صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

کد خبر: ۹۶۸۲۰
| |
3127 بازدید
ايران

«قدرت منطق در برابر منطق قدرت» عنوان سرمقاله روزنامه ايران به قلم ابوالفضل ظهره‌وند است كه در آن مي‌خوانيد:
كنفرانس بازنگري معاهده منع گسترش تسليحات اتمي (N.P.T) دوشنبه?شب در سازمان ملل گشايش يافت و دكتر محمود احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهور در اين اجلاس ضمن طرح 11 پيشنهاد فراگير و عملي براي جهان عاري از تسليحات هسته‌اي به موضوعاتي اشاره کرد که به دلايل مختلف از انعقاد پيمان N.P.T در 40 سال گذشته تا به امروز در ان.پي.تي مورد بي‌اعتنايي قرار گرفته و اعضا به صورت سطحي از آنها گذر کرده‌اند.

دليل هراس مقام‌هاي واشنگتن از حضور هيأت عاليرتبه ايراني در نيويورك اين بود كه پرچم و بيرق اجراي اصولي پيمان N.P.T در مجمع عمومي سازمان ملل برافراشته شود و «قدرت منطق» جمهوري اسلامي بار ديگر «منطق قدرت» و سازوكار ترسيم شده از سوي صاحبان قدرت را به چالش جدي بكشاند.

حضور ديپلماتيك ايران در عالي‌ترين سطح در اجلاس نيويورك، تصريحي بر اين نكته بود كه برخلاف تبليغات يكسويه غرب، امروز جمهوري اسلامي ايران منادي احياي N.P.T است و پيشنهادهاي 11‌گانه ايران در حالي مطرح شد که بسياري از کشورها حتي جرأت اين را ندارند که در قبال اين معاهده موضعگيري کنند؛ معاهده‌اي كه تبعيض‌آميز و نامتعادل بود و دو بند مهم آن درباره موضوع خلع سلاح جهاني به فراموشي سپرده شده است.


ابتكار

«ديپلماسي مقاومت فعال» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن مي‌خوانيد:
جمهوري اسلامي ايران با واکاوي دقيق دورنماي تحولات آينده، الگوي مبارزاتي جديدي را در برابر حاکميت نظام سلطه به اجراء درآورد. دولت دکتر احمدي نژاد ديپلماسي مقاومت فعال را به عنوان رويکرد هسته‌اي خود برگزيده است.

اين رويکرد با رويکرد تقابل که خواهان خروج از NPT مي‌باشد متفاوت است آنچنانکه کره شمالي خواهان آن مي‌باشد و با رويکرد انفعال و سازش هم در تعارض است آنچنانکه ليبي آنرا برگزيد.در صحنه کارزار رويارويي ايران و آمريکا هر کدام براي پيشبرد اهداف خود به ابزاري متوسل شده اند.
آمريکا به ديپلماسي تحريم و جنگ رواني متوسل شده است آنان با پروژه» ايران هراسي» سعي در جلب افکار عمومي و ايجاد اجماع جهاني عليه فعاليت هسته‌اي ايران دارند کشورهاي صنعتي نظام بين الملل براي حفظ هژموني خود از الگوهاي متنوعي بهره مي‌گيرند، گزينه رفتاري اين کشورها را مي‌توان تاکيد بر محدودسازي قابليت‌هاي صنعتي و استراتژيک ايران دانست.

در نقطه مقابل جمهوري اسلامي با اتخاذ ديپلماسي مقاومت فعال و آگاه سازي افکار عمومي از طريق ديپلماسي عمومي، سعي مي‌کند موازنه را به نفع خود تغيير دهد.به تعبير ديگر جمهوري اسلامي ايران توانست به گونه تدريجي موقعيت خود را ارتقاء داده از ابزارهاي بين المللي استفاده بهينه به عمل آورد.

