حوزههاي علميه در سال هشتاد و هفت
حميد پارسانيا
کد خبر: ۹۵۸۸
| | 4431 بازدید
1. وقايع تأثيرگذارنظام اجتماعي هويتي معرفتي و علمي دارد و ذخاير معرفتي و کانونهاي مولد علم عميقترين نقش را در حفظ هويت اجتماعي و بيشترين تأثير را در تغييرات و تحولات اجتماعي دارا هستند.
حوزههاي علميه يکي از دو کانون علمي و معرفتي جامعه ميباشند . اين نهاد علمي از جهت اشتمال به سرمايههاي تاريخي و تمدني و اسلامي و شيعي، نقشي بيبديل دارد. و همين امر توانمنديهاي ويژهاي را براي اين نهاد در توليد دانش فرهنگي و اسلامي پديد آورده است.
از منظر موجود و با توجه به حوادث سال جاري به برخي از اموري که در آينده و خصوصاً در سال هشتاد و هفت نسبت به اين نهاد تأثيرگذار است، ميتوان اشاره کرد، از جمله آن امور:
الف) ديدار جمعي از فضلاي حوزههاي علميه قم، مشهد و اصفهان با مقام معظم رهبري.
ب) به پايان رسيدن دوره شوراي عالي حوزه علميه.
ج) تدوين نقشه جامع علمي کشور.
د) هيأت مميّزه مراکز آموزشي حوزوي و دانشگاهي.
هـ) بودجه سال هشتاد و هفت.
و) تدوين برنامه پنجم.
2. ديدار فضلا با رهبري
همانگونه که در سخن يکي از سخنگويان ديدار آمد، اين اولين نشست رسمي از اين نوع براي فضلاي حوزههاي علميه با رهبري نظام بود و اهميت نشست در محتواي گفت و گوهاي آن است که حدود چهار ساعت به طول انجاميد.
نشست مزبور ظرفيتهاي علمي و معرفتي متنوع حوزه علميه را در ابعاد داخلي و جهاني و در بخشهاي مختلف فقهي، فلسفي، کلامي و در سطوح پژوهشي و ترويجي و تبليغي نشان داده و مطالبات اين نهاد علمي را نسبت به مديريت فرهنگي جامعه و نظام و همچنين مديريت داخلي حوزهها آشکار ميساخت.

خودآگاهي فضلاي حوزوي نسبت به ظرفيتهاي تاريخي و تمدني اين نهاد، در افقهاي نويني را در سطح مديريت و آن در سالهاي آتي خواهد گشود.
مجموعه گفت و شنودهاي نشست توسط معاونت پژوهشي حوزه عليه قم در يک جلد منتشر شد. مفاد اين گفتگوها در سازماندهي و مديريت بخشهاي مختلف علمي و فرهنگي نظام که در تعامل با اين نهاد قرار ميگيرند نيز تأثيرگذار است.
3. ترکيب شوراي عالي حوزه
ساعات پاياني سال 86 آخرين روزهاي دوره فعلي شوراي عالي حوزه علميه را همراهي ميکند و در سال هشتاد و هفت شاهد مديريت جديد شورا خواهد بود.
ترکيب شوراي جديد به هر صورت که باشد، در آينده فعاليتهاي حوزه تأثيرگذار است. عوامل مختلفي در شکلگيري اين ترکيب سهيم هستند.
شوراي عالي ميتواند فعاليتهاي حوزه را در چارچوب ارتکازات تاريخي آن سازماندهي کند. در اين صورت به دليل اين که حوزههاي علمي خصوصاً در سده اخير با رانده شدن از سطوح مديريت فرهنگي و علمي جامعه به قلمرو زندگي خصوصي در سطح فرهنگ عمومي محدود شده بودند، شورا از رصد کردن مسائل معرفتي و خصوصاً علمي در سطح داخلي و يا جهاني محروم ميماند و به دنبال آن به موضعگيريهاي مضطربانه و روزمره نسبت به اصطکاکات و تهاجماتي که از ناحيه عوامل جهاني و يا نظام علمي رقيب بر حوزه فرهنگ ديني وارد
ميشود بسنده ميکند و تداوم اين مسير در درازمدت متأسفانه شرايطي سخت تر از قبل از انقلاب را براي حوزههاي علمي شيعي به دنبال خواهد آورد.
