاي وزين از چشم خوانندگان يا فرو كاستن از سلايق عمومي در بازگذاردن دست برخي از ناشران براي نشر كتابهايي كه به «عامهپسند» شهره شدهاند، سلايق و ذائقههاي كتابخوانان را در سطح، نگاه ميدارد. براي بركشيدن ذوق و سليقهها نه تنها ناشران كه متوليان امر كتاب نيز بايد احساس مسئوليت كنند.
2 - امر مميزي كتاب، موضوعي نيست كه از اساس منتفي تلقي شود، فضاي فرهنگي و فكري جامعه ما به گونهاي است كه هر نشريافتهاي را كتاب توصيف نميكند.
كتاب در فرهنگ ما جايگاهي بس بلند و محترم دارد و از اين روست كه مميزي كتاب به عنوان يك امر ضروري براي پاكيزه نگاه داشتن فضاي فكري و معنوي جامعه پذيرفته است اما ميبايد تاكيد كرد كه سلايق و ذوائق فردي و شخصي به هيچ رو نميبايد در اين امر مهم دخالت داده شوند. مميزي كتاب بايد روشمند و براساس مفاهيم تعريف شده باشد، با اين حال مشاهده ميشود كه گاه بيش از توجه به اصول روشمند در امر مميزي، سلايق و ذوائق شخصي و فردي تعيينكننده است كه چنين چيزي از اساس درست نيست.
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
تكاپوي برگزاري جلسات، سخنرانيها و ديدارهاي مربوط به بزرگداشت مقام كارگران و معلمان در اين هفته، فضاي كشور را با معنويت عجين ساخت. روزهاي 11 و 12 ارديبهشت هر سال به مناسبت روز جهاني كارگر (11 ارديبهشت) و شهادت استاد مطهري (12 ارديبهشت) زمينههاي مناسبي هستند براي يادآوري اهميت جايگاه كارگران و معلمان در جامعه كه دو قشر اثرگذار در پويائي مادي و معنوي هستند و در كشور ما اين هر دو قشر در مبارزات انقلابي براي ساقط كردن رژيم منحط شاهنشاهي و كوتاه كردن دست استعمارگران به ويژه آمريكا نقش عمدهاي داشتند و بعد از تأسيس نظام جمهوري اسلامي نيز در حفظ، تداوم و تقويت اين نظام نيز سهم بزرگي برعهده گرفتند.
واقعيت اينست كه عليرغم سهم مهمي كه دو قشر كارگر و معلم در اصل پيروزي انقلاب و تداوم آن داشته و دارند، آنچنان كه در خور آنانست به آنها توجه نشده است. قطعاً بايد عوارض ناشي از 8 سال جنگ تحميلي، تحريمها و فشارهاي اقتصادي و سياسي و مشكلات داخلي، كه تحقق اهداف انقلاب و نظام جمهوري اسلامي را دچار كندي و تأخير كردهاند، را نيز در نظر گرفت و به اين واقعيت اعتراف نمود كه بخشي از كمتوجهيها به دو قشر كارگر و معلم ناشي از اين موانع بوده است. اما در اين واقعيت نيز نبايد ترديد كرد كه شرايط كنوني كشور براي جبران اين كمتوجهيها مساعد است و از اين پس بايد براي حل مشكلات كارگران و معلمان همت شود.
درباره روز معلم به تناسب نامگذاري آن كه از مناسبت شهادت آيت الله مطهري استفاده شده، تأكيدبر اين نكته نيز لازم است كه احساس ميشود به تدريج بزرگداشت اين متفكر بزرگ درحال خلاصه شدن در شعارها و اقدامات لفظي و سطحي است و عمل به سيره او و آنچه او در نوشتهها و گفتههايش بر آنها تأكيد ميورزيد مورد غفلت قرار ميگيرد. ويژگي بسيار مهم شهيد مطهري، واقعي بودن او و آزاد بودن از قيد و بندهاي مصنوعي بود. اين ويژگي موجب شده بود شهيد مطهري با آزادانديشي كامل به معرفي اسلام و نقد مكتبها و جريانهاي انحرافي بپردازد و فرهنگ آزادانديشي را ترويج نمايد. اين ويژگي بايد در كانون توجه همه كساني باشد كه به نحوي درصدد معرفي يا بزرگداشت شهيد مطهري برميآيند. تنها از اين طريق است كه ميتوان افكار مطهري را زنده نگهداشت و جامعه را از وجود او منتفع نمود.