دکتر احمدي نژاد با انتخاب ديپلماسي مقاومت فعال و تمرکز بر ديپلماسي عمومي به عنوان پشتوانه اصلي ديپلماسي رسمي سعي کرد به جاي پاسخگويي در جايگاه متهم، خود را در جايگاه مدعي قرار دهد و با توان خطابه‌اي به خوبي از عهده اين هدف برآمد.خطابه در حوزه ديپلماسي عمومي از اهميت و کارکرد بالايي برخوردار مي‌باشد و مي‌تواند فضاي رسانه‌اي دنيا را با خود همراه سازد بنابراين برغم تحليل بسياري در مخالفت سفر اخير دکتر احمدي نژاد به نيويورک جهت شرکت در اجلاس Npt به نظر مي‌رسد اين اجلاس و تريبون آن و اجلاس‌هاي مشابه براي رويکرد ديپلماسي عمومي، فرصت مغتنمي است به گونه‌اي که مي‌تواند تلاش دولت آمريکا براي اجماع جهاني عليه اهداف صلح آميز هسته‌اي ايران را خنثي سازد و اعتماد به نفس ديگر اعضاء را بالا ببرد.


كيهان

«اين خواسته بر زمين نماند» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن مي‌خوانيد:
برخورد با عوامل اخلال در امنيت اجتماعي خواسته بحق و مطالبه قانوني مردم است. خواسته اي كه در بردارنده برخورد با اراذل و اوباش، اشرار، مزاحمان نواميس، معتادان پرخطر، مواد فروشان و توزيع كنندگان مواد مخدر، بدحجابان و... مي باشد.

جالب اينجاست كه طي دو، سه سال گذشته هر بار بحث طرح امنيت اجتماعي از سوي نيروي انتظامي مطرح مي شود جماعتي در قامت كارشناس فرهنگي با ژست روشنفكري، اجرايي شدن اين طرح را برنمي تابند و با ارايه راهكارهايي كليشه اي كه ترجيع بند آن مقوله «فرهنگ سازي» - كه البته در جاي خودش ضروري و بسيار مفيد خواهد بود- است حاشيه‌ها را بر متن غلبه مي دهند. اما كار به اينجا ختم نمي شود بلكه عده اي هم با عنوان حقوقدان و قانون دان به صحنه مي آيند و بر «عروه» طرح امنيت اجتماعي چه حاشيه‌هاي به اصطلاح قانوني كه نمي زنند!

ناگفته پيداست آن دسته از حقوقدانان متعهد و كارشناسان و فعالان حوزه سياسي و فرهنگي كه در زمينه عملياتي شدن طرح امنيت اجتماعي بر اجراي قانون به منظور جلوگيري از نقض احتمالي حقوق مردم تأكيد دارند از دايره آن افرادي- بخوانيد جرياني- كه هدفي جز جلوگيري از طرح امنيت اجتماعي آنهم با ادعاي «حقوق شهروندي» ندارند خارج هستند. سه شب پيش نيروي انتظامي در عمليات گسترده مقابله با اشرار و معتادان و در راستاي طرح امنيت اجتماعي و اين بار برخورد با قاچاقچيان مواد مخدر حدود 400 نفر از سوداگران مرگ را با حكم قضايي دستگير كرده و مقادير قابل توجهي مواد مخدر و سلاح سرد و گرم از اين افراد كشف و ضبط شد. همچنين در يكي از عمليات پليس در تهران يك لابراتوار توليد «شيشه» به همراه مقاديري مواد مخدر، مشروبات الكلي، يك قبضه سلاح گرم و چندين قبضه قمه و قداره كشف و ضبط گرديد.

آنچه در اين ميان مقامات انتظامي بر آن تصريح دارند همكاري فشرده و تنگاتنگ مردم در محله‌هاي مختلف بوده است كه دلالت بر رضايت آنها از طرح امنيت اجتماعي است.
در سوي مقابل، آنچه موجبات نارضايتي و ناراحتي مردم را فراهم كرده است نگراني از عدم استمرار و اجراي پايدار طرح امنيت اجتماعي است.

گلايه آحاد شهروندان تهراني آن است كه چرا فازهاي مختلف طرح امنيت اجتماعي در زمينه‌هاي مبارزه با اراذل و اوباش يا جمع آوري معتادان پرخطر، دستگيري توزيع كنندگان مواد مخدر و نمونه‌هايي از اين دست اولاً بصورت مقطعي است و ثانياً چرا تنها پليس و مأموران انتظامي بايد چنين وظيفه خطير و سرنوشت سازي را بر دوش خود حمل نمايند؟

