از 50 هزار ماما، 35 هزار نفر بيكارند
در آستانه 5 مي، مصادف با 16 ارديبهشت- روز جهاني ماما- شعار امسال براي سومين سال پياپي از جانب سازمان بهداشت جهاني و كنفدراسيون بينالمللي مامايي به اين شكل اعلام شده: «امروز جهان بيش از هميشه به خدمات مامايي نياز دارد».
به گزارش همشهری، جامعه مامايي كشور متشكل از بيش از 50 هزار ماماي داراي مدرك كارشناسي و بالاتر است و سابقه تربيت آكادميك آن در كشور به حدود يك قرن ميرسد. ولي به گفته كارشناسان متأسفانه با وجود نياز زنان سراسر كشور در تمامي سطوح بهداشت باروري و بارداري، سالهاست كه فارغ التحصيلان مامايي از معضل عدماشتغال و بيكاري رنج ميبرند، ضمن آنكه ماماهاي شاغل در واحدهاي مختلف بهداشتي، درماني و آموزشي نيز با مشكلات عديدهاي دست بهگريبانند. دكتر ناهيد خداكرمي، رئيس انجمن مامايي ايران، درباره مشكلات اين قشر از جامعه پزشكي بيشتر توضيح ميدهد.
* از وضعيت شغلي ماماها در كشور شروع كنيم؟
در اين مورد بايد پيش از همه بگويم نتايج بررسيهاي انجام شده نشان ميدهد كه جامعه مامايي مهاجر ايراني شاغل در كشورهايي نظير كانادا، انگلستان، اسكاتلند، استراليا و نيوزيلند، خدماتي را كه در كشور خود آموزش ديدهاند و سيستم سلامت كشور نگاه غفلتآميز به آن داشته است، در بالاترين سطح كيفي در خارج از ميهن خود ارائه ميدهند و از مزاياي متعددي نيز برخوردارند و بايد بگويم كه در اين كشورها 80 تا 85 درصد زايمانها بهطور مستقل توسط ماما و اغلب در منزل انجام ميشود و ميزان مرگ و مير مادر و نوزاد در آنها در كمترين حد ممكن قرار دارد.
* اين نگاه غفلتآميز چه عواقبي دارد؟
ببينيد، در كنار بحران افزايش بيرويه مداخلات غيرعلمي و غيرضروري در پروسه فيزيولوژيك بارداري و زايمان و همچنين افزايش تراژيك سزارينهاي انتخابي چه در بخش دولتي و چه در بخش خصوصي، بايد گفت نهادينهشدن تولدهاي انتخابي و ختم زود هنگام اغلب بارداريها در تاريخ احتمالي زايمان يا حتي زودتر كه هيچگونه توجيه علمي، حقوقي و اخلاقي ندارد، نگرانيهاي زيادي را به همراه دارد، بهخصوص كه اخيراً مستندات مبتني بر شواهد نشان ميدهد كه نوزادان متولدشده به روش سزارين 20 تا 50درصد بيشتر در معرض ابتلا به آسم و ديابت قرار دارند، حال آنكه هنوز مشخص نيست علاوه بر عوارض كوتاهمدت براي مادر و نوزاد، تولدهاي زودرسي كه در حال حاضر بيمارستانها و خانوادهها با آن درگير هستند، چه تبعاتي را براي نسلهاي آينده بهدنبال خواهد داشت؛ ضمن آنكه ما خواهان پاسخ به اين سؤال هستيم كه اگر مرگ انتخابي و اتانازي منفور و ناپسند است تولد انتخابي چطور؟ آيا پزشك يا تيم درمان ميتواند صرفاً بهدليل راحتي خيال خود يا برنامهريزيهاي شخصي و بعضاً بهدليل رفتن به سفر يا تعطيلات يا ساير علل غيرعلمي نظير افزايش تعداد بيماران، شيفت خدمتي و افزايش درآمد خود يا مراكز درماني، اقدام به تولد نوزادي كند كه هنوز بايد در بطن مادر زندگي كند؟
* اين خارج كردن انتخابي جنين در هيچ كشوري پذيرفته نيست؟
خير. اين وضعيت طبق پروتكل هيچ كشوري نيست. با كدام توجيه علمي در مراكز دولتي مادر در روز احتمالي زايمان بستري ميشود و در نهايت به اتاق عمل ميرود يا در مراكز خصوصي طبق كدام پروتكل علمي، اخلاقي يا حقوقي، بستري و مستقيم سر از اتاق عمل درميآورد؟ آيا با اين رويه ميتوان به رشد رتبه سلامت ايران در جهان و در دهه آينده اميدوار بود؟
* خانم دكتر، چه تعداد ماماي غيرشاغل در كشور داريم؟
طبق استانداردهاي موجود بهازاي هر هزار تولد زنده حداقل 30 نفر ماما بايد در واحدهاي مرتبط اعم از پرهناتال، زايمان و پس از زايمان مشغول خدمت باشند و به ازاي هر هزار زايمان يك مانيتور در بخش زايمان كفايت ميكند، پس چگونه است كه با وجود بيش از يك ميليون و 300 هزار تولد زنده در سال، از 50 هزار ماماي كشور نزديك به 35 هزار نفر آنان بيكار يا در مشاغل غيرمرتبط مشغول بهكارند، در حالي كه تبعات اين بيكاري يعني انتقال اتاق زايمان به اتاق عمل يا انجام زايمان طبيعي در شرايطي كه دور از شأن ماماها و زنان باردار ايراني است، بهطوري كه به جاي مراقبت نفر به نفر مامايي، به ازاي هر 5 تا 8 مادر يك ماما در بخش زايمان حضور دارد. از طرفي در اغلب بخشهاي زايماني به ازاي هر تخت يك دستگاه مانيتور تعبيه شده است.