اظهارات رئيس مجلس شوراي اسلامي درباره انحراف مجريان اصل 44 از سياستهاي مربوط به خصوصيسازي، از وقايع مهم هفته جاري بود. آقاي علي لاريجاني، علاوه بر اين، وضعيت توليد را در كشور نگران كننده توصيف كرد و ريشه آنرا با به بازي نگرفتن بخش خصوصي مرتبط دانست. وي كه در جمع وزير و مديران وزارت صنايع سخن ميگفت افزود: اجراي اصل 44 قانون اساسي و واگذاري امور به بخش غيردولتي صرفاً به اين خاطر نبود كه امكانات از يك قسمت به قسمت ديگر برود، بلكه براي ابن بود كه چون سيستم دولتي ناتواني داشت، سيستم عوض شود تا بهرهوري بالا برود و ساختار توليد كشور به روز شود.
آرمان
«ذوق زده نشويد»عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم محمد خوش چهره است كه در آن ميخوانيد:
در جوامع امروز مبحث سرمايه اجتماعي از اهميت زيادي برخوردار شده است به گونهاي که سياستمداران، حکومتها و نظامهاي سياسي تلاش ميکنند که پايگاه مردمي خود را حفظ نمايند و اين سرمايه اجتماعي که به صورت حضور در عرصههاي اجتماعي و اقتصادي متبلور ميشود را تداوم بخشند.تجربههاي جهاني ثابت کرده که سرمايهاي به نام مردم بسيار مهم است همچنانکه همين سرمايه،توطئههاي شرق و غرب را خنثي نمود واستقرار نظم جمهوري اسلامي و پيروزي در جنگ تمام عيار هشت ساله با اتکا به سرمايهاي به نام مردم محقق شد که بايد براي حفظ آن تلاش کرد.سرمايهاي به نام مردم با شعار شکل نميگيرد بلکه بايد باور و اعتماد مردم در جغرافيايي سياسي محقق شود. تجربه جهاني نشان داده که به هيچ وجه استمرار مشارکت مردم بدون باور و اعتماد واقعي شکل نميگيرد.
اعتماد و باور واقعي مردم به صورت مستمر زماني شکل ميگيرد که حقانيت و صداقت يک تفکر و نظام سياسي و مولفههايي از اين دست ملموس باشد بنابراين بايد زمينه تحقق اين صفات به منظور شکل گيري باور و اعتماد عمومي مهيا شود از همين رو از هر گونه مسالهاي که به اعتماد عمومي آسيب ميزند بايد دوري کرد.
دنياي اقتصاد
«ضرورت بازنگري در معاملات فيوچرز سهام» عنوان سرمقاليِ روزنامه دنياي اقتصاد به قلم عليرضا كديور است كه در آن ميخوانيد:
مديرعامل و معاون بورس تهران، ابتداي هفته جاري از راهاندازي فيوچرز سهام تا پايان ارديبهشت ماه خبر دادهاند.
راهاندازي اوراق آتي سهام به عنوان يك ابزار معاملاتي پس از 46 سال، بورس تهران را از حالت تكابزاري و تكيه صرف بر سهام خارج ميكند و امكان كاهش ريسك سرمايهگذاري از طريق تنوع ابزارهاي معاملاتي را فراهم ميكند.
اما به نظر ميرسد راهاندازي، تدوين آييننامه معاملات و انتخاب نرمافزار معاملاتي فيوچرز سهام، بسيار عجولانه و با كپيبرداري كامل از قرارداد آتي سكه طلا در بورس كالا صورت گرفته است. خريد نرمافزار معاملات فيوچرز سكه، تعيين دامنه نوسان روزانه، محاسبه قيمت تسويه روزانه بر مبناي ميانگين وزني معاملات نيم ساعت پاياني و ضرورت تحويل سهام در صورت ورود به دوره تحويل، تنها نمونههايي از كپيبرداري غيركارشناسانه بورس تهران از بورس كالا براي راهاندازي قراردادهاي آتي سهام است.در اين ميان بايد توجه داشت كه برخي از سازوكارهاي معاملات آتي سكه پس از گذشت 16 ماه از اجرا، همچنان ناكارآ هستند و تاكنون تلاشي براي اصلاح و افزايش كارآيي معاملات آتي سكه، صورت نگرفته است.