مردم سالاري

«زنگ خطر چيني براي نفت» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم سروش ارشاد است كه در آن مي‌خوانيد:
اين روزها، وقتي پاي درد و دل توليدگران داخلي مي نشينيم، همگي صداي نارضايتي اشان ازکالا‌هاي چيني بلند است. کالا‌هايي که با سود دلالا ن، و واسط‌ها و با کمترين قيمت و پايين ترين کيفيت وارد بازار ايران مي شود و عملا توليد در بخش‌هاي مختلف را زمين گير مي کنند.
اين موضوع تنها به ضرر توليدگران ختم نمي شود، بلکه حلقه اي از توسعه کشور را با مشکل روبرو مي کند. نگراني از ورود چين به بازار ايران تا آن ميزان ادامه دارد که بسياري از کارشناسان ادامه اين روند را به تعطيلي کامل توليد در کشور منتهي مي دانند، به گونه اي که حتي رئيس کميسيون صنايع و معاون مجلس اعلام کرد که واي به روزي که سنگ قبر هم از چين وارد شود.

وقتي پاي چين به توليد پرچم ايران، تسبيح و... باز شده است، بايد تا انتهاي راه را مشاهده کرد.
قيمت پايين کالا‌هاي وارداتي چين، موضوعي است که سبب شده تا توليدگران داخلي نتوانند با آنها رقابت کنند و مصرف گرايي و واردات بي رويه کالاها، عللي هستند که نگراني‌ها را بيش از بيش مي کنند.

اما اين مقدمه اي نگران کننده براي حضور چين در بازار ايران بود تا به اين نکته مهم توجه کنيم که نگاهي به قراردادهاي نفتي ايران نشان مي دهد که چين کم کم در حال به پيش رفتن براي در قبضه گرفتن صنعت نفت ايران هم هست.
اگر به قراردادهايي که چين به تازگي با ايران که خبرگزاري‌هاي داخلي منتشر کرده اند، توجه کنيم، به نکات قابل تامل دست مي يابيم.


رسالت

«چرا اهانت، تهمت و نشر اکاذيب؟» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد کاظم انبارلويي است كه در آن مي‌خوانيد:
آقاي محتشمي پور عضو مجمع روحانيون مبارز در ديدار جمعي از جوانان مجمع نيروهاي خط امام مجلس گفت: «بنياد الغدير با آن اسم زيبا براي ضربه زدن به انديشه‌ها و افکار امام فعاليت مي کند. انجمن حجتيه در آنجا لانه کرده است و بسياري از نقشه‌ها عليه انديشه‌هاي امام، بيت امام و دفتر نشر آثار امام از آنجا طراحي مي شود.»

وي مي افزايد: «فرقه مصباحيه بيکار ننشسته است اينها جريان خطرناک و خشني هستند که به هيچ کس رحم نمي کنند نه امام را قبول دارند نه آيت الله خامنه‌اي را و از ايشان پلي ساخته اند براي رسيدن به اهدافشان، وقتي به اهدافشان رسيدند ريشه رهبري را مي زنند.»
وي تاکيد مي کند: «من يقين دارم که آقاي مصباح يزدي اعتقادي به رهبري ندارد. آقاي مصباح به امام اعتقاد نداشته و...» 1.

همان طور که ملاحظه مي فرماييد آقاي محتشمي پور بدون اينکه يک دليل براي ادعاهاي خود داشته باشد، خيلي راحت به اشخاص حقيقي و حقوقي اهانت مي کند و به آنها تهمت مي زند و اين اهانت و تهمت همراه با نشر اکاذيب است.

من نمي دانم دادستان ويژه روحانيت به عنوان مدعي العموم چه موضعي پيرامون اين مواضع دارد.
بنياد الغدير يک بنياد مردمي براي نشر معارف علوي و بزرگداشت و تکريم مفهوم غدير است. ده‌ها کتاب و جزوه پيرامون آموزه‌هاي اسلامي و علوي دارد حتي يک سطر از اين کتاب‌ها ناظر به نقشه اي عليه انديشه‌هاي امام(ره)، بيت امام يا دفتر نشر آثار امام نيست. بيت امام(ره) و دفتر نشر هم تاکنون ادعايي را عليه بنياد الغدير مطرح نکرده اند.


تهران امروز

«رابرت گيتس و تبليغ پروژه ايران‌هراسي» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسام‌الدين كاوه است كه در آن مي‌خوانيد:
رابرت گيتس وزير دفاع (محافظه‌كار) آمريكا در دولت (دموكرات) باراك اوباما، در اظهارنظري شگفت‌آور، استراتژي نظامي غيرمتوازن [نامتقارن] ايران را تهديدي براي تضعيف قدرت نيروي دريايي ايالات‌متحده توصيف كرد. وي با اشاره به توان رزمي ايران در دريا، گفته است كه نيروي دريايي آمريكا در خليج‌فارس با تركيبي از سلاح‌هاي دفاعي و تهاجمي ايران روبه‌روست.