شوراي عالي ميتواند با بهرهگيري از فرصتهايي که انقلاب اسلامي ايران در ابعاد داخلي و جهاني فراهم آورده است به سوي مديريتي هم افق با آن گام بردارد . در اين صورت تدبير مديريتي آن بايد به مراتب فراتر از سطوح مديريتي کلان کشور نظير آموزش عالي، شوراي عالي انقلاب فرهنگي بوده و بايد ناظر به ابعاد فرهنگي دنياي اسلام و مسائل معرفتي و علمي جهاني باشد.
ترکيب آينده شوراي عالي ظرفيت عملکرد آن را در ابعاد فوق تعيين خواهد کرد.
4. نقشه جامع علمي کشور
نقشه جامع علمي کشور در حال تدوين است و اين نقشه بايد ناظر به مسائل علمي کشور و چشمانداز مطلوب آن باشد.
از مهمترين چالشهاي دنياي اسلام بلکه کشورهاي غير غربي با دنياي غرب، چالش علمي است. مديران اجتماعي و علمي کشورهاي اسلامي و حتي روشنفکران آنان در صد ساله اخير متأسفانه اين چالش را به محدوده دانش ابزاري، فناوري، تکنولوژي و فاصلهاي که غرب با ديگر کشورها در اين زمينه دارد، محدود کردهاند و حال آن که مسأله همانگونه که مورد توجه برخي از روشنفکران عرب نظير حسن حنفي و ديگران قرار گرفته به مراتب
عميقتر از آن است، و ابعاد تئوريک و ساختار نظري معرفت علمي را نيز فرا ميگيرد.
نقشه جامع علمي کشور که به گونهاي شتابزده در حال رقم خوردن است، در صورتي که بدون توجه به اين مسأله مهم نگاشته شود و علم مناسب و هم افق با فرهنگ و تمدن اسلامي را در چشم انداز خود قرار ندهد، پيآمد مثبتي را به دنبال نخواهد داشت و مسألهاي از مسائل تاريخي و تمدني اسلام را حل نخواهد کرد.
تدوين نقشه جامع با چشم انداز مطلوب بدون توجه به حوزههاي علمي که بخش عظيم ميراث علمي و فرهنگي اسلام را به صورت زنده در خود ذخيره دارد ممکن نيست.
اگر پرداختن به اين مهم و مسائلي از اين قبيل در دستور کار مديريت حوزه نيست که نيست، دست کم توجه نويسندگان نقشه جامع به آن ميتواند تأثيري شگرف در تبيين جايگاه حوزههاي علميه در نظام علمي کشور و به دنبال آن در برنامهريزيهاي مناسب با آن داشته باشد.
در هر صورت چگونگي مواجهه نقشه جامع علمي کشور با اين مسأله از جمله امور مهمي است که در آينده حوزههاي علمي تأثيري بنيادين دارد.
5. هيأت مميزه مراکز آموزشي حوزوي و دانشگاهي
گسل معرفتي دو نظام حوزوي و دانشگاهي ريشه اصلي بحران معرفتي فرهنگ و تمدن اسلامي است و تا هنگامي که اين گسل به گونهاي عميق پوشيده نشود نه مسائل فرهنگي تمدن اسلامي سازمان مييابد، و نه مواجهات تمدني اسلام با غرب راهکارهاي شايسته خود را پيدا ميکند.
مجموعه گفت و شنودهاي نشست توسط معاونت پژوهشي حوزه عليه قم در يک جلد منتشر شد. مفاد اين گفتگوها در سازماندهي و مديريت بخشهاي مختلف علمي و فرهنگي نظام که در تعامل با اين نهاد قرار ميگيرند نيز تأثيرگذار است.
3. ترکيب شوراي عالي حوزه
ساعات پاياني سال 86 آخرين روزهاي دوره فعلي شوراي عالي حوزه علميه را همراهي ميکند و در سال هشتاد و هفت شاهد مديريت جديد شورا خواهد بود.