از سوي ديگر ماهيت معاملاتي دارايي پايه كه اوراق آتي از آن مشتق ميشود، در مورد سكه طلا و سهام كاملا متفاوت است.
جهان صنعت
«در ادامه مناقشه جمعيت»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت است كه در آن ميخوانيد؛در شرايط فعلي و چه بسا در تمام ادوار تاريخ اقتصاد مدرن کشور عموما دو معضل اساسي در حوزه اقتصاد ايران مطرح بوده است.
اگر معضل اول را در قالب ساختار اقتصاد بدانيم، آنگاه مسلما معضل دوم را نميتوان و نبايد در خارج از قالب ساختار جمعيت کشور تلقي کرد.
عرضه نيروي کار بهخاطر برهمخوردن توازن جمعيتي کشور در دهه 1360 رو به تزايد گذاشته و فرآيند خلق شغل هم بنا به دلايل مشخصي از رشد هماهنگي با عرضه نيروي کار برخوردار نبوده است.
از انصاف خارج است که در تحليل و تبيين اين وضعيت، صرفا دولت فعلي را مقصر اصلي قلمداد کرد ولي در هر صورت اين ميراث از دولتي به دولت ديگر رسيده است.
آنچه مسلم است اينکه کيفيت جمعيت و اشتغال، يکي از مهمترين موانع رشد و توسعه اقتصاد هر کشوري را سبب ميشود (يعني بيکاري). اين مباحث چندان در کشور مسبوق به سابقه نبوده اما در جهان و در دهه 70 و 80 ميلادي و همزمان با بروز پديده آلودگيهاي صنعتي، مجددا نگاه جديدي به مقوله جمعيت صورت گرفت به اين ترتيب که جمعيت جهان به طور بيسابقهايرو به افزايش نهاد و ديگر اينکه تحولات شگرفي در عرصههاي فناوري نوين پديد آمد که بهنوبه خود تخريب محيطزيست را به شکل جدي بر سر زبانها انداخت.
پول
«بحران ملي ايمني در جادهها»عنوان سرمقاله روزنامه پول به قلم مسعود خوانساري است كه در آن ميخوانيد؛در تحليل سوانح جادهاي از زاويه «تحميل هزينههاي اقتصادي» يک اصل همواره بايد مورد توجه قرار بگيرد و آن خطرات ناشي از افزايش وسايل نقليه در جادههاست. در واقع اگر متوسط تلفات اين نوع سوانح در کشور، سالانه به 23هزار نفر افزايش يافته است، تعداد وسايل نقليهاي که در 10 سال اخير روانه جادهها شده، 6برابر رشد کرده است.
آمارهاي سال 87 نشان ميدهد که در اين سال 817 هزار نفر مجروح شدهاند که متاسفانه از اين تعداد 230 هزار نفر دچار معلوليت شدهاند. بررسي تعداد تلفات بر اساس تفکيک جنسيت نيز حاکي از آن است که بيش از 18هزار نفر از کشتهشدگان تصادفات مرد و نزديک به پنجهزار نفر هم زن هستند. اين آمار اسفبار گوياي اين است که سالانه بسياري از خانوادهها علاوه بر از دست دادن يک عضو خانواده، گاه نانآور خانواده خود را نيز از دست ميدهند. البته عوارض ناشي از تصادفات خسارتي به اينجا ختم نميشود؛ افزايش تعداد مجروحان و معلولان برجاي مانده، اغلب تبعات اقتصادي سنگيني را به همراه داشته است.
نرخ متوسط رشد اقتصادي يا همان توليد ناخالص داخلي کشور در بهترين شرايط 6/6درصد در سال بوده است در صورتي که سالانه 7درصد از توليد ناخالص داخلي کشور در تصادفهاي جادهاي از بين ميرود. طبق محاسبات صورت گرفته در سال 84 حدود 5/9ميليارد دلار از ناحيه تصادفها به اقتصاد ايران خسارت وارد شده است. بهگونهاي که خسارات ناشي از تصادفات و سوانح رانندگي سالانه در کشور، تمام رشد اقتصادي ما را ميبلعد و همواره ميزان اين خسارات از رشد اقتصادي ما بيشتر بوده است.
به بياني ديگر، ايران در پنج سال گذشته - از سال 83 تا 87- نزديک به 61هزارميليارد تومان يعني روزانه 34ميليارد تومان از جانب سوانح رانندگي زيان ديده است. اين همان نقطهاي است که پيوند سوانح را با اقتصاد کشور نشان ميدهد.