اظهارات وزير دفاع آمريكا 12 روز پس از مانور گسترده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در خليج‌فارس، انتشار يافته است. اما پرسش اينجاست كه آقاي گيتس از سخنان خود چه نتيجه‌اي مي‌خواهد بگيرد؟ پيش از پاسخ به اين پرسش، به اجمال به سوابق آمادگي ايران براي نيروهاي نامتقارن يا به عبارت آقاي رابرت گيتس، غيرمتوازن بايد پرداخت.

در جريان جنگ دوم خليج‌فارس كه در پي آن آمريكا و متحدانش، عراق را اشغال نظامي و حكومت مستقر رژيم بعثي و صدام را سرنگون كردند، شيوه‌ها و روش‌هاي متفاوتي از نبرد را به نمايش گذاردند. ارتش آمريكا در اين نبرد با حداكثر استفاده از توانايي‌هاي نرم‌افزاري خود و با بهره‌گيري از ضربه‌هاي سنگين به نقاط استراتژيك و سپس انجام عمليات هلي‌برد و تصرف مناطق خاصي كه از پيش تعيين شده بودند، ضمن پرهيز از لشكركشي گسترده، موفق به تخريب روحيه ارتش رژيم بعثي، قطع ارتباط ميان فرماندهان و نيروهاي عملياتي و تيره و كدر كردن تصوير ميدان‌هاي رزم براي استراتژيست‌ها و فرماندهان ارشد عراق شدند.

نه اينكه ارتش عراق توان رزم و ايستادگي نداشت،‌ بلكه بر اثر جنگ رواني، قطع ارتباط ميان فرماندهان و نيروهاي عملياتي و ساير عوامل موثر، امكان و خواست رزم و ايستادگي در برابر ارتش اشغالگر آمريكا را نداشت.
شيوه نبرد آمريكا در جريان اشغال عراق، همان بود كه «پروفسور الوين تافلر» در كتاب معروفش به نام «موج سوم» از آن با عنوان «نبردهاي موج سومي» ياد كرده بود. نبردهايي كه بيشتر متكي بر تكنولوژي‌هاي پيچيده و بهره‌گيري از سلاح‌هاي فوق مدرن است.

ضرورت هوشياري در برابر دشمن تا بن‌دندان مسلحي كه هيچ‌گونه عرف و قانوني را در دستيابي به اهداف سلطه‌طلبانه‌اش بر‌نمي‌تابد، نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران و به‌ويژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را به سوي تدوين استراتژي جنگ‌هاي نامتقارن و فراهم‌آوري نيروها و امكانات نرم‌افزاري و سخت‌افزاري آن سوق داد. اين مهم در پي فرمان و دستور فرمانده كل قوا حضرت آيت‌الله خامنه‌اي بود و در جهت منويات ايشان صورت گرفته است.


جمهوري اسلامي

«حق قانوني حزب الله لبنان» عنوان سرمقاله روزنامه روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:
سيد حسن نصرالله، دبيركل حزب الله لبنان در واكنش به جوسازي اخير محافل صهيونيستي درباره تجهيز جنبش حزب‏الله به موشكهاي "اسكاد" تاكيد كرد اين جنبش داشتن هرگونه سلاح را براي خود قانوني و موجه مي‏داند. نصرالله در عين حال گفت ادعاي دريافت موشكهاي مذكور را نه تاييد مي‏كندو نه تكذيب.

اظهارات دبيركل حزب الله لبنان پاسخي است به جنجال تبليغاتي اخير رژيم صهيونيستي و حاميان آن، به ويژه "رابرت گيتس" وزير دفاع آمريكا، كه اعلام كرده بود حزب الله لبنان از سوريه و جمهوري اسلامي ايران تعداد زيادي موشك اسكاد دريافت كرده است.
پاسخ قاطع و هوشمندانه نصرالله، ترفند صهيونيستها و آمريكايي‏ها را كه قصد داشتند حزب الله را به موضع تدافعي و انفعالي بكشانند خنثي مي‏سازد.