ترکيب شوراي جديد به هر صورت که باشد، در آينده فعاليتهاي حوزه تأثيرگذار است. عوامل مختلفي در شکلگيري اين ترکيب سهيم هستند.
شوراي عالي ميتواند فعاليتهاي حوزه را در چارچوب ارتکازات تاريخي آن سازماندهي کند. در اين صورت به دليل اين که حوزههاي علمي خصوصاً در سده اخير با رانده شدن از سطوح مديريت فرهنگي و علمي جامعه به قلمرو زندگي خصوصي در سطح فرهنگ عمومي محدود شده بودند، شورا از رصد کردن مسائل معرفتي و خصوصاً علمي در سطح داخلي و يا جهاني محروم ميماند و به دنبال آن به موضعگيريهاي مضطربانه و روزمره نسبت به اصطکاکات و تهاجماتي که از ناحيه عوامل جهاني و يا نظام علمي رقيب بر حوزه فرهنگ ديني وارد
ميشود بسنده ميکند و تداوم اين مسير در درازمدت متأسفانه شرايطي سخت تر از قبل از انقلاب را براي حوزههاي علمي شيعي به دنبال خواهد آورد.
شوراي عالي ميتواند با بهرهگيري از فرصتهايي که انقلاب اسلامي ايران در ابعاد داخلي و جهاني فراهم آورده است به سوي مديريتي هم افق با آن گام بردارد . در اين صورت تدبير مديريتي آن بايد به مراتب فراتر از سطوح مديريتي کلان کشور نظير آموزش عالي، شوراي عالي انقلاب فرهنگي بوده و بايد ناظر به ابعاد فرهنگي دنياي اسلام و مسائل معرفتي و علمي جهاني باشد.
ترکيب آينده شوراي عالي ظرفيت عملکرد آن را در ابعاد فوق تعيين خواهد کرد.
4. نقشه جامع علمي کشور
نقشه جامع علمي کشور در حال تدوين است و اين نقشه بايد ناظر به مسائل علمي کشور و چشمانداز مطلوب آن باشد.
از مهمترين چالشهاي دنياي اسلام بلکه کشورهاي غير غربي با دنياي غرب، چالش علمي است. مديران اجتماعي و علمي کشورهاي اسلامي و حتي روشنفکران آنان در صد ساله اخير متأسفانه اين چالش را به محدوده دانش ابزاري، فناوري، تکنولوژي و فاصلهاي که غرب با ديگر کشورها در اين زمينه دارد، محدود کردهاند و حال آن که مسأله همانگونه که مورد توجه برخي از روشنفکران عرب نظير حسن حنفي و ديگران قرار گرفته به مراتب
عميقتر از آن است، و ابعاد تئوريک و ساختار نظري معرفت علمي را نيز فرا ميگيرد.
نقشه جامع علمي کشور که به گونهاي شتابزده در حال رقم خوردن است، در صورتي که بدون توجه به اين مسأله مهم نگاشته شود و علم مناسب و هم افق با فرهنگ و تمدن اسلامي را در چشم انداز خود قرار ندهد، پيآمد مثبتي را به دنبال نخواهد داشت و مسألهاي از مسائل تاريخي و تمدني اسلام را حل نخواهد کرد.
تدوين نقشه جامع با چشم انداز مطلوب بدون توجه به حوزههاي علمي که بخش عظيم ميراث علمي و فرهنگي اسلام را به صورت زنده در خود ذخيره دارد ممکن نيست.
اگر پرداختن به اين مهم و مسائلي از اين قبيل در دستور کار مديريت حوزه نيست که نيست، دست کم توجه نويسندگان نقشه جامع به آن ميتواند تأثيري شگرف در تبيين جايگاه حوزههاي علميه در نظام علمي کشور و به دنبال آن در برنامهريزيهاي مناسب با آن داشته باشد.
در هر صورت چگونگي مواجهه نقشه جامع علمي کشور با اين مسأله از جمله امور مهمي است که در آينده حوزههاي علمي تأثيري بنيادين دارد.