«گذشته ما و آينده آنها» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
كنفرانس بازنگري ان پي تي در نيويورك صحنه رويارويي ايران و امريكا نيست بلكه صحنه رويارويي امريكاست با جامعه جهاني. ايران در اين ميان، فقط نماد و نشانهاي است از اراده مجموعه كشورهايي كه حاضر نيستند حقوق و منافع خود را بر مبناي اخم يا لبخند امريكا تعريف كنند. كشورهاي در حال توسعه جهان اكنون به اين نتيجه رسيدهاند كه پرچم در دست بهترين گزينه ممكن قرار دارد.
اگر ايران بتواند مسير هستهاي شدن را تا انتها برود -كه به يك معنا رفته است- آن وقت مدلي جديد براي هستهاي شدن ايجاد خواهد كه ميتوان پيش بيني كرد كشورهاي بسياري از آن تبعيت كنند و اگر به هر دليل اين مسير تكميل نشود، تقريبا ترديدي نيست كه كشورهاي در حال توسعه بايد سوداي هستهاي شدن را از سر خود بيرون كنند چرا كه مستحكم ترين خاكريز سقوط كرده است و گذشته ما تبديل به آينده آنها خواهد شد.
نيويورك اكنون جايي است كه كشورهاي در حال توسعه در آن براي آينده خود ميجنگند. امريكاييها مدت هاست دريافتهاند ديگر در موقعيتي نيستند كه بتوانند فناوريهاي سطح بالا از جمله فناوري هستهاي و مواهب استراتژيك ناشي از در اختيار داشتن آن را در انحصار خود نگه دارند و اين انحصار بالاخره شكسته خواهد شد. مهم اين است كه اولين خط شكن چه كسي است يا به عبارت ديگر چه كسي اول بار امريكا را شكست خواهد داد؟ اين سوال از اين رو اهميت دارد كه همه ميدانند اين كشور خط شكن است كه با بيشترين مقاومت روبرو خواهد شد و بايد بيشترين هزينه را بپردازد و الا خط وقتي شكست عبور از آن ديگر دشوار نيست. ايران اكنون به طور داوطلبانه در چنين موقعيتي قرار گرفته و امريكاييها هم ميدانند كه اگر راه حلي براي اين مسئله نيابند، صورت مسئله در ابعاد منطقهاي و جهاني تكثير خواهد شد و آن وقت است كه آرزو خواهند كرد كاش با همان يك مسئله، يعني مسئله ايران كنار آمده بودند.
همه كاري كه امريكا اكنون در نيويورك ميكند اين است كه به جهان بگويد بايد خود را با محدوديتهاي بيشتر و حقوق كمتر وفق بدهد؛ چرا؟ چون امنيت و منافع امريكا در خطر است و چه دليلي از اين مهمتر در حالي كه كساني چون برژينسكي معتقدند امنيت امريكا همان امنيت جهان است نه برعكس! كشورهاي در حال توسعه اما سوال ميكنند در ازاي صرف نظر كردن از حقوق خود و پذيرش محدوديتهاي بيشتر چه چيزي دريافت خواهند كرد؟ از نظر امريكا اين ديگر زياده خواهي است چرا كه هيچ امتيازي بزرگتر از لبخند امريكا -همان كه اصلاح طلبان درايران «اعتمادسازي» ميخواندند- وجود ندارد. آيا جامعه جهاني ميتواند از چنين الگويي تبعيت كند؟ زماني اين موضوع شايد امكان پذير بود ولي ايران همه معادلات را به هم ريخته است.
سياست روز
«مرحله تازهاي از پروژه ايران هراسي» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن ميخوانيد:
هنگامي كه رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا براي چندمين بار نسبت به توان نظامي جمهوري اسلامي ايران هشدار داد،گرچه اينگونه برداشت ميشد كه وي به عجز نيروهاي يانكي خود در منطقه اعتراف كرده است اما پشت پرده آن چيز ديگري است.
وي روز دوشنبه 13 ارديبهشت گفته بو.د كه نيروي دريايي آمريكا در خليج فارس با تركيبي از سلاحهاي دفاعي و تهاجمي ايران مواجه است.
اين اظهارات در راستاي پروژه ايران هراسي مدتهاست كه از سوي مقامات سياسي و نظامي آمريكا به اشكال گوناگون مطرح ميشود.