وزير دفاع آمريكا هفته گذشته در يك كنفرانس خبري با حضور ايهود باراك وزير جنگ رژيم صهيونيستي مدعي شد سوريه و ايران موشكهايي به حزب الله داده‏اند كه حتي بسياري از كشورها فاقد اين موشكهاي قدرتمند هستند. از سوي ديگر "تري رودلارسن" فرستاده سازمان ملل در سخناني خصمانه و جانبدارانه، حزب الله لبنان را مورد حمله لفظي قرار داد.

اين ديپلمات سازمان ملل كه سابقه ضديت با حزب الله را در كارنامه‏اش دارد به جاي آنكه سخنانش برمبناي رعايت بي‏طرفي باشد بدون اينكه اشاره‏اي به زرادخانه عظيم تسليحاتي رژيم صهيونيستي كند مدعي شد وجود سلاح دردست شبه‏نظامياني چون حزب الله لبنان مانع صلح، ثبات و امنيت منطقه مي‏شود. سخنان اين مقام سازمان ملل از آن جهت شرم‏آورتر از گيتس است كه وي به سادگي اعتبارو حيثيت اين نهاد بين‏المللي را صرف خوشامد صهيونيستها و دفاع از رژيم غاصب صهيونيستي مي‏كند. اين اظهارات هماهنگ در عين حال دلالت بر توطئه‏اي جديد و سازمان يافته دارد كه چند هدف را دنبال مي‏كند.


وطن امروز

«ايران در جبهه مقابله با محدود‌سازي ان‌پي‌تي» عنوان سرمقاله روزنامه وطن امروز به قلم دكترکاظم جلالي است كه در آن مي‌خوانيد:
آمريکا در اجلاس نيويورک که قرار است طي يک ماه به بررسي و بازنگري در معاهده «ان‌پي‌تي» بپردازد،‌ به دنبال اقدامي تبليغاتي درباره سلاح‌هاي هسته‌اي است و نمي‌توان انتظار داشت با برگزاري اينگونه کنفرانس‌ها،‌ نتيجه معيني در جهت سهولت دسترسي کشورها به فناوري صلح‌آميز هسته‌اي به‌دست آيد.

اگر قصد ايران و کشورهاي ديگر براي حضور در اجلاس اخير نيويورک،‌تسهيل روش‌هاي دستيابي کشورها به انرژي صلح‌آميز هسته‌اي است ، ‌کشورهاي داراي سلاح هسته‌اي و بويژه آمريکا به دنبال محدوديت کشورهاي عضو «ان‌پي‌تي» براي دستيابي به انرژي هسته‌اي هستند. به همين جهت جبهه دو سويه‌اي در اين اجلاس شکل گرفته و هدايت مي‌شود که در يک سو جبهه‌اي به رهبري ايالات‌متحده آمريکا وجود دارد که به دنبال محدود‌سازي هسته‌اي ساير کشورهاست و در سوي ديگر جبهه کشورهاي عضو گروه غير‌متعهد‌هاست که به دنبال دستيابي به انرژي صلح‌آميز هسته‌اي هستند و ايران جزو يکي از اين کشورهاست که نقش بسيار موثري در راهبري دارد. آمريکا به دنبال تغيير اساسنامه آژانس بين‌المللي انرژي و بويژه ايجاد تغيير در ماده 10 اين قانون است.

آمريکايي‌ها به دنبال آن هستند که کشورهاي عضو «ان‌پي تي» را در چار‌چوب قوانين «ان‌پي‌تي» قرار دهند و داخل «ان‌پي‌تي» هم محدود کنند تا امکان دستيابي به تکنولوژي هسته‌اي را به طور کامل نداشته باشند اما در مقابل ايران مي‌خواهد ازحقوق هسته‌اي خود به‌طور کامل برخوردار باشد، بنابراين جمهوري اسلامي ايران در اين راستا از اين وجوه مشترک کشورها در مبارزه با اين محدود سازي استفاده مي‌کند و صحبت‌هاي رئيس‌جمهور و بيان 11 پيشنهاد مفيد براي کارآمدي معاهده «ان‌پي‌تي» يکي از اين اقدامات است.