5. هيأت مميزه مراکز آموزشي حوزوي و دانشگاهي
گسل معرفتي دو نظام حوزوي و دانشگاهي ريشه اصلي بحران معرفتي فرهنگ و تمدن اسلامي است و تا هنگامي که اين گسل به گونهاي عميق پوشيده نشود نه مسائل فرهنگي تمدن اسلامي سازمان مييابد، و نه مواجهات تمدني اسلام با غرب راهکارهاي شايسته خود را پيدا ميکند.
مراکز آموزشي عالياي که در حاشيه حوزههاي علميه شکل گرفتهاند نقشي مهم نسبت به اين مسأله ايفا ميکنند. اگر اين مراکز از جهت علمي درست سازمان نيابند. با بسط نظام معرفتي مدرن از طريق حذف نظام معرفتي علمي - ديني خصوصاً در قلمرو علوم انساني به حل مشکل ميپردازند، و اگر درست سازمان يابند، فرصت بسط بنيادهاي معرفتي دين را در قلمرو علوم انساني از طريق تعامل سازنده و مفيد پديد ميآورند.

در شرايطي که مديريت کلان حوزه به رغم برخي مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي پرداختن به اين مهم را متأسفانه و يا خوشبختانه در دستور کار خود قرار نداده است، حضور يک مديريت علمي ويژه نسبت به اين مراکز ميتواند برخي از تهديدها را به فرصت تبديل نمايد.
تاکنون اين مراکز در حوزه علميه بدون يک کانون هوشيار وتصميمساز، در حاشيه شوراي گسترش و هيأتهاي مميّزه مستقر در آموزش عالي رسميت پيدا کرده و مراتب ارتقاء خود را طي کردهاند.
برخي از اين مراکز از سالهاي گذشته به دنبال يک هيئت مميّزه ويژه جهت تدبير مسائل اين مراکز بودهاند و آموزش عالي نيز از سه سال گذشته وعده انجام آن را داده است.
و اين مهم با درايت معاونت آموزش وزارت نسبت به شوراي گسترش انجام شده است، تأسيس يک هيئت مميّزه که با آشنايي نسبت به ابعاد و مسائل علمي حوزههاي علمي و شناسايي معيارهاي ارتقاء مراحل مختلف گسترش و ارتقاء مؤسسات مزبور را دنبال نمايد، قطعا در آينده علمي حوزههاي علمي اثري تعيين کننده خواهد گذارد.
6. بودجه سال هشتاد و هفت
نظام آموزشي حوزوي در صورتي که فراتر از فعاليتهاي تاريخي خود قصد تعامل فعال با نظام دانشگاهي را داشته باشد، بايد از امکانات اقتصادي مشابه با آن برخوردار باشد و دست کم سرانه هزينه مربوط به يک طلبه با سرانه هزينه دانشجوي آموزش عالي مساوي باشد.
نظام اسلامي اگر قصد بهرهوري از ظرفيتهاي حوزوي را براي حل مسائل اجتماعي خود دارد بايد در تأمين اين هزينه مشارکت نمايد.
استفاده از بودجه دولتي در طي ساليان گذشته با انگيزههاي اجتماعي ـ سياسي گوناگون محل گفت و گوهاي گروهها و جريانهاي مختلف اجتماعي بوده است و مهمترين استدلال ناظر به هراس از دولتي شدن حوزههاي علمي بوده است و حال آن که هيچ يک از گروههاي فوق، محتواي آموزش عالي را به سبب استفاده از رديفهاي بودجه، متهم به دولتي بودن نميکنند
برخي از اين مراکز از سالهاي گذشته به دنبال يک هيئت مميّزه ويژه جهت تدبير مسائل اين مراکز بودهاند و آموزش عالي نيز از سه سال گذشته وعده انجام آن را داده است.
و اين مهم با درايت معاونت آموزش وزارت نسبت به شوراي گسترش انجام شده است، تأسيس يک هيئت مميّزه که با آشنايي نسبت به ابعاد و مسائل علمي حوزههاي علمي و شناسايي معيارهاي ارتقاء مراحل مختلف گسترش و ارتقاء مؤسسات مزبور را دنبال نمايد، قطعا در آينده علمي حوزههاي علمي اثري تعيين کننده خواهد گذارد.