آمريكا برگزاري رزمايشهاي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران را در همين راستا به كشورهاي عربي منطقه معرفي ميكند و سعي دارد تا با القاي اين كه توان دفاعي و نظامي جمهوري اسلامي ايران خطري براي كشورهاي منطقه است، آنها به واكنش نسبت به جمهوري اسلامي ايران وادار كند.
مدتي است كه بحثهاي گوناگوني عليه جمهوري اسلامي ايران در منطقه مطرح ميشود.
ابتدا ادعاي تكراري امارات بر مالكيت جزاير سه گانه ايراني در خليج فارس، سپس خبر دروغ و جعلي دستگيري جاسوساني كه براي سپاه پاسداران در كويت اقدام به جاسوسي ميكردند و در نهايت تقسيم خليج فارس به دو بخش فاسي و عربي و... از جمله پروژههايي است كه سياستهاي آمريكا را در ايجاد اختلاف و هراس از ايران در منطقه نشان ميدهد.
رسالت
«معلم؛ اساس تحول کشور» عنوان سرمقالهي روزنامه رسالت به قلم محمود فرشيدي است كه در آن ميخوانيد:
به راستي چه رازي در مظلوميت خون شهيدان نهفته است که در هر عصر و زماني پيام و اثري تازه براي جامعه به ارمغان ميآورند. بي تردد پيام مظلوميت و شهادت شهيد مطهري، بازار انديشه او را به سرعت رونق بخشيد و چه بسا اگر اين شهادت نبود جامعه ما با اين شتاب به آثار ايشان روي نميآورد.
بار ديگر در ايام عروج آن معلم شهيد، معلمان کشور توفيق ديدار و بهره مندي از رهنمودهاي رهبر گرانقدر حضرت آيت الله خامنهاي را يافتند و اين نوشتار تلمذي بر آن رهنمودهاست.
ملت ايران شرايط تاريخي حساسي را ميگذراند و در گذر زمان و پس از
31 سال مبارزه نفس گير با نظام سلطه جهاني، اينک به نقطه تعيين کنندهاي رسيده است که ديدگان مردم جهان را متوجه خود ساخته است و عبور از آن البته همت و کوششي خستگي ناپذير را طلب ميکند.
ملتي که اراده کند تا جايگاه شايسته خود را در جهان «بيابد و به الگويي کامل» و «مرجعي متقن» براي دنياي اسلام تبديل شود و زمينه ساز «تغيير در سرنوشت دنياي اسلام» گردد و نهايتا سرنوشت و وضعيت ناخوشايند کنوني دنيا را تغيير دهد، چنين همتي طبعا فعاليتي همسنگ خويش را ميطلبد.
تهران امروز
«در سپهر جانبخش معرفت مكتوب» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسامالدين كاوه است كه در آن ميخوانيد:
گشايش بيستوسومين نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران، فرصت مغتنمي است براي كتابدوستان و علاقهمندان به كتاب و كتابخواني، تا با گشت و گذار در ميان غرفههاي گوناگون اين نمايشگاه، روح و جان خود را آرامش بخشند و از گنجينههاي دين، دانش، ادبيات، تاريخ و طبيعت كه به صورت مكتوب عرضه ميشوند، بهره و حظي در خور خويش ببرند.
اما درباره كتاب و نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران نكاتي چند به اجمال يادآوري ميشود:
1 - ساحت و سپهر كتاب، ساحت و سپهر معرفت، انديشه و هنر است. هر آنكه در كار كتاب و نشر آن يا تقاضاي اين كالاي گرانقدر و جانبخش دستي و مطالبهاي دارد، جايگاه و پايگاهي دارد كه بايد بدان ارج نهاده شود. بهرغم آن كه بعيد مينمايد مسئولي يا مديري در دستگاههاي ذيربط و بهويژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي يافت شود كه با مفهوم پيشگفته مخالف باشد اما هنوز قشر ناشران و ساير دستاندركاران نشر كتاب، حقوق اعاده نشده و بر زمين ماندهاي دارند كه بايد بدين حقوق توجهي درخور و كافي و وافي شود.