سياست روز

«تاملي بر نشست نيويورك» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم قاسم غفوري است كه در آن مي‌خوانيد؛ اجلاس بازيگري ان‌پي‌تي دوشنبه در نيويورک با حضور بيش از 180 کشور آغاز به کار کرد. آنچه در روند تحولات اين نشست قابل توجه مي‌باشد مواضع و تحرکات برخي کشورهاي غربي و آمريکا براي تحت‌الشعاع قرار دادن اجلاس به ويژه فضاسازي منفي در برابر حضور دكتر محمود احمدي نژاد رئيس‌جمهور ايران در اين نشست مي‌باشد.

نمايندگان کشورهاي غربي نظير آمريکا، انگليس، فرانسه در کنار فضاسازي‌هاي تبليغاتي دروغين، به ترک جلسه هنگام سخنراني دکتر احمدي‌نژاد اقدام کردند. هر چند کشورهاي مذکور با اين تحرکات سعي کردند تا از ميزان اهميت حضور فعال ايران در اين نشست بکاهند و به اصطلاح اهداف سوخته گذشته خود را پيگيري کنند اما رفتارهاي آنها بيانگر چند نکته اساسي مي‌باشد.
1ـ کشورهاي مذکور با موضع‌گيري‌هاي خود به ويژه خروج از اجلاس، بار ديگر ثابت کردند که اهل گفت‌وگو و مذاکره نمي‌باشند و همچنان در اوهام نظام سلطه قرار دارند. کشورهاي مذکور در حالي در اظهارات خود ادعاي عدم پايبندي ايران به مذاکره را مطرح مي‌كنند که خود حتي حاضر به شنيدن سخنان ايران در نشست بين‌المللي بازنگري ان‌پي‌تي نشده و اجلاس را ترک کرده‌اند. هر چند آنها اين اقدامشان را اعتراض به حضور ايران عنوان کرده‌اند اما در حقيقت اين امر نشانگر عدم منطق‌پذيري آنها است که مهر تاييدي بر بي‌اعتمادي ايران به کشورها در روند مذاکرات است.

2ـ چند کشور غربي در حالي خروجشان از اجلاس هنگام سخنراني رئيس‌جمهور ايران، و نيز مواضع غير اصولي خود عليه فعاليت‌هاي صلح آميز هسته‌اي ايران را نشانه اعتراض جهاني به ايران عنوان مي‌کنند که از ميان بيش از 180 کشور فقظ چند کشور محدود اين اقدام را انجام داده و ديگر کشورها در اجلاس باقي مانده و حتي از مواضع مطرح شده از سوي ايران استقبال کردند. اين مسئله دو حقيقت را آشکار مي‌سازد اولا کشورهاي غربي ديگر جايگاهي در عرصه جهاني نداشته و جهانيان به صف‌آرايي در برابر آنها مي‌پردازند چنانکه نمود آن را در عدم همسويي کشورها با کشورهايي مانند فرانسه، انگليس و آمريکا براي خروج از نشست ان پي‌تي هنگام سخنراني احمدي‌نژاد مي‌توان مشاهده کرد ثانيا اين عدم همسويي نشانگر جايگاه جهاني ايران است که از يک سو برگرفته از ديپلماسي فعال ايران در معادلات جهاني و از سوي ديگر اطمينان جهاني به صلح‌آميز بودن فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران و شکست تبليغات دروغين غرب مبني بر همسويي جهان با آنها عليه ايران است. نشست مذکور مهر تاييدي بر ناکامي سياست انزواي جهاني ايران است که عملا ناکامي غرب عليه ايران را به نمايش گذاشت.


آرمان

«چرا ايراني‌ها کمتر کتاب مي‌خوانند؟» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم مجيد ابهري است كه در آن مي‌خوانيد:
هنگامي که بحث ميزان مطالعه در کشور مطرح مي‌گردد عموما با استناد به آمارهاي ضد و نقيض درباره سرانه مطالعه از بروز يک آسيب فرهنگي در ايران سخن گفته مي‌شود. تا کنون آمارهاي مختلفي درباره ميزان مطالعه ايرانيان منتشر شده است. برخي گزارش‌ها سرانه مطالعه را هشت تا ده دقيقه مي‌دانند، برخي ديگر از 18 دقيقه در روز سخن مي‌گويند. رئيس کتابخانه ملي ايران مي‌گويد ايرانيان فقط دو دقيقه در روز مطالعه مي‌کنند. همين آمار ضد و نقيض براي انتقاد از فرهنگ "کتاب‌نخوان" شهروندان مورد استناد قرار مي‌گيرد. اين در حالي است که آمار سرانه مطالعه در کشور‌هاي توسعه يافته و در حال توسعه بسيار بيشتر از اين است.