* اين وضعيت در كشورهاي پيشرفته چطور است؟
در كشورهاي داراي رتبههاي بالاي بهداشت و سلامتي نظير سوئد، انگلستان، ايرلند، نيوزيلند و استراليا هر مادر باردار تحت نظارت يك ماما، بارداري و زايمان خود را به اتمام ميرساند و تنها با نظر و صلاحديد ماما، ميتواند از خدمات تخصصي زنان بهرهمند شود.
* با اين حال در اغلب بيمارستانهاي دولتي و تحت پوشش سازمان تأمين اجتماعي، زايمان توسط ماماها انجام ميشود. اينطور نيست؟
چرا، ولي متأسفانه جهت افزايش درآمد بيمارستان و رضايت پزشكان پروندههاي پزشكي توسط پزشك مهر و امضا شده و اجحافي مسلم به حقوق مادي و معنوي ماما و تحميل هزينه به سازمانهاي بيمهگذار، خانوادهها و اقتصاد سلامت وارد ميشود، ضمن آنكه بهنظر ميرسد از نظر شرعي و اخلاقي كسب چنين درآمدي سؤالبرانگيز است.
با اين حال بايد بگويم انجمن علمي مامايي ايران ضمن حمايت از برنامههاي وزير بهداشت در حفظ و ارتقاي سلامت جامعه اعلام ميكند كه مثل هميشه آماده ارائه نظرات كارشناسي خود مبني بر شواهد علمي، اخلاقي و ملي و همكاري با وزارت بهداشت در برنامههاي استراتژيك، تهيه پروتكلهاي بهداشتي، درماني و ارزيابي و اعتباربخشي به سيستمهاي مختلف سلامت است.
* شما براي بهبود اين روند چه پيشنهادي داريد؟
ببينيد، اداره مامايي بايد بهصورت مديريت مستقل در وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي در ساختار جديد نهادينه شود تا به كمك آن و بهمنظور حفظ حرمت مادران و نوزادان ايراني، استانداردسازي نيروي انساني و مراقبت نفربهنفر مامايي حين زايمان برقرار شود و استقلال حرفهاي ماماها طبق قانون تقويت و ساماندهي خدمات مامايي صورت پذيرد. همچنين لازم است كه انجام تمامي امور مراقبتهاي دوران بارداري، غربالگري موارد پرخطر و زايمان طبيعي همچون هميشه به ماماهاي كشور واگذار شود. ضمن اينكه عمل سزارين با صلاحديد پزشكان و نظارت ماماها صرفاً در زمان مناسب و موارد ضروري انجام شود.
* دسترسي به كلاسهاي آموزشي آمادگي دوران بارداري هم بهنظر ضروري ميرسد. اينطور نيست؟
بله، طبق پروتكل وزارتي براي تمامي مادران باردار و خانوادههاي آنها اين كلاسها بايد مهيا شود و جهت كمك به مادران كارگر و كارمند پوشش بيمهاي اين كلاسها در دستور كار شورايعالي بيمه قرار گيرد.
* در مورد مبناي پرداخت دستمزد يا كارانه ماماها چه پيشنهادي داريد؟
اين مبنا بايد صرفاً بر مبناي نوع و ساعات خدمت باشد و جهت تقويت عملكرد تيمي و نهادينه كردن نظام ارجاع و تشويق متخصصان زنان و ماماها، ترياژ تمامي مادران در زايشگاهها توسط ماما انجام شده و درصورت ارجاع مادر از ماما به پزشك همچون ساير كشورهاي پيشرفته جهان ضريبي به تعرفه پزشك اضافه شود.
* حرف آخر؟
در مورد نظام تربيت دستياران تخصصي زنان و مامايي نيز بايد بگويم كه بايد كار تيمي با اعضاي هيأت علمي مامايي مدنظر قرار گيرد و زايمان با وسيله «وانتوز و فورسپس »مورد توجه قرار گيرد تا شاهد صدمات به مادران و مرگ آنها نباشيم.