متقاضيان كتاب نيز حقوقي دارند كه ميبايد به تقاضاهاي آنان توجه شود. مستور ماندن كتابهاي وزين از چشم خوانندگان يا فرو كاستن از سلايق عمومي در بازگذاردن دست برخي از ناشران براي نشر كتابهايي كه به «عامهپسند» شهره شدهاند، سلايق و ذائقههاي كتابخوانان را در سطح، نگاه ميدارد. براي بركشيدن ذوق و سليقهها نه تنها ناشران كه متوليان امر كتاب نيز بايد احساس مسئوليت كنند.
2 - امر مميزي كتاب، موضوعي نيست كه از اساس منتفي تلقي شود، فضاي فرهنگي و فكري جامعه ما به گونهاي است كه هر نشريافتهاي را كتاب توصيف نميكند.
كتاب در فرهنگ ما جايگاهي بس بلند و محترم دارد و از اين روست كه مميزي كتاب به عنوان يك امر ضروري براي پاكيزه نگاه داشتن فضاي فكري و معنوي جامعه پذيرفته است اما ميبايد تاكيد كرد كه سلايق و ذوائق فردي و شخصي به هيچ رو نميبايد در اين امر مهم دخالت داده شوند. مميزي كتاب بايد روشمند و براساس مفاهيم تعريف شده باشد، با اين حال مشاهده ميشود كه گاه بيش از توجه به اصول روشمند در امر مميزي، سلايق و ذوائق شخصي و فردي تعيينكننده است كه چنين چيزي از اساس درست نيست.
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
تكاپوي برگزاري جلسات، سخنرانيها و ديدارهاي مربوط به بزرگداشت مقام كارگران و معلمان در اين هفته، فضاي كشور را با معنويت عجين ساخت. روزهاي 11 و 12 ارديبهشت هر سال به مناسبت روز جهاني كارگر (11 ارديبهشت) و شهادت استاد مطهري (12 ارديبهشت) زمينههاي مناسبي هستند براي يادآوري اهميت جايگاه كارگران و معلمان در جامعه كه دو قشر اثرگذار در پويائي مادي و معنوي هستند و در كشور ما اين هر دو قشر در مبارزات انقلابي براي ساقط كردن رژيم منحط شاهنشاهي و كوتاه كردن دست استعمارگران به ويژه آمريكا نقش عمدهاي داشتند و بعد از تأسيس نظام جمهوري اسلامي نيز در حفظ، تداوم و تقويت اين نظام نيز سهم بزرگي برعهده گرفتند.
واقعيت اينست كه عليرغم سهم مهمي كه دو قشر كارگر و معلم در اصل پيروزي انقلاب و تداوم آن داشته و دارند، آنچنان كه در خور آنانست به آنها توجه نشده است. قطعاً بايد عوارض ناشي از 8 سال جنگ تحميلي، تحريمها و فشارهاي اقتصادي و سياسي و مشكلات داخلي، كه تحقق اهداف انقلاب و نظام جمهوري اسلامي را دچار كندي و تأخير كردهاند، را نيز در نظر گرفت و به اين واقعيت اعتراف نمود كه بخشي از كمتوجهيها به دو قشر كارگر و معلم ناشي از اين موانع بوده است. اما در اين واقعيت نيز نبايد ترديد كرد كه شرايط كنوني كشور براي جبران اين كمتوجهيها مساعد است و از اين پس بايد براي حل مشكلات كارگران و معلمان همت شود.
درباره روز معلم به تناسب نامگذاري آن كه از مناسبت شهادت آيت الله مطهري استفاده شده، تأكيدبر اين نكته نيز لازم است كه احساس ميشود به تدريج بزرگداشت اين متفكر بزرگ درحال خلاصه شدن در شعارها و اقدامات لفظي و سطحي است و عمل به سيره او و آنچه او در نوشتهها و گفتههايش بر آنها تأكيد ميورزيد مورد غفلت قرار ميگيرد. ويژگي بسيار مهم شهيد مطهري، واقعي بودن او و آزاد بودن از قيد و بندهاي مصنوعي بود. اين ويژگي موجب شده بود شهيد مطهري با آزادانديشي كامل به معرفي اسلام و نقد مكتبها و جريانهاي انحرافي بپردازد و فرهنگ آزادانديشي را ترويج نمايد. اين ويژگي بايد در كانون توجه همه كساني باشد كه به نحوي درصدد معرفي يا بزرگداشت شهيد مطهري برميآيند. تنها از اين طريق است كه ميتوان افكار مطهري را زنده نگهداشت و جامعه را از وجود او منتفع نمود.