منتقدان "کتاب نخواني ايرانيان" از آمار 90 دقيقه مطالعه در ژاپن و انگليس و 55 دقيقه در مالزي و ترکيه سخن مي‌گويند. قطعا مسائل فرهنگي درپايين بودن ميزان مطالعه در ايران نقش اساسي ايفا مي‌کنند اما پرسشي که در اين بين مطرح مي‌شود اين است که آيا فقط مسئله فرهنگ کتابخواني است که باعث پايين بودن سرانه مطالعه در ايران است؟ آيا تمام عوامل به بي توجهي ايرانيان به کتابخواني ختم مي‌شود؟ به نظر بسياري از کارشناسان، مسائل ديگري نيز وجود دارد که باعث مي‌شود پديده "کتاب نخواني" گسترش پيدا کند.

مسائلي که به شيوه‌هاي مديريتي و محدوديت‌هايي که در اين عرصه وجود دارد بي‌ارتباط نيست. محدود بودن کتابخانه‌هاي محلي و کامل نبودن موضوعات کتاب‌هاي مراکز تحصيلي و هم‌چنين گران بودن کتاب از دلايل نبود گرايش به مطالعه عنوان شده است. آمارهاي تعداد کتابخانه‌هاي عمومي در کشور نشان دهنده وضعيت نامناسب اين بخش از فرهنگ کشور است. کتابخانه‌هاي عمومي ايران با کمبود کتاب جديد روبرو هستند. تمايل به عضويت در اين کتابخانه‌ها و مراجعه به آن‌ها نيز بسيار اندک است.

 
دنياي اقتصاد

«بدهي‌هاي سنگين غرب و خطر بازگشت بحران جهاني» عنوان سرمقاله  روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكترحسين قضاوي است كه در آن مي‌خوانيد:
اتحاديه اروپا در صدد است با همکاري صندوق بين‌المللي پول، طي 4 سال، 110 ميليارد يورو در قالب برنامه نجات، به يونان کمک کند.
صدر اعظم آلمان، کشوري که با بي ميلي سهم زيادي در حد 22 ميليارد يورو در اين برنامه نجات دارد، در پاسخ به اعتراضات افکار عمومي‌ آلمان مبني بر اينکه، چرا آلمان جور يونان را بکشد، اعلام کرد برنامه نجات مالي يونان را نبايد کمک به يونان تلقي کرد، بلکه بايد آن را کمکي به يک «هدف بزرگ‌تر» (نجات يورو) تلقي نمود.

مشکل بدهي يونان نشان از آن دارد که بحران مالي که در سال 2008 ميلادي به نقطه اوج رسيد، شايد هنوز تمام نشده باشد. در بحران مالي بين‌المللي دولت‌ها سريع واکنش نشان دادند. از بحران 1930 درس گرفتند. نظريه کينز را دنبال کرده و مداخله کردند. کينزين‌ها بعد از بحران 1930، اين انتقاد را مطرح کردند که اگر مقامات پولي به جاي سياست انقباضي پولي، انبساط پولي را پيشه مي‌کردند، رکود عميق دهه 30 رخ نمي‌داد.

بر همين اساس از دولت‌ها خواستند تا مداخله کنند و از دامنه بحران بکاهند. اين بار نيز بر اساس همان درس کينزي دولت‌ها مداخله کردند. دولت‌هاي غربي براي نجات بانك‌ها، دارايي‌هاي مسموم بانك‌ها را از طريق مکانيسم‌هاي معيني مورد ارزيابي مجدد قرار داده و از آنجا که اصلاح ساختار ترازنامه‌اي اين بانك‌ها در چارچوب مقررات ورشکستگي و نظاير آنها، سرمايه بانك‌ها را بسان يخ آب کرد، خود راسا مبادرت به افزايش سرمايه بانك‌ها کردند. همين عمل را در مورد شرکت‌هاي غيرمالي نيز انجام دادند. براي مداخله و افزايش سرمايه، نيازمند وجوه مالي بودند.