6. بودجه سال هشتاد و هفت
نظام آموزشي حوزوي در صورتي که فراتر از فعاليتهاي تاريخي خود قصد تعامل فعال با نظام دانشگاهي را داشته باشد، بايد از امکانات اقتصادي مشابه با آن برخوردار باشد و دست کم سرانه هزينه مربوط به يک طلبه با سرانه هزينه دانشجوي آموزش عالي مساوي باشد.
نظام اسلامي اگر قصد بهرهوري از ظرفيتهاي حوزوي را براي حل مسائل اجتماعي خود دارد بايد در تأمين اين هزينه مشارکت نمايد.
استفاده از بودجه دولتي در طي ساليان گذشته با انگيزههاي اجتماعي ـ سياسي گوناگون محل گفت و گوهاي گروهها و جريانهاي مختلف اجتماعي بوده است و مهمترين استدلال ناظر به هراس از دولتي شدن حوزههاي علمي بوده است و حال آن که هيچ يک از گروههاي فوق، محتواي آموزش عالي را به سبب استفاده از رديفهاي بودجه، متهم به دولتي بودن نميکنند
بودجهاي که براي سال 87 در نظر گرفته شده است، ميتواند در جهت حل مشکل مزبور مديريت شود والبته اگر مديريت حوزه نتواند، مديريت مناسب را نسبت به آن انجام دهد، بدون شک اين فرصت به صورت يک تهديد در خواهد آمد.
7. برنامه پنجم
در برنامه چهارم جمهوري اسلامي ايران فصل مربوط به آموزش و پژوهش علمي با عنوان توسعه دانايي محور تعريف شده بود. در اين فصل علم در حاشيه معناي مدرن توسعه در سطح تکنولوژي و فناوري مورد نظر قرار گرفته بود. امر مورد غفلت در برنامه چهارم، هويت فرهنگي علم و نسبت علم با فرهنگ بود و حذف نام فرهنگ از آموزش عالي نيز واقعيتي است که بر حقيقت فوق گواهي ميدهد.
برنامه چهارم، توسعه کمي آموزش عالي را در سطح فراتر از کشورهاي اروپايي و پايينتر از آمريکا دنبال ميکرد. و نتيجه اين امر نيز گسترش سختافزاري علم بود و طرح مسأله آزاد انديشي و نهضت نرم افزاري نيز پديدهاي بود که درواکنش به اين مسأله رخ داد.
7. برنامه پنجم
در برنامه چهارم جمهوري اسلامي ايران فصل مربوط به آموزش و پژوهش علمي با عنوان توسعه دانايي محور تعريف شده بود. در اين فصل علم در حاشيه معناي مدرن توسعه در سطح تکنولوژي و فناوري مورد نظر قرار گرفته بود. امر مورد غفلت در برنامه چهارم، هويت فرهنگي علم و نسبت علم با فرهنگ بود و حذف نام فرهنگ از آموزش عالي نيز واقعيتي است که بر حقيقت فوق گواهي ميدهد.
برنامه چهارم، توسعه کمي آموزش عالي را در سطح فراتر از کشورهاي اروپايي و پايينتر از آمريکا دنبال ميکرد. و نتيجه اين امر نيز گسترش سختافزاري علم بود و طرح مسأله آزاد انديشي و نهضت نرم افزاري نيز پديدهاي بود که درواکنش به اين مسأله رخ داد.
اينک که برنامه پنجم در حال رقم خوردن است با پرسش از نسبت فرهنگ و علم ميتوان مديريت علمي را با جهتگيري توليد علم مناسب با فرهنگ و تمدن اسلامي دنبال نمود و در اين صورت ناگزير به حوزههاي علمي دست کم به عنوان بخشي از ذخيرههاي علمي فرهنگي، تمدني اسلام نگاه خواهد شد و جايگاه آن به حوزه فرهنگ عمومي محدود نخواهد گشت.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