اظهارات رئيس مجلس شوراي اسلامي درباره انحراف مجريان اصل 44 از سياستهاي مربوط به خصوصيسازي، از وقايع مهم هفته جاري بود. آقاي علي لاريجاني، علاوه بر اين، وضعيت توليد را در كشور نگران كننده توصيف كرد و ريشه آنرا با به بازي نگرفتن بخش خصوصي مرتبط دانست. وي كه در جمع وزير و مديران وزارت صنايع سخن ميگفت افزود: اجراي اصل 44 قانون اساسي و واگذاري امور به بخش غيردولتي صرفاً به اين خاطر نبود كه امكانات از يك قسمت به قسمت ديگر برود، بلكه براي ابن بود كه چون سيستم دولتي ناتواني داشت، سيستم عوض شود تا بهرهوري بالا برود و ساختار توليد كشور به روز شود.
آرمان
«ذوق زده نشويد»عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم محمد خوش چهره است كه در آن ميخوانيد:
در جوامع امروز مبحث سرمايه اجتماعي از اهميت زيادي برخوردار شده است به گونهاي که سياستمداران، حکومتها و نظامهاي سياسي تلاش ميکنند که پايگاه مردمي خود را حفظ نمايند و اين سرمايه اجتماعي که به صورت حضور در عرصههاي اجتماعي و اقتصادي متبلور ميشود را تداوم بخشند.تجربههاي جهاني ثابت کرده که سرمايهاي به نام مردم بسيار مهم است همچنانکه همين سرمايه،توطئههاي شرق و غرب را خنثي نمود واستقرار نظم جمهوري اسلامي و پيروزي در جنگ تمام عيار هشت ساله با اتکا به سرمايهاي به نام مردم محقق شد که بايد براي حفظ آن تلاش کرد.سرمايهاي به نام مردم با شعار شکل نميگيرد بلکه بايد باور و اعتماد مردم در جغرافيايي سياسي محقق شود. تجربه جهاني نشان داده که به هيچ وجه استمرار مشارکت مردم بدون باور و اعتماد واقعي شکل نميگيرد.
اعتماد و باور واقعي مردم به صورت مستمر زماني شکل ميگيرد که حقانيت و صداقت يک تفکر و نظام سياسي و مولفههايي از اين دست ملموس باشد بنابراين بايد زمينه تحقق اين صفات به منظور شکل گيري باور و اعتماد عمومي مهيا شود از همين رو از هر گونه مسالهاي که به اعتماد عمومي آسيب ميزند بايد دوري کرد.
دنياي اقتصاد
«ضرورت بازنگري در معاملات فيوچرز سهام» عنوان سرمقاليِ روزنامه دنياي اقتصاد به قلم عليرضا كديور است كه در آن ميخوانيد:
مديرعامل و معاون بورس تهران، ابتداي هفته جاري از راهاندازي فيوچرز سهام تا پايان ارديبهشت ماه خبر دادهاند.
راهاندازي اوراق آتي سهام به عنوان يك ابزار معاملاتي پس از 46 سال، بورس تهران را از حالت تكابزاري و تكيه صرف بر سهام خارج ميكند و امكان كاهش ريسك سرمايهگذاري از طريق تنوع ابزارهاي معاملاتي را فراهم ميكند.
اما به نظر ميرسد راهاندازي، تدوين آييننامه معاملات و انتخاب نرمافزار معاملاتي فيوچرز سهام، بسيار عجولانه و با كپيبرداري كامل از قرارداد آتي سكه طلا در بورس كالا صورت گرفته است. خريد نرمافزار معاملات فيوچرز سكه، تعيين دامنه نوسان روزانه، محاسبه قيمت تسويه روزانه بر مبناي ميانگين وزني معاملات نيم ساعت پاياني و ضرورت تحويل سهام در صورت ورود به دوره تحويل، تنها نمونههايي از كپيبرداري غيركارشناسانه بورس تهران از بورس كالا براي راهاندازي قراردادهاي آتي سهام است.در اين ميان بايد توجه داشت كه برخي از سازوكارهاي معاملات آتي سكه پس از گذشت 16 ماه از اجرا، همچنان ناكارآ هستند و تاكنون تلاشي براي اصلاح و افزايش كارآيي معاملات آتي سكه، صورت نگرفته است.
از سوي ديگر ماهيت معاملاتي دارايي پايه كه اوراق آتي از آن مشتق ميشود، در مورد سكه طلا و سهام كاملا متفاوت است.