آفرینش

«نشست بازبيني NPT بين آرمان و واقعيت» عنوان سرمقاله امروز روزنامه آفرینش است که در آن می خوانید:
نشست هسته اي سازمان ملل متحد درباره بازنگري در پيمان منع گسترش تسليحات هسته اي NPT در شرايطي در نيويورک آغاز به کار کرد که از آغاز بنيان سازمان ملل و بنيان معاهده NPT اين نشست بازبيني (که از سال 1995 هر سال يک بار برگزار مي شود)مهمترين نشست با توجه به شرايط جديد بين المللي است.نشستي که پس از امضاي پيمان استارت 2 واعلام دکترين جديد هسته اي ايالات متحده امريکا در کنار کنفرانس واشنگتن مي رود تا با بازبيني در معاهده NPT ساختار و بنيان جايگزين ديگري براي نظم هسته اي جهاني برقرار کند. با اين حال کمال مطلوب ساختار امنيت هسته اي جهان اينک در دو مسير واقع گرايي و آرمان گرايي قرار گرفته است.
شرايط سياسي و نظام دوقطبي دوران جنگ سرد و دست يابي کشورهاي داراي حق وتو و عضو دائم شوراي امنيت به سلاح هسته اي آنان را به سمت ايجاد بنياني همانند ايجاد معاهده NPT هدايت کرد.معاهده اي که هرچند در بسياري از اصول و مفاهيم آن در جهت جلوگيري از گسترش و شيوع سلاح‌هاي هسته اي موفق بوده است اما آنچه وجود دارد "منطق قدرت"نهفته در آن است که با تبعيضي آشکار، کشورهاي غير هسته اي را از دسترسي به آن باز مي دارد.

اين منطق قدرت در واقع آپارتايدي هسته اي است که اعمال مي‌شود. آپارتايدي که نهفته در ذات هرم قدرت بين المللي است و در نگاهي رئاليستي واقعيت نظام سياسي بين الملل است.اين تبعيض در واقع از سوي کشورهاي در حال توسعه همواره به عنوان محمل فشاري تلقي شده است.محملي که با ناديده انگاشتن اصلي چون خلع سلاح جهاني در NPT تنها به کشورهاي غير هسته اي فشار وارد مي کند و اصل مهمي همچون لزوم خلع سلاح هسته اي براي تمامي جهان ناديده انگاشته مي شود. درواقع برگزاري نشست بازبيني معاهده NPT در سازمان ملل متحد و تداوم آن تا چند هفته آينده را مي توان از رويکردهاي گوناگوني نگريست.از يک سو بي شک بازبيني در معاهده NPT و حرکت در راستاي آرماني همچون خلع سلاح جهاني نه تنها امري دشوار بلکه مغاير منافع ملي و امنيتي کشورهاي دارنده حق وتو و هسته اي است.

علاوه بر اين کشورهاي هسته اي ديگري نظير اسرائيل ،هند وپاکستان به معاهده NPT پيوسته اند.اين امر در کنار واقعيت هرم سياسي قدرت و حق وتو قدرت‌هاي هسته اي هرگونه دستيابي به خلع سلاح جهاني را مشکل مي سازد.اين واقعيت در حالي است که خلع سلاح جهاني در کنار جلوگيري از اشاعه سلاح هسته اي و دسترسي صلح آميز به انرژي هسته اي در واقع سه اصل اساسي معاهده NPT بوده است.اما واقعيات نظام دو قطبي و سپس تک قطبي از نگاه به اصل مهمي هم چون خلع سلاح هسته اي رويگردان بوده است.از سوي ديگر،کنفرانس هسته اي واشنگتن و نگاه جديد ايالات متحده به "تروريسم هسته اي"اينک تا حد زيادي نشست بازبيني معاهده NPT را تحت الشعاع خود قرار داده است.

در اين حال اين رويکرد جديد به تروريسم هسته اي در عمل مي تواند باعث ايجاد محدوديت‌هاي بيشتري بر کشورهاي در حال توسعه براي دستيابي به انرژي هسته اي صلح آميز همچون افزايش فشارها بر کشورهاي خواهان انرژي هسته اي،افزايش بازرسي‌ها و حتي ممنوعيت خروج کشورهاي عضو NPT  از اين معاهده را شود.در اين حال به نگاه بسياري تا زماني که کشورهاي دارنده سلاح هسته اي تمايل واقعي براي حرکت در مسير خلع سلاح هسته اي از خود نشان ندهند هرگونه اصلاح و بازبيني در معاهدات حقوقي نظير معاهده NPT مي تواند با چالش‌هاي بي شماري روبرو شود.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