جهان صنعت
«در ادامه مناقشه جمعيت»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت است كه در آن ميخوانيد؛در شرايط فعلي و چه بسا در تمام ادوار تاريخ اقتصاد مدرن کشور عموما دو معضل اساسي در حوزه اقتصاد ايران مطرح بوده است.
اگر معضل اول را در قالب ساختار اقتصاد بدانيم، آنگاه مسلما معضل دوم را نميتوان و نبايد در خارج از قالب ساختار جمعيت کشور تلقي کرد.
عرضه نيروي کار بهخاطر برهمخوردن توازن جمعيتي کشور در دهه 1360 رو به تزايد گذاشته و فرآيند خلق شغل هم بنا به دلايل مشخصي از رشد هماهنگي با عرضه نيروي کار برخوردار نبوده است.
از انصاف خارج است که در تحليل و تبيين اين وضعيت، صرفا دولت فعلي را مقصر اصلي قلمداد کرد ولي در هر صورت اين ميراث از دولتي به دولت ديگر رسيده است.
آنچه مسلم است اينکه کيفيت جمعيت و اشتغال، يکي از مهمترين موانع رشد و توسعه اقتصاد هر کشوري را سبب ميشود (يعني بيکاري). اين مباحث چندان در کشور مسبوق به سابقه نبوده اما در جهان و در دهه 70 و 80 ميلادي و همزمان با بروز پديده آلودگيهاي صنعتي، مجددا نگاه جديدي به مقوله جمعيت صورت گرفت به اين ترتيب که جمعيت جهان به طور بيسابقهايرو به افزايش نهاد و ديگر اينکه تحولات شگرفي در عرصههاي فناوري نوين پديد آمد که بهنوبه خود تخريب محيطزيست را به شکل جدي بر سر زبانها انداخت.
پول
«بحران ملي ايمني در جادهها»عنوان سرمقاله روزنامه پول به قلم مسعود خوانساري است كه در آن ميخوانيد؛در تحليل سوانح جادهاي از زاويه «تحميل هزينههاي اقتصادي» يک اصل همواره بايد مورد توجه قرار بگيرد و آن خطرات ناشي از افزايش وسايل نقليه در جادههاست. در واقع اگر متوسط تلفات اين نوع سوانح در کشور، سالانه به 23هزار نفر افزايش يافته است، تعداد وسايل نقليهاي که در 10 سال اخير روانه جادهها شده، 6برابر رشد کرده است.
آمارهاي سال 87 نشان ميدهد که در اين سال 817 هزار نفر مجروح شدهاند که متاسفانه از اين تعداد 230 هزار نفر دچار معلوليت شدهاند. بررسي تعداد تلفات بر اساس تفکيک جنسيت نيز حاکي از آن است که بيش از 18هزار نفر از کشتهشدگان تصادفات مرد و نزديک به پنجهزار نفر هم زن هستند. اين آمار اسفبار گوياي اين است که سالانه بسياري از خانوادهها علاوه بر از دست دادن يک عضو خانواده، گاه نانآور خانواده خود را نيز از دست ميدهند. البته عوارض ناشي از تصادفات خسارتي به اينجا ختم نميشود؛ افزايش تعداد مجروحان و معلولان برجاي مانده، اغلب تبعات اقتصادي سنگيني را به همراه داشته است.
نرخ متوسط رشد اقتصادي يا همان توليد ناخالص داخلي کشور در بهترين شرايط 6/6درصد در سال بوده است در صورتي که سالانه 7درصد از توليد ناخالص داخلي کشور در تصادفهاي جادهاي از بين ميرود. طبق محاسبات صورت گرفته در سال 84 حدود 5/9ميليارد دلار از ناحيه تصادفها به اقتصاد ايران خسارت وارد شده است. بهگونهاي که خسارات ناشي از تصادفات و سوانح رانندگي سالانه در کشور، تمام رشد اقتصادي ما را ميبلعد و همواره ميزان اين خسارات از رشد اقتصادي ما بيشتر بوده است.
به بياني ديگر، ايران در پنج سال گذشته - از سال 83 تا 87- نزديک به 61هزارميليارد تومان يعني روزانه 34ميليارد تومان از جانب سوانح رانندگي زيان ديده است. اين همان نقطهاي است که پيوند سوانح را با اقتصاد کشور نشان ميدهد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


